خلاصه جریان پرونده:
خانم ن. ا. ز. ب. با وکالت اقای ب. ف. به طرفیت اقای ع. م. ز. ب. مستند به سند ازدواج 2317 مورخ 91/1/9 دادخواستی در محاکم خانواده ماکو به خواسته طلاق با استناد به شروط ضمن عقد در تاریخ 1400/07/03 مطرح نموده که بدوا به شعبه *ارجاع شده است.در متن دادخواست وکیل خواهان توضیح داده است.که عقد ازدواج با مهریه 1372 سکه بهار ازادی فیمابین زوجین منعقد شده حاصل زندگی مشترک یک فرزند پسر به نام ا. متولد 95/1/4 میباشد. که به شرح شرط ضمن عقد وکالت اعطایی از طرف زوج به موکل حق حضانت فرزند مشترک و تحصیل و استخدام با وی میباشد. زوج به استناد سایر شروط ضمن عقد سند نکاحیه فوق به زوجه وکالت در طلاق داده است.موکله نسبت به مطالبه مهریه خویش جداگانه اقدام نموده که تحت رسدیگی است.در خصوص نفقه نیز پرونده مربوطه در حال رسیدگی میباشد. بنابراین تقاضای رسیدگی و صدور گواهی عدم امکان سازش و اجبار زوج به طلاق موکله جهت اجرای صیغه طلاق به شرح ستون خواسته مورد استدعاست در جلسه 1400/07/10 شورای حل اختلاف وکیل خواهان لایحه ای تقدیم نموده خوانده حاضر نشده است.شورا پس از تجدید جلسه دادرسی و عدم حضور طرفین به لحاظ عدم سازش زوجین و عدم توفیق در اصلاح ذات البین چون موضوع خواسته در صلاحیت محاکم قضایی است.پرونده را از موجودی خود کسر و به دادگستری ماکو ارسال نموده است.که به شعبه *ارجاع گردد.یه است.برای تاریخ 1400/09/06 وقت رسیدگی تعیین شده است.در جلسه مذکور که دادگاه با حضور قاضی مشاور قضایی و وکیل خواهان و خوانده تشکیل گردیده است.به وکیل خواهان دادگاه سعی در انصراف از طلاق نمود موثر واقع نشد دادگاه وارد رسیدگی شده است.از وکیل خواهان خواسته است.موضوع خواسته خود را بیان نمایید؟ پاسخ داده است.خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است.تقاضای امعان نظر و اتخاذ تصمیم شایسته به شرح ستون خواسته مورد استدعاست لازم به توضیح است.بر اساس صفحه 16 از سند نکاحیه قسمت سایر شروط زوج به زوجه (موکله) شرط نموده که حق مسکن و طلاق و حضانت فرزند و تحصیل و استخدام با وی باشد. و زوجه مانع نشود. و لذا با توجه به اعطای چنین حقی به موکله و اینکه شرط ضمن عقد جز سند رسمی بوده لذا درخواست بذل توجه و صدور حکم شایسته در این خصوص مورد استدعاست ضمنا در خصوص حقوق مالی زوجه مهریه از طریق اجرای ثبت به اجرا گذاشته شده و نفقه تحت رسیدگی میباشد. دادگاه خطاب به خوانده اظهارات وکیل خواهان برای شما قرائت میشود. چه می گویید؟ اظهار داشت من به زوجه خود علاقه مند هستم یک فرزند پسر به نام ا. داریم من حاضر به طلاق زوجه نیستم زوجه تحت تاثیر خانواده اش طلاق می خواهد اینجاناب منازل مسکونی در *را به جهت اخذ وام طی قولنامه ای به نام وی کردم بعد رفته سند به نام خود گرفته بعد هم به نام پدرش انتقال داده تا دست من به چیزی نرسد یک خودروی 206 را نیز به نام او زدیم حدود شش الی هشت میلیارد تومان طلاجات همراه فاکتورها با خود برده است.علت اختلاف این است.که به زوجه گفته ام به شغل ارایشگری نرود من ندانسته و نخوانده ان شرط را در سند ازدواج امضای کرده ام در ان موقع فقط در مورد مهریه 1372 عدد سکه حرف زدند گفتند کی داده کی گرفته است.بعد هم نمی دانم کی این شرط را امضای کرده ام از مفاد ان مطلع نیستم مرا از منزل که خودم ساخته ام بیرون کرده اند الان در منزل پدرم مانده ام شغل من ترخیص کاری بود که تمام حسابهای مرا بسته اند ممنوع الخروج کرده بودند نمی توانم کار کنم 50 میلیون تومان از حساب من بابت مهریه از طریق اداره ثبت اسناد و املاک برداشتند و کل اموال من اعم از زمین، اپارتمان و غیره را توقیف کرده اند حاضر به طلاق نیستم حدود 11 ماه است.جدا از هم هستیم اظهارنامه تمکین و افرادی هم فرستادم حاضر به تمکین نیست اختلاف ما مالی است.و چشم مال صغیر من دوخته اند وکیل خواهان اظهار داشت هنوز پرونده اجراییه ثبتی به لحاظ ایرادات و ابهامات موجود تحت بررسی و رسیدگی بوده و حقوق مالی زوجه ربطی به موضوع پرونده حاضر که زوج محترم به انها اشاره نموده نداشته و با توجه به شرط ضمن عقد اعطایی توسط زوج و رسمی بودن سند نیازی به عدم قبول خواسته موکله از طرف زوج نبوده و سند رسمی و مفاد ان لازم الاجرا بوده و قابلیت استفاده اجرا دارد. تمام اظهارات خوانده نسبت به موکله و خانواده ایشان همگی بی پایه و اساس و در قالب افترا و نشر اکاذیب بود لذا تقاضای رسیدگی و صدور حکم شایسته با لحاظ شرط ضمن عقد سند رسمی اعطایی توسط زوج به زوجه مستدعی مند است.ضمنا لازم به توضیح بوده که در خصوص مسایل مالی موکله جهازیه و حضانت فرزند علیرغم اعطای شرط ضمن عقد در مرحله بعد از داوری مراتب تمکین اعلام خواهد شد خوانده اظهار داشت حرفی ندارم. حاضر به طلاق نیستم دادگاه با اعلام ختم جلسه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده است.و مراتب جهت معرفی داور به طرفین ابلاغ شده است.وکیل زوجه داور موکلش را نیاز به هدایت ا. ز. ب. معرفی نموده است.که داور زوج نیز چون توسط خود او معرفی نشده است.دادگاه در تاریخ 1400/09/20 در برگ 36 پرونده به نام م. م. با حق الزحمه دو میلیون ریال تعیین نموده است.دادگاه با تعیین وقت و دعوت طرفین در جلسه مورخ 1400/10/07 با حضور داوران و اصحاب دعوا وشایف داوران را به انان تفهیم نموده است.داور زوجه در برگ 45 و داور زوج در برگ 47 اعلام نظر نمودهاند که داور زوج بر صلح و سازش و ادامه زندگی مشترک اعلام نظر نموده است.داور زوجه نظر خود را بر عدم امکان سازش فیمابین بیان نموده است.وکیل خواهان در لایحه ای که در برگ 52 پرونده پیوست است.از مطالبه حقوق مالی موکلش شامل اجرت المثل ایام زندگی مشترک و نفقه خودش و فرزند مشترک و مطالبه مهریه در پرونده اجرای ثبت و اینکه جهیزیه نزد خود زوجه میباشد. اعلام نموده است.نظریه داور زوج در برگ 47 پرونده بر تداوم زوجیت اعلام گردیده است. دادگاه در تاریخ 1400/10/30 مقرر نموده است.به وکیل خواهان ابلاغ شود. کدام یک از حقوق مالی موکله را از چه تاریخ مطالبه می نمایند ظرف سه روز اعلام نماید. در برگ 52 به مراتب مورد نظر طی لایحه ای اعلام شده است.دادگاه در تاریخ 1401/02/01 تشکیل گردید.خواهان که وکیل خود را عزل نموده است.مراتب عزل به وکیل ابلاغ شده در این جلسه گفته است.زوج منزل مسکونی را به نام من کرده بود و از بابت مهریه نبود در دادگاه شعبه دوم حقوق پرونده را ذکر کرده است.که به نفع زوج رای صادر شده است.هنوز مهلت اعتراض باقی است.و اعتراض خواهم کرد ایشان ان زمان طلاجات برای من خریده بود شاید به ارزش سیصد یا چهارصد میلیون تومان من هیچ طلاجاتی با خود نبرده ام پرونده طلاجات باز کرده بود من نمی دانم در کدام شعبه بود پرونده را بستند دقیقا نتیجه را نمی دانم دعوی با استرداد مال منقول مطرح کرده بود طی سند رسمی ازدواج وکالت در طلاق داده است.طلاق با اعمال وکالت می خواهم زوج بد اخلاق است.دست بزن دارد. فساد اخلاقی و عیاشی دارد. با زنان دیگر حرف می زند شغل وی ترخیص کالاست در تاریخ 92/6/20 عروسی کردیم فرزند مان متولد 95 به نام ا. میباشد. حدود یک سال پیش به منزل پدرم از تاریخ 99/11/1 رفته ام فرزند م نیز نزد من هست خودم جر و بحث شد ترک منزل کردم چاقو روی من کشید شکایت از او نکردم در مورد مهریه در اداره ثبت اقدام کرده ام و اموالی از زوج توقیف شده است.شامل زمین زراعتی در جریان عملیات اجرایی است.از 99/11/1 نفقه مرا نداده است.نفقه معوقه خود را می خواهم حاضر به مراجعت به منزل زوج و تمکین نیستم در مورد نفقه طفل و خودم شورای حل اختلاف اقدام کرده ام نمی دانم رای صادر شده یا خیر؟ در منزل زوج کارهای خانه داری انجام داده ام به میل خودم همیشه با هم درگیری داشتیم در طول یک ماه 20 روز را زوج در منزل نبود دو سال یک بار حدود ده یا بیست روز قهر می کردیم در منزل پدرم بودم بعدا سازش می کردیم حضانت فرزند م را تا پایان هفت سالگی متقبل می شوم بعد از ان اگر نزد پدرش برود مانع نمی شوم در مورد حق مسکن اعمال نکرده ام هر جا که زوج رفته است.همان جا مانده ام اوایل نیز مشترک در بازرگان مدتی در *منزل مسکونی دارد. در هنگام مسافرت یک ماه مانده ایم من در زمان ازدواج با زوج دانشجو بودم اجازه تحصیل به من نداد زوج نفقه طفل را شش یا هشت ماه یک بار ده میلیون واریز کرده به حساب من اگر طفل در نزد من باشد. نفقه او را می خواهم نفقه ایام عده را هم می خواهم. جهیزیه در نزد خودم میباشد. خوانده گفته است.من ان شروط را قبول ندارم. چون وکالت در طلاق نیست شروط سند ازدواج را امضای نکرده ام من شغل ترخیص کالا دارم. من نفهمیده ان را امضای کرده ام تحقیق کرده ام برخی قضات گفته اند این وکالت در طلاق نیست من حاضر به طلاق نیستم پرونده شعبه دوم کپی رای را ارائه می دهم هنوز قطعی نشده است.من بنا به شغل در منزل نبودم این زوجه که مدعی است.همیشه درگیری و دعوا بود هر سال پنج بار مسافرت خارجی *می رفتم حدود یک و نیم میلیارد تومان ارزش جواهرات خریداری شده در دست زوجه است.برای زوجه است.در مورد نفقه زوجه در شورای حل اختلاف پرداخت کرده ام شعبه *است.دریافت کرده است.ماهیانه هشتصد هزار تومان می گرفت به موجر گفته بودم مستقیم به حساب او میریزد من در خانه خود غذا نخورده ام دستوری به او نداده ام به منزل هفته ای یک روز کارگر خانم می اورد منزل را تمیز می کرد به نام ط. خانم من منزل خود را به نام زوجه ام کرده بودم برای اینکه خیالش راحت باشد. قولنامه نوشتم به نام خود سند زده بودند در *منزل مسکونی دارم. از سال 97 تا تقریبا زمان کرونا در انجا ماندیم حدود یک سال نیز در سایر مواقع در رفت و امد بودیم مسافرت خارج داشتیم پاسپورتها نشان می دهد هر جا نشسته می گوید من ازدواج کرده ام چون در واقع؟؟؟ شده ام تمام اموالم را توقیف کرده اند باز هم مبلغ بیست میلیون تومان از من پول اضافه می خواهند حاضر به طلاق نیستم به همسرم علاقه شدید دارم. پدر و مادرش به او یاد می دهد زوجه گفته است.خودم تصمیم گرفته ام خود زوج به من می گوید خوشت می اید بمان خوشت نمی اید برو نام ان زن که با او رابطه دارد. نمی دانم از زنان خیابانی است.زوج گفته است.دادخواست تمکین داده ام تقاضای رسیدگی توام به دو پرونده را دارم. دادگاه دستور تعیین وقت نظارت و با بررسی از تصمیم نتیجه ارای صادره در شورای حل اختلاف و شعبه سوم حقوقی در مورد استرداد مال منقول و نفقه زوجه و فرزند استخراج و ضمیمه شود. در پرونده تمکین که به پرونده طلاق منضم شده است.دادگاه با توجه به اینکه زوجه حاضر به تمکین به لحاظ ضرب و جرح از سوی زوج نبوده است.و زوج ادعای او را تکذیب نموده است.و از مسافرت های خارجی و تفریحی که در طول سال های زندگی داشته است.و اینکه زوجه در منزل مستقل من در *اقامت دارد. و خود او نیز اقرار دارد. ادعای داشتتن بیماری روانی دو قطبی توسط او کذب است.هر دو نفرمان را به پزشکی قانونی معرفی نمایید نظر قاضی مشاور با توجه به اینکه زوجه گفته است.زوج در منزل جر و بحث دارد. از تاریخ 99/11/1 ترک منزل نموده و به اتفاق طفل در منزل پدرش به سر می برد منزل مسکونی را به او با سند عادی داده بود بعد شکایت با طرح دعوی در سازمان *حکم بر بطلان معامله صادر شد ولی هنوز در جریان تجدیدنظر خواهی است.نفقه معوقه و عده را مطالبه می نماید. در نهایت عقیده به صدور حکم به بطلان دعوی وی داشته است.دادگاه نیز در تاریخ 1400/12/28 به موجب دادنامه *در مورد هر دو پرونده تمکین و طلاق با اعلام ختم دادرسی رای خود را به این شرح صادر نموده است. در خصوص دادخواست خانم ن. ا. ز. ب. فرزند ه. متولد 1372 به طرفیت اقای ع. م. ز. ب. فرزند ل. متولد 1362 به خواسته صدور حکم طلاق به استناد شرط ضمن عقد سند ازدواج موضوع پرونده کلاسه با عنایت به علقه زوجیت دائم بین طرفین به موجب سند رسمی نکاحی به شماره ترتیب 2314 مورخه 09/01/91 دفتر خانه شماره 24 حوزه ثبتی *که ماحصل ان فرزند پسری به نام ا. متولد 95/1/9 میباشد. و نظر به شرح دادخواست و اظهارات وکیل خواهان به نام اقای ب. ف. در اولین جلسه دادرسی به تاریخ 1400/06/09 (بعدا زوجه وکیل خود را عزل نموده است) مبنی براینکه زوج مطابق شرط ضمن عقد در سند ازدواج حق مسکن و طلاق و غیره را به زوجه اعطا نموده است. (اوراق 7 و 11 پرونده) لذا تقاضای صدور حکم طلاق با اعمال وکالت را دارد. در مورد مهریه به تعداد 1372 عدد سکه تمام بهار ازادی از طریق اداره ثبت اسناد و املاک اقدام شده است.شغل زوج ترخیص کالا است.و املاک متعدد وی در قبال مهریه توقیف شده است.مشارالیها در جلسه مورخ (1400/12/01) اظهار داشته در تاریخ 92/6/20 عروسی کرده اند همیشه در منزل جروبحث بوده و مورد کتک کاری زوج و تهدید با چاقو واقع شده ولی شکایتی علیه او نکرده است.خود از تاریخ 99/11/1 ترک منزل نموده و به اتفاق طفل در منزل پدری اش به سر می برد زوج منزل مسکونی را که طی مبایعه نامه ی عادی به نام او (زوجه) کرده بود با طرح دعوی در شعبه *حکم بر اعلان بطلان معامله صادر شده ولی هنوز در مرحله تجدید نظرخواهی است.نفقه معوقه و عده را مطالبه می کند زوج نفقه طفل را واریز کرده است.جهیزیه در ید خود زوجه میباشد. در منزل زوج کارهای خانه داری و فرزند داری را به میل خود انجام داده است.زوج اکثرا در منزل نبود یا به سفر خارجی می رفت متعاقبا زوجه طی لایحه مورخه 1400/12/25 اعلام داشته دو عدد سکه از مهریه و اجرت المثل ایام زوجیت و نحله را به زوج بذل می کند خوانده ضمن عدم تمایل به طلاق اظهار داشته ان شرط را نخوانده امضا کرده است.زوج کل اموال او را توقیف نموده و با وصف ارسال اظهارنامه تمکین و داشتن منزل مسکونی با اثاثیه در *حاضر به تمکین و مراجعت به منزل نیست ادعای زوجه در مورد درگیری در منزل و غیره را قبول ندارد. سالی چند بار به مسافرت خارجی (شهرهای *) می رفتند مال دنیا سبب اختلاف شده و از بابت نفقه طفل مبلغ بیست میلیون تومان به حساب زوج واریز کرده مضافا مشارالیها اجاره بهای چند مغازه به نام طفل در بازرگان را دریافت می کند زوجه مدعی ازدواج مجدد او (زوج) است.ولی این موضوع صحت ندارد. به جهت علاقه به زوجه خود، حاضر به طلاق نیست. با مداقه در سند رسمی نکاحیه در قسمت سایر شرایط که به امضای زوجین رسیده چنین درج شده زوجه شرط نمودهاند حق مسکن و طلاق و حضانت فرزند و تحصیل و استخدام با وی باشد. و زوج مانع نشود. از محتوای چنین شرطی وکالت در طلاق مستنبط میگردد. علی هذا نظر به مراتب فوق و گواهی پزشکی قانونی به شماره 3814 /م/1400/10/12 مورخه 1400/12/24بر عدم حاملگی زوجه، در شرایط فعلی با لحاظ شرط ضمن عقد و و نظرموافق مشاور محترم قضایی، دادگاه دعوی خواهان را موجه دانسته و مستندا به مواد 26 و 29 و 34 قانون حمایت خانواده و ماده 1119 قانون مدنی حکم طلاق زوجه را صادر می نماید. به نحوی که با داشتن وکالت در طلاق و مراجعه به یکی از دفاتر اسناد رسمی خود را مطلقه نماید. با لحاظ اقرار وی بر پرداخت نفقه طفل توسط زوج موضوع تعیین نفقه فعلا منتفی است.حضانت طفل قانونا تا پایان هفت سالگی با زوجه است.بعد از ان با لحاظ شرط ضمن عقد به زوجه واگذار میگردد. و زوج هر هفته به صورت دو روز از ساعت 17 عصر روز چهارشنبه تا ساعت17 عصر روز جمعه با طفل ملاقات خواهد داشت صرف نظر از اقرار زوجه به انجام کارهای منزل به میل خود و عدم استحقاق وی بر اجرت المثل ایام زوجیت با لحاظ بذل دو عدد سکه از مهریه و بذل سایر حقوق مالی، نوع طلاق جاریه نیز خلعی از قسم باین خواهد بودمدت اعتبار گواهی صادره شش ماه از تاریخ ابلاغ رای قطعی یا قطعیت رای میباشد. چنانچه ظرف مهلت مذکور به دفتر ثبت طلاق تسلیم نگردد. یاظرف سه ماه از تاریخ تسلیم حاضر نشده و مدارک لازم ارائه نشود. از درجه اعتبار ساقط خواهد بود. در خصوص دادخواست اقای ع. م. ز. ب. به طرفیت خانم ن. ا. ز. ب. به خواسته دعوی متقابل بر الزام تمکین عام و خاص نظر به شرح دادخواست و تقاضای زوج بر تمکین زوجه صرف نظر از عدم امادگی زوجه به تمکین با لحاظ صدور حکم طلاق با اعمال وکالت در ان به استناد شرط ضمن عقد موجبی برای تمکین زوجی باقی نمی ماند لذا دادگاه با لحاظ نظر مشاور محترم قضایی، دادگاه در شرایط فعلی دعوی زوج را غیر موجه دانسته و مستندا به ماده 197 از قانون ایین دادرسی مدنی حکم بر بطلان دعوی صادر می نماید. ارای صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل درخواست تجدید نظر درمحاکم محترم تجدید نظر *و در خصوص طلاق ظرف مهلت بیست روز دیگر قابل فرجام خواهی در دیوان عالی محترم کشور میباشد. از این رای زوج تجدیدنظر خواهی نموده در لایحه ای که در اوراق 30 الی 33 پرونده تجدیدنظر خواهی پیوست شده است.به ان قسمت از رای تجدیدنظر خواسته که دادگاه شرط حق طلاق و مسکن مندرج در سند نکاحیه را به عنوان وکالت در طلاق دانسته است.و رای بر این مبنا علیه او صادر شده است.مغایر با موازین شرعی و قانونی دانسته است.چون حق طلاق جز حقوق مرد بوده و قابل انتقال و واگذاری به زوجه نیست جز اینکه در قالب تصریح عقد وکالت باشد. زوج نمیتواند در فقه شیعه حق طلاق که با اوست به دیگری با سلب حق از خود انتقال دهد. لذا نقض رای و صدور حکم به بطلان دعوی را خواستار شده است. پس از تشریفات تبادل لوایح و ارجاع پرونده به شعبه *هیات شعبه مذکور با تعیین وقت و دعوت طرفین در جلسه دادرسی مورخ 1401/03/21 در تاریخ 1401/03/23 پس از بررسی اوراق پرونده و اخذ توضیحات گرفته شده از طرفین در جلسه فوق الذکر با اعلام ختم دادرسی طی دادنامه *مورخ 1401/03/23 رای خود را به این شرح صادر نموده است. در خصوص تجدیدنظر خواهی اقای ع. م. ز. ب. فرزند ل. به طرفیت خانم ن. ا. ز. ب. فرزند ه. با وکالت اقای ا. ا. نسبت به دادنامه شماره *که به موجب ان در خصوص دعوی طلاق گواهی عدم امکان سازش صادر گردیده و نسبت به دعوی تمکین حکم به بطلان دعوی زوج صادر شده است.دادگاه در بررسی مجموع اوراق و محتویات پرونده خلل و خدشه ای در رای مربوط به طلاق مشاهده نمی شود. حکم منطبق به موازین قانونی صادر گردیده زوجه از مهریه 3 سکه را بذل و 1370 سکه از مهریه را از زوج می خواهد نسبت به سایر حق و حقوق قانونی هم ادعایی ندارد. با توجه به مراتب فوق دادگاه به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی با مردود اعلام نمودن اعتراض زوج گواهی عدم امکان سازش صادره را منطبق بر موازین قانونی تشخیص و تایید می نماید. اما در خصوص موضوع تمکین با عنایت به اینکه صرف صدور گواهی عدم امکان سازش نمیتواند موجب عدم تمکین باشد. موجه عدم تمکین نیز در پرونده مشاهده نمی شود. زوجه موظف است.تا زمان اجرای حکم طلاق در منزل مشترک حضور داشته باشد. و از همسر خود تمکین نماید. لذا دادگاه اعتراض را در خصوص حکم تمکین وارد ندانسته و به استناد ماده فوق الذکر رای صادره را نقض و مستند به مواد 1102 و 1114 از قانون مدنی حکم بر محکومیت زوجه به حضور در منزل مشترک و تمکین از زوج صادر و اعلام می نماید. رای صادره در خصوص طلاق ظرف 20 روز از تاریخ ابلاغ قابل فرجام خواهی در شعب دیوان عالی کشور است.و در مورد تمکین قطعی است اکنون از این رای اقای ع. م. ز. ب. فرجام خواهی نموده است.که هنگام شور ضمن گزارش پرونده متن دادخواست فرجام خواهی مشارالیه که در اوراق 59 و 60 پرونده محاکمات پیوست گردیده است. قرائت میشود.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. ن. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
نظر به اینکه شرط خلاف مقتضای عقد طبق بند یک ماده 233 قانون مدنی موجب بطلان عقد میشود. لیکن با توجه به اینکه شرط مندرج در سند نکاحیه گرچه در سند نکاحیه قید شده است.که زوجه شرط نمود که حق مسکن و طلاق و حضانت فرزند و تحصیل و استخدام با وی باشد. و زوج مانع نشود. چون پس از انعقاد عقد و قبول شرایط ضمن العقد مندرج در صفحات ایجاب و قبول عقد ازدواج در سند نکاحیه درج گردیده است.راجع به واگذاری حق طلاق به زوجه شرط نامشروع و خلاف موازین شرعی و قانونی محسوب میشود. که مصداق بند 3 ماده 232 قانون مرقوم بوده گرچه باطل میباشد. ولی ضمن عقد زوجیت نبوده نهایتا زوجه با اتکای به این شرط نمیتواند برای طلاق خویش به ان استناد نماید. چون نسبت به طلاق شرط باطلی است.و باید ادعای خود را در حدود مواد 1119 و 1130 قانون مدنی ثابت نماید. لیکن متکی به دلیل اثباتی کافی به نظر نمی رسد لذا رای فرجام خواسته که منطبق با موازین قانونی و شرعی و محتویات پرونده صادر نشده است.قابلیت ابرام ندانسته مستندا به بند 2 ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی نقض پرونده جهت رسیدگی به یکی دیگر از شعب محاکم تجدیدنظر استان *ارجاع میگردد.
شعبه *
رئیس: ع. ن. مستشار: ع. ک. ص. س. عضو معاون: س. م.