در این پرونده اقای ا. س. ر. به وکالت از س. ا. ا. ن. در مورخه 98/4/3 با تقدیم دادخواست به خواسته طلاق به دلیل عسر و حرج به طرفیت اقای م. م. ح. طرح دعوی نموده و اعلام کرده موکل در 89/1/31 با خوانده ازدواج نموده و یک فرزند پسر3 ساله دارند. و زوجه به دلیل عدم تفاهم از 96/2/14 در منزل پدری میباشد. و نسبت به نفقه نیز زوج محکوم به پرداخت نفقه شده است.به موجب دادنامه مورخه 97/12/13 شورای حل اختلاف زوج به پرداخت نفقه معوقه از *لغایت 97/11/29 و نفقه جاریه از 97/11/30 لغایت اجرای حکم و نفقه فرزند از *به بعد محکوم گردیده است. نسبت به حکم اجراییه در *صادر شده است. شعبه *در 98/4/24 تشکیل جلسه داده است. وکیل خواهان به مفاد دادخواست اشاره نموده است.زوجه گفته همسرم پرخاشگر است.تحمل کردم اما دو سال پیش در حالی که خواب بودم. مرا بیدار کرد و گفت برو از خانه بیرون و حق نداری برگردی و از ان زمان خانه پدرم هستم. هیچ خبری حتی از بچه نگرفته است.و نفقه ای هم نداده است.دادگاه قرار ارجاع به داوری صادر نموده است. دادگاه مجددا در 98/5/13 تشکیل جلسه داده است. زوجه مجددا در جلسه حاضر و مطلب قبلی را بیان و گفته همسرش علاقه ای به زندگی ندارد. و اگر حرفی می زند بخاطر مهریه است. حتی حاضر نبود بچه را در خواب نگاه کند. زوج در جلسه حاضر نشده و صرفا لایحه داده است.داور زوجه اعلام کرده متارکه زوجه به صلاح ایشان میباشد. داور زوج اعلام کرده با توجه به عدم همکاری زوجه جهت سازش تقاضای رفع موانع برای رسیدن به نتیجه بهتر مورد استدعاست و اعلام کرده زوج مهریه را به صورت اقساط می پردازد و نفقه را هم طبق حکم پرداخت نموده است. دادگاه به موجب دادنامه شماره *98/7/6 با احراز عسر و حرج زوجه حکم به الزام زوج به طلاق صادر نموده است.اقای م. م. ح. م. ندانی نسبت به دادنامه اعتراض نموده است. شعبه *در 98/10/1 تشکیل جلسه داده است.زوج در جلسه حاضر و اعلام کرده لایحه داده ام. وکیل زوجه اعلام کرده عسر و حرج بوجود امدن وضعیتی است.که ادامه زندگی را با مشقت همراه سازد. سه سال است.زوجه جدا زندگی می کند و این بی مهری طولانی که زوج حتی یکبار دنبال ادامه زندگی مشترک نبوده چیست. قصد ایشان چیست. زوج گفته حاضر به طلاق نیستم حتی اگر مهریه و سایر حقوق خود را بذل نماید. دادگاه تجدیدنظر به موجب دادنامه شماره *باتوجه به پرداخت نفقه توسط زوج و اینکه دلیل دیگری بر عسر و حرج و جود ندارد. دادنامه بدوی را نقض و حکم بر بطلان دعوی خواهان بدوی صادر نموده است. اقای ا. س. به وکالت از ا. ا. از دادنامه فرجامخواهی نموده و مجددا اعلام کرده که سه سال است.زوجین جدا از هم زندگی می کنند و زوجه نفقه خود و فرزند مشترک را با صدور حکم دادگاه و اجراییه اخذ نموده است. و زوج هیچگونه تلاشی برای ادامه زندگی ندارد. و زن و فرزند بلاتکلیف مانده اند. که متن لایحه تقدیمی ایشان و پاسخ فرجامخوانده در زمان شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردیده و پس از قرائت گزارش اقای س. م. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
فرجامخواهی اقای ا. س. ر. به وکالت از س. ا. ا. ن. نسبت به دادنامه شماره *مورخه 98/10/2 صادره از شعبه *که به موجب ان با نقض دادنامه بدوی حکم بر بطلان دعوی فرجامخواه از جهت درخواست صدور حکم طلاق به لحاظ عسر و حرج صادر گردیده وارد و موجه میباشد. زیرا اولا مطابق اظهارات زوجین از سال 86 (حدود سه سال) زوجین جدای از هم زندگی می کنند. که خود حکایت از اختلاف شدید دارد. ثانیا در این مدت علیرغم اینکه زوجه دارای فرزند خردسال بوده ناچار شده برای اخذ نفقه خود و ادامه زندگی روزمره به محاکم دادگستری مراجعه و مجبور به اخذ حکم محکومیت زوج برای پرداخت نفقه خود و فرزند ش شود. و پس از صدور اجراییه و اقدام زوجه برای طلاق زوج با الزام محاکم نفقه را پرداخت نموده است. مراجعه زوجه برای دریافت نفقه خود و فرزند به محاکم خود دلیل کافی بر عسر و حرج میباشد. ثانیا اینکه داوران زوجین نظر به عدم سازش داده اند حتی داور زوج در نظریه خود به شرح صفحه 33 پرونده از قول زوج اقدام زوجه را در دریافت مهریه و نفقه که حقوق شرعی و قانونی است.کلاهبردای عنوان نموده است. لیکن دادگاه مکلف بوده مطابق ماده 27 قانون حمایت خانواده در جهت رد نظریه داوران و امکان سازش و ادامه زندگی مشترک زوجین مستدلا اظهارنظر نماید. که دادنامه از این جهت دچار نقص جدی است. لذا باتوجه به مراتب ذکر شده مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته را نقض و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به دادگاه صادره کننده رای منقوض ارجاع می نماید.
با اعاده پرونده شعبه *تشکیل جلسه داده است. از زوجه سوال شده ایا در مدت سه سال جدایی تقاضای تمکین نمودید؟ پاسخ داده خیر بخاطر حفظ ابرو نکردم. گفتم ابروی مرا برده لااقل عذرخواهی کند. تعادل روحی ندارد. اگر تعهد بدهد کارهایی که کرده را تکرار نکند. ایشان را می پذیرم. وکیل زوجه گفته زوج هیچ علاقه ای به موکل ندارد. و در پاسخ وی هم نشان داده است. در مورد نفقه هم بعد از محکومیت مجبور به پرداخت شده است. دنبال تمکین نیست دادگاه مقرر نموده زوجه به پزشکی قانونی جهت معاینه معرفی شود. پزشکی قانونی اعلام کرده از زوجه معاینه به عمل امد زوجه اختلال روانپزشکی جنون یا سفاهت ندارد. دادگاه تجدیدنظر به موجب دادنامه شماره *99/6/24 باتوجه به اینکه دلیلی بر سوی رفتار زوج ارائه نشده و نفقه پرداخت شده دادنامه بدوی را نقض و حکم بر بطلان دعوی فرجامخواه صادر نموده است. اقای ا. س. ر. به وکالت از س. ا. ا. ن. از دادنامه فرجامخواهی نموده که متن لایحه تقدیمی ایشان و پاسخ فرجامخوانده در زمان شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. م. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره*99/6/24 فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
فرجامخواهی اقای س. ا. س. ر. به وکالت از س. ا. ا. ن. نسبت به دادنامه شماره *مورخه 99/6/24 صادره از شعبه *که به موجب ان با نقض دادنامه بدوی صادره از شعبه *حکم بر بطلان دعوی فرجامخواه از جهت درخواست صدور حکم طلاق به لحاظ عسر و حرج صادر گردیده وارد و موجه میباشد. زیرا اولا زوجین از سال 86 جدای از یکدیگر زندگی می کنند و این جدایی به هر علتی که باشد. خود حکایت از اختلافات شدید زوجین دارد. ثانیا در طول این مدت زوج هیچگونه تلاشی برای الزام زوجه به تمکین انجام نداده است.و در جلسه مورخه 99/4/3 دادگاه تجدیدنظر عذرخواهی زوجه و تعهد وی در مورد پذیرش وی برای ادامه زندگی درخواست نموده که خود حکایت از عدم تمایل وی به ادامه زندگی و دلیل بر ترک زندگی در این مدت از ناحیه ایشان است. ثالثا در این مدت جدایی علیرغم اینکه زوجه دارای فرزند خردسال بوده مجبور شده برای اخذ نفقه خود و فرزند ش به محاکم مراجعه نماید. و پس از صدور حکم دادگاه و اجراییه و اقدام زوجه برای طلاق زوج با الزام دادگاه مجبور به پرداخت نفقه شده است. بدیهی است.که مراجعه زوجه برای دریافت نفقه معوقه و روزمره خود و فرزند ش به محاکم و اخذ ان با اجبار دادگاه خود از مصادیق بارز عسر و حرج تلقی میگردد. لیکن دادگاه تجدیدنظر به راحتی از کنار این موضوع گذشته و صرف پرداخت نفقه بعد از درخواست طلاق را کافی دانسته است. رابعا اینکه داوران در نظریه خود به شرح ص 33 پرونده ضمن اعلام عدم امکان سازش از قول زوج اعلام نمودهاند که اقدام زوجه در دریافت مهریه و نفقه کلاهبرداری میباشد. لیکن دادگاه تجدیدنظر علیرغم تذکر در این مورد در جهت رعایت ماده 27 قانون حمایت خانواده هیچگونه استدلالی در جهت رد نظریه داوران و اظهارات زوج ننموده است. خامسا اینکه زوج در مرحله اخیر دادرسی در دادگاه تجدیدنظر زوجه را متهم به روانی بودن نموده و دادگاه را ملزم به معاینه توسط پزشکی قانونی نموده است.که نظریه پزشکی نیز در جهت سلامت روانی زوجه میباشد. و دادگاه تجدیدنظر علیرغم اینکه به خواسته زوج عمل نموده لیکن با اعلام سلامت زوجه بدون توجه به این اقدام زوج و تهمت روانی بودن مجددا دادنامه بدوی را نقض نموده است. لذا باتوجه به مراتب ذکر شده مستندا به بند 2 ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته را نقض و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به شعبه همعرض دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع می نماید.
با نقض دادنامه و ارجاع به شعبه همعرض، شعبه *در مورخه 1400/01/21 تشکیل جلسه داده است. زوجین برای طلاق مذاکره نمودند و برای امور مالی به توافق رسیدند. زوجه گفته در مورد مهریه توافق شد که در زمان طلاق سی میلیون بابت مهریه بگیرم و سایر حقوق را می بخشم. در مورد جهیزیه توافق شد. که تحویل شود. حضانت فرزند تا هفت سال با من است. و نفقه باید داده شود. زوج گفته موافق هستم. و قبول دارم. دادگاه با ختم دادرسی به موجب دادنامه شماره *1400/01/23 باتوجه به توافق طرفین در مورد امور مالی دادنامه بدوی را از جهت الزام زوج به طلاق با توافق ایجاد شده تایید نموده است. زوج از دادنامه فرجامخواهی نموده که متن لایحه تقدیمی ایشان و پاسخ وکیل زوجه اقای ا. س. ر. در زمان شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. م. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *1400/01/23 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد.
فرجامخواهی اقای م. م. ح. م. ندانی نسبت به دادنامه شماره *1400/01/23 صادره از شعبه *که به موجب ان با تایید دادنامه بدوی صادره از شعبه *حکم به الزام زوج به طلاق زوجه صادر گردیده وارد و موجه نمیباشد. و دادنامه فرجامخواسته صرفنظر از احراز عسر و حرج زوجه با توجه به توافق زوجین در مورد حقوق مالی در جلسه دادرسی دادگاه تجدیدنظر و قبول بذل از ناحیه زوج مطابق مقررات و موازین قانونی صادر و ایراد و اعتراض موجه و موثری که موجبات نقض دادنامه فرجامخواسته را مطابق مقررات مندرج در ماده 371 قانون ایین دادرسی مدنی ابجاب نماید. از ناحیه فرجامخواه ارائه نگردیده است.لذا مستندا به مواد 370 و 396 قانون مارالذکر با رد فرجامخواهی به عمل امده دادنامه فرجامخواسته را تایید وابرام می نماید./ا400/4/21
شعبه *
رئیس شعبه: ج. ق. مستشار: س. م. ت.