تاریخ دادنامه قطعی: 1400/08/03
پیام: خیار فسخ نکاح فوری است و مطرح کردن فسخ به دلیل جنون بعد از چند سال زندگی مشترک دلیل بر صرف نظر کردن از فسخ میباشد.
خلاصه جریان پرونده: در تاریخ 99/12/24 اقای ف. ص. دادخواستی به طرفیت خانم س. ا. م. به خواسته فسخ نکاح تقدیم دادگستری شهرستان قائم شهر نموده و توضیح داده است.اینجانب به موجب سند ازدواج که تصویر ان تقدیم گردیده با خوانده ازدواج نموده ام، با توجه به وجود عیب تدلیس و فریب عدم دوشیزگی در خوانده و حق قانونی اینجانب برای فسخ نکاح، با تقدیم این دادخواست صدور حکم مبنی بر فسخ نکاح مورد استدعا است، رسیدگی به شعبه *ارجاع میگردد. و اقای ع. م. وکیل دادگستری به عنوان وکیل مدافع خوانده انتخاب و معرفی میشود. و جلسه دادگاه در تاریخ 1400/01/15 در وقت مقرر با حضور طرفین و وکیل خوانده تشکیل میگردد.، خواهان اظهار میدارد. خواسته به شرح دادخواست فسخ نکاح میباشد.، در 94/4/13 ازدواج کردیم و هنوز در دوران عقد هستیم همان اوایل ازدواج 2 یا 3 روز اوایل متوجه دوشیزه نبودن شدم گفته بود در بچگی از پله افتادند در این دوران فقط حدود 90 روز با هم بودیم و با همسرم همان اول ازدواج همبستر شدم و نزدیکی انجام دادم الان متوجه شدم ازدواج کرده بود ولی نگفتند و در شناسنامه دوشیزه نوشته و در سند ازدواج ما دوشیزه اعلام شد و ایشان گفته بودند ازدواج قبلی در دوره نامزدی و فقط چند ساعتی یکدیگر را دیده بودند در حالی که دروغ می گفت از بستگان ایشان شنیدم و واقعیت به من گفته شد و حدود 4 ماه پیش به من گفته شد، وکیل خوانده اظهار میدارد. موکله ادعای خواهان را قبول ندارد. و درخواست رد دعوی خواهان را دارم.، با توجه به اینکه عقد ازدواج در سال 1394 صورت گرفته و خواهان نیز اقرار به ان کرده که ازدواج سابق زوجه به وی اطلاع داده شده لیکن مدعی است.گمان می کردم که هیچ عامل انسانی باعث عدم بکارت نبوده بلکه اتفاق خارجی باعث ازاله بکارت شده و از طرفی نیز به نزدیکی خود اقرار داشت، چرا ایشان از همان ابتدا بحث تدلیس و عدم بکارت را مطرح نکرد، نامبرده بیش از 3 سال با موکله در صفا و صمیمیت زندگی می کردند. و در طول این مدت بارها و بارها بالغ بر چندین صد مورد رابطه با موکله زناشویی داشته حال به علت اختلافات ناشی از اجرای مهریه و نفقه در طول یک سال اخیر و جلب ایشان قبل از نوروز باعث شده مشارالیه اقدام به تقدیم دادخواست حاضر کرده و اتهام فوق را وارد کرده است.که حق شکایت کیفری اتهام افتراء برای موکله باقی است.…، از طرف دیگر عدم اقدام 6 ساله زوج و تمتع از زوجه دیگر ادعای بعد از 6 سال فاقد شنیدن خواهد بود …، دادگاه پس از استماع اظهارات طرفین و اخذ نظریه قاضی مشاور ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره * 00/1/21 با این استدلال که اولا تدلیس و فریب امر کیفری بوده که تاکنون در مرجع قانونی اقدامی صورت نگرفته است.… ثانیا خیار فسخ فوری بوده و زوج تکلیف به اجرای فوریت در فسخ داشته که اقدام نکرده است.ثالثا زوجه در زمان خواستگاری و عقد مراتب ازدواج سابق خود را به زوج اعلام کرده است، خواسته خواهان را وارد ندانسته و با توجه به نظریه قاضی مشاور به رد دعوی خواهان، به استناد ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به بطلان دعوی نامبرده را صادر می کند، اقای ف. ص. از رای صادره تجدیدنظرخواهی مینماید. و رسیدگی در مرحله تجدیدنظر به شعبه *محول میگردد. و این دادگاه در تاریخ 1400/04/20 در وقت فوق العاده اوراق پرونده را بررسی و به موجب دادنامه شماره * 00/4/20 ، اساس رای صادره و تشخیص و استنباط دادگاه بدوی را صحیح و قانونی عنوان و با رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید می کند، اقای ف. ص. نسبت به رای دادگاه تجدیدنظر فرجامخواهی به عمل می اورد و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ی. ا. مشاوره نموده چنین رای می دهد.
رای شعبه
فرجامخواه اعتراض موجه و موثری نسبت به دادنامه فرجامخواسته به عمل نیاورده است.و با توجه به اوراق پرونده و مدارک موجود، رای صادره مغایرتی با موازین شرعی و قانونی و محتویات پرونده ندارد. و از لحاظ رعایت قواعد دادرسی نیز ایراد بر دادنامه در حدی نیست که نقض انرا ایجاب نماید.، علیهذا دادنامه موصوف به شماره 0 * 00/4/20 شعبه *خالی از ایراد و اشکال موثر بوده و به استناد ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی ابرام میگردد./ط.ر
شعبه *
ی. ا. - رییس س. ن. ا. ا. - مستشار