شرایط صدور رای بر اساس علم قاضی

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/10/29
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: در صورتی که دادگاه در صدور رای به تشخیص خود، یعنی علم حاصل از محتویات و قرائن پرونده، استناد کند باید قرائن و دلایل مستند علم خود را در رای صریحا ذکر کند.

رای خلاصه جریان پرونده

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/10/29

خلاصه جریان پرونده

خانم الف. قاسم پور حسین آبادی به طرفیت آقای م. م.م. دادخواستی به خواسته طلاق مستند به گواهی پزشکی و سند نکاحیه مورخ 82/11/9 که در دفتر ازدواج رسمی به شماره 325 به ثبت رسیده است و صداقیه او علاوه به یک جلد کلام اله مجید تعداد چهارصد عدد سکه کامل تمام بهار آزادی طلا و مبلغ یکصد و بیست میلیون ریال تمام وجه نقد رایج تعیین شده است در محاکم رفسنجان مطرح نموده که پس از ارسال به شورای حل اختلاف و عدم امکان سازش در شعبه اول محاکم عمومی رفسنجان ثبت و در جریان رسیدگی قرار گرفته است زوجه در متن دادخواست سوء رفتار زوج و اینکه به علت ضرب و شتم مستمر تامین جانی ندارد و زوج اعتیاد به مواد مخدر داشته و سابقه کیفری نیز دارد تقاضای رسیدگی نموده است در جلسه مورخ 93/3/10 که زوجین در دادگاه حضور داشته اند خواهان گفته است سه فرزند به نام فاطمه متولد 87/3/5 و زهرا نیز متولد 87/3/5 و فرزان متولد 88/3/18 داریم من و فرزندانم تامین وامنیت جانی نداریم نصف شب تریاک و سیگار می کشد و شب تا صبح بالای سر بچه مریض که قلب او یک بطن دارد سیگار می کشد اعتیاد دارد تریاک می کشد از اول ازدواج معتاد است نمیدانم چند بار ترک کرده است هر روز مصرف می کند شغل او گچکار است خرجی درستی نمیدهد نه ماه است که از ایشان جدا هستیم خانه مادرم هستم با بچه هایم به خاطر کتک کاری شدید رفتم خانه مادرم به خاطر یک زن هرزه با گوشت کوب زده محکم توی سرم و تمام بدنم را کبود کرده است سه نقطه سرم را شکسته است و چشمم آب سیاه آورد میخواستم بروم عمل کنم بیمه روستایی را باطل کرد که من و بچه هام بیمه نباشیم. دید من برنگشته است. من و بچه ها را کتک کاری میکند ایشان تعهد داده خوب شود ولی باز کتک کاری کرده است می گوید من با زن جنده هر وقت خواستم بروم با هر کسی دلم خواست می روم گواهی پزشکی قانونی ضمیمه نمودم حاضر به زندگی با وی نیستم برای نفقه خودم و بچه هایم حکم قطعی از شعبه چهارم گرفته و حکم جلب صادر گردیده است. پرونده کتک کاری در دادگستری دارد سر کار رفتم رفت دعوا کرد سر و صدا کرد مرا بیرون کردند وکیل داشتم از من فحاشی کرد و حرفهای ناروا زد از وکالت استعفا کرد رفت تابلوی وکالت آقای پورحسین را سرقت کرد رفته ماشین دائی مرا آتش زده است که کسی جرات نکند همراه من بیاید دادگاه گواهی های متعدد پزشکی قانونی دارم که ضمیمه پرونده نموده ام زوج گفته است من حاضر به آزمایش هستم و قبلا معتاد نبودم و کتک کاری نکردم از 92/7/24 جدا هستیم شعبه چهارم نفقه ایشان را رد کردند نفقه بچه ها را در پرونده 920759 پرداخت کردم مدارک را ارائه میکنم دادگاه دستور تعیین وقت مجدد داده و قرار داوری نیز صادر نموده است و متذکر شده است خواهان شهود خود را به دادگاه بیاورد سوابق زوج از زندان و واحد انفورماتیک استعلام شده تحقیق در محل زندگی مشترک زوجین در خصوص اعتیاد زوج و سوء رفتار او از همسایگان به عمل آید و بدین منظور شرحی به یگان انتظامی نوشته است که در برگ 33 پرونده گزارش مامور یگان حاکی است زوج اعتیاد دارد و از نظر رفتار اجتماعی در سطح پآیینی به سر میبرد سوابق شکایت زوجه و زوج علیه هم در برگ 35 پرونده از سایت مربوطه استخراج و اعلام گردیده است سابقه زندان او یکفقره جعل و فروش مال غیر که در تاریخ 88/4/30 به زندان با قرار کفالت معرفی و با معرفی کفیل آزاد شده اعلام شده است (برگ 46 پرونده) زوج در لایحه ای که در برگ 52 پرونده پیوست شده است اعلام نموده از اول سال 89 طبق دادنامه --- که بابت نفقه زوجه و فرزندان پرداخت ماهیانه دویست و نود هزار تومان شده ام پرداخت کرده و همسرم در تاریخ 89/9/5 به منزل مشترک توسط دائیش بازگردانده شده است مجددا ترک زندگی مشترک نموده و دادخواست در تاریخ 92/7/24 اقدام نموده که نفقه در پرونده 920265 صادر و به دستور مادرش اقدام کرده که حکم جلب صادر گردیده که برابر شهادت شهود آن را پرداخته ام در لایحه دیگری که زوج در تاریخ 93/4/3 به دادگاه تقدیم نموده است هر گونه ایراد ضرب و جرح نسبت به همسرش که موجب بیماری آب سیاه چشم او شود را نفی نموده است و مورد انکار قرار داده و گفته است برای عمل کردن چشمش که آب مروارید دارد خودم او را نزد پزشک برده ام شهود زوجه در جلسه مورخ 93/4/7 توسط او معرفی شده اند تحقیق نموده است که بر صحت ادعای زوجه و اعتیاد زوج و بنا به گفته زوجه ایراد ضرب به او شهادت داده اند در تاریخ 93/4/18 زوجه با حضور در دادگاه با اعلام کراهت نسبت به زوج گفته است 50 سکه از 400 سکه مهریه ام را در قبال طلاق بذل می نمایم تقاضای صدور حکم طلاق خلعی دارم جهازیه ام را باید مسترد نماید درسال 80 تامین دلیل کرده ام زوجه گواهی عدم بارداری در برگ 83 پرونده ارائه داده است در برگ 87 پرونده نظریه داور زوج اعلام شده است. دادگاه سرانجام با اعلام ختم دادرسی به شرح دادنامه --- در تاریخ 93/6/29 ضمن مقدمه ای که از موضوع دادخواست خواهان و دلائل استنادی او که قسمتی در گزارش به شرح فوق الذکر آمده است و مستندات زوجه در مورد سوء رفتار زوج و تهدید و فحاشی نسبت به وی و گواهی های متعدد پزشکی قانونی که موجب شده است در پرونده کلاسه --- در دادخواست الزام به تمکین که از سوی زوج داده شده خواسته او رد شود و گزارش اجراییات به تاریخ 93/3/11 که همسایگان زوج نامبرده را از لحاظ رفتار اجتماعی در سطح پآیین و معتاد به تریاک اعلام نموده‌اند و سوابق شکایت های متعدد زوج و زوجه علیه هم و گزارش بازرسی فرماندهی انتظامی رفسنجان تاریخ 93/4/16 که در آن ذکر شده در حین بررسی و بازجویی از آقای م. م.م. نامبرده با صدای بلند شروع به تهدید نظامی استوار سیستانی کرده و اعلام داشت من آدرس نامبرده را پیدا می کنم اگر خودم توانستم که وی را به قتل می رسانم و اگر هم نتوانستم به دوستانم می گویم او را در خیابان به قصد مرگ بزنند. و من شخصی هستم که زمان سرهنگ پایدار سیلی به صورت او زدم که این رفتارهای او موید سوء اخلاق شدید زوج نسبت به همسرش به صورت مستمر بوده و تحقق شروط ضمن العقد بندهای 1 و 2 و 7 برای دادگاه محرز است و با استناد به مواد 1119 و 1146 قانون مدنی و قانون حمایت خانواده سال 91 حکم به طلاق صادر و اعلام مینماید زوجه وکیل و وکیل در توکیل است و میتواند ظرف 6 ماه از تاریخ قطعیت دادنامه به یکی از دفاتر طلاق جهت اجرای صیغه طلاق و ثبت آن مراجعه و اقدام نماید نوع طلاق توجها به کراهت زوجه و اینکه وی تعداد 50 سکه از مهرش را در قبال طلاق به شوهرش بذل و به وکالت از سوی وی قبول بذل نموده خلعی و بائن است عده طلاق سه طهر است زوجه حامله نیست جهیزیه وی در منزل مشترک است که باید تحویل دهد زوجین سه فرزند دارند که حضانت هر سه نفر آنان با مادر است از این رای وکلای زوج تجدیدنظرخواهی کرده اند و مستندات دادگاه را برای اثبات تخلف زوج از بندهای 1 و 2 و 7 عقدنامه و عسر و حرج زوجه مخدوش دانسته و حکم دادگاه را متکی به دلایل متقن ندانسته اند چون موکل آنان نفقه زوجه را تمام پرداخت نموده و سوء رفتار وی با گواهی های پزشکی قانونی ارائه شده که منجر به صدور حکمی نشده ثابت ندانسته اند و با توجه به انکار موکلشان و نداشتن سابقه کیفری مبنی بر اعتیاد زوج تحقق بند 7 عقدنامه را نیز محقق ندانسته اند و چون موکلشان با طلاق موافق نیست نقض رای را خواستار شده اند با ارجاع پرونده به شعبه ششم تجدیدنظر استان کرمان دادگاه وقت جهت رسیدگی تعیین نموده است. درجلسه مورخ 93/10/30 وکلای زوجین حاضر بوده اند در جهت امکان صلح و سازش درخواست تجدید جلسه را کرده اند دادگاه جلسه بعد را برای روز 94/3/2 ساعت 8/5 صبح در نظر گرفته است در جلسه مذکور وکلای طرفین و زوجه مطالبی که قبلا نیز در جلسات دادرسی و در لوایح مورد اشاره و استناد قرار گرفته است تکرار نموده‌اند و نهایتا زوجه گفته است یکی از دلایل من اعتیاد همسرم است او را به پزشکی قانونی معرفی کنید دادگاه زوج را به پزشکی قانونی در تاریخ 94/3/2 معرفی نموده که بلافاصله از او درهمان تاریخ آزمایش ادرار به عمل آمده و از وجود مواد مخدر و روانگردان نتیجه آزمایش منفی اعلام شده است (برگ 152 پرونده) در جلسه دادرسی مورخ 94/5/4 نیز دادگاه اظهارات وکلای طرفین را منعکس نموده وکیل زوج ادعای زوجه را متکی به هیچگونه دلیل اثباتی بر اثبات سوء رفتار موکلش نسبت به وی و اعتیاد، و عدم پرداخت نفقه ندانسته ضمن اینکه بابت مهریه که در پرونده شعبه --- حقوقی اقرار به دریافت کامل آن نموده مجددا گفته است 50 سکه از مهریه ام را به لحاظ کراهت از زوج می بخشم دلیل عد م. نیت او بوده است و اینکه هیچ سوء رفتاری از جانب موکل نسبت به وی در هیچ رسانی به اثبات نرسیده و با توجه به وجود سه فرزند مشترک که سرنوشت بدی در آتیه پیدا می کنند نقض رای را خواستار شده است. دادگاه چون زوجه در طول دادرسی داور معرفی نکرده است قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده است. زوجه در برگ 173 پرونده در لایحه تقدیمی اعلام نموده است که چون شوهرم با مردم درگیری ایجاد می کند وکیل من و مامور تحقیق کلانتری هم بود و تهدید او قرار گرفتند و دائیم را نیز تهدید کرد نمیتوانم داور معرفی کنم کسی حاضر نیست از دادگاه کسی را معرفی نماید دادگاه از بین داوران دادگاه خانواده یکنفر را تعیین نمود که هزینه و حق الزحمه اجرای قرار داوری به عهده متقاضی گذاشته لذا نظریه داور انتصابی دادگاه در برگ 177 پرونده اعلام شده است با وصول نظریه داور هیات شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان کرمان با اعلام ختم دادرسی در تاریخ 94/6/30 به شرح دادنامه --- به این شرح انشاء رای نموده است رای دادگاه تجدیدنظرخواهی آقای م. م.م. فرزند علی با وکالت آقایان الف. غلامحسینی و م. م.ن. نسبت به دادنامه شماره --- شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی رفسنجان که بر طلاق خانم الف. قاسم پور صادر شده است به گونه ای نیست که به اساس دادنامه خلل وارد نماید زیرا حسب محتویات پرونده و دلائل منعکس درآن رای صادره صحیح و مطابق موازین شرعی و قانونی اصدار یافته است و در نحوه رسیدگی و رعایت اصول دادرسی نیز ایرادی مشاهده نگردید نهایت با توجه به اینکه زوجه در مراحل دادرسی اعلام نموده است مهریه ام را از شوهرم دریافت نمودم بنابراین بذل قسمتی از مهریه در قبال طلاق که درمرحله بدوی انجام داده موجه نیست زیرا مهریه ای وجود نداشته تا قسمتی از آن را بذل نماید دراین مرحله از دادرسی با اینکه موضوع به وی تفهیم شده است حاضر به بذل نشده و از جهتی زوجه به علت تخلف شوهرش از شروط ضمن عقد درخواست طلاق داده و این تخلف بر این دادگاه نیز محرز می‌باشد لهذا دادگاه به استناد مادتین 351 و 359 از قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی تعرض وتایید اساسی دادنامه تجدیدنظرخواسته به صدور حکم بر احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق طبق ماده 26 قانون حمایت خانواده آن را اصلاح مینماید و در مورد نوع طلاق چنانچه زوجه قبل از اجرای صیغه طلاق از حقوق مسلمه خود غیر از مهریه را بذل و خود قبول بذل کرد طلاق خلع در غیر این صورت طلاق رجعی و عده آن سه طهر خواهد بود این رای ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوانعالی کشور می‌باشد مدت اعتبار از تاریخ ابلاغ حکم قطعی با قطعی شدن حکم ظرف شش ماه خواهد بود. اکنون ازاین رای آقای م. م.م. فرجام خواهی کرده است که هنگام شور لایحه وی با گزارش پرونده قرائت میشود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای عبدالعلی ناصح عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمد دیو سالار دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر تایید در خصوص دادنامه شماره --- فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

1 - با وصف اینکه دادگاه محترم تجدیدنظر از باب تخلف زوج از شروط ضمن العقد حقانیت زوجه را برای اعمال وکالت ضمن عقد با انتخاب نوع طلاق برای اجرای صیغه طلاق ثابت دانسته است که ضرورت داشته است چون در دادخواست بدوی به سه بند 1 و 2 و 7 از موارد 12 گانه زوجه استناد نموده است و مشخص نیست کدام یک از سه بند مورد نظر خواهان در حالی که خوانده منکر تخلف خویش از هر سه بند بوده است به نظر دادگاه محترم متکی بدلیل اثباتی و ثابت تشخیص گردیده است چون دادگاه محترم به تشخیص خود یعنی علم حاصل از محتویات و قراین موجود در پرونده استناد نموده است لازم است قراین و دلایل مستند در بند مورد نظر خود را در رای خود تصریح نماید. 2 - چون در ماده 29 قانون حمایت خانواده تصریح شده است که باید تکلیف حضانت و نگهداری اطفال و نحوه پرداخت هزینه های نگهداری آنان در رای دادگاه تصریح گردد و تعیین تکلیف شود و با توجه به اینکه فرزندان مشترک در زمان صدور رای دادگاه محترم تجدید زائد بر 7 ساله بوده اند شایسته بوده است دادگاه محترم از پدر آنان در مورد موافقت او با حضانت مادرشان اخذ توضیح نموده و سپس بر اساس نتایج حاصله از این مذاکرات در صورتی که نیاز به تعیین تکلیف نفقه فرزندان و نیز نحوه ملاقات فردی که فرزندان نزد او نگهداری نمیشوند حسب تکلیف قانونی اتخاذ تصمیم مقتضی مینمود. بنا بمراتب در وضع موجود که این مواد فوق الذکر الزاما باید رفع نقص شود مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی رای فرجام خواسته که قابل تایید نیست نقض میگردد و پرونده جهت رسیدگی مجدد به دادگاه محترم صادر کننده رای منقوض ارجاع میگردد.

شعبه --- دیوان عالی کشور- رئیس و مستشار و عضو معاون

عبدالعلی ناصح - عباسعلی علیزاده - سعیدعالم

منبع