تاریخ دادنامه قطعی: 1394/06/04
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: ادامه زندگی مشترک پس از اطلاع زوجه از ازدواج مجدد زوج، میتواند به منزله انصراف زوجه ازحق مکتسبه خود، مبنی بر اعمال وکالت در طلاق (ناشی از بند 12 شروط ضمن عقد نکاح)، تلقی شود.
خانم پ. ر. و آقای م. ر. به ولایت از خانم مذکور در خصوص مهریه با وکالت آقای س. ش. دادخواستی به طرفیت آقای م. خ. به خواسته صدور حکم طلاق به استناد شرط 12 از شروط ضمن عقد تقدیم دادگستری شهرستان خ. نموده است وکیل خواهان در شرح دادخواست توضیح داده است که موکله وفق سند نکاحیه... مورخ 1391/07/04 ثبت در دفتر شماره... شهرستان خ. به عقد دائم خوانده درآمده لکن نامبرده به هیچ عنوان در تشدید مبانی خانوادگی کوشا نبوده و با وجود سن کم موکل و سپری شدن کمتر از یک سال از زندگی مشترک اقدام به ازدواج مجدد نموده است که این عمل ایشان برابر پرونده 920067 شعبه --- محاکم جزایی شهرستان م. کاملا مبرهن بوده و صیغهنامه مبین عقد منقطع یک ساله ایشان با خانمی به نام ف. ا. میباشد که ضم پرونده میباشد بنابراین توجها به مراتب مذکور موکله با اعلام بذل یک عدد سکه تمام بهار آزادی از مهریه مستندا به بند 12 از شروط ضمن عقد تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش را دارم رسیدگی به شعبه ششم دادگاه حقوقی محول گردیده است اولین جلسه دادگاه در تاریخ 1392/09/16 با حضور وکیل خواهان تشکیل گردیده خوانده حاضر نشده اخطاریه وی اعاده نگردیده است وقت رسیدگی تجدید و به تاریخ 1392/11/07 موکول شده است که وکیل خواهان و شخص خوانده حاضر شدهاند وکیل خواهان اظهار داشته خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است سپس خوانده اظهار داشته بنده با طلاق موافق نیستم دفاعم به شرح لایحهای است که تقدیم کردهام که علیرغم وجود علاقه و محبت فیمابین خانواده همسرم از این ازدواج راضی نبوده و خواستار تداوم زندگی مشترک ما نیستند با طرح شکایت واهی علیه بنده که نهایتا منجر به برائت اینجانب شده و با نیرنگ قصد جدایی ما را دارند در حالی که بنده حاضر به جدایی نیستم اما در خصوص بند 12 سند ازدواج باید عرض کنم که این بند مربوط به ازدواج دائم میباشد نه ازدواج موقت و بنده منکر هرگونه ازدواج دائم به غیر از خواهان میباشم از طرفی همان گونه که خواهان میداند عقد ازدواج موقت پایان یافته و مقتضی شده است و بنده به غیر از ایشان همسر دیگری ندارم و ایشان خود منزل مشترک را ترک کرده و لذا بنده تقاضای تمکین مطرح نمودهام که در حال رسیدگی میباشد و مساله ازدواج موقت امری است که تمام شده و به صورت کاغذی انجام شده بود و حتی قبل از پایان مدت نیز رابطهای وجود نداشت و نمیتواند مستمسک طلاق قرار گیرد تقاضای رد دعوی خواهان را دارم وکیل خواهان اظهار داشته بنده در رابطه با اصل موضوع از خوانده سوالی دارم و آن اینکه آیا ایشان ازدواج کردهاند یا خیر و آیا موقت بوده و یا اینکه دائمی میباشد که خوانده پاسخ داده همانطور که در لایحه گفتهام بنده ازدواج مجدد بعد از ازدواج اولیه با خواهان انجام دادهام به صورت عقد موقت صیغهای بوده و حدودا یک سال میباشد و نامش ف. ا. میباشد و مدت آن تمام شده سپس وکیل خواهان اظهار داشته خواسته به شرح دادخواست تقدیمی و اقرار صریح خوانده میباشد که به لحاظ اطلاق در سند نکاحیه که هم شامل ازدواج موقت است و هم دائم که اگر خلاف این بود اولا در سند نکاحیه میآمد ثانیا اگر فقط شامل ازدواج دائم بود به لحاظ اینکه در حقوق و قوانین ایران ازدواج مجدد دائم نیاز به اجازه همسر اول است لذا دیگر نیاز به آوردن شرط ضمن عقد نبود علیهذا تقاضای صدور حکم شایسته دارم دادگاه موضوع را به داوری ارجاع و طرفین هر یک داور خود را معرفی نمودهاند و خوانده آقای ج. ع. را به عنوان وکیل مدافع خود تعیین و نامبرده در پرونده مداخله نموده است و در نهایت داوران توفیقی در جهت سازش به دست نیاوردهاند و داور زوجه مرقوم داشته که ادامه زندگی مشترک مقدور نمیباشد در جلسه مورخ 1393/07/14 دادگاه وکیل خواهان اظهار داشته اولا در خصوص مهریه موکل به شرح پرونده شعبه هفتم حقوقی خ. منجر به صدور حکم گردیده دادگاه در این خصوص تکلیفی نخواهد داشت لکن از باب اینکه نوع طلاق خلع میباشد موکله یک عدد سکه بهار آزادی از مهریه خود را بذل میکند ثانیا نحله موکله محاسبه و مورد حکم قرار گیرد ثالثا در خصوص جهیزیه تقاضای استرداد آن را دارد و در خصوص سایر حقوق مالی موکله ادعایی ندارد وکیل خوانده اظهار داشته نظریه داور زوج امکان سازش فیمابین زوجین است که از محضر دادگاه تقاضای بذل عنایت در این خصوص را دارد و در خصوص دلیل طلاق نیز با توجه به اینکه موکل جهت فرار از مجازات رابطه نامشروع اقدام به آن نموده بود درحالی که نامبرده به جز خواهان محترم همسر دیگری ندارد بنابراین استناد به آن جهت صدور طلاق توجیه قانونی ندارد و در خصوص جهیزیه که دلیلی بر تملک خواهان ارائه نشده است و با توجه به اینکه خواهان در دعوی تمکین محکوم شده تقاضای صدور حکم شایسته دارم وکیل خواهان اظهار داشته در مورد جهیزیه ادعایی ندارند زوجین فرزند مشترک ندارند به لحاظ اقرار صریح زوج به ازدواج مجدد تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش را دارم دادگاه زوجه را جهت تست حاملگی به پزشکی قانونی معرفی و گواهی شماره 1393/07/23 پزشکی قانونی حکایت از عدم بارداری زوجه دارد، مشاور دادگاه نظریه صدور گواهی عدم امکان سازش به لحاظ تحقق شرط ضمن عقد داده است و دادگاه در نهایت طی دادنامه --- - 1393/07/29 ضمن احراز علقه زوجیت با عنایت به جامع محتویات پرونده و اینکه تلاش داوران در جهت صلح و سازش موثر واقع نشده است و خواهان در مفاد دادخواست تقدیمی و جلسات دادرسی اظهار داشته زوج اقدام به ازدواج مجدد نموده است و شرط موضوع بند 12 سند نکاحیه تحقق یافته و زوج به شرح صورتجلسه مورخ 1392/11/07 - اقرار کرده است که ازدواج موقت کردهام مدت آن تمام شده است لذا در مجموع با عنایت به ماد 1275 و 1321 و 1324 قانون مدنی تحقق شرط ضمن عقد موضوع بند 12 از شرایط سند نکاحیه برای دادگاه محرز است لذا دادگاه به استناد مواد 234 و 237 و 1119 قانون مدنی و ماده 29 قانون حمایت خانواده به خواهان اجازه میدهد به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه و با توجه به اینکه وی طلاق خلعی را انتخاب نموده و از مهریه خودش تعداد یک عدد سکه بهار آزادی را در حق زوج بذل نموده و به وکالت از وی قبول بذل نموده است نسبت به ثبت رسمی آن اقدام نماید طلاق مزبور بائن است زوجه در این پرونده ادعای مالی علیه شوهرش مطرح نکرده است و زوجین فاقد فرزند مشترک بوده و زوجه برابر گواهی پزشکی صادره باردار نمیباشد آقای م. خ. با وکالت آقای ج. ع. از رای صادره تجدیدنظرخواهی نموده است که به موجب دادنامه --- - 1393/10/25 صادره از سوی شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی با استدلال مندرج در متن دادنامه ضمن رد اعتراض معترض حکم تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است که در این مرحله آقای م. خ. از رای صادره فرجامخواهی نموه و در لایحه اعتراضیه عنوان داشته شرط بند 12 در صورتی قابل اعمال است که زوجه ناراضی باشد درحالی که زوجه بعد از قضیه مزبور (ازدواج موقت) مدتی به ادامه زندگی مشترک ادامه داده ولی به تحریک والدین خود اقدام به ترک منزل نموده است و این امر دلالت به رضایت و گذشت زوجه از حق خود دارد و دیگر اینکه بنده به همسرم علاقهمندم و قاعده الطلاق بید من اخذ بالساق موید این امر است و شروط ضمن عقد استناد به این اصل میباشد که در موارد استثناء باید در موارد منصوص عمل کرد که نکاح دائم است و بر این اساس نقض رای صادره را خواستار شده است که پس از تبادل لوایح و ارسال پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ( 23 ) ارجاع گردیده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای جعفری عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد:
دادنامه فرجامخواسته مالا مخدوش و جریان به درستی مشخص و معلوم نمیباشد زیرا قطع نظر از چگونگی طرح دعوی مبنی بر طرف دعوی قرار دادن پدر زوجه به عنوان ولی وی علی رغم بالغه بودنش و رشیده تلقی شدن مشارالیها اساسا زوج (فرجامخواه) مدعی است اولا عقد انجام یافته به صورت موقت بوده و ثانیا پس از تاریخ عقد مذکور زوجه با آگاهی کامل از جریان عقد موقت مذکور با میل و رغبت کامل و با رضایت به زندگی مشترک ادامه داده و بعد با تحریک والدین اقدام به دادخواست طلاق نموده است، که نسبت به ادعاهای زوج رسیدگی نشده است و به ویژه به ادامه زندگی زوجه با زوج پس از اطلاع از ازدواج مجدد که میتواند به منزله انصراف از حق مکتسبه وی باشد و در این باره از زوجه اخذ توضیح به عمل نیامده است بنا به مراتب در وضعیت حاضر رای صادره به جهات اشعاری قابلیت تایید نداشته و نقض میگردد و رسیدگی مجدد به همان شعبه صادرکننده رای منقوض محول میگردد.
رئیس و مستشار شعبه --- دیوان عالی کشور
یعقوب انصاری - ذکرالله احمدی