تاریخ دادنامه قطعی: 1395/02/27
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در دعاوی طلاق زوجه به استناد ترک نفقه، در صورتی که حقوق زوج جهت پرداخت نفقه، توقیف شده باشد؛ شرط ضمن عقد نکاح مبنی بر تحقق وکالت به علت عدم پرداخت نفقه برای شش ماه، محقق نشده و صدور حکم طلاق وجهی ندارد.
به شرح گزارش و دادنامه شماره --- مورخ 95/2/27 شعبه --- دیوان عالی کشور است با این توضیح که خانم الف. م.الف. دادخواستی به طرفیت آقای ر. ح.ز. به خواسته طلاق مطابق شرط ضمن عقد نکاح (عسر و حرج) تقدیم و در جلسه 94/7/14 دادگاه به عدم پرداخت نفقه نیز استناد نموده است و شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی مشهد حسب دادنامه شماره --- مورخ 94/8/26 مستندا به مواد 1119 و 1129 و 1130 و تبصره ذیل ماده 1133 و 1146 با احراز تخلف زوج از شروط ضمن العقد حکم به الزام زوج به طلاق زوجه با بذل دو عدد سکه از 362 سکه مهریه اش صادر نموده است. خانم س. ع.ز. با اختیار تجدیدنظر و فرجام خواهی وکالت آقای ر. ح.ز. را عهده دار شده است(ص 29 ). وکیل زوج از این رای تجدیدنظرخواهی نموده و شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی به موجب دادنامه شماره --- مورخ 94/11/6 رای تجدیدنظر خواسته را تایید کرده است. وکیل زوج از این رای فرجام خواهی نموده است و شعبه --- دیوان عالی کشور به شرح دادنامه پیش گفته رای فرجام خواسته را به جهت نقص تحقیقات نقض کرده است. نقص مورد نظر دیوان از دو جهت بوده است یکی از باب نحوه انتخاب و اظهارنظر داوران و دیگری از حیث عدم پرداخت نفقه باین شرح که «... علت طلاق عدم پرداخت نفقه ذکر شده است در حالی که وکیل فرجام خواه (زوج) مدعی پرداخت نفقه ماهیانه توسط زوج است و تصویر سه فقره فیش بانکی را جهت اثبات ادعای خود پیوست نموده است بنابراین، اقتضاء دارد در این خصوص تحقیقات لازمه معمول و با پرسش از زوجین و استعلام از بانک مربوطه معلوم شود محکومیت زوج بابت نفقه قبل از صدور حکم تمکین برای چند ماه و چه مبلغی بوده است و زوج در قبال آن وجهی پرداخت نموده یا خیر و اگر پرداخت کرده چه میزان و در چه تاریخ یا تاریخ هایی بوده است. بنابراین به جهات فوق دادنامه فرجام خواسته مواجه با نقص تحقیقاتی است لذا به استناد ماده... نقض.... ص 78 »;. پرونده به شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی اعاده شده است و مرجع مرقوم وقت رسیدگی تعیین و در اخطاریه طرفین پرونده قید شده داور خود را همراه بیآورند و نیز در اخطاریه وکیل زوج تصریح شده است حضور موکل شما الزامی است (ص 84 ). جلسه دادگاه تجدیدنظر در وقت مقرر مورخ 95/4/13 تشکیل شده است. زوجه و وکیل زوج حاضر بوده اند. وکیل زوج اظهار داشته موکل به علت تصادف حضور ندارد و من داور وی را آورده ام. زوجه اظهار داشته من کسی را ندارم شما داور تعیین کنید... فیش ها هیچکدام ماشین نویسی نشده من همین الان از اجرای احکام نامه جلب ایشان را راجع به ندادن نفقه تمدید کرده ام و تصادف در کار نیست دیروز خودم دیدم ایشان را که مرا تعقیب می کرد. دیروز هم برگ جلب ایشان برای محکومیت به دیه و کتکاری از اجرای احکام گرفته ام... وکیل زوج اظهار داشته من اطلاعی از جلب موکل نداشتم و فیش ها را بعدا می آورم. زوجه پاسخ داده اگر بانک تایید کرد حرفی ندارم. اگر پرداخت هم کرده است بعدا بوده است اصل فیش ها را ایشان ارائه نماید. شرایط را آماده کند باز هم زندگی می کنم. وکیل زوج اظهار داشته مهلت بدهید تا اگر بشود مشکل را حل نمایم. دادگاه وظائف داوری را به داور زوج تفهیم کرده است (ص 86 ). آقای حبیب اله میرزائی خود را به عنوان داور زوجه معرفی و اعلام داشته برای سازش بین زوجین تلاش شد ولی بدلایل ذیل سازش بین آنها حاصل نشد. زوجه اظهار میدارد شوهرم فردی بداخلاق و خشن و اهل ضرب و شتم است که مدارک قانونی در این رابطه موجود است. علاوه بر این مرتب به من تهمت می زند و برای من آبروئی نگذاشته است و الان چهار سال است که از یکدیگر جدا زندگی می کنیم و نفقه مرا پرداخت نمی کند وادعای وی مبنی بر پرداخت نفقه کذب محض است که استعلام دادگاه گواه کذب وی میباشد و من به هیچ وجه با وی حاضر به زندگی نیستم زوج اظهار میدارد همسرم ارتباط نامشروع داشته ولی در عین حال وی را طلاق نمی دهم، نمی شود هم طلاقش را بگیرد و هم همه حقوق قانونی خود را، اگر طلاق می خواهد باید از حقوق خود صرف نظر کند. با توجه به نکات فوق و اوضاع و احوال و شواهد موجود به نظر میرسد ادامه زندگی مشترک مقدور نبوده و تلاش برای آن بی ثمر است و مصلحت در جدائی است (ص 94 ). اجرای احکام مدنی در پاسخ دادگاه تجدیدنظر اعلام داشته فیش های پیوستی صرفا نامه معرفی به بانک میباشد و مدرکی قابل استناد نمیباشد و ایضا اضافه میشود سندی دال بر پرداخت این مبالغ در پرونده موجود نمیباشد. با توجه به تعداد کثیر واریزی به حساب سپرده دادگستری حسب اعلام ذیحساب مجتمع اجرای احکام مدنی پیگیری از آن مرکز نیز میسر نمیباشد (ص 93 ). توضیح اینکه نامه دادگاه تجدیدنظر خطاب به اجرای احکام حقوقی مشهد باین شرح بوده است «احتراما تصویر سه برگ فیش ارائه شده به بانک ارسال میگردد دستور فرمائید بررسی و در صورت صحت اصالت آنها را تایید نمایند و چنانچه مبالغ مندرج در فیشها به حساب مذکور واریز گردیده به این دادگاه اعلام شود ص 92 »;. تصویر برگ جلب مورخ 95/4/13 ر. ح.ز. محکوم به پرداخت 96/000/000 ریال بابت نفقه زوجه و برگ جلب مورخ 95/4/12 مشارالیه محکوم به پرداخت 17/100/000 ریال در حق خانم الف. م.الف. و برگ جلب مورخ 95/4/12 نامبرده محکوم به پرداخت 74/100/000 ریال (ظاهرا در حق مصطفی شاکر) پیوست پرونده شده است (صفحه 89 ببعد پرونده). دادگاه تجدیدنظر در تاریخ 95/5/14 مرقوم داشته زوجه داور خود را معرفی و داور وی نظریه اش را تقدیم دادگاه نموده است. پاسخ استعلام از اجرای احکام واصل شده است ولی زوج حاضر نشده و اصل فیشهای مورد ادعا را ارائه ننموده است لذا دفتر وقت رسیدگی تعیین و طرفین و وکیل زوج دعوت و در اخطاریه وکیل زوج اضافه شود حضور موکلش راجع به ادعای زوجه و بررسی موضوع ضروری است ضمنا اصل فیشهای واریزی را ارائه و به داورش ابلاغ تا نظریه خود را به دادگاه ارائه نماید (در جلسه قبل مراتب به داور زوج تفهیم و ابلاغ شده است ص 96 ). زوجه و وکیل زوج به شرح دستور دادگاه جهت رسیدگی برای 95/6/14 دعوت شده اند. جلسه دادگاه در وقت مقرر تشکیل شده است البته در صورتمجلس دادگاه چهاردهم اردیبهشت ماه نوشته شده است. زوج حاضر نشده است وکیل وی حاضر بوده و اظهار داشته است تقاضا دارد یک هفته مهلت دهید می خواهم با زوجه به توافق برسیم برای سازش یا طلاق توافقی و زوجه اظهار داشته من هم موافقم. وکیل زوج فیشهای خواسته شده را ارائه ننموده و اظهار داشته بعدا ارائه خواهم داد تقاضای مهلت جهت سازش دارم. چنانچه ظرف یک هفته نتیجه را به دادگاه اعلام نکردم دادگاه تصمیم گیری نمایند نظریه داور زوج را تقدیم کردم (ص 100 ) آقای حسنعلی ح.ز. به عنوان داور زوج اعلام داشته در چندین جلسه با زوجین صحبت نموده و تمام تلاش خویش را جهت هدایت ایشان و برقراری صلح و سازش نمودم ولی متاسفانه زوجه حاضر به ادامه زندگی نبوده و ارشادات اینجانب بی نتیجه بوده لذا از محضر عالی تقاضای صدور طلاق زوجین به نحو سازش را خواستارم (ص 99 ). دادگاه دستور تعیین وقت نظارت ده روزه صادر و اضافه نموده است با مضی مهلت یا اعلام نتیجه از ناحیه طرفین پرونده به نظر برسد. تصویر نامه ر. ح.ز. (زوج) خطاب به شعبه چهارم دادگاه قوچان ضمیمه پرونده شده که طی آن اعلام داشته بنده کارمند آموزش و پرورش و شاغل در تهران می باشم... در حال حاضر با دو فرزند دخترم در تهران خیابان دماوند... زندگی می کنم.... تقاضای اجرای حکم تمکین همسرم خانم الف. م.الف. را دارم و دادگاه قوچان ذیل این نامه خطاب به اجرای احکام مدنی مشهد مرقوم داشته دادگاه قوچان در مورد تمکین اجراییه صادر نمینماید لذا چنانچه زوج به پرداخت نفقه در آن اجرا محکوم گردیده و با عنایت به اینکه زوج مدعی است منزل مستقل و وسایل زندگی تهیه نموده است مراتب جهت اعطای نیابت توسط آن مرجع محترم جهت احراز صحت و سقم اظهارات زوج به دادگاه تهران اقدام شایسته مبذول فرمائید (ص 101 ). همچنین نامه ر. ح.ز. خطاب به آموزش و پرورش شهرستان 2 (عین نوشته) پیوست پرونده شده مبنی بر اینکه از تاریخ 92/9/30 تا تاریخ 95/5/30 ماهیانه مبلغ مشخصی بابت بدهی متفرقه (حکم دادگستری) از حقوق اینجانب کسر شده و جمعا مبلغ 11/400/000 تومان شده و به حساب همسرم الف. م.الف. واریز شده به حساب شماره 00376006 خواهشمندم تاییدیه مبلغ فوق را به اینجانب تحویل نمائید و ذیل این نامه نوشته شده از تاریخ 92/9/30 تا 95/5/30 مبلغ 114/000/000 ریال یکصد و چهارده میلیون ریال کسر گردیده است. تاریخ 95/6/9 امضا و مهر حسابداری آموزش و پرورش ناحیه دو بهارستان (ص 103 ). نسخه ثانی قبض شماره 343490 بانک ملی نام صاحب حساب/نیم عشر بمبلغ 1/500/000 ریال بابت محکومیت ر. ح.ز. و قبض شماره 268215 بانک ملی بمبلغ 14/000/000 ریال به حساب سپرده پرداخت توسط ر. ح.ز. ضمیمه پرونده گردیده است (ص 105 + 104 ). خانم س. ع.ز. وکیل زوج طی لایحه ای به شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی اعلام داشته در خصوص اعطای مهلت ده روز جهت مصالحه، علیرغم تماس های مکرر با همراه زوجه موفق به صحبت با ایشان نشدم و از ناحیه نامبرده نیز هیچگونه پیگیری صورت نگرفت و ظاهرا این امر حکایت از مصر بودن زوجه به طلاق میباشد این در حالی است که موکل به موجب فیش های پیوستی کلیه حق و حقوق (نفقه معوقه و جاریه) زوجه را پرداخت نموده و چون موکل کارمند آموزش و پرورش میباشد از مورخه 95/9/30 تا مورخه 95/5/30 (عین نوشته) جمعا مبلغ 11/400/000 تومان از حقوق موکل کسر و به حساب فرجام خوانده واریز گردیده که به تایید آموزش و پرورش رسیده و به پیوست تقدیم است و با توجه به حکم تمکین زوجه و عدم تمکین ایشان نفقه ای به زوجه تعلق نمی گیرد و با عنایت به اینکه شرط اول مندرج در سند نکاحیه تحقق نیافته لذا حق طلاق همچنان با زوج بوده و زوجه چنین حقی ندارد... تقاضای رسیدگی و صدور حکم شایسته را دارد (ص 106 ). سرانجام شعبه --- دادگاه تجدیدنظر خراسان رضوی به موجب دادنامه شماره --- مورخ 95/6/28 چنین رای داده است «نسبت به تجدیدنظر خواهی آقای ر. ح.ز.... وارد نیست زیرا محتویات پرونده، استدلال و مستندات مذکور و گزارش اجرای احکام مدنی به شماره... و اینکه پس از نقض دادنامه شماره --- - 94/11/6 این شعبه از ناحیه دیوان محترم عالی کشور وقت رسیدگی تعیین و طرفین دعوت زوج در جلسه رسیدگی حاضر نگردیده و از وکیل مشارالیه خواسته شده فیشهای مورد ادعایش را در مورد پرداخت نفقه ارائه نماید (چون زوجه اظهار داشته آن فیشها هیچکدام ماشین نویسی نشده و من همین الان از اجرای احکام جلب ایشان را دارم) و مجددا تعیین وقت رسیدگی شده و طرفین دعوت و اصالت فیشها استعلام گردیده که اجرای احکام طی نامه شماره 00064 - 95/4/13 اعلام نموده فیشهای پیوستی صرفا نامه معرفی به بانک میباشد و مدرک قابل استناد نمیباشد و سندی داخل بر پرداخت (در نامه اجرای احکام دال بر پرداخت ذکر شده ص 93 ولی در رای دستنویس و تایپی داخل بر پرداخت نوشته شده است ص 110 + 108 . عضو ممیز). این مبالغ در پرونده موجود نمیباشد و زوجه نیز برگ جلب زوج را ارائه که تصویر آن ضمیمه پرونده گردیده و داوران نیز نظریه خود را مبنی بر عدم امکان سازش ارائه نموده و با وصف تجدید جلسه جهت حضور زوج جهت اخذ توضیح و تفهیم مراتب به وکیل ایشان نامبرده در دادگاه حاضر نگردیده و وکیل ایشان نیز فیشها را ارائه ننموده و تقاضای مهلت جهت سازش نموده که با مضی مهلت سازش حاصل نشده است و وکیل زوج دو فقره فیش بانکی ارائه که بیانگر واریز مبالغی در سال نود و پنج به حساب دادگستری میباشد... حکایت دارد دادنامه موصوف برابر ادله و قرائن موجود و موازین قضایی صادر و با وصف صدور اجراییه و متعاقب آن صدور برگ جلب تخلف شرط محقق شده و اقدام زوج به پرداخت نفقه صرفا برای جلوگیری از اعمال حق ایجاد شده بوده و قادر به رفع اثر از تخلف پیشین زوج نخواهد بود و تجدیدنظر خواه ایراد موثری که موجب نقض آن گردد ارائه ننموده و تجدیدنظر خواهی منطبق با جهات مندرج در ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی نمیباشد... ضمن رد تجدیدنظر خواهی و اصلاح دادنامه بدوی در قسمت صدور حکم به الزام زوج به طلاق به احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق و اینکه مدت اعتبار شش ماه پس از صدور دادنامه قطعی میباشد رای صادره را تدارک و تایید مینماید... ص 110 »;. این رای در تاریخ 95/7/4 به وکیل زوج ابلاغ گردیده (چهارم مهرماه نود و پنج ص 111 ) و شخص زوج در تاریخ 95/7/18 نسبت به آن فرجام خواهی کرده است (ص 117 ). فرجام خواه در لایحه منضم به دادخواست فرجامی اظهار داشته... اینجانب در صدد بودم که با محکوم لها آشتی نمایم... و با تمایل خویش مجموعا یازده میلیون تومان به حساب نامبرده واریز نموده که در جهت رضایت و دلگرمی وی بیش از مبلغی بود که بر ذمه اینجانب بوده است... حکم تمکین زوجه صادر شده و نامبرده از تمکین امتناع نموده و بدون دلیل شرعی و قانونی منزل مشترک را ترک نموده... یکی از شرایطی که زن میتواند حسب مورد از دادگاه تقاضای صدور اجازه طلاق نماید استنکاف شوهر از دادن نفقه زن به مدت 6 ماه به هر عنوان و عدم امکان الزام شوهر به تادیه نفقه میباشد بنابراین همین که مرد از دادن نفقه امتناع نمود منجر به تحقق شرط نخواهد بود بلکه باید الزام شوهر نیز امکان نداشته باشد در حالی که بنده اقدام به پرداخت نفقه ایشان نموده ام.... نظر به اینکه اینجانب نفقه همسرم و فرزند مشترک را ماهیانه پرداخت نموده ام لذا شرایط طلاق فراهم نمیباشد نقض دادنامه معترض عنه را خواهشمندم (عین نوشته) فرجام خوانده پاسخ فرجام خواه را داده است به این شرح که قرار بود ایشان مهریه ام را قسطی پرداخت نماید و توافقی جدا شویم و ایشان اصلا جهت آشتی کردن مراجعه نکرد و کسی را برای آشتی نفرستاد و یازده میلیونی که ایشان قید نموده (عین نوشته) بابت مهریه میباشد که تاکنون به صورت قسطی (قسطی سیصد و پنجاه هزار تومان) پرداخت نموده است و برای بازگشت به منزل اظهار داشتم که دنبالم بیاید ولی نیامد و پرداخت نفقه زن و فرزند دروغ است و ایشان 4 سال است که نفقه من و فرزند را پرداخت نکرده است و حتی مقداری پول جهت نفقه پرداخت نموده که همانطوری که قاضی محترم اظهار داشتند تنها به جهت جلوگیری از اعمال حق این مبلغ را پرداخت نموده است در صورتی که دیگر اصلا نفقه ای به اینجانب و فرزندم پرداخت نکرده است کلیه مدارک پیوست است تقاضای احقاق حق دارد. فرجام خواهی آقای ر. ح.ز. به شعبه --- دیوان عالی کشور ارجاع شده است.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل است و پس از قرائت گزارش آقای حسین یاوری عضو ممیز و اوراق پرونده و لوایح طرفین، مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
در مورد فرجام خواهی آقای ر. ح.ز. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 95/6/28 شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی که در مقام تایید رای طلاق همسرش صادر گردیده است نظر به اینکه در دادنامه شماره --- مورخ 94/8/26 شعبه --- دادگاه خانواده مشهد مبنی بر اجازه طلاق به زوجه که به استناد نامه شماره 00358 مورخ 1394/08/05 اجرای احکام مدنی اصدار یافته تصریح شده است ترک نفقه زوجه از تاریخ 93/5/25 لغایت 93/12/10 مبین ترک انفاق زوجه بیش از شش ماه میباشد ولی در نامه های اجرای احکام و نیز رای شماره --- - 93/5/5 شعبه --- دادگاه خانواده مشهد تاریخ های موردنظر 92/5/25 لغایت 92/12/1 ذکر شده است (صفحات 15 - 22 - 68 پرونده) و این در حالی است که حسابداری آموزش و پرورش ناحیه دو بهارستان در تاریخ 95/6/9 گواهی نموده است از تاریخ 92/9/30 تا 95/5/30 مبلغ 114/000/000 ریال از حقوق زوج کسر گردیده است (ص 103 ) که با این توصیف اگر کسر مبالغ مذکور به عنوان پرداخت نفقه صورت گرفته باشد شرط عدم پرداخت نفقه برای مدت شش ماه محقق نشده است و در صورت عدم تحقق این شرط، اجازه طلاق موافق موازین شرعی و قانونی نبوده فلذا مستندا به بند 2 ماده 371 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن پذیرش فرجام خواهی، دادنامه فرجام خواسته نقض و در اجرای بند ج ماده 401 قانون یاد شده رسیدگی مجدد به شعبه همعرض دادگاه صادر کننده رای منقوض محول میشود تا ضمن بررسی این موضوع و ملاحظه پرونده اجرای احکام مدنی به روشنی مشخص نمایند که ترک انفاق برای شش ماه محقق شده است یا خیر و اگر بلی تاریخ تحقق آن و تاریخ صدور اولین اجراییه و تاریخ پرداخت وجه یا وجوه مربوطه دقیقا معلوم و سپس با توجه به تاریخ تقدیم دادخواست فعلی ( 94/5/14 ) به شرح ماده 406 قانون فوق الذکر مبادرت به صدور رای نموده و به طرفین ابلاغ نمایند.
حسین یاوری بهروز طالب جان نثارحسینی رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور عضو معاون شعبه --- دیوان عالی کشور