تاریخ دادنامه قطعی: ۱۳۹۳/۰۷/۳۰
شماره دادنامه قطعی: ۹۳۰۹۹۷۰۹۲۵۰۰۱۲۹۲

پیام: اگر مجنی علیه بزه آدم ربایی بعد از صدور رأی اقرار نماید که به تمایل خودش سوار بر خودروی آدم ربایان شده است، موجب تجویز اعاده دادرسی می‌شود.

رأی خلاصه جریان پرونده

مستندات ابرازی وکیل محکوم علیه م. در مقام تقاضای اعاده دادرسی نسبت به دادنامه شماره ۰۰۰۱۹۰- ۲۷/۱۲/۹۰ شعبه اول کیفری استان یزد، دلالت دارد که موکل نامبرده به اتهام انجام عمل لواط ایقابی با م. (طفل کمتر از ۱۵ سال) و ربودن وی با وسیله نقلیه منجر به ایراد ضرب وجرح و آسیب حیثیتی و بازداشت غیرقانونی با شکایت والدین طفل تحت تعقیب کیفری قرارگرفته است. دادگاه پس از رسیدگی به اتهام متهمان (دو نفر بوده اند) در مورد اتهام لواط (ایقابی یا تفخیذی) و توقیف غیرقانونی به لحاظ فقد دلیل، حکم برائت متهمان صادر می نماید، لکن در خصوص اتهام مشارکت در آدم ربایی با توجه به شکایت مطروحه، گواهی پزشک قانونی، گزارش و تحقیقات مرجع انتظامی و شناسایی متهمان توسط مجنی علیه و متواری شدن آنان پس از اطلاع از شکایت شکات و شناسایی اتومبیل متهم (م.) توسط مأمورین انتظامی و... بزهکاری اش از طریق علم متعارف از بابت اتهام آدم ربایی به تحمل ۱۵ سال حبس و از حیث ایراد ضرب وجرح به پرداخت دیه و ارش صدمات بدنی به شرح مندرج در دادنامه و نیز تحمل یک سال حبس بابت جنبه عمومی ضرب وجرح موضوع شکایت دیگر شکات آقای م. به لحاظ بیم تجری و تکرار محکوم می نماید. اعتراض تجدیدنظرخواهی محکوم علیه و وکیل نامبرده بلا دلیل تشخیص و شعبه ۱۱ دیوان عالی کشور به موجب دادنامه شماره ۱۲۲- ۱۴/۰۲/۹۲ با رد آن رأی محکمه کیفری استان را ابرام می نماید، وکیل محکوم علیه با تقدیم لایحه ای مستند به اقرارنامه رسمی شماره ۰۰۰۲۴- ۱۴/۱۰/۹۲ منتسب به شاکی که طی آن اعلام داشته با رضایت خودش سوار ماشین موکل شده و آدم ربایی در کار نبوده است و توضیحاتی دیگر که هنگام شور قرائت می‌گردد از محضر ریاست محترم دیوان عالی کشور تقاضای اعاده دادرسی می نماید. پس از ثبت در دبیرخانه دیوان عالی جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است.

رأی شعبه دیوان عالی کشور

در خصوص درخواست متقاضی م. مبنی بر تجویز اعاده دادرسی نسبت به دادنامه شماره ۱۹۰ مورخ ۲۷/۱۲/۹۰ شعبه اول دادگاه کیفری استان یزد با توجه به مفاد دادنامه صادره که به موجب آن متقاضی موصوف در مورد اتهامات موضوع شکایت شاکی م. مبنی بر لواط تفخیذی و مشارکت در آدم ربایی تبرئه گردیده و در خصوص شکایت شاکی دیگر به نام م. نیز از اتهام لواط ایقابی و یا تفخیذ و توقیف غیرقانونی حکم برائت وی صادر گردیده است و با عنایت به این که در متن رأی دادگاه قید گردیده (هرچند در ابتدا مجنی علیه با اختیار به لحاظ آشنایی با آن ها نامبرده سوار اتومبیل وی شده است و متهم دیگر نیز مداخله ای در ربودن وی نداشته است و...) که با توجه به آن و به لحاظ این که اقدامات مادی و فیزیکی متقاضی در مورد مجنی علیه م.ش. شروع و آغاز آن عنوان آدم ربایی نداشته زیرا مجنی علیه با رضایت خود سوار خودرو شده است و نسبت به پایان و نتیجه عمل نیز که اتهام لواط بوده حکم برائت صادر شده است و در مورد بخش میانی اقدامات وی نیز که عبارت از توقیف و نگه داری وی در خودرو و یا در کارگاه می‌باشد صرف نظر از این که عنوان آدم ربایی بر آن صادق نبوده و صرف نظر از این که دلایل و مستندات مندرج در متن رأی برای حصول علم متعارف برای اثبات جرم آدم ربایی کافی به نظر نمی رسد چون تعقیب و مجازات متقاضی با شکایت مجنی علیه مذکور صورت گرفته و نامبرده پس از قطعیت حکم مطابق سند رسمی شماره ۳۹۴۳۱ مورخ ۱۴/۱۰/۹۲ دفتر اسناد رسمی... ضمن اعلام رضایت خویش اظهار داشته: (این جانب با میل و رضایت خود سوار بر خودرو آقای م. (متقاضی اعاده دادرسی) و دوستش شدم و به کارگاه رفتیم و هیچ گونه اجباری در سوارشدن ماشین و رفتن به کارگاه از طرف م. نبوده و آد م ربایی صورت نگرفته بلکه من با آقای م. دوست چندساله بودم و اظهاراتی که قبلاً در مورد نامبرده در پرونده نموده ام ناشی ازاین جهت بوده که از مادرم بیم داشته ام که من را مواخذه کند چرا با ایشان رفته ام و دیر به منزل آمده ام) که با توجه به اظهارات وی به شرح فوق و در صورت صحت ممکن است موجب اثبات بی گناهی متقاضی از حیث جرم آدم ربایی باشد، لذا مورد با بند ۶ ماده ۲۷۲ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری انطباق داشته که به استناد آن و ماده ۲۷۴ قانون مذکور رسیدگی مجدد به یکی از شعب هم عرض دادگاه کیفری استان یزد ارجاع می‌گردد.

رئیس شعبه سی وپنجم دیوان عالی کشور - عضو معاون

سیدکریمی - احمدی