در این پرونده س. ن. به وکالت از ف. ن. در مورخه 99/4/5 با تقدیم دادخواست به خواسته طلاق به لحاظ عسر وحرج و شرط بند 2 عقد به طرفیت ح. ک. ن. طرح دعوی نموده و اعلام کرده در 85/11/2 با خوانده ازدواج نموده است. شعبه *و کارزین در 99/5/1 تشکیل جلسه داده است. خواهان به مفاد دادخواست اشاره نموده خوانده گفته او توهین نموده و فحش می دهد. اگر مهریه را ببخشد طلاق میدهم. دادگاه قرار ارجاع به داوری صادر نموده است. مرکز مشاوره عدم تفاهم اخلاقی زوجین را اعلام نموده است. ص 17) دادگاه در 99/5/26 تشکیل جلسه داده است.وکیل خواهان اعلام کرده موکل از ناحیه زوج مورد ضرب وشتم قرار گرفته و در عسر وحرج است. شهود نیزوجود دارند. از شهود استماع شهادت شده است. 1- ک. ن.: (خواهر خواهان) شب تاسوعا رفتم خانه خواهرم حالش بد بود کتک خورده بود. نمی توانست راه برود نفس وی در نمی امد یکبار هم زده بود دستش را سیاه کرده بود من خودم دیدم. گوشی وی را زده و خراب شده بود تعادل روانی ندارد. عفت کلام ندارد. خرجی نمی دهد. مریض شده تا چهار روز دکتر نبرده است.هر کس بیاید شهادت بدهد می ترسد حرف در می اورد. 2- ر. ح.: زن برادرخواهان) من اکثر دعواهای انها بودم. دیدم که او را کتک می زد بحث می کردند. به من زنگ می زد می رفتیم خانه اش ایشان تعادل روحی وروانی ندارد. همه اش ناسزا می گفت وقتی صحبت می کند دستهایش را مشت می کرد به سرخودش می زد. حرفهای زشت و رکیک به پدر ومادر و برادران زنش می داد. خرجی نمی دهد. داور زوجه نظر به عدم سازش به دلیل سوی معاشرت زوج داده است.ص 39) دادگاه به موجب دادنامه شماره *99/10/24 به علت عدم ارائه دلیل حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر نموده است. ف. ن. نسبت به دادنامه اعتراض نموده است. و شعبه *به موجب دادنامه شماره *99/12/13 دادنامه بدوی را تایید نموده است. خانم ف. ن. از دادنامه فرجامخواهی نموده و به سوی رفتار زوج با شهادت شهود وعدم پرداخت نفقه اشاره نموده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *99/12/13 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد.
فرجامخواهی ف. ن. نسبت به دادنامه شماره *مورخه 99/12/13 صادره از شعبه *که به موجب ان با تایید دادنامه بدوی صادره از دادگاه حقوقی شهرستان *و کارزین حکم بر بطلان دعوی فرجامخواه از جهت درخواست صدور حکم طلاق صادر گردیده وارد و موجه میباشد. زیرا اولا در دادنامه بدوی اشاره شده که هیچگونه دلیلی از ناحیه زوجه بر عسرو حرج و تحقق شرط ارائه نگردیده است. این در حالیست که زوجه دو شاهد به دادگاه معرفی نموده و هر دو شاهد به سوی رفتار زوج از نظر ضرب و جرح زوجه و توهین و فحاشی نسبت به وی شهادت داده اند. زوجه باید چه دلیلی بهتر از شهود معرفی می نمود. ثانیا زوج نیز اظهارات شهود را انکار نکرده بلکه در جلسه اول دادرسی صراحتا اعلام نموده که اگر مهریه خود را ببخشد زوجه را طلاق می دهد. این رفتار نشان از اوج اختلاف و عدم تمایل به زندگی از ناحیه زوج نیز دارد. بلکه ایشان فقط مشکل بذل مهریه دارد. ثالثا داور زوجه نظر به عدم امکان سازش به دلیل سوی رفتار زوج داده است.و دادگاه به این مطلب هم توجه ننموده در حالی که زوج حاضر به معرفی داور هم نشده است. رابعا شهود به شرایط روحی و روانی زوج و عدم تعادل وی اشاره نمودهاند که بهتر بود از این جهت نیز ایشان مورد معاینه پزشکی قانونی قرار گیرد. خامسا اینکه مشخص نشده زوجین چه مدت است.جدا زندگی می کنند و ایا نفقه زوجه در این مدت پرداخت شده یا خیر در حالی که زوجه مدعی عدم پرداخت نفقه میباشد. لذا با توجه به مراتب ذکرشده مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته را نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع می نماید./ا400/4/28
شعبه *
رئیس شعبه: ج. ق. مستشار: س. م. ت.