مطالبه نفقه معوقه فرزند مشترک - وضعیت نفقه زوجه در صورت زندگی در منزل زوج

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1395/01/24
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: 1 - نفقه فرزند صرفا در خصوص ایام آتی قابل مطالبه است و صدور حکم به پرداخت نفقه معوقه فرزند مشترک (که حضانت وی با مادر است) فاقد محمل قانونی است. 2 - سکونت و زندگی زوجه در منزل زوج، حتی در فرضی که زوج منزل مشترک را ترک کرده باشد، ظهور در پرداخت نفقه دارد و ترک زندگی مشترک لزوما به معنای عدم پرداخت نفقه نیست.

رای خلاصه جریان پرونده

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه هشتم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/01/24 - 13 : 50 قاضی: سیروس کیقبادی قاضی: جعفر پوربدخشان قاضی: حسن عباسیان

خلاصه جریان پرونده

در تاریخ 1394/01/23 آقای م. ف.الف. با وکالت آقای س. د. با تقدیم دادخواست به طرفیت خانم س.ز. ح.پ. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق توضیح داد: برابر عقد نامه شماره 21731 تاریخ وقوع عقد 1389/06/14 دفتر ازدواج شماره یک خرم آباد بین زوجین عقد نکاح دائم رسمی با مهریه به تعداد 500 سکه تمام بهار آزادی بر ذمه زوج منعقد شد و حاصل ازدواج آنان یک فرزند دختر سه ساله به نام عالیا می‌باشد به لحاظ سوء معاشرت زوجه خوانده ادامه زندگی مشترک برای زوج امکان ندارد برابر استشهادیه پیوست و شهادت شهود زوج توانایی پرداخت یکجای مهریه را ندارد به استناد ماده 1133 قانون مدنی تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش و تقسیط مهریه را دارد جهیزیه در اختیار زوجه است اجرت المثل نیز در صورت احراز دادگاه به صورت یکجا پرداخت میگردد حضانت فرزند نیز حسب مقررات خواهد بود. با ارجاع پرونده به شعبه نهم دادگاه حقوقی خرم آباد و ثبت به کلاسه بایگانی --- در جلسه مقرر رسیدگی 1394/02/21 طرفین حاضر نگردیدند وکیل خواهان و آقای س. ر. که به وکالت از زوجه خوانده (به اتفاق خانم ب.ت. الف.ب. با اختیار منفردا و مجتمعا)وکالتنامه ارائه نمود حضور یافتند وکیل خواهان گفت خواسته به شرح دادخواست تقدیمی و ضمائم آنست به لحاظ ضرورت تعیین تکلیف مهریه در ضمن صدور گواهی عدم امکان سازش تقاضای صدور قرار استماع شهادت شهود که هم اکنون در دادگاه حاضرند و تقسیط مهریه را با توجه به وضعیت مالی موکل دارد. تصویر یکبرگ استشهادیه ای که توسط 9 نفر تسجیل و امضا شد (و حاکی از تایید بیکار بودن زوج و پرداخت هزینه های زندگی او توسط پدرش و نیز عدم استطاعت پرداخت یکجای مهریه) به ضمیمه دادخواست ارائه شده که پیوست پرونده است. وکیل خوانده پاسخ داد مدافعات او به شرح لایحه تقدیمی ثبت شده به شماره 23 - 94 - 1394/02/21 ضمیمه پرونده است یک تصویر یکبرگ استشهادیه پیوست لایحه مزبور (که حکایت دارد زوج در زمینه خرید و فروش اموال منقول از جمله دارو و موبایل فعال بوده و از وضعیت مالی بسیار عالی برخوردار است و دارای خودروی پورشه - لند کروز و در حال حاضر بی ام و بوده و در تهران زندگی می کند و میلیاردها تومان ثروت مالی دارد) به ضمیمه لایحه یاد شده پیوست می‌باشد وکیل خوانده در لایحه مزبور اعلام داشته موکله تمایل به طلاق ندارد ادعای سوء معاشرت مشارالیها بدون دلیل موجه قانونی است و زوج مطابق مقررات ماده 29 قانون حمایت خانواده در صورت اصرار بر صدور گواهی عدم امکان سازش مکلف به پرداخت کلیه حقوق مالی زوج از مهریه و جهیزیه و اجرت المثل ایام زوجیت و نفقه فرزند مشترک... به صورت نقد است... و به لحاظ صراحت اقرار زوج در پرونده کلاسه --- - 93 شعبه نهم به رها کردن زوجه به مدت یک سال که هیچ بحثی از اعسار نکرده ادعای عدم تمکن مالی او منطبق با واقع و مقررات مرقوم نبوده برابر استشهادیه پیوست زوج از تمکین مالی بر خوردار است و شهود تعرفه شده حاضر به ادای شهادت می‌باشند به علت بی نتیجه ماندن نصایح و تلاش دادگاه در جهت سازش زوجین و انصراف زوج از طلاق قرار ارجاع امر به داوری صادر گردید. وکلای طرفین هر یک طی لوایح جداگانه برای موکل شان داور معرفی کردند وکیل زوج خواهان طی لوایحی اعلام نمود به علت اینکه خوانده در اردیبهشت ماه 1394 منزل مشترک را بهمراه تنها فرزند مشترک ترک کرده و حاضر به معرفی شماره حساب بانکی جهت دریافت نفقه نگردیده موکل او به ناچار مبلغ سه میلیون ریال طی فیش بانکی به شماره 771894 مورخ 1394/04/31 و در دفعات بعد نیز همین مبلغ به موجب فیش های بانکی دیگری به شماره های 771877 مورخ 1394/03/17 و 779520 مورخ 1394/04/20 و 349932 - 1394/05/21 و 351240 - 1394/06/19 و 427851 - 1394/07/23 هر ماهه بابت نفقات ماههای خرداد و تیر و مرداد و شهریور و مهر ماه 1394 به حساب مزبور واریز کرد که ضمیمه پرونده شده است (اوراق 29 و 30 و 36 و 37 و 44 و 45 و 47 و 48 و 60 و 61 و 82 و 83 )داوران پس از جری تشریفات طی نظریه ای جداگانه اعلام کردند قادر به اصلاح ذات البین نشدند داور زوجه افزود چون زوج متقاضی طلاق است و از تمکن مالی بسیار بالایی برخوردار می‌باشد به نظر ایشان باید نفقه و اجرت المثل ایام زوجیت و جهیزیه و سایر حقوق مالی همسر و فرزند خویش را بپردازد (اوراق 39 و 40 ) در جلسه مقرر رسیدگی بعدی به تاریخ 1394/06/03 که با حضور وکلای طرفین و جهت اخذ توضیح در خصوص حقوق مالی زوجه تشکیل شد به علت عدم توافق طرفین در این خصوص و اعلام وکیل خواهان به پرداخت نفقه زوجه که از 1394/02/22 در منزل پدر خویش است و موکل او در مورد نفقه بدهی ندارد ولی مهریه را نپرداخته و فرزند مشترک در سن حضانت مادر خود است و اکنون نزد مادرش میباشد وکیل خوانده گفت زوج اصرار به طلاق دارد و بعد از شکایت کیفری زوجه از حدود خرداد 1394 به مبلغ سیصد هزار تومان به حساب سپرده دادگستری واریز شده که فیش های آن در پرونده موجود است این مبلغ کفاف هزینه های مشترک فرزند را ندارد تا چه رسد به موکله. به علت عدم تهیه منزل مشترک برای زوجه با توجه به شئونات زوجه مبلغ مزبور هیچ تناسبی با وضعیت موکله ندارد تقاضای ارجاع امر به کارشناسی در اینخصوص و نیز در خصوص نحله و اجرت المثل ایام زوجیت و علاوه بر نفقه زوجه در مورد نفقه فرزند مشترک به کارشناسی دارد و هم چنین مهریه زوجه را با توجه به استشهادیه پیوست صفحه 14 و تمکن مالی زوج و نیز اقرار صریح زوج در پرونده کلاسه --- - 93 همین شعبه (نهم) به رها کردن زوجه به مدت بیش از یک سال باید از فروردین 1393 نفقه را نیز نقدا به زوجه بپردازد و زوجه تا تاریخ اردیبهشت 1394 در منزل زوج بود و هزینه های او را والدین او پرداختند و پرداخت نفقه در ایام مورد نظر برابر فیش های ضمیمه پرونده را قبول دارد و نفقه فرزند را نیز از تاریخ تقدیم دادخواست طبق نظریه کارشناس قبول دارد و چون اجرت کارهایی را که موکله در ایام زوجیت در منزل شوهر به قصد تبرع انجام نداده باید طبق نظریه کارشناسی پرداخت نماید وکیل زوج پاسخ داد ادعای وکیل خوانده در مورد اقرارموکل در پرونده استنادی صحیح نیست و حسب اقرار ایشان موکله اش تا اردیبهشت 1394 در منزل موکل بوده و حضور و سکونت وی در منزل موکل به منزله دریافت نفقه و حقوق قانونی است موکل به علت اشتغال در تهران، درکنار خانواده نبوده و این به منزله ترک خانواده نیست، با ارجاع امر به کارشناسی جهت تقویم اجرت المثل ایام زندگی مشترک و نفقات زوجه و فرزند مشترک و تعیین کارشناس مورد نظر برابر نظریه کارشناس منتخب اجرت المثل زوجه از 1389/06/14 لغایت 1394/02/22 مبلغ 81/990/000 ریال و نفقه ماهیانه ایشان در سال 1394 - 3/500/000 ریال و جمعا 18/430/000 ریال (از 1394/02/22 لغایت 1394/07/30 ) و نفقه فرزند مشترک از 1394/01/24 (تقدیم دادخواست) لغایت پایان سال 1394 ماهیانه 2/300/000 ریال جمعا 25/7560/000 ریال تقویم و اعلام شد (اوراق 62 لغایت 66 ). نظریه مذکور مورد اعتراض وکلای طرفین قرار گرفت و تقاضای ارجاع امر به هیات سه نفری از کارشناسان را نمودند دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره --- - 94 مورخ 1394/07/29 بعد از شرح مختصر از دعوی و خواسته و با احراز زوجیت طرفین به استناد سند نکاحیه ابرازی پیوست دادخواست و موثر واقع نشدن نصایح و تلاش دادگاه و سعی داوران در اصلاح ذات البین و اصرار زوج بر طلاق و به استناد قاعده فقهی (الطلاق بید من اخذ بالساق) و مواد 1120 و 1133 و 1143 و 1150 و 1154 قانون مدنی و مواد 24 و 26 و 27 و 28 و 29 و 34 قانون حمایت خانواده ضمن صدور گواهی عدم امکان سازش به زوج اجازه داد تا با مراجعه به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق و 1 = پرداخت تعداد 500 سکه بهار آزادی مهریه زوجه و 2 = پرداخت نفقه زوجه ماهیانه مبلغ 3/500/000 ریال از 1394/02/22 و 3 = نفقه فرزند مشترک از 1394/01/24 ماهیانه به مبلغ 2/300/000 ریال و 4 = مبلغ 81/990/000 ریال بابت اجرت المثل ایام زوجیت وفق نظریه کارشناس نسبت به اجرای صیغه طلاق رجعی مدخوله اقدام نماید و به علاوه با محول کردن احراز شر ایط صحت اجرای صیغه طلاق با مجری آن و واگذاری حضانت طفل به مادر طفل وتعیین ملاقات با طفل برای پدر طفل به شرح مرقوم افزوده شد زوج در ایام عده حق رجوع به همسرش را دارد و حق اخراج وی را از منزل مشترک ندارد مدت اعتبار گواهی صادره سه ماه از تاریخ ابلاغ رای قطعی و رای صادره حضوری و ظرف مهلت مقرر قانونی قابل تجدیدنظر خواهی اعلام گردید. رای مزبور مورد اعتراض و تجدیدنظرخواهی وکلای موصوف زوجه خوانده مرحله بدوی واقع شد عمده اعتراض آنان به مبلغ تعیین شده بابت نفقات زوجه و فرزند مشترک و ایام آن و عدم توجه به اعتراض به عمل آمده آنان به نظریه تقویمی کارشناس جهت ارجاع امر به هیات سه نفری از کارشناسان می‌باشد با ارائه لایحه دفاعیه آقای س. د. به وکالت از زوج تجدیدنظر خوانده و ارائه فیش بانکی مبنی بر پرداخت مبلغ سه میلیون ریال به حساب سپرده دادگستری به عنوان نفقه آبانماه زوجه به موجب دادنامه شماره --- - 94 مورخ 1394/10/02 در پرونده کلاسه --- شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان لرستان با وارد ندانستن تجدیدنظر خواهی به عمل آمده و صحیح و فاقد ایراد و اشکال بودن دادنامه معترض عنه و با رد تجدیدنظر خواهی یاد شده رای مزبور تایید و ظرف مهلت مقرر قانونی قابل فرجام خواهی اعلام گردید. این رای در تاریخ 1394/10/14 به آقای س. ر. به وکالت از زوجه تجدیدنظر خواه و در تاریخ 1394/10/20 به آقای س. رمضانی به وکالت از زوج تجدیدنظر خوانده ابلاغ شد با ثبت تجدیدنظر خواهی های وکیل زوج در تاریخ 1394/11/06 و وکلای زوجه در تاریخ 1394/11/05 و وصول و ثبت لوایح وکلای طرفین (فرجام خواندگان) پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به کلاسه بالا ثبت و به شعبه هشتم ارجاع شده است لوایح وکلای طرفین هنگام شور توسط اعضای هیات نیز مورد ملاحظه قرار میگیرد.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای س. کیقبادی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

وکلای زوجین هر یک با تقدیم دادخواست نسبت به دادنامه شماره --- - 94 مورخ 1394/10/02 شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان لرستان که در جهت تایید دادنامه بدوی متضمن گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق به خواسته زوج انشاء گردیده فرجام خواهی نموده‌اند عمده اعتراض وکیل زوج اینستکه فرزند مشترک تحت حضانت زوجه مستحق نفقه آتیه بوده که از تاریخ تقدیم دادخواست طلاق ( 1394/01/24 ) ببعد قابلیت مطالبه را دارد در حالی که در دادنامه بدوی نفقه فرزند مشترک از تاریخ 1391/01/24 مورد لحاظ قرار گرفته است و نیز اساس اعتراض وکلای زوجه راجع به اصل گواهی عدم امکان سازش صادره و تجویز اجرای صیغه طلاق و هم چنین قلت میزان نفقات زوجه و فرزند مشترک و اجرت المثل ایام زوجیت و نیز عدم تعیین نفقه زوجه از تیرماه 1393 لغایت 1394/02/22 می‌باشد که با توجه به مجموع محتویات پرونده اعتراضات وکلای زوجه وارد نبوده و اعتراض وکیل زوج هر چند موجه بوده ولی با اصلاح حکم در قسمت معترض عنه ایراد و اشکال مطروحه مرتفع خواهد شد که در نتیجه این اعتراض هم از موجبات نقض دادنامه فرجام خواسته نخواهد بود زیرا اولا:زوج حسب دادخواست نخستین، صدور گواهی عدم امکان سازش و تجویز طلاق زوجه خود را درخواست نموده و مطابق ماده 1133 قانون مدنی و عموم قاعده فقهی الطلاق بید من اخذ بالساق، اختیار دارد هر وقت که بخواهد زوجه اش را طلاق دهد و مخالفت و عدم رضایت زوجه در خصوص مورد موثر در مقام نمی‌باشد. ثانیا- میزان نفقه ماهیانه استحقاقی زوجه و فرزند مشترک و هم چنین میزان اجرت المثل ایام زندگی مشترک توسط کارشناس منتخب دادگاه حسب نظریات تقدیمی تعیین گردیده و تشخیص انطباق یا عدم انطباق نظریه کارشناسی با اوضاع و احوال مسلم قضیه با دادگاه است و دادگاه هم علیرغم اعتراض طرفین به نظریات کارشناسی، اعتراضات مطروحه را غیر وارد و نیز نظریات کارشناسی را با اوضاع و احوال مسلم قضیه منطبق تشخیص و بر اساس آن انشاء رای نموده است و اعتراضات وکلای زوجه در حدی نیست که تشخیص دادگاه را در انطباق نظریه کارشناس با اوضاع و احوال قضیه مخدوش سازد مضافا به اینکه ارقام تعیین شده بابت نفقه ماهیانه زوجه و فرزند مشترک و هم چنین اجرت المثل ایام زوجیت با لحاظ کلیه عوامل موثر در قضیه ارقام متعارف و متناسبی محسوب بوده و مغایرتی با اوضاع و احوال قضیه ندارد. ثالثا - هر چند زوج در پرونده استنادی زوجه که تصویر اوراق آن ضمیمه پرونده گردیده اقرار نموده که از 23 مرداد سال 1393 منزل مشترک را ترک نموده و جدا از همسرش زندگی مینماید ولی چون زوجه حسب اظهار وکیل خود در جلسه دادرسی مورخ 94/6/3 تا اردیبهشت سال 1394 در منزل زوج زندگی میکرده و سپس به منزل پدر خود رفته است و سکونت و زندگی او در منزل زوج ظهور بر پرداخت نفقه ایشان از طرف زوج دارد و ترک زندگی مشترک توسط زوج لزوما بمعنای عدم پرداخت نفقه زوجه نخواهد بود لذا عدم تعیین نفقه معوقه زوجه از مرداد ماه 1393 لغایت 1394/02/22 به لحاظ محرز نبودن استحقاق زوجه از موجبات ورود خدشه بر دادنامه فرجام خواسته و نقص آن نبوده و چنانچه زوجه در خصوص مورد مدعی حقی برای خود بوده می‌تواند مستقلا با اقامه دعوی در مرجع ذیصلاح قضایی نسبت به استیفاء آن اقدام نماید. رابعا: چونکه نفقه فرزند مشترک تحت حضانت مادرش قانونا برای ایام آتی قابل مطالبه بوده که زوجه به عنوان پدر طفل قانونا مکلف به پرداخت آن می‌باشد و بر همین اساس هم مکلف است که از تاریخ تقدیم دادخواست طلاق مطروحه از ناحیه خود یعنی از تاریخ 1394/01/24 ببعد نفقه ماهیانه فرزند مشترک را که تحت حضانت مادرش قرار داشته طبق نظریه کارشناس به زوجه پرداخت نماید و چون در دادنامه بدوی مقرر شده که نفقه فرزند مشترک از تاریخ 1391/01/24 پرداخت گردد که تاریخ مذکور مبتنی بر اشتباه دادگاه خواهد بود لذا به تجویز ماده 403 قانون آیین دادرسی مدنی تاریخ 1391/01/24 به 1394/01/24 (تاریخ تقدیم دادخواست طلاق از طرف زوج) اصلاح می‌گردد و بر این اساس زوج مکلف است که از تاریخ 1394/01/24 ببعد نفقه ماهیانه فرزند مشترک را بمبلغ تعیین شده در دادنامه بدوی به زوجه پرداخت نماید بنابراین و با توجه بمراتب اشعاری و اصلاح به عمل آمده چون دادنامه فرجام خواسته من جمیع جهات با توجه به مجموع اوراق و محتویات پرونده و اقدامات و رسیدگی های معموله موجها و منطبق بر موازین قانونی اصدار یافته و ایرا و اشکال موثر در تخدیش بر دادنامه مرقوم مترتب نبوده اعتراضات وکلای هر یک از فرجام خواهان در حدی نیست که بمبانی و اساس دادنامه فرجام خواسته خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض آن را فراهم سازد فلذا با قید به اینکه زوج مکلف است که نفقه ماهیانه تعیین شده برای زوجه را تا پایان ایام عده در حق زوجه پرداخت نماید ضمن رد اعتراضات فرجام خواهان مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته با رعایت اصلاحات به عمل آمده ابرام می‌گردد.

رئیس شعبه هشتم دیوان عالی کشور: حسن عباسیان مستشار: س. کیقبادی عضو معاون: جعفر پوربدخشان

منبع