1- تجدیدنظرخواهی از حکم صادره در دعوی اعتراض ثالث2- اثر نقض رأی در دیوان عالی کشور متعاقب اعاده دادرسی

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1395/03/30
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: 1 - اعتراض ثالث هم نسبت به رای غیرقطعی و هم نسبت به رای قطعی، امکان پذیر است و در صورتی که رای غیرقطعی صادره از دادگاه بدوی مورد اعتراض ثالث قرار بگیرد، حکم صادره در این دعوی، قطعی نبوده و قابل تجدیدنظرخواهی است. 2 - در صورتی که دادگاه تجدیدنظر حکم تجدیدنظرخواسته را قطعی اعلام کرده و آن را قابل تجدیدنظرخواهی نداند، اما با تجویز اعاده دادرسی از جانب رییس قوه قضاییه، رای صادره در دیوان عالی کشور نقض شود، دیوان می‌تواند به موضوع تجدیدنظرخواهی ورود کرده و در این خصوص اظهارنظر ماهوی کند.

رای شعبه دیوان عالی کشور

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه پنجاه و دوم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/03/30 - 13 : 00 قاضی: جعفر الهی قاضی: یوسف هاشم پور

خلاصه جریان پرونده

برابر محتویات پرونده آقای م. الف. و خانم الف. ق. به وکالت از 1 - ق.الف. 2 - م. 3 - د. 4 - ن. 5 - س. 6 - م.س. 7 - ش. 8 - الف. شهرت تمامی آنها م. بیگی نیمه 9 - ع. ن.و. دادخواست اعتراض ثالث نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 80/9/21 صادره از شعبه اول دادگاه حقوقی نطنز تقدیم که در لایحه آمده است مورث موکلین در تاریخ 1350/08/15 دو دانگ از مزرعه معروف به تاج آباد پلاک ثبتی --- اصلی واقع در بخش --- ثبتی نطنز را از مالک آن به نام خانم والیه ریاحی شیبانی خریداری نمود و ثمن آن را تماما پرداخت کرد و چهار دانگ از زمین مذکور متعلق به آقای جهانگیر ریاحی بود که پس از مجهول المالک اعلام شدن طی دادنامه --- مورخ 74/12/12 به نفع بنیاد مستضعفان و جانبازان اصفهان مصادره شد در حالی که آقای جهانگیر ریاحی فقط مالک چهار دانگ بوده است نه شش دانگ و دو دانگ دیگر در تصرف مورث خواهان (موکلین فوق الذکر) قرار داشت پس از صدور حکم به نفع بنیاد مستضعفان اقدام به فروش کل زمین به آقای ح. مومنی طامه با انتقال سند رسمی نموده است و وکلای معترضین ثالث تقاضای الغای دادنامه معترض عنه را نموده‌اند و آقای ح. مومنی طامه (خوانده) با بیان اینکه اخذ سند به صورت صحیح و قانونی و با انجام مراحل قانونی آگهی به نفع بنیاد صورت گرفته است و پس از صدور سند رسمی و پس از انجام تشریفات قانونی به اینجانب فروخته شده پس از طرح دعوی در دادگاه مربوطه و تعیین کارشناس و اخذ نظر کارشناس آن دادگاه طی دادنامه شماره --- مورخ 91/9/28 اقدام به نقض دادنامه معترض عنه به شماره 1649 مورخ 80/9/21 را نموده و خواندگان (بنیاد مستضعفان و ح. مومنی) را به پرداخت خسارت دادرسی محکوم نموده است نسبت به رای اخیر تجدیدنظر خواهی شد و شعبه --- دادگاه تجدیدنظر اصفهان با استدلال به اینکه «دعوی مطروحه در قالب اعتراض ثالث نسبت به رای قطعی شماره 1649 مورخ 80/9/21 رسیدگی گردید و این دادگاه (تجدیدنظر) قانونا مجاز به ارزیابی و اظهار نظر نسبت به رای قطعی نمی‌باشد لذا رای معترض عنه قابلیت تجدیدنظر خواهی را نداشته قرار رد تجدیدنظر خواهی صادر نموده است، بنیاد مستضعفان اصفهان نسبت به دادنامه تجدیدنظر تقاضای اعمال ماده 18 اصلاحی نمود و رئیس کل استان اصفهان پرونده را به دفتر رئیس قوه قضائیه ارسال و پرونده به کمیسیون شماره 8 معاونت قضایی قوه قضائیه ارجاع و کمیسیون مذکور با تهیه گزارش به شماره 2944 مورخ 92/12/12 دادخواهی بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی اصفهان را وارد و موجه دانسته است و استدلال شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان را خلاف بین شرع و قانون اعلام کرده است زیرا 1 - دادگاه تجدیدنظر شعبه --- اصفهان مستند نظر خود را اعلام نکرد 2 - وقتی دادگاه بدوی نسبت به اعتراض ثالث نظر می دهد این رای قابل تجدیدنظر است چون رسیدگی به دعوی ثالث در دادگاه بدوی رسیدگی ابتدائی است و مقررات مواد 330 و 331 قانون آیین دادرسی مدنی در مورد آن مجری است و نظریه 329 مورخ 1379/01/29 اداره حقوقی و ماده 420 قانون مذکور تصریح دارد که ترتیب دادرسی مانند ترتیب دادرسی نخستین است که یکی از ویژگیهای دادرسی نخستین، تجدیدنظر خواهی است مگر اینکه قانونا قطعی باشد در نتیجه رای دادگاه تجدیدنظر را خلاف بین شرع و قانون دانسته است چون رای دادگاه تجدیدنظر قطعی است نه بدوی و در حقیقت یک مرحله از دادرسی را از دادخواه سلب نموده است و نهایت با بیان اینکه برابر ماده 18 اصلاحی قانون آیین دادرسی پیشنهاد رسیدگی مجدد در شعبه هم عرض دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان را نموده و نسبت به رای بدوی از حیث ماهیتی اظهار نظر نشد چون هنوز یک مرحله از دادخواهی باقی است پرونده به دستور رئیس قوه به دیوانعالی ارسال و به این شعبه ارجاع گردید اکنون با تهیه گزارش لازم معد برای صدور رای مقتضی می‌باشد.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای یوسف هاشم پور عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره --- - 92/3/19 تجدیدنظر خواسته صادر شده از شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان پس از گزارش عضو ممیز و مشاوره چنین اتخاذ تصمیم می‌نماید:

رای شعبه

با توجه به محتویات پرونده های بدوی و تجدید نظرو مستندات ابرازی طرفین دادنامه شماره --- - 92/3/29 که از آن تقاضای اعمال ماده 18 و در نهایت اعمال ماده 477 ق.آ.د.ک گردیده است با توجه به استدلال دادگاه تجدیدنظر مذکور به این نحو (نظر به اینکه دعوای مطروحه در قالب اعتراض نسبت به رای قطعی به شماره 1649 - 80/9/27 رسیدگی گردیده و این دادگاه قانونا مجاز به ارزیابی و اظهار نظر رای قطعی نمی‌باشد رای معترض عنه قابلیت تجدیدنظر خواهی را نداشته و مستندا به ماده 330 ق.آ.د.م قرار رد تجدیدنظر خواهی صادر و اعلام می‌گردد و این رای قطعی است) این رای مخدوش و قابل نقض است زیرا 1 - اگر دادنامه مذکور قطعی نبود شامل اعتراض و تجدیدنظر عادی بوده است که برابر مقررات از آن واخواهی یا تجدیدنظر خواهی می شد و برابر موازین رسیدگی و حکم صادر می گردید. 2 - اعتراض ثالث به اطلاق ماده 417 ق مذکور هم به رای غیرقطعی و هم به رای قطعی متوجه می‌شود. 3 - دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره 565 - 91/9/28 صادر شده از ناحیه دادرسی دادگاه عمومی نطنز طبق ماده 331 ق.آ.د.م غیر قطعی و قابل تجدیدنظر خواهی است بنابراین استدلال دادگاه تجدیدنظر فوق الذکر صحیح نبوده و قابل نقض می‌باشد. 4 - نظر به اینکه این شعبه به تجویز ماده 477 ق.آ.د.ک مکلف است دادنامه مورد تقاضای اعمال ماده مذکور را نقض و رسیدگی نماید بنابراین دادنامه شماره --- - 92/3/19 نقض و به شرح آتی رسیدگی می‌گردد. الف- چون خواهان های اعتراض ثالث مدعی هستند که ملک پلاک --- اصلی واقع در بخش --- نطنز متعلق به مورث فروشنده به مورث خواهان ها به عنوان سهم دختر دو دانگ است و متعلق سهم پسر چهار دانگ است این دانگ موردادعانیست و این چهار دانگ مصادره گردیده و در مرحله ثانی توسط بنیاد مستضعفان (تجدیدنظر خواه ردیف 1 ) به تجدیدنظر خواه ردیف دوم (آقای ح. مومنی طامه) به صورت شش دانگ فروخته شده است، که مورد اعتراض ثالث خواهان های بدوی واقع گردیده است، لزوما بررسی اصل مالکیت خانم والیه ریاحی شیبانی و آقای جهانگیر ریاحی ضروری است. ب- مستندا به ماده 290 ق آیین دادرسی مدنی به دادگاه بدوی صادر کننده حکم بدوی نطنز نیابت قضایی داده می‌شود تا از اداره ثبت اسناد نطنز استعلام گردد تا دقیقا پاسخ دهند شش دانگ پلاک --- اصلی از بخش --- نطنز توسط چه شخصی و نسبت به چه مقداری تقاضای ثبت گردیده و در نهایت به نام چه شخصی و نسبت چه مقدار ثبت گردیده و قطعی شده است. د- طرفین دعوی اصلی مجددا دعوت شوند و دقیقا بیان دارند مستند مالکیت هر یک از آنها به نسبت سهم مورد ادعا چه می‌باشد اگرچه مستندات اجمالا ملاحظه گردیده است. ه-- تحقیق شود دادنامه ای که سهم جهانگیر ریاحی توسط آن مصادره شده در چه مرجع قضایی رسیدگی و اصدار یافته و یک نسخه از رای تهیه و ضمیمه گردد و درباره قطعیت آن دادنامه هم تحقیق شود از ناحیه چه مرجع مافوق بررسی و تایید شده است و آن دادنامه هم تهیه و ضمیمه گردد. ز- به نیابت از این مرجع به استناد ماده 199 ق.آ.د.م هرگونه تحقیقی که در منطقه میسر است از طرفین دعوی و سایر مراجع اداری از جمله سازمان جهاد کشاورزی درباره مالکیت و نسق زراعی طرفین در خصوص پلاک یاد شده اقدام گردد. ح- اگر ملک به ارث منتقل شد گواهی حصر وراثت ارائه گردد و با توجه به گذشت زمان بر پرونده ضرورت دارد نسبت به انجام نیابت قضایی تسریع گردد.

جعفر الهی (رئیس) یوسف هاشم پور (عضو معاون)

منبع