تاریخ دادنامه قطعی: 1395/02/27
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: جلب نظر کارشناس برای تشخیص صحت و سقم ادعا در فرضی ضرورت دارد که قرائن و شواهدی ظنی بر صحت ادعا موجود باشد و قاضی برای حصول علم، با تشخیص فنی بودن قضیه، موضوع را به کارشناس ارجاع دهد؛ بنابراین اگر وضع ظاهر دلالت بر خلاف ادعا داشته و نادرستی ادعا برای قاضی محرز باشد، نیازی به ارجاع کارشناسی نیست. زیرانظر کارشناس دلیل محسوب نمیشود و صرفا طریق حصول علم در امور ظنی است.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه شانزدهم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/02/27 - 12 : 13 قاضی: عباسعلی علیزاده بایگی قاضی: عبدالعلی ناصح فورگ قاضی: محمد دیوسالار قاضی: سعید عالم
خلاصه جریان پرونده
بدوا خانم م. ج. به طرفیت آقای ر. مولایی با استناد به سند نکاحیه 5028 مورخ 93/12/4 دادخواستی به خواسته مطالبه مهریه به میزان 114 عدد سکه بهار آزادی در محاکم خانواده تفرش در تاریخ 94/6/14 مطرح نموده که برای روز 94/7/21 وقت جهت رسیدگی تعیین شده است در روز رسیدگی م. توکلی به وکالت از آقای ر. مولایی لایحه ای تقدیم و دادخواستی تحت عنوان دادخواست تقابل به خواسته فسخ نکاح موضوع سند نکاحیه 5028/93 تقدیم نموده است و در جلسه دادرسی نیز در شعبه اول دادگاه عمومی تفرش حاضر شده است در این جلسه که خانم م. ج. حاضر بوده است و آقای ر. مولایی حضور نداشته است خواهان دادخواست اصلی اعلام کرده است برابر سند نکاحیه از تاریخ 93/12/4 بعقد خوانده ر. مولایی درآمده ام که بنده را رها کرده و رفته است و مرا در وضعیت بلاتکلیفی قرار داده است مهریه ام عندالمطالبه است آن را میخواهم حرف دیگری ندارم سپس وکیل خوانده گفته است موکل بنده همسر شرعی و قانونی زوجه خواهان است و چیزی از مهریه خواهان را حسب اظهارات موکلم پرداخت نکرده است و با توجه به اظهارات موکلم مبنی بر اینکه زوجه دارای لکنت زبان است دادخواست متقابل تایید فسخ نکاح به علت تدلیس زوجه در ازدواج با احتساب کلیه هزینه های دادرسی و حق الوکاله وکیل را از سوی موکلم ارائه می نمایم و مبسوط مطالبم را در قالب یک لایحه در برگی ارائه مینمایم. سپس دادگاه هر دو پرونده را پیوست نموده است که تواما رسیدگی شود و ضمن صدور قرار رسیدگی توامان به دو پرونده دستور ثبت دادخواست متقابل را در سیستم sms با تعیین وقت رسیدگی و ارسال نسخه ثانی دادخواست و ضمائم دعوی متقابل برای خوانده پرونده متقابل را صادر و طرفین را به دادرسی دعوت نموده است که رسیدگی به پرونده های توام 94/9/4 تعیین شده است. متن دادخواست متقابل تقدیم زوج که توسط وکیلش ارائه شده است و خواسته موکلش فسخ نکاح به علت تدلیس زوجه در ازدواج با مطالبه خسارات دادرسی و حق الوکاله وکیل مستندا به مواد 1131 و 1120 و 1128 و 1101 قانون مدنی و شهادت شهود خطاب به ریاست دادگستری شهرستان تفرش نگاشته شده است بدین شرح است احتراما: اینجانب م. توکلی به وکالت از آقای ر. مولایی به استحضار میرسانم خوانده محترم د رتاریخ 93/12/4 به موجب سند نکاحیه 830499 با موکل ازدواج نموده است پیرو سخنان شفاهی رد و بدل شده در جلسه خواستگاری خانواده محترم و خود ایشان خود را خالی از بیماری و عیوب جدی معرفی نمودهاند موکل وقتی متوجه میشوند ایشان در ادای حروف دچار مشکل هستند و لکنت زبان دارند به ایشان اعلام می دارند که دلیل اینگونه صحبت کردنشان چیست و نامبرده و خانواده ایشان این طور جلوه میدهند که این طرز صحبت کردن موقتی و ناشی از عمل ارتودنسی است ایشان به طور معمول صحبت می کنند موکل با تصور موقتی بودن این عیب با ایشان ازدواج می کند اما به علت عدم رفع عیب موکل اقدام به انجام تحقیقاتی از همسایگان و دوستان مینماید و متوجه میشود این عیب مادرزادی بوده و هیچ ارتباطی با عمل ارتودنسی ندارد و در واقع خانواده همسرشان با تدلیس موجب فریب ایشان در امر ازدواج گردیده اند لذا با توجه به اینکه بین ایشان هنوز مواقعه ای صورت نگرفته است و موکل بتازگی متوجه امر تدلیس شده و بلافاصله اراده خود را مبنی بر فسخ نکاح در اظهارنامه پیوست دادخواست به خوانده اعلام نموده است لذا مستندا به مواد 1131 و 1120 و 1128 و 1101 قانون مدنی تقاضای فسخ نکاح ایشان با خوانده به لحاظ تدلیس در امر ازدواج خواستارم تصویر اظهارنامه رسمی ارسال شده از جانب زوج برای زوجه که در تاریخ 94/7/12 با کد رهگیری آقای ر. مولایی از قم به تفرش رودبار روستای بگلیک ارسال داشته است و 15 روز به مخاطب مهلت برای پاسخ داده است به پیوست دادخواست شده است در لایحه ای که آقای م. توکلی به وکالت از آقای ر. مولایی تقدیم نموده است درخواست معرفی خوانده دعوای متقابل به پزشکی قانونی برای تعیین زمان حدوث عیب و میزان لکنت زبان و نیز دوشیزه بودن یا عدم آن برای جلوگیری از هر گونه مشکل احتمالی در آینده نموده است که این لایحه نیز در تاریخ 94/9/4 ثبت دفتر شده است در جلسه مذکور که وکیل زوج و شخص زوجه حضور داشته اند ابتدا زوجه خواسته خود را مطالبه 114 سکه بهار آزادی مهریه اش مطرح مینماید وکیل زوج میگوید در دعوی متقابل خواسته موکل این است که موکل بنده زمانی که برای انجام مراسم خواستگاری به منزل پدر زوجه میروند با دختر خانم که صحبت می کنند متوجه میشوند در ادای برخی کلمات مشکل دارند از ایشان (زوجه) علت را جویا میشوند زوجه محترم بیان میدارند علت عمل ارتودنسی برای روی دندانهایم است اگر سیمها خارج شوند درست میشود موکل بنده قانع میشود و عقد صورت میگیرد بعد از مدتی متوجه میشود این ایراد برطرف نشده و با تحقیقاتی که مینماید متوجه میشود این لکنت زبان مادرزادی بوده و موکل بیان میدارد اگر من میدانستم این ایراد در زوجه است با ایشان ازدواج نمی کردم و فریب خوردم لذا بخاطر تدلیس در امر ازدواج از دادخواست درخواست تنفیذ فسخ نکاح را دارم یعنی موکلم از جانب خودش عقد نکاح را فسخ کرده است من در حال حاضر تقاضای ارجاع زوجه را برای بررسی موضوع لکنت زبان به پزشکی قانونی را دارم خوانده دعوای متقابل خانم م. ج. بیان نموده است زمانی که آقای مولایی به خواستگاری من آمد هیچ صحبتی در خصوص دندان من و لکنت زبان و این مسائل نشد و من اصلا لکنت زبان ندارم و هم اکنون نیز ارتدنسی در دهان دارم و تا یک سال دیگر باید ارتودنسی در دهان بنده باشد در آذرماه سال 93 ارتودنسی انجام گرفته و 93/12/4 عقد انجام شده (دادگاه در همین مدت که خواسته خانم م. ج. مبنی بر مطالبه مهریه و نیز پاسخ به دادخواست متقابل ایشان را استماع کرد هیچگونه لکنت زبانی از ایشان نشنید و طبیعی صحبت میکرد ضمن اینکه ملاحظه شد دندانهای ایشان در حال ارتودنسی است) دادگاه خطاب به وکیل خواهان متقابل همانطور که اظهارات خوانده متقابل را شنیدید ایشان هیچگونه لکنت زبانی نداشتند چه مطلبی دارید؟ ج- قبول دارم من هم اظهارات ایشان را شنیدم لکنت زبان نداشتند ولی تقاضای ارجاع به پزشکی قانونی را دارم دادگاه مجددا به وکیل گفته است با توجه به وضع ظاهر که ایشان مشکل ندارد بر چه مبنایی درخواست معرفی به پزشکی قانونی دارید؟ ج- بنا به درخواست موکلم چنین درخواستی دارم دادگاه خطاب به خانم ج. آیا قبل از مذاکرات اولیه و قبل از انجام ارتودنسی آشنایی قبلی با آقای مولایی داشتید؟ ج- خانم ج. میگوید آشنایی نداشتیم و ارتباط کلامی نداشتیم اما پدر آقای ر. مولایی هم روستایی ما بوده است دادگاه با بررسی اوراق پرونده و ختم دادرسی به شرح رای موضوع دادنامه --- در خصوص خواسته زوجه مبنی بر مطالبه مهریه مستندا به مواد 1082 - 10078 قانون مدنی و با توجه به سند نکاحیه رسمی استنادی زوجه دعوی مطروحه از جانب وی را وارد تشخیص و آقای ر. مولایی را به پرداخت یکصد و چهارده قطعه سکه تمام بهار آزادی طرح جمهوری اسلامی در حق زوجه خواهان محکوم مینماید و در خصوص دادخواست تقابل وکیل زوج به خواسته تایید فسخ نکاح به علت تدلیس زوجه در ازدواج با احتساب هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل دادگاه نظر به اینکه خوانده متقابل در دادگاه بسیار سخن گفت و هیچگونه لکنت زبانی نداشت و وکیل خواهان نیز این موضوع را تصدیق نمود و اصولا نیازی هم به معرفی پزشکی قانونی نیست چه اینکه برای دادگاه محرز شد خوانده متقابل لکنت زبان ندارد از طرفی اگر ایشان دارای لکنت زبان هم بود از عیوب مقرر در ماده 1133 قانون مدنی نبود تا موجب حق فسخ برای مرد باشد بنابراین دادگاه دعوی متقابل را غیر موجه تشخیص داده و به استناد مفهوم مخالف ماده مذکور حکم به بطلان دعوی خواهان تقابل صادر و اعلام مینماید رای صادره حضوری است. از این رای خاصه از قسمت اخیر آن زوج با وکالت آقای م. ت.ک. و خانم م. قویدل وکلای خویش تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لوایح و ارجاع پرونده به شعبه محترم هفتم تجدیدنظر استان هیات شعبه مذکور به شرح دادنامه --- در تاریخ 94/12/28 ضمن مقدمه ای که عین رای دادگاه بدوی را ذکر نموده است در خصوص تجدیدنظرخواهی به عمل آمده اعتراض وکلای تجدیدنظرخواه را غیر موجه تشخیص داده وارد ندانسته است چون خللی که موجب نقض رای شود در اعتراض آنان بر رای عنوان نشده و رای صادره موافق مندرجات پرونده و موازین قانونی صادر شده مخالفتی با موازین شرعی نداشته و از حیث رعایت اصول و تشریفات قانونی نیز با اشکال عمده ای مواجه نیست چون اعتراضات به عمل آمده با هیچ یک از شقوق ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی تطبیق نداشته با رد آن مستندا به ماده 358 قانون مرقوم رای تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است اکنون ا زاین رای فرجام خواهی به عمل آمده است که هنگام شور لایحه فرجامی آنان با گزارش پرونده قرائت میشود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای عبدالعلی ناصح عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمد دیو سالار دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر تایید دادنامه شماره --- فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
نظر به اینکه خواسته مطروحه از سوی زوج توسط وکلایش در پرونده تنفیذ فسخ نکاح زوجین است که بادعای موکلش زوجه عیب لکنت زبان خویش را هنگام عقد زوجیت که در تاریخ 93/12/4 منعقد شده است از او پنهان نموده است و دلیل اثباتی ادعای زوج را وکیل او در دادگاه بدوی ارجاع امر به پزشکی قانونی دانسته است در حالی که اساسا جلب نظر کارشناس برای تشخیص صحت و سقم ادعا در صورتی توسط دادگاه ضرورت دارد که قرائن و شواهدی ظنی بر صحت ادعایی که نزد قاضی مطرح شده باشد موجود باشد در آن صورت قاضی رسیدگی کننده برای حصول علم و یقین بر صحت ادعا با توجه به تشخیص فنی بودن قضیه که نیاز به جلب نظر کارشناسی داشته باشد امر مورد نظر را به کارشناس ارجاع میدهد و اصولا طبق موازین قانونی و شرعی نظر کارشناس به عنوان بینه و دلیل محسوب نمیشود بلکه از طریق حصول علم برای قاضی در امور ظنی است و قانونگزار نیز قاضی را ملزم به تبعیت از نظر کارشناسی در هیچ امری ندانسته است بنابراین در امری که وضع ظاهر بر خلاف دعوی مطروحه دلالت دارد و برای قاضی و حتی هر فرد عادی از جمله وکیل اصحاب دعوی که د رجلسه حضور داشته عیب ادعایی موجود در مدعی علیها نبوده ولی مدعی اصرار بر وجود آن داشته باشد اقدام قاضی بر اساس خواسته مدعی به ارجاع امر به کارشناسی اقدام عبث بوده که حاکم دادگاه نمیتواند تحت تاثیر و خواسته بیهوده ای موجب تاخیر در احقاق حق و اتلاف وقت دادگاه و اصحاب دعوی شود بنابراین در حالی که در زمان وقوع عقد زوج شاهد وجود پلاکهای داخل دهان زوجه که به منظور ارتدونس دندانهای زوجه از تاریخ آذرماه سال 93 این وضعیت را زوجه داشته است و چینن حالتی برای زوج و سایرین مشهود بوده است و طبق عرف در صورتی که در بیان کلام و گفتار زوجه تغییراتی باشد هم موقتی است (که ظاهرا تغییرات کلامی که عنوان لکنت زبان محسوب شود نداشته است) و پس از حداکثر یک سال برطرف میشود ادعای مطروحه از جانب زوج ثابت نبوده است و اقدامات دادگاه محترم بدوی و تجدیدنظر در رسیدگی به دعوی تنفیذ فسخ نکاح صحیحا و منطبق با موازین قانونی و شرعی صورت گرفته است. از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی در رسیدگی های معموله در پرونده اشکالی که موجب نقض رای شود مشهود نیست با رد فرجام خواهی به عمل آمده رای فرجام خواسته مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی تایید و ابرام میگردد.
شعبه --- دیوانعالی کشوررئیس: عبدالعلی ناصح مستشار: عباسعلی علیزاده عضو معاون: سعید عالم