اثر درج نادرست سمت وکیل در دادخواست

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1395/02/27
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: در صورتی که زوجه در دادخواست طلاق، اشتباها وکیل مع الواسطه ای که با اختیار حاصل از وکالتنامه برای زوج تعیین کرده است، را وکیل خود معرفی کند اما از اقدامات بعدی زوجه و وکیل مع‌الواسطه زوج، مسیر دادرسی و سمت خواهان و خوانده در دادخواست روشن شده و رسیدگی بعدی دادگاه بر این مبنا صورت بگیرد، رای صادره واجد ایرادی که موجب نقض آن شود، نیست.

رای شعبه دیوان عالی کشور

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه شانزدهم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/02/27 - 11 : 02 قاضی: سعید عالم قاضی: عبدالعلی ناصح فورگ قاضی: عباسعلی علیزاده بایگی قاضی: محمد دیوسالار

خلاصه جریان پرونده

خانم ز. پیر حاجی خوزانی با وکالت خانم ن. ع. دادخواستی به طرفیت آقای ق.الف. ل.خ. به عنوان طلاق توافقی و صدور گواهی عدم امکان سازش در حالی که دادخواست طلاق را خانم ن. عطایی و خانم ز. پ.خ. هر دو امضا کرده اند در محاکم خانواده اصفهان مطرح نموده اند. پرونده به شعبه --- دادگاه خانواده ارجاع شده است (تاریخ 94/3/18 ) هر دو امضا کنندگان دادخواست در تاریخ 94/3/26 در وقت فوق العاده در شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی اصفهان حضور یافته اند (خانم ز. پیرحاجی به عنوان زوجه و خانم ن. عطایی به عنوان وکیل مع الواسطه زوج) زوجه گفته است: با توجه به وکالت نامه تفویض همسرم به شماره 220120 - 92/8/18 دفترخانه 73 اسناد رسمی خمینی شهر یک سکه از مهریه مندرج در سند ازدواج خود را بذل و طلاق می خواهم جهیزیه نزد خودم است حضانت فرزند مشترک به نام ابوالفضل متولد 89/9/28 را تا سن 7 سالگی می خواهم. وکیل زوج گفته است: بذل را قبول و با طلاق موافقم. دادگاه ختم جلسه رسیدگی را اعلام نموده است و با بررسی اوراق پرونده به شرح دادنامه --- - 94 مورخ 94/3/28 بدین شرح انشاء رای نموده است: « در این پرونده خانم ز. پیر حاجی خوزانی فرزند ق. و آقای ق.الف. ل.خ. فرزند خ. با وکالت مع الواسطه خانم ن. عطایی با تقدیم دادخواست به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش را درخواست کرده اند. دادگاه با عنایت به رونوشت مصدق مستندات زوجین که حکایت از علقه زوجیت دائم بین آنها دارد و ملاحظه وکالت نام تفویضی زوج به زوجه جهت مطلقه کردن خود به شماره 220120 - 92/8/18 دفتر اسناد رسمی 73 خمینی شهر و اینکه سعی و تلاش دادگاه و مشاور خانواده جهت اصلاح و سازش زوجین موثر واقع نشد دعوی تقدیم را وارد دانسته به استناد مواد 1133 و 1146 قانون مدنی و 24 - 25 - 26 - 29 و 34 قانون حمایت خانواده گواهی عدم امکان سازش صادر می‌نماید و به زوجین اجازه داده می‌شود ظرف مدت 3 ماه از تاریخ ابلاغ با مراجعه به یکی از دفاتر رسمی ثبت واقعه طلاق با رعایت شرایط زیر اقدام نماید: 1 - زوجه به انتخاب طلاق بائن تعداد یک سکه از مهریه مندرج در سند ازدواج را به زوج بذل و وکیل ایشان قبول بذل کرده است 2 - حضانت فرزند مشترک به نام ابوالفضل متولد 89/9/28 تا سن هفت سالگی به مادر واگذار می‌شود 3 - این طلاق با توجه به بذل به عمل آمده خلعی و به استناد بند 3 ماده 114 قانون مدنی بائن است. رای صادره حضوری و قابل تجدیدنظرخواهی می‌باشد. در تاریخ 94/4/6 وکیل مع الواسطه زوج پس از ابلاغ رای حق تجدیدنظرخواهی و فرجام خواهی خود را ساقط نموده است و در تاریخ 94/4/7 زوجه نیز حق فرجام خواهی و تجدیدنظرخواهی خود را ساقط نموده است. دفتر دادگاه در تاریخ 94/4/7 گواهی قطعیت رای صادره را صادر نموده است و به زوجه تسلیم نموده است. در تاریخ 94/8/10 آقای م. ش.ک. وکیل پایه یک دادگستری طی شرحی به دادگاه به وکالت از آقای ق.الف. خوزانی درخواست مطالعه پرونده را نموده است و از رای 367/94 تجدیدنظرخواهی به وکالت از آقای ق.الف. خوزانی با تقدیم دادخواستی که به تاریخ 94/8/20 ثبت گردیده است به عمل آورده است. در لایحه وی جهات تجدیدنظرخواهی عدم صلاحیت دادگاه صادر کننده رای که نه محل سکونت زوج اصفهان بوده و نه محل سکونت زوجه چون هر دو محل سکونت آنان خمینی شهر بوده است مخالف بودن رای با موازین قانونی و شرعی و اینکه وکیل مع الواسطه اختیار اسقاط حق تجدیدنظرخواهی و فرجامی نداشته است و برای قبول با بذل مهریه اختیاراتی نداشته است به مرکز مشاوره خانواده بر خلاف قانون و خارج از حدود اختیارات و بدون اطلاع زوج مراجعه شده است با توجه به اشکالات و ایرادات شکلی و ماهوی نقض رای را خواستار شده است. دادگاه تجدیدنظر پس از بررسی اوراق پرونده با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه --- در تاریخ 94/10/21 بدین شرح انشاء رای نموده است: »; در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ق.الف. ل.خ. و وکالت آقای م. ش.ک. به طرفیت خانم ز. پ.خ. نسبت به دادنامه شماره --- شعبه --- دادگاه حقوقی... نظر به اینکه تجدیدنظرخواه با اعطای وکالتنامه رسمی به زوجه (تجدیدنظرخوانده) وکالت در تفویض طلاق داده و زوجه نیز با توجه به وکالت شماره 220120 - 92/8/18 تقاضای طلاق با بذل یک سکه را نموده نظر به اینکه وکیل تجدیدنظرخواه در لایحه اعتراضیه خود اظهار داشته موکل در راستای حفظ کیان خانواده و جلوگیری از گسیخته شدن زندگی زناشوئی و مهم تر از آن به لحاظ وجود فرزند مشترک حاضر به اعطای وکالتنامه شده که این موضوع دلیل محکمه پسندی در خصوص مخدوش شدن رای بدوی نمی‌نماید و رای اصداری در راستای اعمال وکالت صادر شده و در این پرونده تقاضایی در خصوص حقوق مالی از طرف زوجه نشده و سعی دادگاه و مشاور خانواده نیز در اصلاح ذات البین موثر نبوده با رد تجدیدنظرخواهی مستندا به مواد 25 و 26 قانون حمایت خانواده و ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته تایید می‌گردد. رای صادره قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور خواهد بود. »; اکنون از این رای وکیل زوج فرجام خواهی نموده که هنگام شور لایحه وی با گزارش پرونده قرائت می‌شود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای عبدالعلی ناصح عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمد دیوسالار دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر غیرقابل طرح در دیوان عالی کشور در خصوص دادنامه شماره --- فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد.

رای شعبه

هر چند دادخواست تقدیمی زوجه با وکالت خانم ن. عطایی دادخواستی به طرفیت زوج به خواسته طلاق توافقی مطرح شده است که در حقیقت منظور خواهان از تفویض وکالت به خانم ن. عطایی به عنوان وکیل مع الواسطه از ناحیه زوج بوده است که اشتباها در دادخواست از وکیل مذکور به عنوان وکیل خودش ذکر نموده است لیکن اقدامات بعدی زوجه و وکیل مع الواسطه زوج یعنی خانم ن. عطایی مسیر دادرسی و سمت خواهان و خوانده را در دادخواست روشن نموده است و رسیدگی های بعدی دادگاه بر این مبنا صورت گرفته است نتیجتا چون پس از صدور گواهی عدم امکان سازش توافقی و دخالت وکیل مع الواسطه زوج به عنوان خواهان و زوجه به عنوان خوانده و اینکه توافق به عمل آمده در حدود اختیارات تفویض زوج برابر سند رسمی به وکیل خودش که حق توکیل به غیر داشته است پس از صدور گواهی عدم امکان سازش و مراجعه به دفتر طلاق جهت اجرای صیغه طلاق به وکالت از زوج صحیحا و موجها صورت گرفته است و با وقوع طلاق و انقضاء مدت عده و انتفاء زوجیت بین آقای ق.الف. ل.خ. و خانم ز. پیر حاجی خوزانی اعتراض وی نسبت به رای اجرا شده توجیه قانونی نداشته است چون دیگر رابطه زوجیت بین ق.الف. ل.خ. و خانم ز. پیر حاجی پس از اجرای صیغه طلاق نبوده است نتیجتا رای فرجام خواسته واجد ایرادی که موجب نقض آن شود به نظر نمی رسد مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی رای فرجام خواسته تایید و ابرام می‌گردد.

شعبه شانزدهم دیوان عالی کشور رئیس: عبدالعلی ناصح مستشار: عباسعلی علیزاده عضو معاون: سعید عالم

منبع