تاریخ دادنامه قطعی: 1395/02/27
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در صورتی که زوجه ابتدائا نسبت به اشتغال زوج در محلی غیر از محل زندگی مشترک رضایت دهد (برای مدت 1 سال)، عدم رضایت بعدی او به این امر، علیرغم اصرار زوج به ادامه فعالیت در شهر مذکور، موجب تحقق "ترک زندگی مشترک از ناحیه زوج" نمی شود.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه هشتم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/02/27 - 09 : 45 قاضی: حسن عباسیان قاضی: مسعود کریم پورنطنزی قاضی: سیروس کیقبادی
خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 94/4/6 آقای ح. ر. به وکالت از طرف خانم ش. د.ز. به طرفیت آقای س. م.ل. دادخواستی به خواسته طلاق تقدیم و در متن دادخواست توضیح داده موکله به موجب سند نکاحیه پیوست در تاریخ 1373/06/31 با خوانده ازدواج نموده و حاصل ازدواج یک فرزند 18 ساله است علیرغم گذشت بیست و یک سال زوج خوانده نتوانست تکالیف مکرر قانونی خود را که موجب تحکیم و ثبات خانواده میباشد انجام دهد به نحویکه با رفتار سوء خود نسبت به موکل و تداوم این رفتار تشدید آن موجبات بروز اختلافات را فراهم نمود نتیجه این وضعیت موکل را در شرایط سخت و مشقت باری از نظر روحی قرار داده نفرت شدید نسبت به زوج پیدا نموده و ادامه زندگی موکل مالایطاق گردید به نحویکه حاضر گردید برای رهائی از این وضعیت غیر قابل تحمل مهر خود را که 301 عدد سکه تمام بهار آزادی است در قبال طلاق به زوج بذل نماید تا از این عسر نجات یابد موکله ام زنی است جوان و تحصیل کرده و از خانواده ای آبرومند که متاسفانه وضعیت ایجاد شده سبب گردید تمام راههای ادامه زندگی مشترک با خوانده در زیر یک سقف از بین رفته تاجائی که موکله به عنوان یک زن جوان و با آبرو در عسرت و پریشانی قرار گرفته و مدتی است که جدا از زوج زندگی می کند. سوء رفتار زوج بدان حد رسیده است که موکل و خوانده یکبار تصمیم به جدائی میگیرند و به موجب فتوکپی دادخواستی که بامضا زوجین رسیده علت درخواست خود را نیز عدم تفاهم اخلاقی و بروز اختلافات اعلام میدارند تا آنجا که موکل حاضر شده تمام حقوق قانونی خود را در قبال طلاق بذل نماید و زوج نیز با طلاق به شرح فوق موافقت نموده است لذا با توجه به حدوث عسر و حرج و عدم امکان ادامه زندگی مشترک مستندا به ماده 1130 قانون مدنی صدور حکم طلاق مورد استدعاست دادخواست مطروحه در شعبه دهم دادگاه حقوقی خانواده شهرستان رشت ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. آقای ستار نیکدل وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه از جانب زوج خوانده اعلام وکالت نمود. جلسه اول دادرسی به تاریخ 94/5/5 با حضور وکلای طرفین دعوی و نیز خواهان تشکیل گردیددر این جلسه وکیل خواهان اظهار داشت عرایض به شرح دادخواست تقدیمی است. محور طلاق منحصرا ماده 1130 قانون مدنی و بندهای 1 و 4 آن میباشد با این وصف که زوج 5 سال است که محل زندگی و کار خود را به شهرستان زابل منتقل کرده و در طول سال، کمتر از یکماه نزد همسرش زندگی می کند از سال 1373 ازدواج کردند تا 1389 با همدیگر در رشت زندگی داشتند موکله بنده مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت (هیات علمی تمام وقت هستند) خوانده هم پزشک عمومی و اهل لنگرود هستند البته موکله تا دو سال قبل راضی به ادامه کار زوج در شهرستان زابل بوده لیکن فیمابین مقرر بوده که پس از مدت یک سال زوج برگردد که علیرغم اصرار موکله، زوج حاضر نیست به رشت بیاید و اما در خصوص سوء رفتار معروض میدارم که زوج فردی است که با موکله تحقیر آمیز رفتار مینماید الفاظ رکیک مرتبا در منزل و در طول زندگی مشترک نسبت به موکله داشته است که این رفتار مورد مشاهده افراد خانواده و طرفین خصوصا فرزند مشترک بوده است. موکله برای صدور گواهی عدم امکان سازش از تمام حقوق قانونی و مالی خود صرفنظر و آن را به اذاء طلاق به زوج بذل مینماید. خواهان اظهار داشت اگر ده بار و ده سال هم طول بکشد اصرار به امر طلاق دارم و دیگر حاضر نیستم با همسرم زندگی نمایم. وکیل خوانده اظهار داشت موکل بنده هیچ مضایقه ای در زندگی نسبت به همسر و فرزندش نداشته و نهایت سعی و تلاش را در جهت بهبود زندگی معمول داشته و ادعای وکیل خواهان مبنی بر ترک زندگی مشترک و سوء رفتار بدون دلیل اثباتی بوده است بنده حاضرم موکلم را در دادگاه حاضر نمایم و چنانچه ادعای ایشان یک درصد هم به تشخیص دادگاه درست باشد من خودم پیشقدم میشوم جهت رضایت موکل مبنی بر انجام امر طلاق. موکل بنده فردی محترم با شخصیت پزشک و علاقمند به حفظ زندگی مشترک میباشد. سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نمود و وکلای طرفین هر یک داور موکل خود را تعیین و معرفی نمودهاند و داوران هم پس از طی تشریفات هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند سر انجام دادگاه در وقت فوق العاده با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره --- مورخ 94/6/29 پس از ذکر خواسته خواهان و توضیحات وکیل ایشان و مدافعات وکیل خوانده و اعلام احراز رابطه زوجیت دائم بین طرفین با اعلام اینکه در عقد دائم حق طلاق بر عهده مرد میباشد و زن تنها در موارد احصاء شده قانونی میتواند از دادگاه تقاضای طلاق نماید و ادعای وکیل زوجه خواهان مبنی بر وجود عسر و حرج ناشی از ترک زندگی و یا سوء رفتار فاقد ادله اثباتی است و به علاوه خوانده با توجه به موقعیت شغلی و شخصیتی اجتماعی (دکتربودن) انتخاب منطقه محروم از سوی وی به عنوان محل خدمت را نمی توانیم موجبی برای امر طلاق بدانیم چه بسا این حق برای مرد میتواند مورد توجه باشد که هر کجا مرد جهت اسکان تعیین نماید زن موظف است در آنجا سکنی نماید و نظر به اینکه داور زوج هم نظر به بقاء زندگی زوجین داده است و به موجب قاعده فقهی الطلاق بید من اخذ بالساق، حق طلاق با مرد بوده و تقاضی طلاق از ناحیه زن قدر مسلم باید با ادله اثباتی محکمی همراه باشد و نظر به رعایت اصل حفظ بقاء کانون زندگی و تلاش جهت جلوگیری از هم پاشیدگی کانون خانواده لذا دادگاه دعوی خواهان را غیر وارد تشخیص و حکم به بطلان دعوی خواهان صادر نموده است. پس از ابلاغ رای صادره وکیل زوجه نسبت به آن تجدیدنظر خواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی شعبه سیزدهم دادگاه تجدیدنظر استان گیلان به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره --- مورخ 94/9/24 با استدلال اینکه طلاق از اختیارات شرعی و قانونی مرد بوده و زن تحت شرایطی میتواند درخواست طلاق کند که واجد آن شرایط به موجب ماده 1133 قانون مدنی و تبصره ذیل آن باشد که به عقیده دادگاه زوجه فاقد آن اوصاف و شرایط درخواست طلاق بوده و از این امتیاز بی نصیب میباشد و از ماده مرقوم و قاعده فقهی الطلاق بید من اخذ بالساق نیز این موضوع فهمیده و استنباط میشود لذا اعتراض زوجه تجدیدنظر خواه را غیر موجه و دادنامه معترض عنه را منطبق بر موازین قانونی تشخیص و ضمن رد اعتراض مطروحه دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1394/10/06 بوکیل زوجه ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1394/10/26 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به آن فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لوایح و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. لوایح طرفین به هنگام شور قرائت میگردد.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردیدپس از قرائت گزارش آقای حسن عباسیان عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
فرجام خواهی خانم ش. د.ز. با وکالت آقای ح. ر. نسبت به دادنامه شماره --- - 94 مورخ 1394/09/24 شعبه سیزدهم دادگاه تجدیدنظر استان گیلان که در جهت تایید دادنامه بدوی متضمن حکم به بطلان دعوی فرجام خواه به خواسته صدور حکم طلاق انشاء گردیده با توجه به جامع اوراق پرونده و اظهارات و مدافعات وکلای طرفین در مراحل دادرسی وارد نبوده و توجیه قانونی ندارد. محتویات پرونده حاکی از آن است که وکیل زوجه فرجام خواه به شرح دادخواست تقدیمی و توضیحات بعدی در جلسه دادرسی با اشاره به سوء رفتار زوج نسبت به زوجه و اختلافات فیمابین و ترک زندگی مشترک از ناحیه زوج و مفارقت جسمانی طرفین و کراهت زوجه از زوج مدعی عسر و حرج زوجه در تداوم زوجیت گردیده و بر این اساس صدور حکم طلاق را خواستار گردیده است در حالی که نامبرده در مراحل دادرسی هیچ ادله ای که وجود اختلافات عمیق و شدید و لاینحل بین طرفین و نیز سوء رفتار زوج نسبت به زوجه را اثبات نماید اقامه و ابراز ننموده و به علاوه از اظهارات وکیل زوجه در جلسه دادرسی مورخ 94/5/5 مبنی بر اینکه موکله تا دو سال قبل راضی به ادامه کار زوج در شهرستان زابل بوده لیکن فیمابین مقرر بوده پس از مدت یک سال زوج برگردد که علیرغم اصرار موکله زوج حاضر نیست به رشت بیاید، مستفاد میگردد که در بدو امر اشتغال به کار زوج به عنوان پزشک در شهرستان زابل بر اساس توافق طرفین و رضایت زوجه بوده و اینکه نامبرده به ادامه اشتغال خود در شهرستان زابل اصرار دارد و حاضر به مراجعت و اشتغال به کار در شهرستان رشت نمیباشد این امر نمی تواند مصداق ترک زندگی از طرف زوج محسوب گردد و هم چنین با توجه به اظهارات وکیل زوجه در جلسه دادرسی و مندرجات نظریه داور زوج، زوج هر سال به تناوب در محل زندگی مشترک در شهرستان رشت حضور یافته و به مدت چند روز با همسر و فرزندش زندگی مینماید لذا اشتغال به کار زوج در شهرستان زابل نمی تواند دلیل یا اماره ای بر بی توجهی و عدم علاقه و پای بندی او نسب به همسر و فرزند مشترک بشمار آید بنا به مراتب چون سوء رفتار زوج به اثبات نرسیده و اختلافات طرفین که ظاهرا منشاء آن همان اشتغال زوج در شهرستان زابل بوده باتفاهم یکدیگر و مداخله بزرگان فامیل دو طرف قابل حل خواهد بود، آنقدر عمیق و شدید و لاینحل محسوب نبوده که موجبات کراهت زوجه را از زوج فراهم و از این حیث موجبی برای طلاق و متارکه طرفین بوده باشد بنابراین دادنامه فرجام خواسته که متکی بر استنباط قضایی و تشخیص دادگاه بوده با لحاظ مجموع اوراق و محتویات پرونده و اوضاع و احوال حاکم بر روابط طرفین و موقعیت شغلی و اجتماعی طرفین صائب و موجه و منطبق بر موازین قانونی بو ده و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر دادنامه مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات فرجام خواه در حدی نیست که بمبانی استباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه فرجام خواسته خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض آن را فراهم سازد فلذا ضمن رد اعتراض فرجام خواه دادنامه فرجام خواسته مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی ابرام میگردد.
رئیس شعبه هشتم دیوان عالی کشور: حسن عباسیان مستشاران: سیروس کیقبادی مسعود کریمپورنطنزی