در تاریخ 1400/02/01 اقای م. گ. چ. به وکالت از طرف اقای م. خ. به طرفیت خانم م. ن. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق به لحاظ عدم تفاهم اخلاقی و سازش بین زوجین و مقدور نبودن ادامه زندگی مشترک برای خواهان تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه رسیدگی مورخ 1400/02/21 که با حضور وکیل خواهان و نیز خوانده تشکیل گردیده وکیل خواهان اظهار داشت خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است.مهریه مافی القباله 14 عدد سکه میباشد. که در صورت استطاعت می بایستی به زوجه تسلیم نماید. و طرفین دارای فرزند مشترک دختر سه سال و نیم میباشند و در خصوص جهیزیه موکل دست نوشته ای دارد. که وسایل تحویل ایشان شد و مقداری از وسایل موجود است.که موکل به ایشان مسترد خواهد نمود و سایر حقوق مالی مطابق ضوابط قانونی پرداخت خواهد شد ضمنا موکل کارگر بوده و وضعیت مالی نامناسبی دارد. و توان پرداخت دفعی مسایل مالی را ندارد. خوانده (زوجه) اظهار داشت بنده طلاق نمیخواهم چنانچه خواهان اصرار بر طلاق دارد. اینجانب حقوق مالی خود از جمله مهریه و نحله و نفقه ایام عده طلاق را میخواهم و در خصوص دارایی چیزی به نام ایشان نیست و حضانت فرزند 3/5 ساله را بخاطر شرایط مالی فعلا نمیخواهم و ملاقات هفتگی را میخواهم. سپس دادگاه قرار ارجع امر بداوری صادر نموده و داوران منتخب زوجین هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند و سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/03/17 پس از ذکر خواسته خواهان و اعلام احراز وجود علقه زوجیت دائم بین طرفین با اعلام اینکه مساعی دادگاه و داوران در اصلاح ذات البین موثر واقع نگردیده و زوج اصرار بر طلاق دارد. لذا به استناد ماده 1133 قانون مدنی و عموم قاعهده فقهی (الطلاق بید من اخذ بالساق) و مواد 26 و 31 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق از نوع رجعی فیمابین زوجین صادر و مدت اعتبار گواهی صادره را سه ماه از تاریخ ابلاغ حکم قطعی اعلام و با توجه به انصراف زوجه از حضانت فرزند مشترک دختر 3/5 ساله برای ایشان به نحو مقرر در حکم حق ملاقات با فرزند تعیین نموده و اجرای صیغه طلاق را منوط به پرداخت مهریه ما فی القباله به تعداد 14 سکه و پرداخت نحله بمبلغ ده میلیون تومان و نفقه ایام عده بمبلغ پنج میلیون تومان از طرف زوج در حق زوجه اعلام و توضیح داده که در خصوص جهیزیه و سیسمونی زوجه میتواند جداگانه اقدام نماید. پس از ابلاغ رای صادره زوجه نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/05/11 با استدلال منعکس در ان دادنامه تجدیدنظرخواسته را در قسمت مربوط به واگذاری حضانت فرزند مشترک به پدر و تعیین حق ملاقات برای مادر نقض نموده و در اجرای مواد 1168 و 1169 و 1174 قانون مدنی حضانت فرزند مشترک زوجین تا 7 سالگی تمام را به مادرش واگذار نموده و نفقه فرزند را ماهیانه مبلغ هشتصد هزار تومان تعیین و پدر فرزند را به پرداخت ان مکلف کرده و برای پدر به نحو مقرر در حکم حق ملاقات با فرزند تعیین نموده است.و نسبت به سایر قسمت دادنامه تجدیدنظرخواسته اعتراض تجدیدنظرخواه را غیرموجه و دادنامه صادره را در این قسمت فاقد ایراد و اشکال قانونی تشخیص و ضمن رد اعتراض تجدیدنظرخواه به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی این قسمت دادنامه معترض عنه را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/05/17 به زوجه ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1400/06/04 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی به هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
فرجام خواهی خانم م. ن. نسبت به ان قسمت از دادنامه شماره *مورخ 1400/05/11 شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ 1400/03/17 صادره از شعبه *در قسمتی که به موجب ان گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق با لحاظ حقوق مالی متعلق به زوجه (فرجام خواه) اصدار یافته است.با توجه به جامع اوراق پرونده وارد و موجه نیست. زیرا زوج فرجام خوانده متقاضی طلاق همسرش بوده و با اختیار حاصله از مقررات ماده 1133 قانون مدنی میتواند هر وقت که بخواهد با اخذ مجوز از دادگاه و رعایت مقررات قانونی زوجه اش را طلاق دهد و مخالفت و عدم رضایت زوجه فرجام خواه در خصوص مورد موثر در مقام نمیباشد. و به علاوه در اجرای ماده 29 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 راجع به کلیه حقوق مالی زوجه شامل مهریه و نحله ایام زوجیت و نفقه ایام عده در دادنامه بدوی تعیین تکلیف به عمل امده و در رای صادره مورد لحاظ و لحوق حکم قرار گرفته است.و چون زوجه در دادرسی مرحله بدوی به شرح صورتجلسه مورخ 1400/02/21 صریحا اعلام داشته که هیچ مالی به نام زوج نمیباشد. و از طرفی هم مبلغ نحله تعیینی نیز با توجه به سنوات زندگی مشترک و وسع مالی زوج و نوع کارهاییکه زوجه در ایام زندگی مشترک انجام داده رقم متعارف و متناسبی محسوب و تشخیص دادگاه در خصوص مورد مغایرتی با موازین قانونی ندارد. لذا اعتراض زوجه فرجامخواه در مورد عدم تنصیف دارایی زوج و میزان نحله ایام زوجیت تعیین شده توجیه قانونی نداشته و موثر در مقام نمیباشد. بنابراین و با توجه بمراتب اشعاری دادنامه های بدوی و فرجام خواسته در قسمت معترض عنه من جمیع جهات با لحاظ مجموع اوراق و محتویات پرونده و اقدامات و رسیدگی های به عمل امده موجها و مطابق موازین شرعی و مقررات قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر ارای مرقوم مترتب نبوده و اعتراض فرجام خواه در حدی نیست که خلل و خدشه ای بر دادنامه معترض عنه وارد و موجبات نقض انرا فراهم سازد و چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد موثری در نحوه رسیدگی دادگاه و صدور حکم مشهود نمیباشد. لهذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه به استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته در قسمت معترض عنه ابرام میگردد.
رئیس شعبه *: ح. ع. مستشار: ح. م. ه.