تاریخ دادنامه قطعی: 1399/04/15
پیام: در صورت ادعای قتل و عدم حصول لوث، چنانچه مدعی (اولیا ی دم) تقاضای سوگند ننماید(امتناع از درخواست سوگند)، دعوا متوقف میگردد.
خلاصه جریان پرونده:
در مورخ 98/5/23 و گزارش غرق شدگی در اب که منتهی به فوت فردی به نام ه. م. گردیده واصل میگردد. در تحقیق از همراهان متوفی باسا. ر. و ک. ق. و ح. ج. بیان می دارند در روز حادثه حدود ساعت 16 بود از سوییت خود در *وارد اب دریا شدند پس از حدود بیست دقیقه شنا یکباره مشاهده کردند. ه. م. که از انها دور شده بود در حال دست و پا زدن و تقلا کردن میباشد. تا زمان رسیدن همراهان وی غرق شده بود پس از گرفتن وی از اب توسط غریق نجات و انتقال به ساحل کمک های احیایی توسط مردم حاضر در محل انجام و امبولانس امد و به بیمارستان منتقل که ع. الظاهر در حین انتقال در امبولانس فوت شده بود و در اطاق احیای علایم حیاتی نداشته و متوفی قبل از خروج از سوییت مواد مخدر از نوع شیشه مصرف نموده است.ه. م. در تاریخ 98/5/24 در مرجع انتظامی می گوید در خصوص فوت پسرم از کسی شاکی نیستم تقاضای تحویل جسد برای خاکسپاری را دارم. (ص 17 ) جسد تحویل اولیای دم می شد پزشکی قانونی علت مرگ را خفگی در اب اعلام مینماید. (ص 30 ) ه. م. در 98/10/4 در بازپرسی از همراهان پسرش در زمان غرق شدن اعلام شکایت مینماید. (ص 38 ) *با قرار عدم صلاحیت پرونده را به دادسرای عمومی و انقلاب *ارسال مینماید. (ص 39 ) و بازپرس شعبه *هم به لحاظ عدم احراز وقوع بزه و فوت متوفی در اثر غرق شدگی در اب به تقصیر خود وی بوده قرار منع تعیب متهمین را صادر مینماید. و قرار منع تعقیب از سوی پدر متوفی مورد اعتراض قرار گرفته وی در لایحه اعتراضی ود بیان داشته ر. ر. و ک. ق. و ح. ج. پسرم را در اب خفه کرده اند و شاکی هستم شعبه *با رد اعتراض نامبرده قرار را تایید نموده است. (ص 46 ) به رای دادگاه اعتراض شده پرونده به دادگاه تجدیدنظر ارسال و شعبه * به شرح دادنامه شماره *با قرار عدم صلاحیت پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده پس از قرائت گزارش م. ع. ق. عضو ممیز و بررسی اوراق و لایحه فرجام واهی و نظریه دادیار دیوان عالی کشور اقای خ. مبنی بر: نقض و انجام مشاوره به شرح زیر رای صادر میگردد.:
رای شعبه
فرجام خواهی اقای ه. م. نسبت به دادنامه شماره *صادره از شعبه *حاوی تایید قرار منع تعقیب شماره *صادره از شعبه *از این حیث واجد ایراد میباشد. که فرجام خواه شکایت خود مدعی قتل عمد فرزندش توسط اقایان ر. ر. و ح. ج. و ک. ق. بوده اولا تحقیقات لازم پیرامون موضوع از محل حادثه و مطلعین حاضر در محل و خود مشتکی عنهم صورت نگرفته تا از چگونگی حادثه اطلاعات لازم به دست اید ثانیا در صورت نبود دلیل بر تحقق بزه و توجه اتهام به متهمین و حتی عدم حدوث لوث لازم بوده دادگاه قاعده احلاف منکر را رعایت می نمود و لازم بوده طبق ماده 208 قانون مجازات اسلامی و فتوای حضرت ا. خ. (ره) در جلد دوم تحریرالوسیله بحث قسامه (ص 568 ) مسیله دوم که بیان داشته اند در صورت ادعای قتل و عدم حصول لوث لازم است.از باب مدعی و منکر با استدعای مدعی متهم به عنوان منکر یک قسم یاد نموده و تبریه گردد. و در صورت عدم تقاضای سوگند از سوی مدعی طبق فتوی م. م. ر. در صفحه 82 کتاب ره توشه قضایی و در باب قتل و قسامه که بیان داشته با عدم درخواست قسم از سوی اولیای دم دعوا متوقف میگردد. که دادگاه بدون رعایت مراتب مذکور اقدام به صدور رای نموده که نقص در دادرسی و تحقیقات تلقی میگردد. و رای فرجام خواسته به استناد بند 2 شق ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری نقض و جهت رسیدگی مجدد با رعایت مراتب مار البیان به همان شعبه صادر کننده رای ارجاع میگردد.
شعبه *
رییس: ع. ر. عضو معاون: م. ع. ق.