تاریخ دادنامه قطعی: 1394/06/04
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: تقدیم دادخواست طلاق قبل از دادخواست فسخ نکاح، مفید اسقاط حق فسخ از سوی زوج است.
آقای ن. ط. دادخواستی به طرفیت خانم س. ف.د. و به خواسته صدور حکم بر فسخ نکاح فیمابین به دلیل تدلیس و فریبکاری خوانده در امر ازدواج تقدیم کرده و با استناد به شهادت شهود و اقرار ضمنی شخص خوانده به بدهکاری خودش به بنده توضیح داده است به موجب سند رسمی به شماره ترتیب... مورخ 1393/03/28 دفتر ثبت ازدواج شماره... حوزه ثبت زن خوانده را به عقد ازدواج دائمی خود در آورده ام و با صداقت کامل با وی ازدواج کردم متاسفانه در هنگام عقد با وی مواردی را به من گفت که هیچکدام واقعیت نداشته و مرا فریب داده است 1 - خود را باکره و دوشیزه معرفی نمود درحالی که قبلا با شخصی به نام ح. ر. عقد ازدواج بسته بوده و در دادگاه پرونده دارند 2 - خود را دارای مدرک لیسانس معرفی نموده که بعدا معلوم شد لیسانس ندارد 3 - در هنگام عقد خود را آخرین فرزند خانواده با سن و سال کم نشان داد که بعد معلوم شده دروغ گفته وفرزند آخر نمیباشد 4 - شناسنامه خود را برای امحای اثر ازدواج قبلی خودش دستکاری کرده بود که بدین ترتیب مرا فریب داده است زیرا هیچ اثری از ازدواج قبلی وی در شناسنامه اش نبوده و فکر کردم دوشیزه است لذا بنا بمراتب درخواست صدور حکم بر فسخ عقد ازدواج را دارم. شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شهرستان ر. وقت رسیدگی تعیین و طرفین را دعوت کرده است و دادگاه در وقت مقرر با حضور طرفین دعوی تشکیل شده است خواهان اظهار داشته خواسته به شرح دادخواست میباشد ایشان قبلا عقد نموده بوده و به من نگفته، به من نگفته بود بچه آخراست گفته بودلیسانس دارد ولی متوجه شده ام لیسانس نیست البته دقیقا نمیدانم لیسانس دارد یا خیر؟ چون دروغ گفته وواقعیت را نگفته تقاضای فسخ نکاح را دارم. هنوز عروسی نکرده ایم فقط عقد نموده ایم. خوانده اظهار داشته مواردی که گفته شد از موارد فسخ نیست معرف من خاله ایشان بوده که 20 سال آشنائی با ما داشته وایشان از کلیه مسائل وعقد قبلی من اطلاع داشته است عقد کرده بودم توافقی طلاق گرفته ام من به خاله ایشان وتحقیقات خودش اکتفا کردم وحدس میزدم ومطمئن بودم که اطلاع دارد. در مورد مدرک لیسانس دانشجو هستم و یک ترم دیگر لیسانس میگیرم من به وی نگفته ام لیسانس هستم شناسنامه ام را نیز طبق حکم دادگاه چون باکره بودم عوض کردم و نام همسر قبلی را پاک کرده ام خود ثبت احوال شناسنامه را عوض کرده است ایشان میتواند مرا طلاق دهد قصد وی از فسخ پایمال کردن حقوقم میباشد در ضمن لزومی نداشته به وی توضیح دهم فرزند چندم خانواده هستم با تحقیق کامل به خواستگاری آمده و اطلاع کامل داشته است. در ضمن خواهان قبلا دادخواست طلاق داد آن را پس گرفته ودادخواست فسخ نکاح داده است خواهان اظهار داشته من در تاریخ 1393/05/23 در عروسی پسرخاله ام از این و آن شنیدم که همسرم قبلا ازدواج کرده کلی تحقیق کردم رفتم ثبت احوال « برج 7 » متوجه شدم ایشان قبلا ازدواج کرده است باید دادخواست فسخ نکاح بدهم دادخواست طلاق را مسترد کردم من در برج 7 - امسال کاملا مطمئن شدم ایشان ازدواج کرده است خوانده اظهار داشته ما به خاله ایشان گفته ایم مطمئن بودیم که ایشان درجریان است من رودرو نگفته ام. دادگاه آدرس و مشخصات خاله خواهان را استعلام کرده و بطرفین اعلام نموده ظرف یک هفته آدرس دقیق او را اعلام دارند. آقای ع.س. خود را به وکالت از خانم س. ف.د. معرفی نموده و لوایحی را تقدیم کرده اند سپس به موجب لایحه شماره 1529 - 1393/10/20 از سوی موکل عزل شده است. همچنین آقای ح.م. از دفتر حمایت حقوقی و قضایی ایثارگران خود را به وکالت از خانم س. ف.د. معرفی ولایحه ای تقدیم کرده است. خانم ا. ز. (ساکن ا.) طی نامه ای که به شماره 1525 - 1393/10/17 ثبت شده به دادگاه اعلام نموده چون ساکن ا. است نمیتواند در دادگاه حاضر شود واعلام داشته با خانم س. ف. همکلاسی دوران راهنمائی تحصیلی بوده واز عقد وی بی اطلاع بوده ودرجریان عقد او با آقای ن. ط. فقط معرف بوده است خود طرفین میبایست اقدام به تحقیق و پرس وجو می کردند کما اینکه در زمان آشنایی های بعدی آنان و عقد شان اصلا در شهرستان ر. نبوده ام. شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شهرستان ر. دروقت مقرر با حضور طرفین دعوی و وکیل خوانده تشکیل شده است خواهان اظهار داشته بنده از ازدواج اول ایشان اطلاع نداشتم وبه من نگفته اند لذا تقاضای فسخ نکاح را دارم، خوانده اظهار داشته دو ساعت قبل از عقد به ایشان گفتم خودم و ایشان تنها بودیم خواهان اظهار داشته که دروغ می گوید به من نگفته است. نماینده حقوقی ایثارگران اظهار داشته ضمن تایید اظهارات موکله خود دفاعیات به موجب لایحه تقدیمی است با توجه به اظهارات متناقض خواهان درجلسه دادرسی درخواست صدور حکم بر بطلان دعوی را دارم لازم به ذکر است که موکله شهودی دارد مبنی بر اینکه خواهان بعد از اطلاع از ازدواج قبلی زوجه موکله را دو نوبت و به صورت متناوب به منزل خود برده و دو هفته در منزل خود نگهداشته ودر این مدت با ایشان رابطه زناشویی داشته است اسامی شهود ه. خ. ع. و ر. ف. به نشانی... میباشد حاضرم در جلسه بعد شهود را حاضر نمایم. خواهان اظهار داشته بنده قبول دارم که با همسرم رابطه زناشویی داشتم بعد از عروسی ما با هم زندگی مشترک داشتیم در برج 7 دقیقا متوجه شدم که قبلا ازدواج کرده است و 20 روز طول کشید که خوانده را آوردم رزن و دادخواست دادم بنده نمیدانم که باکره بوده است یا نبوده است نامه داشتیم ولی پیش چند ماما بردم گفتند که زن بوده است حدود 5 بار رابطه زناشوئی (دخول) داشتم ایشان قبلا ازدواج کرد و به من نگفت که من ازدواج کردم. دادگاه: قرار استماع شهادت شهود را صادر و طرفین را به منظور فوق دعوت کرده است ودر وقت مقرر دادگاه با حضور طرفین دعوی و وکیل خوانده تشکیل شده دادگاه از گواهان خوانده به شرح صفحات 58 و 57 پرونده تحقیق کرده است سپس خواهان اظهار داشته قبول دارم که در مرداد و شهریور 1393 خوانده همراه من در تهران بوده ورابطه زناشویی داشتیم ولی وقتی فهمیدم ومتوجه شدم دادخواست طلاق دادم بعد که مشورت کردم که اشتباه بوده دادخواست طلاق را مسترد و دادخواست فسخ نکاح را دارم. دادگاه پرونده استنادی به کلاسه --- را مطالبه کرده است وقید نموده در تاریخ 1393/07/07 آقای ن. ط. دادخواستی به طرفیت همسرش خانم س. ف.د. و به خواسته طلاق به لحاظ کتمان ازدواج قبلی تقدیم دادگستری نموده که به شعبه اول حقوقی ارجاع شده و نامبرده در 1393/07/16 دادخواست خود را مسترد نموده که طی دادنامه شماره --- - 1393/07/17 قرار ابطال دادخواست صادر شده است. شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شهرستان ر. به موجب رای شماره --- - 1393/12/17 در خصوص دعوی آقای ن. اله ط. به طرفیت همسرش خانم س. ف.د. با نمایندگی حقوقی آقای م. و به خواسته فسخ نکاح به لحاظ تدلیس و فریبکاری با این توضیح که خواهان مدعی شده که همسر وی قبل از ازدواج با نامبرده با شخص دیگری ازدواج کرده و طلاق گرفته واین موضوع را در زمان خواستگاری و قبل از عقد نگفته است و بعد از وقوع ازدواج از دیگران شنیده و پس از تحقیق محرز شده که قبلا ازدواج کرده است خوانده در مقام دفاع بیان نموده قبل از عقد ودرشب عروسی موضوع ازدواج سابق را به وی اطلاع داده است و بعد از عقد و نیز چندین بار رابطه زناشویی با هم داشته ایم وطلاق بنده از همسر قبلی، غیرمدخوله بوده است ومن باکره بوده ام. اولا کتمان حقیقت یا عدم بیان واقعیت، فریب درازدواج تلقی نمیشود زیرا فریب بمعنی بیان اموری که مطابق با واقع نباشد لذا با فرض اثبات اینکه خوانده قبل از عقد، خواهان را از ازدواج با شخص دیگری آگاه نکرده است از موارد فریب درازدواج یا تدلیس به شمار نمی آید ثانیا به استناد ماده 1131 قانون مدنی فسخ نکاح به لحاظ تدلیس پس از اطلاع فوری است بنابر این با این فرض که خواهان بعد از عقد متوجه ازدواج سابق همسرش وطلاق شده است این موضوع از موارد فسخ نکاح باشد عدم اقدام تا تاریخ 1393/07/16 موجب سقوط حق فسخ میگردد مضافا اینکه نامبرده بدوا مبادرت به طرح دعوا به خواسته طلاق درمورخه 1393/07/07 نموده که پس از مشورت با وکیل یا افراد دیگر دادخواست خود را مسترد نموده است وسپس دادخواست فسخ نکاح تقدیم کرده است که این امر بیانگر اطلاع وی از موضوع حداقل یک هفته بعد از وقوع عقد دارد و از طرفی جهل وی به قانون راجع به ایجادواعمال حق فسخ احراز نمیگردد لذا حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام کرده است. آقای ن. ط. نسبت به دادنامه فوق الذکر تجدیدنظرخواهی به عمل آورده است که پس از پاسخ تجدید نظرخوانده شعبه چهارم دادگاه تجدید نظراستان همدان به موجب رای شماره --- - 1394/01/30 با رد اعتراض رای تجدیدنظرخواسته را تایید کرده است. آقای ن. ط. نسبت به دادنامه یاد شده فرجام خواهی به عمل آورده است که پس از پاسخ فرجام خوانده پرونده به دیوان عالی کشور ارسال وبه این شعبه ارجاع شده است. لایحه اعتراضیه به هنگام شور قرائت میشود.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای مهدی اسلامی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره --- - 1394/01/30 شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان همدان مشاوره نموده چنین رای میدهد:
اعتراض فرجام خواه با توجه به مندرجات پرونده و رسیدگیهای به عمل آمده وارد نیست ورای دادگاه بنابه جهات ودلایل منعکس درآن واینکه دلیلی بر فریب درامر ازدواج و تدلیس ارائه نشده است وبه موجب دادنامه شماره --- - 1389/01/09 شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شهرستان ر.که حکم طلاق توافقی زوجین آقای ح. ر. وخانم س. ف.د. را صادرنموده زوجین زندگی مشترک خود را آغاز ننمودهاند و طبق گواهی پزشکی قانونی زوجه باکره وغیرمدخوله میباشد واینکه حذف مشخصات همسراز شناسنامه خانم س. ف.د. به موجب حکم قانون واز طریق اداره ثبت احوال بوده است وزوجه در زمان ازدواج با آقای ن. ط. باکره بوده که شرط ازدواج مبنی بر دوشیزه بودن وی موجود بوده است و زوج اقرار به رابطه زناشوئی ودخول به کرات را نموده ودلیلی بر باکره نبودن زوجه ارائه ننموده است وصرفنظر از اینکه با تقدیم دادخواست طلاق قبل از دادخواست فسخ نکاح که قاعدتا باید اعلام فسخ نکاح باشد درواقع حق فسخ را اسقاط کرده است نتیجتا رای صادر شده منطبق با مقررات و موازین قانونی وشرعی بوده است لذا با رد اعتراض به استناد ماده 370 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امورمدنی رای فرجام خواسته را ابرام و پرونده را اعاده مینماید.
شعبه --- دیوانعالی کشور- رئیس و مستشار
قدرت اله طیبی - مهدی اسلامی