تاریخ دادنامه قطعی: 1394/10/29
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: 1 - صرف اینکه در صفحه سند ازدواج و در قسمت مربوط به مشخصات زوج، در مقابل شغل وی واژه لیسانس قید شده باشد، نمی تواند دلیل بر اشتراط آن میان طرفین محسوب شود، به نحوی که بتوان گفت عقد نکاح مبنی بر آن واقع شده است. بنابراین در صورتی که کشف شود وی فاقد این مدرک است، حق فسخی برای زوجه حاصل نمی شود. 2 - در فرضی که زوجه دارای مدرک فوق لیسانس و مدس دانشگاه بوده و زوج نیز خود را دارای مدرک لیسانس معرفی کند، کشف این حقیقت که زوج فاقد مدرک لیسانس است برای زوجه حق فسخ ایجاد نمی کند. زیرا بنابر داوری عرف ازدواج با چنین تفاوتی در مدرک تحصیلی بلااشکال و مسبوق به سابقه است و عرفا مدرک لیسانس زوج، وصف اساسی مقصود زوجه محسوب نمی شود.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/10/29
خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 1393/10/14 خانم پ. ن.م. با تقدیم دادخواست به طرفیت آقای الف. ناصر آبادی به خواسته فسخ نکاح توضیح داد: در تاریخ 1393/02/04 (به موجب سند نکاحیه رسمی 13307 دفتر رسمی ثبت ازدواج شماره 3 حوزه ثبت مشهد با مهریه یک جلد کلام الله مجید) به عقد دائم رسمی خوانده در آمده خودش دارای مدرک فوق لیسانس است و زوج خود را در جلسه خواستگاری دارای مدرک لیسانس معرفی کرد افرادی شاهدند که ایشان در مراسم مزبور خود را دارای مدرک لیسانس معرفی کرد که حاضر به ادای شهادت اند حدود 2 روز قبل از طریق آشنایان متوجه شد که زوج دارای مدرک دیپلم میباشد و او که استاد دانشگاه است حاضر به ازدواج با شخص دیپلمه نبوده است به استناد ماده 1128 قانون مدنی درخواست رسیدگی دارد. در تصویر مصدق از سند نکاحیه پیوست دادخواست نوشته شد زوجه فوق لیسانس و زوج لیسانس و طلا فروش و در صفحه 7 سند زدواج در قسمت سایر موارد از قبیل وکالت با سابقه ازدواج زوجه و غیره نوشته شد زوج همسر سابق خود را ذیل شماره 1699 - 1390/09/12 دفتر ساری به نوع خلعی مطلقه نموده است. پرونده حسب الارجاع در شعبه دهم دادگاه حقوقی ساری تحت کلاسه --- به ثبت رسید آقای محمد حسنی مقدم وکیل پایه یکم دادگستری با تقدیم وکالتنامه به وکالت از خواهان وارد جریان دادرسی شد. در جلسه مقرر رسیدگی به تاریخ 1393/10/27 خوانده با وجود ابلاغ قانونی نسخه ثانی دادخواست و ضمائم و اخطاریه اش حاضر نشد لایحه ای از او برای جلسه مزبور پیوست پرونده نمیباشد اما خواهان و وکیل او حاضر شدند. وکیل خواهان علاوه بر تقدیم لایحه ای در سه برگ که ثبت نشده ولی پیوست است به تفصیل ضمن بیان خواسته موکله به فسخ نکاح به لحاظ تخلف از شرط صفت و تدلیس در نکاح و وجود خیار تدلیس در نکاح با استنتاج از ماده 1128 قانون مدنی و قید کلمه ((لیسانس)) در سند نکاحیه (در قسمت مربوط به درج مشخصات خوانده) که موجب فریب زوجه شده درخواست تجدید جلسه را به منظور دعوت از گواهانی که در جلسه خواستگاری حضور داشتند و زوج ادعا کرد دارای لیسانس است جهت ادای شهادت نمود در بدو جلسه نیز اظهار نمود خواسته به شرح دادخواست و لایحه تقدیمی است. خواهان گفت در یک خانواده با تحصیلات بالا بزرگ شد و خود او دارای تحصیلات کارشناسی ارشد تربیت بدنی و فوق دیپلم علوم آزمایشگاهی بوده مدرس دانشگاه است برای او از همه چیز مهمتر تحصیلات شریک زندگی اش بود تا چیز دیگر. از نظر مالی هیچ کم ندارد خوانده به دروغ خود را با مدرک لیسانس معرفی کرد الان معلوم نیست دیپلم داشته باشد یا خیر. مدرک خودش را مخفی می کند عمل زناشویی انجام شده است او دوشیزه نیست. پس از صدور قرار استماع گواهی گواهان خواهان و تجدید جلسه رسیدگی و دعوت از اصحاب دعوی و ثبت لایحه تقدیمی خواهان که ضمن تکرار مطالب قبلی افزوده زوج فاقد تحصیلات اعلامی و شغل مربوطه بوده و دارای یک فرزند حدود 10 ساله از زن قبلی خود است که این امر را از ایشان پنهان نموده است از اداره ثبت احوال ساری کتبا استعلام گردید آیا خوانده بجز ازدواج با خواهان سابقه ازدواج دیگری داشته یا خیر از آن ازدواج صاحب فرزندی شده یا خیر؟ آقای م. ت. وکیل پایه یکم دادگستری با ارائه وکالتنامه از خوانده وارد جریان دادرسی شد در جلسه مقرر رسیدگی بعدی به تاریخ 1393/11/06 خواهان و وکیل ایشان و آقای ت. و خانم زهره مقصودی به عنوان وکلای خوانده حاضر شدند ابتدا وکیل خوانده با اعلام اینکه ادعای خواهان منطبق با واقعیت نمیباشد افزود طرفین قبل از ازدواج به مدت 10 ماه با یکدیگر گفت گو و مذاکره داشتند در طی اینمدت خواهان از موقعیت تحصیلات زوج با خبر بوده چون خواهان دارای تحصیلات دانشگاهی بوده برای مناسب جلوه دادن موقعیت زوج در نزد اطرافیان زوجه حسب تقاضای خانواده زوجه موکل را دارای تحصیلات دانشگاهی معرفی کردند و معرفی زوج به عنوان دارای مدرک لیسانس از سوی خانواده زوجه صورت گرفته و ارتباطی به موکل ندارد موکل دارای سابقه ازدواج بوده و یک دختر 12 ساله دارد و زوجه با علم به سابقه ازدواج موکل با موکل ازدواج کرده لذا ملاک در چنین وضعیتی مدرک تحصیل موکل نبوده بلکه موقعیت شغل عرضه و پخش و فروش پوشاک وداشتن چندین باب مغازه در جاهای مختلف ساری به مدت 20 سال و در آمد ناشی از این شغل و داشتن موقعیت مالی مناسب از این شغل بوده ملاک عمل و مناط اعتبار برای ازدواج اساسا موقعیت دانشگاهی موکل نبود و ازدواج نیز بر اساس موقعیت دانشگاهی موکل صورت نگرفته و زوجه از موقعیت تحصیلات موکل با خبر بوده و قید تحصیلات لیسانس موکل در سند ازدواج به تقاضای خانواده زوجه بوده که در این خصوص درخواست دعوت از گواهان موکل را برای کشف حقیقت دارد اما وکیل خواهان ضمن اعلام عدم قبول اظهارات وکیل خوانده مدعی شد موکله به لحاظ تمکن مالی زوج حاضر به ازدواج با ایشان نشده است زیرا در قسمت مهریه صرفا یک جلد کلام اله مجید به عنوان مهریه قرار گرفته و ادعای معرفی زوج به عنوان لیسانس به پیشنهاد خانواده زوجه قابل قبول نمیباشد همگی شهود موکله در جلسه رسیدگی تعرفه شده و حاضر به ادای شهادت میباشند که با گوش خود شنیده اند که خوانده خود را لیسانس مدیریت معرفی کرد و هیچگونه اجباری از سوی خوانواده موکله در این خصوص نبوده است و موکله به لحاظ توافق طرفین بر ادامه تحصیل در انگستان حاضر به ازدواج باخوانده شده و امر تحصیل ملاک توافق طرفین بوده است. از چهار نفر به عنوان گواهان مورد تعرفه خواهان تحقیق شد. 1 =آقای محمد صادق غیرتی فرزند غلامحسین متولد 1328 عضو هیات علمی دانشگاه بجنورد مقیم مشهد خود را دائی خواهان معرفی کرد گفت به تقاضای من طرفین برای انجام عقد در حرم مطهر ثامن الحجج به مشهد آمدند پس از خواندن خطبه عقد (در حرم) به اتفاق برای ثبت رسمی به دفتر خانه رفتند مشخصات طرفین و تشریفات دیگر در محضر انجام شد از روی حس کنجکاوی مشخصات زوج را پرسیدم خانواده خواهرم گفتند تحصیلات دانشگاهی دارد زوج نیز خودش را دارای تحصیلات دانشگاهی در حد لیسانس و همچنین بایک شغل معتبر طلا فروش معرفی کردو 2 = خانم پوران داوری فرزند رحمت اله متولد 1338 گفت زن دائی خواهان و مقیم مشهد است پس از اجرای صیغه عقد طرفین در موقع پرسش سر دفتر برای ثبت رسمی نکاح زوج خود را لیسانس با شغل طلا فروشی و پوشاک معرفی کرد... 3 = آقای رضا پورعمرانی فرزند مرتضی متولد 1362 پسرخاله خواهان گفت در جمع دوستانه برای تفریح خانواده به کوه رفته بودیم صحبت از بازار شد خوانده میگفت من خودم لیسانس دارم ولی در بازار مشغول کار هستم بازار خیلی بهتر از اداره میباشد 4 = آقای محمد علی که نام خانوادگی اش خوانا نمیباشد فرزند عقیل متولد 1360 خود را دوست و برادر خواهان معرفی کرد گفت با برادر خواهان خیلی صمیمی و دارای روابط خانوادگی است دو روز قبل در منزل پدری خواهان بود که خوانده نیز در آنجا بود صحبت از شغل و تحصیلات به میان آمد آقای ناصر آبادی خودش را تحصیل کرده لیسانس وکاسب و بازاری معرفی کرده. وکیل خواهان در ادامه دفاعیات خود گفت خوانده خود را لیسانس مدیریت معرفی کرد و در پاسخ سئوال عاقد نیز تحصیلات خود را لیسانس اعلام کرد و ادعای وکیل خوانده به اینکه خوانده به درخواست خانواده موکله خود را لیسانسیه معرفی کرد،خلاف واقع است و خوانده با امورواهی موکله را فریب داده است و وکیل خوانده پاسخ داد به علت اینکه دستور جلسه در اخطاریه موکل صرفا جهت رسیدگی اعلام شد و موکل از دستور جلسه رسیدگی که استماع گواهی گواهان بوده اطلاع نداشته لذا فرصت جرح گواه و آمادگی جهت پرسش و دفاع از موضوع جلسه استماع گواهی گواهان را نداشته است در حالی که در اخطاریه خواهان حضور و معرفی گواهان قید شد ولی در اخطاریه خوانده جلسه استماع گواهی گواهان قید نشده است درخواست دارد برای حفظ حقوق موکل و شرایط جرح و پاسخ به اظهارات گواهان مورد تعرفه خواهان داده شود و در مورد اظهارات وکیل خواهان نیز متعاقبا لایحه دفاعیه تقدیم می دارد. دادگاه قرار استماع گواهی گواهان خوانده را صادر کرد. در جلسه رسیدگی بعدی به تاریخ 1393/11/14 که با حضور خواهان و وکلای طرفین تشکیل شد دادگاه به شرح جداگانه از والدین خوانده تحقیق گردید آقای سید الف. ناصر آبادی پدر خوانده گفت پس از حدود شش ماه از آشنایی پسرش با عروس شان برای خواستگاری به منزل پدر خواهان رفتند حدود یکساعت بطول انجامید صحبت از در آمد فرزند او بود و اصلا سخنی از مدرک تحصیلی فرزندش انجام نشد پس از اجرای صیغه ی ازدواج در حرم در شهر مقدس برای ثبت رسمی آن به دفتر خانه رفتند او و همسرش و دیگران در یک اتاق جداگانه بودند و عروس خانواده اش و فرزند او در اتاق دیگر تشریفات ثبت را انجام دادند آنان نگران شدند که چرا نباید در آنجا باشند همسر او بلند شد رفت عذر ایشان را خواستند و بیان کردند نگران نباشید همان اتاق باشید تا تشریفات ثبت انجام شود بعد از یک هفته در منزل خودشان در تهران سند نکاحیه را مشاهده کردند که مدرک تحصیلی فرزندش را لیسانس نوشته شد. در تماسی که با پسرش داشت پسر گفت این قید لیسانس صرفا جهت بزرگنمایی از ناحیه خانواده عروس بوده و هیچ مشکل ایجاد نمی شود سپس خانم سهیلا محسن زاده تهرانی مادر خوانده در اظهاراتی شبیه شوهر خویش گفت در مراسم خواستگاری اصلا صحبت مدرک تحصیلی نبود و فقط گفتند ما خانواده فرهنگی هستیم پس از اجرای صیغه عقد در مشهد برای ثبت رسمی آن اظهارات شوهرش را تکرار کرد گفت وقتی نگران شدم بلند شدم بروم در اتاق مخصوص تشریفات ثبت زن دائی عروس گفت شما بفرمائید در همان اتاق (جداگانه) باشید تا تشریفات ثبت انجام شود اصلا سخنی از مدرک تحصیلی نبود. وکیل خوانده گفت گواه دیگر خواهر موکل به علت کاری نتوانست در جلسه دادگاه حاضر شود. وکیل خواهان ادعای وکیل خوانده را که موکل او (خوانده) تحت فشار ها و اصرار های خانواده موکله مجبور شد در جلسه مربوط به انعقاد نکاح و نزد عاقد به کذب مدرک خود را لیسانس اعلام کند و برای اثبات این ادعا تقاضای استماع شهادت شهود را کردند که گواهان زوج در اینمورد به صراحت اظهار بی اطلاعی کردند و پس از استناد به گواهی گواهان مورد تعرفه خوانده افزود گواهان موکله در جلسه قبل شهادت دادند از زبان خوانده دعوی شنیده اند که خود را لیسانس معرفی کرده بود و حتی برخی از آنان شهادت دادند که خوانده در پاسخ سئوال عاقد میزان مدرک تحصیلی خود را لیسانس اعلام کرد او با تکذیب ادعای مزبور وکیل خوانده افزود اگر چنین بوده چرا موکله مجبور به اقامه دعوی فسخ نکاح شده است و شرط ضمنی طرفین در مورد مدرک تحصیلی به صورت مکتوب در سند ازدواج نوشته شده است و والدین خوانده شهادت دادند که در زمان ثبت صیغه عقد حضور نداشته او در پایان درخواست صدور حکم به فسخ نکاح را تکرار کرد اما وکیل خوانده پاسخ داد نگفتند که موضوع مدرک لیسانس تحت فشار و اصرار خانواده زوجه بوده بلکه گفتند بنا به تقاضای خانواده زوجه بوده است و مکتوب نشده است تدلیس در صورتی موجب خیار فسخ میگردد که یا با مخفی ماندن یکی از عیوب پیش بینی شده در قانون باشد یا صفتی باشد که وجود آن قصد مشترک طرفین بوده باشد که نداشتن آن وصف نقص تلقی گردد باید ثابت شود تا تدلیس انجام نمی شد طرف حاضر به ازدواج نمی گردید در پرونده تحت رسیدگی هیچ یک از شرایط تدلیس وجود خارجی ندارد گواهان مورد تعرفه در جلسه حاضر گواهی داده اند که اساسا در جلسه خواستگاری و نیز عقد صحبت موضوع مدرک تحصیلی لیسانس زوج نشده و همچنین به میان نیامده است و زوج 40 سال سن و دارای سابقه ازدواج نا موفق و یک فرزند دختر 13 ساله از همسر سابق خود است و خواهان که قبل از ازدواج و در دوران آشنایی با یکدیگر گفتگو و مذاکره داشتند از این موضوع با خبر بوده است او با تکرار موفقیت شغل موکل خویش و برخوردار بودن موکل از موقعیت مناسب و عالی افزود: نمیتوان با این وصف گفت که مدرک تحصیلی ملاک عمل و مناط اعتبار بوده است و در پایان درخواست رد دعوی خواهان را تکرار کرده دادگاه با اعلام ختم رسیدگی با شرح مختصر از دعوی و خواسته و درج خلاصه اظهارات طرفین علی الخصوص اینکه خوانده در موقع ثبت رسمی نکاح در دفتر خانه خود را تحصیل کرده و دارای مدرک لیسانس معرفی کرد و عقد نکاح نیز بر مبنای آن واقع شده ولی وکیل خوانده بیان داشته شرایط تدلیس وجود ندارد عیبی در موکل نبوده که مخفی مانده باشد و صفتی مد نظر طرفین نبوده که نداشتن آن صفت نقص تلقی گردد و با توجه به اینکه خوانده در پاسخ سر دفتر رسمی ثبت نکاح خود را لیسانس معرفی کرده با وارد دانستن دعوی خواهان و مستندا به ماده 1128 قانون مدنی طی دادنامه شماره --- - 93 مورخ 1393/11/16 حکم به فسخ نکاح صادر کرد که حضوری و قابل تجدیدنظر خواهی در مهلت مقرر قانونی اعلام گردیده پس از تجدیدنظر خواهی آقای م. ت. و خانم زهره مقصودی به وکالت از آقای الف. ن. و ارائه لایحه دفاعیه آقای محمد حسن مقدم به وکالت از زوجه تجدیدنظر خوانده و ارجاع پرونده به شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان مازندران در جلسه مقرر رسیدگی 1394/06/04 وکلای زوج تجدیدنظر خواه و تجدیدنظر خوانده و وکیل او حاضر شدند آقای م. ت. به وکالت از تجدیدنظر خواه با اعلام منطبق با واقع نبودن ادعای زوجه مبنی بر عدم اطلاع از عدم تحصیلات دانشگاهی زوج به علت اینکه طرفین قبل از ازدواج در مدت 10 ماه آشنایی شان با یکدیگر دو سفر به شهر مقدس مشهد و دو سفر به کشور های تایلند و امارات داشتند در این مدت بایکدیگر در ارتباط بوده اند زوجه به طور کلی از موقعیت و وضعیت موکل و سطح علمی موکل با خبر بوده و ادعای دیگر مشارالیها مبنی بر اینکه لیسانس زوج در زمان عقد نکاح شرط صفت و شرط اصلی بوده نیز با واقعیت انطباق ندارد زیرا در سند ازدواج دلیلی بر اینکه داشتن مدرک تحصیلی شرط عقد بوده و عقد نکاح متباین بر آن باشد وجود خارجی ندارد اساسا درجه تحصیلات به منزله شرط صفت بین طرفین ملاک عمل و مناط اعتبار نبوده در عمل نیز شرط صفت مبنای موردنظر به عنوان مبنای اصلی عقد ازدواج نبوده درخواست نقض رای معترض عنه را نمود و آقای وکیل زوجه تجدیدنظر خوانده که موکله اش مدافعات خویش را به ایشان واگذار کرد پاسخ داد زوج در جلسه خواستگاری و در مراسم روز عقد خودش را لیسانسیه معرفی کرده بود و شرط داشتن لیسانس شرط اساسی برای موکله بوده و عقد طرفین نیز ادامه تحصیل و سپری نمودن تحصیلات تکمیلی در خارج از کشور بوده است و با تکرار مدافعات قبلی از جمله استناد به مودای گواهی گواهان مورد تعرفه اش و نیز اظهارات پدر زوج در مرحله بدوی و با رد مدافعات زوج و وکیل او دائر به اینکه مشارالیها فقط به لحاظ تمکن مالی زوج با زوجه ازدواج کرده است و با ادعای اینکه اساس طرح دعوی حاضر عدم وصف شرط شده در سند نکاحیه میباشد که به صورت مکتوب این شرط اساسی در سند ازدواج قید شده است که خلاف آن اکنون به اثبات رسیده است که موکله به علت داشتن فوق لیسانس و شرط ازدواج با فرد لیسانس این بود که برای ادامه تحصیلات به خارج از کشور بروند سپس تجدیدنظر خوانده به سئوال دادگاه در خصوص نحوه آشنایی اولیه اش با تجدیدنظر خواه مفصلا توضیح داد از جمله اینکه یکی از معیار های خویش را راجع به مدرک تحصیلی و ادامه تحصیل در خارج از کشور بیان کرده است و گفت تحصیلات برای او اهمیت دارد زوج گفت تمکن مالی برای ادامه تحصیل حتی در لندن دارد. وقتی میزان تحصیلات زوج را سئوال کرد گفت در دانشگاه آزاد ساری لیسانس رشته مدیریت گرفت وقتی او گفت این رشته برای او چشمگیر نیست گفت بعد از ازدواج در خارج از کشور مدرک ارشد همین رشته را میگیرد تا برای او به چشم بیاید و او از زوج مدرک تحصیلی نخواست و زوج به او در مورد ازدواج قبلی خود گفت زنش فوق لیسانس را گرفته و می خواهد در مقطع دکتری تحصیل کند ایشان در پاسخ سئوال دادگاه در مورد اینکه آیا در زمان عقد شرطی از جمله تحصیل زوج و یاادامه تحصیل وی را بیان کرده اید یا عاقد از شروط شما یا زوج سئوال کرد گفت: قبل از اینکه عاقد بیاید مادرم گفت آنچه را که سبب شد شما زوج را به عنوان همسر انتخاب کنی بگو چرا مهریه تعیین نکرده اید... من در جمع خانوادگی گفتم... ایشان(زوج)دارای مدرک لیسانس هستند و قرار است که ادامه تحصیل بدهیم. سئوال کرده اند که ایشان چه کاره هستند گفتم او تاجر پوشاک است و در شرف باز کردن طلا فروشی... بعد عاقد آمد سئوال کرد حرف خاصی نداریدگفتم همه حرفهای ما گفته شد توافق شد حرف دیگری نزده ایم بعد عاقد خطبه را خواند. در تمام این لحظات که من صحبت می کردم زوج حضور داشت و حرفهای مرا تایید کرد.... دادگاه از زوج سئوال کرد آیا زوجه از شما راجع به تحصیلات و مدرک تحصیلی و محل تحصیل سئوال کرد یا خیر و در چه زمانی بود پاسخ داد: زوجه در اولین تماس تلفنی راجع به فراخوان و کمک به بیماران در مورد مشکل و مدرک تحصیل... نشانی مغازه و.... از من سئوال کرد... من در آن لحظه مدرک تحصیلی خودم را دیپلم گفتم خطبه عقد موفت را خودمان خواندیم... اصلا ملاک ازدواج او با من مدرک (تحصیل) نبوده است زوجه نیزدر ادامه گفت وقتی زوج برگه ای را آورد که برای صیغه موقت بود خواندم و امضا کردم به اوگفتم این جوری نمی شود که عقد موقت کرد باید خطبه خوانده شود زوج ورقه ای را داد گفت چون نمی خواهی به محمود آباد دفتر عاقد بیایی این ورقه را امضا کن و عاقد تلفنی خطبه را با شما می خواند و عاقد خطبه تلفنی را خواند و من جواب مثبت داده ام... متعاقب ارائه لایحه دفاعیه مفصل وکیل زوجه تجدیدنظر خوانده دادگاه با اعلام ختم رسیدگی و شرح تجدیدنظر خواهی به عمل آمده و درج خلاصه اظهارات طرفین به نحویکه فوقا در گزارش مذکور گردید طی دادنامه شماره --- - 94 مورخ 1394/06/29 با استدلال به عمل آمده منجمله اینکه نظر به ملاحظه سند نکاحیه پیوست تحصیلات زوج مورد شرط قرار نگرفت و تجدیدنظر خوانده و وکیل وی دلیل و مدرکی ارائه نکرده اند که عقد نکاح متبانیا بر این شرط واقع شده است صرف اظهار زوج قبل از عقد نکاح و یا قید لیسانس وی در سند ازدواج شرط محسوب نمی شود تا در صورت احراز متصف نبودن او به آن ایجاد حق فسخ برای زوجه نماید در پایان با وارد دانستن تجدیدنظر خواهی وکیل زوج به استناد مقررات قانونی مقید ضمن نقض رای تجدیدنظر خواسته حکم بر بطلان دعوی خواهان بدوی خانم پ. ن.م. صادر و این رای ظرف مهلت مقرر قانونی قابل تجدید نظر خواهی اعلام شد (قابل ذکر است در مقدمه رای تجدیدنظر مشخصات تجدیدنظر خواه و تجدیدنظر خوانده به اشتباه درج شده است. عضو ممیز) رای اخیر الذکر در تاریخ 1394/07/04 به آقای محمد حسن مقدم به وکالت از زوجه تجدیدنظر خوانده ابلاغ شد فرجام خواهی ایشان در تاریخ 1394/07/22 ثبت گردید و با ثبت لایحه دفاعیه آقای م. ت. به وکالت از زوج فرجام خوانده پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به کلاسه بالا ثبت و به شعبه هشتم ارجاع گردیده است لوایح وکلای طرفین هنگام شور توسط اعضای هیات نیز مورد بررسی و ملاحظه قرار خواهد گرفت. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای سیروس کیقبادی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد
اعتراضات وکیل زوجه فرجام خواه نسبت به دادنامه شماره --- - 94 مورخ 1394/06/29 شعبه یازدهم دادگاه تجدیدنظر استان مازندران که به موجب آن ضمن نقض دادنامه بدوی حکم به بطلان دعوی فرجام خواه به خواسته فسخ نکاح انشاء گردیده با توجه به جامع اوراق پرونده وارد نبوده و توجیه قانونی ندارد زیرا اولا - در سند نکاحیه تنظیمی بین زوجین، وجود مدرک تحصیلی لیسانس به عنوان وصفی برای زوج مورد شرط قرار نگرفته و صرف اینکه در صفحه سند ازدواج مربوط به مشخصات زوج، واژه لیسانس در مقابل شغل قید گردیده این امر نمی تواند دلیل بر اشتراط آن بین طرفین به نحویکه عقد نکاح بر آن واقع شده باشد محسوب گردد.ثانیا مودای گواهی گواهان زوجه فرجام خواه دلالتی بر این ندارد که لیسانس بودن زوج و صفی مورد تراضی طرفین و مقصود زوجه در امر ازدواج بوده و زوجه به شرط لیسانس بودن زوج اقدام به ازدواج با او نموده و مالا وصف مذکور شرط تبانی در عقد نکاح بوده است ثالثا: اگر چه زوجه حسب ادعا دارای مدرک تحصیلی فوق لیسانس و مدرس دانشگاه بوده و زوج فاقد چنین جایگاه علمی میباشدولی چون در جامعه کنونی ایران ازدواج بین دختر و پسر با چنین اختلاف در مدرک تحصیلی مشهود و مسبوق سابقه بوده و عرفا بلا اشکال میباشد لذا بداوری عرف جامعه وجود مدرک تحصیلی لیسانس برای زوج، وصف مقصودی برای زوجه محسوب نبوده تا علیرغم تصریح آن در عقد نکاح، عقد متبانیا بر آن واقع شده باشد بنابراین استنباط و تشخیص دادگاه در احراز عدم خیار فسخ برای زوجه فرجام خواه صائب و موجه بوده و از این رو دادنامه فرجام خواسته با عنایت به مجموع اوراق و محتویات پرونده و اظهارات و مدافعات طرفین و وکلای آنان در جلسات دادرسی و لوایح تقدیمی و مودای گواهی گواهان و اقدامات و رسیدگی های م ع. له و استدلال منعکس در حکم موجها و منطبق بر موازین قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر دادنامه مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات وکیل زوجه فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که بمبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه فرجام خواسته خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض آن را فراهم سازد فلذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار و مستشار
حسن عباسیان - مسعود کریم پورنطنزی - سیروس کیقبادی