تاریخ دادنامه قطعی: 1395/02/27
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در صورتی که محکومیت کیفری زوج (سرقت تعزیری)، عرفا با حیثیت خانوادگی هر خانواده مومن و متدین ومقید به اخلاق مغایرت داشته باشد، شرط ضمن عقد نکاح و وکالت زوجه در طلاق محقق میشود؛ و اگر زوج مدعی خلاف این امر است، خود او باید فقدان اوصاف مذکور در زوجه و یا خانواده اش را ثابت کند.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه هشتم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/02/27 - 13 : 26 قاضی: حسن عباسیان قاضی: مسعود کریم پورنطنزی قاضی: جعفر پوربدخشان
خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 94/5/17 آقای ارسلان جعفریان پور به وکالت از طرف خانم ل. آقایی به طرفیت آقای ب. م. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به لحاظ تخلف زوج از بند 7 شروط ضمن العقد تقدیم و توضیح داده که موکله به موجب عقدنامه پیوست پرونده در تاریخ 1377/06/27 با خوانده عقد دائمی منعقد نمود ه و زوج شروط دوازده گانه ضمن العقد راپذیرفته و امضا نموده و به زوجه وکالت با حق توکیل به غیر در صورت تخلف از شروط مذکوررا داده است متاسفانه موکله بعد از ازدواج متوجه اعتیاد زوج به مواد مخدر شده که پس از چندین بار مراجعه به مراکز بازپروری زوج موفق به ترک اعتیادش نگردیده که با استعلام دادگاه صحت این امر احراز میگردد و در حال حاضر اعتیاد وی از نوع شیشه وبسیار شدیدتر میباشد که این امر موجب عسر و حرج و تحقق بند 7 از شروط ضمن عقد برای زوجه گردیده است ضمنا ثمره این ازدواج دو فرزند میباشد لذا تقاضای رسیدگی و صدور حکم طلاق با حفظ کلیه حقوق شرعی و قانونی برای موکله مورد استدعاست. دادخواست مطروحه در شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تبریز ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. در گزارش مرکز مشاوره اعلام شده که زوج جهت مشاوره علی رغم ارسال دعوت نامه کتبی و تماس تلفنی حضورنیافته است. جلسه اول دادرسی به تاریخ 94/6/8 با حضور زوجه و وکیل او تشکیل گردید.زوج علی رغم ابلاغ قانونی اخطاریه حضورنیافته و لایحه ای تقدیم نکرده است. در این جلسه وکیل خواهان اظهار داشت به لحاظ تخلف زوج از بند هفت شروط ضمن عقد یعنی اعتیاد زوج به مواد مخدر از نوع شیشه درخواست اعمال وکالت موکله جهت مطلقه نمودن وی را دارم و در مهرصابرین یک بار بستری شده است ونیز به لحاظ سرقت زندانی شده است و به لحاظ تخلف زوج از بند 9 از شروط ضمن عقد یعنی محکومیت قطعی کیفری زوج تقاضای اعمال وکالت موکله جهت مطلقه نمودن وی را دارم زوجه اظهار داشت یک فرزند مشترک پسر به نام پرویز 16 ساله مبتلا به عقب ماندگی ذهنی و زهرا م. 6 ساله داریم که حضانت دخترم را می خواهم اگر طلاق انجام گیرد کلیه حقوق مالی خود اعم از مهریه، نفقه و اجرت المثل خدمات ایام زوجیت را به لحاظ کراهت از زوج در حق وی بذل می نمایم و جهیزیه در اختیار زوج میباشد. سپس دادگاه جهت ایجاد صلح و سازش بین زوجین قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده ونیز سابقه کیفری زوج را از زندان تبریز استعلام نمود. مدیریت موسسه مهر صابرین فرزین طی گواهی مورخه 94/6/5 به دادگاه اعلام نموده که آقای ب. م. در مورخه 91/10/3 جهت سم زدایی مواد مخدر از نوع مروفین در این مرکز بستری و در مورخه 91/3/18 (عضو ممیز: به نظر میرسد 92/3/18 صحیح باشد) از این مرکز ترخیص شده است. زوجین هر یک داور خود را تعیین و معرفی نمودهاند و موضوع داوری هم از طرف دادگاه به داوران تفهیم شد و داوران هر یک نظریه کتبی خود را ارائه نمودند که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین میباشد. در پاسخ اداره زندان تبریز سه فقره سابقه کیفری که دو فقره آن سابقه تحت قرار بازپرس و دادیار و یک فقره آن سابقه محکومیت کیفری به تحمل سه ماه و یک روز حبس و 65 ضربه شلاق به جرم شرکت در سرقت عادی که تاریخ محکومیت 1391/10/19 و پایان اجرای حکم و محکومیت حبس 1392/01/11 بوده اعلام شده است. سپس دادگاه در وقت فوق العاده ضمن اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره --- مورخ 1394/08/26 پس از ذکر خواسته خواهان و اعلام احراز رابطه زوجیت دائم بین طرفین و این که مساعی دادگاه و تلاش داوران در اصلاح ذات البین موثر واقع نگردیده با اعلام اینکه در مورد اعتیاد فعلی زوج به مواد مخدر دلایلی ارائه نشده است در این قسمت منتفی است ولی از حیث محکومیت قطعی کیفری زوج با توجه به استعلام انجام شده از اداره زندان تبریز که دلالت بر محکومیت قطعی کیفری زوج به جرم شرکت در سرقت و مجازات 91 روز حبس و 65 ضربه شلاق تعزیری دارد و خوانده دعوی دفاعیات موجه و محکمه پسندی ارائه ننموده است لذا تخلف زوج از بند 9 از شروط ضمن عقد را محرز تشخیص و به استناد ماده 1133 قانون مدنی و تبصره ماده 1133 همان قانون و مواد 26 و 29 قانون حمایت خانواده مصوب سال 91 حکم طلاق جهت اجرای صیغه طلاق صادر و به زوجه اجازه داده با توجه به وکالت بلاعزل خویش با حق توکیل به غیر و حق قبول بذل به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه و اصالتا و وکالتا خود را مطلقه و واقعه طلاق را به ثبت برساند.زوجه کلیه حقوق مالی خویش اعم از مهریه، نفقه و اجرت المثل ایام زوجیت را به لحاظ کراهت از زوج در حق وی بذل نمود و جهیزیه در اختیار زوج میباشد که به زوجه مسترد خواهد شد. زوجین دو فرزند مشترک پسر به نام پرویز و دختر به نام زهرا دارند که فرزند مشترک پسر کبیر میباشد و حضانت فرزند دختر به نام زهرا متولد 89/3/30 تا سن هفت سالگی با زوجه خواهد بود و پرداخت نفقه وی به عهده زوج خواهد بود و زوج به نحو مقرر حق ملاقات فرزند مشترک صغیر به نام زهرا را دارد. مدت اعتبار این حکم ظرف شش ماه از تاریخ ابلاغ رای فرجامی یا انقضای مهلت فرجامی میباشد و نوع طلاق در صورت وقوع به استناد بند 3 ماده 1145 قانون مدنی بائن از نوع خلع خواهد بود. زوج از این رای در مهلت قانونی تجدیدنظر خواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی شعبه سیزدهم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره --- - 94 مورخ 1394/11/13 اعتراض تجدید نظر خواه را غیر موجه و دادنامه تجدید نظر خواسته را منطبق بر موازین قانونی تشخیص و با تغییر عبارت «حکم به طلاق»; به « حکم به احراز شرایط اعمال وکالت زوجه جهت طلاق»; ضمن رد اعتراض مطروحه دادنامه معترض عنه را تایید نموده است. دادنامه اخیرالصدور در تاریخ 1394/11/18 به زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1394/12/08 با تقدیم دادخواست نسبت به آن فرجام خواهی نموده که نسخه ثانی دادخواست بوکیل زوجه ابلاغ قانونی شده ولی لایحه جوابیه ای از ایشان یا زوجه فرجام خوانده در پرونده مشهود نیست. پرونده پس از وصول به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی به هنگام شور قرائت میگردد.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای حسن عباسیان عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
فرجام خواهی آقای ب. م. نسبت به دادنامه شماره --- - 94 - مورخ 1394/11/13 شعبه سیزدهم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی که در جهت اصلاح و تایید دادنامه بدوی انشاء گردیده و به موجب آراء مرقوم حکم به احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق از طرف زوجه صادر شده است وارد و موجه نیست زیرا زوجه و وکیل او در جلسه دادرسی به شرح صورتمجلس مورخ 94/6/8 با توجه به سابقه محکومیت قطعی کیفری زوج فرجام خواه و تخلف او از بند 9 از شروط ضمن العقد مندرج در قباله نکاحیه و تحقق این شرط، اعمال وکالت در طلاق ازطرف زوجه جهت اجرای صیغه طلاق را خواستار گردیده اند. پاسخ استعلام واصله از اداره زندان تبریز حاکی از آن است که زوج فرجام خواه بجرم شرکت در سرقت عادی به تحمل سه ماه و یک روز حبس تعزیری و 65 ضربه شلاق محکوم گردیده و حکم صادره هم بمرحله اجرادر آمده است و چون بزه ارتکابی و محکومیت قطعی کیفری زوج فرجام خواه یک جرم ضد اجتماعی محسوب بوده که عرفا با حیثیت خانوادگی هر خانواده مومن و متدین ومقید به اخلاق مغایرت داشته و فرجام خواه هیچ دلیلی که ثابت نماید زوجه فرجام خوانده و خانواده اش فاقد اوصاف مذکور بوده و جرم ارتکابی او با شان زوجه و حیثیت خانوادگی او مغایرتی ندارد اقامه و ابراز ننموده است لذا بزه ارتکابی و محکومیت قطعی کیفری او که بمرحله اجرا در آمده با بند 9 قسمت ب از شرط ضمن العقد مقید در قباله نکاحیه که به امضاءطرفین رسیده انطباق داشته ودر نتیه تخلف ایشان از شرط مذکور و تحقق این شرط موجبات اعمال وکالت اعطائی موضوع بند ب شرط ضمن العقد فراهم بوده و زوجه فرجام خوانده حق دارد که با اعمال وکالت حاصل از تحقق شرط ضمن انتخاب نوع طلاق نسبت به اجرای صیغه طلاق و مطلقه نمودن خود و ثبت رسمی واقعه طلاق اقدام نماید از این رو دادنامه ها ی بدوی و فرجام خواسته با توجه به مجموع اوراق محتویات پرونده و اقدامات و رسیدگی های معموله موجها و منطبق بر موازین قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر آراء مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات فرجام خواه در حدی نیست که بمبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه فرجام خواسته خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض آن را فراهم سازد فلذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.
رئیس شعبه هشتم دیوان عالی کشور: حسن عباسیان مستشار: مسعود کریمپورنطنزی عضو معاون: جعفرپوربدخشان