خلاصه جریان پرونده:
در پرونده پیش رو برابر گزارش مورخ 1400/05/06 ضابطان فردی به نام م. ا. فرزند م. در منزل شخصی خود اقدام به حلق اویزی نموده مامورین به محل رفته (با راهنمایی همسر مرحوم) و اورژانس نیز در محل حاضر و مراتب به پلیس گزارش داده میشود. (ص 1 و 2) مادر مرحوم به نام گ. ر. در بازجویی مورخ 1400/05/07 مرجع انتظامی گفته است.از همسر و فرزند ان مرحوم شکایت دارم. فرزند م بیماری خاصی نداشت پسرم م. به من اطلاع داد که فرزند داخل منزل فوت کرده است.نام همسرش ز. ع. ر. میباشد. پدر مرحوم قبلا فوت کرده است. (ص 8) سایر ورثه و اولیای دم از کسی شاکی نیستند بانو گ. ر. در تاریخ 1400/07/18 در نزد بازپرس نیز شکایت خود را تکرار کرده است. (ص 37) در گزارش مورخ 1400/07/18 پزشکی قانونی علت مرگ متوفی فشار بر عروق و عناصر حیاتی گردن توسط جسم رشته ای قابل انعطاف تعیین گردیده و دارو یا مواد مخدر یا الکل در جسد گزارش نشده است.لکن هشت عدد قرص سفید رنگ بوپرنورفین یافت و گزارش گردیده است. (ص 36 خطاب به بازپرس) بازپرس در تاریخ 1400/06/20 در خصوص شکایت گ. ر. از ز. ع. ر. دائر به شروع به قتل عمدی م. ا. با این استدلال که شاکی برغم ابلاغ واقعی حاضر نشده و دلیل ارائه نکرده و ممنوعیت احضار متهم بدون توجه به دلایل و فقد دلیل و عدم اقناع وجدانی قرار منع تعقیب صادر (ص 38) و در تاریخ 1400/07/25 در خصوص گزارش مرجع انتظامی دائر به حلق اویزی م. ا. با استناد به گزارش مرکز فوریت های پلیسی 110 و صورتجلسه بازدید مورخ 1400/05/06 و تحقیقات مرجع انتظامی و نظریه پزشکی قانونی درباره علت فوت متوفی با لحاظ فقد وصف جزایی موضوع حلق اویزی و فقدان ادله کافی بر احراز وقوع بزه و انتساب ان به فردی معین قرار منع تعقیب صادر نموده است. (ص 39) بانو گ. ر. از قرار اخیر به شماره *- 1400/07/25 و نیز به قرار منع تعقیب صادره درباره اتهام ز. ع. ر. اعتراض نموده و یاداور شده است.که پسر بنده مدتی قبل با همسرش ز. ع. ر. اختلاف داشته و مرحوم در همان منزلی که ز. ع. از ان کوچ کرده حلق اویز میشود. و بوی نعش همسایه را ازار می دهند به همسرش زنگ می زند شما در خانه گوشت جا گذاشته اید مشارالیها به منزل مراجعه و به برادرش تماس حاصل و امبولانس می اید جنازه را خارج می کند و مادر مرحوم در اگاهی می گوید به عروسم مظنون هستم چون با پسرم اختلاف داشت و اخرین نفری بوده که پسرم در ارتباط بوده است.تحقیقات مقدماتی ناقص است.همسرش نقش تسبیب در قتل داشته یا در اثر فشارهای روحی و روانی شدید که از ناحیه همسرش وارد شده است.حلق اویزی صورت گرفته است. (ص 52 مورخ 1400/08/16) پرونده به دادگاه کیفری دو بجنورد برای رسیدگی به اعتراض ارسال و رئیس شعبه *قرار عدم صلاحیت به شایستگی رسیدگی دادگاه کیفری یک بجنورد صادر (ص 55) دادگاه یاد شده به شرح تصمیم مورخ 1400/09/07 قرار رفع نقص صادر (ص 57) و بازپرس نواقص را رفع از جمله نواقص عدم تحقیق از ز. ع. ر. بوده که در تاریخ 1400/09/18 در مرجع انتظامی از وی تحقیق گفته است.با شوهرم 26 سال زندگی کرده ام ما از ان خانه اسباب کشی کردیم برای کارم به شمال رفته بودیم دو دخترم با من در اسباب کشی بودند روز دوم در خانه جدید از سر کار امدم همراه بنگاهی، صاحب خانه، برادرم و خودم با هم رفتیم خانه قبلی را تحویل بدهم با صحنه حلق اویزی روبرو شدیم شوهرم همه حرفها را با خودم می زد گاهی از دکتر حرف می زد نمی دانم دکتر مشاوره بود یا ترک اعتیاد فقط اختلاف خانوادگی با خواهر و برادرش بر سر حق پدری شاکی بود در مراسم عروسی با خواهرش م. و پسر برادرش م. دعوا کردند. من اختلافی با شوهرم نداشتی تریاک و شیره مصرف می کرد بیماری خاصی نداشت چند بار زبانی می گفت خسته شده ام قصد انتحار دارم. همیشه با خودش درگیر بود و روح و روانش پریشان بود گاهی خودم و بچه ها را کتکاری می کرد (ص 70 و 71)، دادگاه سپس طی دادنامه فرجام خواسته در برگ 85 با استناد به فقد دلیل قرارهای منع تعقیب را تایید نموده است، این رای پس از ابلاغ برابر درخواست مورخ 1400/12/13 در برگ 95 مورد فرجام خواهی وکیل بانو گ. ر. قرار گرفته و اجمالا و مضمونا یاداور شده است.که متوفی از مدتی قبل با همسرش ز. ع. ر. اختلاف داشته بعد از اینکه همسرش و فرزند انش از خانه *نقل مکان می کنند متوفی در همان خانه قبلی در *حلق اویز میشود. چرا زن و فرزند ان در فاصله این دو روز هیچ تماس با متوفی نداشته اند تا جویای حال وی شوند و گوشی تلفن مرحوم نیز بازبینی نشده است.تا اخرین تماسها معلوم شود. زیرا گوشی همان ابتدا توسط مامورین اگاهی تحویل همسرش میگردد. و کاملا اطلاعات ان پاک شده است.و موکل به این خانم مشکوک و مظنون است.و موکل صرفا اعتیاد داشته و سابقه انتحار نداشته است.و تحقیقات ناقص است. رسیدگی فرجامی به این شعبه ارجاع و پس از تهیه گزارش از سوی عضو ممیز م. ح. و قرائت ان و اظهارنظر کتبی دادیار دادسرای دیوان عالی کشور اقای ح. خ. مبنی بر: نقض به جهت نقص تحقیقات و عدم رعایت قاعده احلاف مدعی و منکر و نیز عدم تحقیق و بررسی لازم راجع به دلایل و موجود در پرونده و تلاش برای رفع ان و اقدام شایسته را دارم. - و مشاوره پیرامون موضوع ذیلا مبادرت به اصدار رای میگردد.:
رای شعبه
رسیدگی ناقص است: حسب گزارش مورخ 1400/10/19 ضابطان در اوراق 67 و 68 گوشی تلفن متوفی به همسرش ز. ع. ر. تحویل شده و حسب گزارش پلیس فتا در برگ 63 پیش از انکه گوشی تحویل پلیس فتا شود. محتوای ان توسط مالک یا شخصی که در اختیار داشته حذف و بازنویسی شده است.این موضوع که ممکن است.تماسهای اخر متوفی حذف شده باشد. (توسط همسرش) و یا دخالت افرادی در قتل او روشن شود. مورد تحقیق و کنکاش به ویژه استنطاق متهمه ز. ع. ر. قرار نگرفته، تحقیقات محلی محسوس و نامحسوس درباره روابط قبلی متهمه و متوفی به عمل نیامده و سوابق متهمه از تشخیص هویت استعلام نشده و پرونده شخصیت برای وی موضوع ماده 203 ق.ا.د.ک تشکیل نشده و به حکایت صورتجلسه مورخ 1400/08/27 ضابطان متهمه قبول دارد. که پس از انکه گوشی را از پلیس تحویل گرفته به دخترش م. داده و او انرا به گوشی فروشی برده و قفل انرا باز کرده و کلیه اطلاعات گوشی پاک شده که در این باره تحقیق و استنطاق متهمه و دخترش م. و حتی گوشی فروشی لازم است.به علاوه چنانچه هیچ دلیلی به استناد قتل به متهمه و یا فرزند انش نباشد. اعم از اقرار و شهادت و بینه و بین مفید یقین نوعی و علم قاضی (ماده 211 ق.م.ا) و یا قرائن قویه ظنیه موجب حصول لوث موضوع ماده 314 قانون مجازات اسلامی 1392 در میان نباشد. به جهت انکه مادر متوفی که در شمار اولیای دم است.اصرار به دخالت همسر متوفی در قتل او دارد. بنا به مفاد ماده 160 قانون مجازات اسلامی 1392 که قسم را در موارد قانونی در شمار ادله اثبات جرم اورده و مفاد ماده 208 همین قانون که قصاص و دیه را با قسم قابل نفی و اثبات دانسته و متون و فتاوای معتبر فقهی مانند متن تحریرالوسیله ج 2 ص 528 مسیله 3 که می گوید: لولم یحصل اللوث فالحکم فیه (فی القتل) کغیره من الدعاوی فللولی مع عدم البینه احلاف المنکر یمینا واحدا ولی دم حق سوگند دادن متهم (یک قسم) را برای نفی اتهام از خود دارد. این حق باید به وی تفهیم شود. و مقررات قاعده مدعی و منکر و قاعده احلاف طی گردد. و حسب مورد رای مقتضی صادر شود. چنانچه ولی دم حاضر به احلاف متهم و سوگند دادن متهم به یک قسم بر نفی اتهام از خود نباشد. مورد مجرای قرار توقف دعوا است.نه قرار منع تعقیب و تایید ان (ره توشه قضایی م. م. ر. ص 84) بنا به مراتب مذکوره رای فرجام خواسته به جهت نقص تحقیقات با استناد به بند 2 شق ب ماده 469 ق.ا.د.ک 1392 لازم الاجرای از تاریخ 94/4/1 نقض و رسیدگی مجدد به همان دادگاه ارجاع میگردد./ب
شعبه *
ع. ر. (رئیس) م. ح. (مستشار)