تاریخ دادنامه قطعی: 1393/07/20
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: فروشنده نمی تواند با تمسک به توقیف قضایی بودن ملک، مدعی بطلان معامله شود و این دفاع از جانب وی مسموع نیست؛ بلکه این ذینفع توقیف است که میتواند چنین ادعایی مطرح نماید.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1393/03/26
رای دادگاه
در خصوص دعوی خواهانها با وکالت آقایان 1 - الف. ر.ر. 2 - ر. ق.ب. به طرفیت 1 - د. ف.ک.ل. 2 - ح. ع.پ. 3 - م. ب.چ. به خواسته 1 - الزام خوانده به تحویل ملک 2 - رفع بازداشت از ملک 3 - الزام به تنظیم سند رسمی یک واحد آپارتمان تحت پلاک ثبتی... فرعی از... اصلی از بخش --- تهران، با احتساب خسارات دادرسی، بدین توضیح که آقای ح. ع.پ. در تاریخ 1390/08/18 طی مبایعه نامه عادی پلاک ثبتی را به آقای د. ف.ک.ل. واگذار مینماید و وکالت کاری رسمی نیز در تاریخ 1390/12/17 به ایشان می دهد و ایشان نیز طی مبایعه نامه عادی 1390/11/16 آن را به خواهانها منتقل نمودند و مالک رسمی آقای ح. ع.پ. نیز ذیل قرارداد اخیر ( 1390/11/16 ) را امضا و تایید مینماید و موکلین به صحت معامله اطمینان حاصل می نمایند و متاسفانه بنا به دلایلی از جمله توقیف ملک توسط همسر مالک رسمی (خوانده ردیف سوم خانم م. ب.) بابت مهریه و همچنین ادعای فسخ آقای ح. ع.پ. ملک به نام خواهانها نشده است و با توجه به اینکه نسبت به رفع بازداشت از ملک با پرداخت مهریه خوانده ردیف دوم اقدام شده و رفع توقیف ملک از شعبه --- دادگاه خانواده تهران صادر شده خوانده ردیف دوم نامه رفع بازداشت را به اداره ثبت اسناد و املاک ارائه نمینماید لذا تقاضای صدور حکم به شرح خواسته را دارد و خوانده ردیف دوم با حضور در جلسه دادرسی و طی لایحه ای اعلام داشته 1 - هیچگونه رابطه قرارداد بین ایشان و خواهانها وجود ندارد و فقط به عنوان شاهد معامله خواهانها و خوانده ردیف اول را امضا کردم 2 - چکهای صادره از سوی خریدار اقای د. ف.ک.ل. به لحاظ عدم موجودی منجر به گواهی عدم پرداخت شده و طبق قرارداد اینجانب حق فسخ معامله را داشتم و طی دادنامه شماره --- - 1391/08/23 صادره از شعبه --- با درخواست ایشان حکم به فسخ دادنامه صادر شده و در دادگاه محترم تجدیدنظر قرار عدم استماع دعوی صادر شده است. 3 - کل پلاک مزبور در زمان هر دو معامله توسط شعبه --- دادگاه خانواده بازداشت بوده است و معامله مزبور طبق ماده 56 قانون اجرای احکام مدنی باطل بوده است و رفع بازداشت بعدی موجب صحت معامله باطل شده نمی شود 4 - مراتب فسخ طی اظهارنامه به تاریخ های 1391/07/04 و 1391/08/08 به خریدار اعلام شده است و خوانده ردیف سوم با وجود ابلاغ در شعبه حاضر نشده است و آقای ی. ف.ک.ل. نیز به وکالت از د. ف.ک.ل. اظهار داشتند که موکل ایشان هیچ ادعایی ندارد و خوانده ردیف دوم میبایست نسبت به رفع توقیف و انتقال سند و تحویل ملک اقدام نماید و با برداشتن موانع هر اقدامی که لازم باشد انجام دهد. دادگاه نظر به مراتب فوق نظر به اینکه پلاک ثبتی مزبور از بابت مهریه خوانده ردیف سوم بازداشت شده است به نظر میرسد صرف توقیف از بابت طلب کسی مانع از نقل و انتقال آن با حفظ حقوق توقیف کننده نمیشود و موضوع مزبور منصرف از ماده 56 قانون اجرای احکام مدنی میباشد چرا که منظور خوانده ردیف دوم آقای ح. ع.پ. این بوده که با فروش آن مهریه همسرش را پرداخت نموده و خود را خلاص نماید و چنین نیز نموده است و از سوی دیگر اظهارات آقای ح. ع.پ. به عنوان فروشنده اولیه و مالک رسمی با هم متناقض میباشد و از سوی مدعی بطلان به لحاظ توقیف پلاک ثبتی را دارد و در حالی که خود آگاهی از آن را داشته است و از سوی دیگر مدعی است که با خوانده ردیف اول اقاله نموده در حالی که اقاله بعد از نقل و انتقال به خواهانها که قائم مقام خریدار اولیه شده اند و به امضا مالک رسمی نیز رسیده است وجاهت قانونی ندارد و از سوی دیگر مدعی فسخ معامله میباشد در حالی خیار فسخ فوریت دارد و آقای ح. ع.پ. بعد از گواهی عدم پرداخت وجوهی را دریافت داشته است و چک دوم به تاریخ 1390/12/25 همزمان با تنظیم سند رسمی پلاک مورد ترافع بوده و مشارالیه آمادگی جهت تنظیم سند رسمی را نداشته است تبعا خواهان نیز از پرداخت وجه چک عرفا (به طور صحیح یا غیر صحیح) خودداری نمودهاند و بعد از چند ماه آقای ح. ع.پ. با ارسال اظهارنامه تقاضای فسخ معامله را نموده است در حالی که خیار فسخ فوریت دارد لذا دادگاه در خصوص رفع بازداشت نظر به اینکه از ملک مزبور رفع بازداشت به عمل آمده لذا دادگاه مواجه با تکلیفی نمیباشد و نسبت به تحویل و تنظیم سند رسمی نظر به اینکه تنظیم سند رسمی از لوازم و آثار قرارداد مزبور میباشد و مدلول قرارداد بنا بر قواعد لزوم و صحت و اصل حاکمیت اراده برای طرفین و قائم مقام قانونی آنها لازم الرعایه بوده و مالکیت خوانده ردیف دوم به دلالت استعلام ثبتی محرز بوده و تحویل مبیع نیزاز لوازم و آثار قرارداد مزبور میباشد و دلیلی بر ایفاء یا اسقاط تعهد ارائه ننموده است مستندا به ماده 46 و 47 قانون ثبت اسناد و املاک 362 و 225 و 223 و 220 و 219 و 10 قانون مدنی و 519 و 198 قانون آیین دادرسی مدنی دعوی خواهان را محمول بر صحت تشخیص و حکم به محکومیت خوانده ردیف دوم به تحویل پلاک ثبتی... /... اصلی از بخش --- تهران و تمهید مقدمات و تنظیم سند رسمی به نام خواهان با احتساب کلیه خسارات دادرسی اعم از ابطال تمبر و حق الوکاله وکیل در قبال تتمه ثمن المعامله صادر و اعلام میدارد و نسبت به خواندگان دیگر نظر به اینکه دعوی متوجه آنها نبوده و صرفا به عنوان مطلع طرف دعوی واقع شده اند مستندا به ماده 89 ناظر به بند 4 ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی خواهان را صادر و اعلام می دارد. رای صادره حضوری و ظرف 20 روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدید نظرخواهی در محاکم تجدید نظر استان تهران میباشد.
رئیس شعبه --- دادگاه حقوقی تهران
مجرد
از محتویات پرونده از جمله بیع نامه های تنظیمی فی مابین تجدیدنظرخواه آقای ح. ع.پ. با آقای د. ف.ک.ل. و نیز بیع نامه تنظیمی وی با آقایان ع. و م. و م. الف. و پاسخ واحد ثبتی محل و نیز نامه دادگاه محترم شعبه --- خانواده تهران و اظهارات اصحاب پرونده و وکلای آنان چنین استنباط میشود که آقای ح. ع.پ. مالک رسمی ملک موضوع پلاک ثبتی... فرعی از... اصلی مجزی شده از... فرعی از اصلی مذکور واقع در بخش --- تهران بدوا طی بیع نامه 1390/08/18 آن را به آقای د. ف.ک.ل. فروخته و ضمن بیع شرط کردهاند چنانچه وجه چک ثمن معامله در موعد تادیه نشود وی حق فسخ خواهد داشت و متعاقب آن آقای د. ف.ک.ل. در 1390/11/16 ملک مذکور را به آقایان الف. فروخته اند و آقای ح. ع.پ. نیز ذیل این بیع نامه را امضا کرده است و در این بیع نامه به خیار فسخ موضوع بیع نامه سابق اشاره نشده است به هر حال دلیلی هم بر فسخ بیع نامه اخیر وجود ندارد متعاقب وقوع بیع اخیر آقای ح. ع.پ. دعوی تایید فسخ بیع منعقده با آقای د. ف.ک.ل. را مطرح کرده که قرار رد آن صادر شده است. آقای الف. باوکالت آقایان الف. ر.ر. و ق.ب دادخواستی به خواسته الزام به تحویل ملک و تنظیم سند رسمی و جبران خسارت دادرسی به طرفیت آقایان د. ف.ک.ل. و ح. ع.پ. و خانم م. ب.چ. به شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران تقدیم، و دادگاه مذکور طی دادنامه شماره --- مورخ 1393/03/26 پس از برگزاری جلسه رسیدگی حکم به محکومیت آقای ح. ع.پ. به تحویل ملک موضوع خواسته و تمهید مقدمات و تنظیم سند رسمی انتقال آن به نام خواهانهای مربوطه در قبال تتمه ثمن المعامله و جبران خسارت دادرسی صادر و راجع به سایر خواندگان به لحاظ عدم توجه دعوی قرار رد آن را صادر نموه است. این رای از طرف محکوم علیه مذکور با وکالت آقای ک. ن. مورد تجدیدنظرخواهی به طرفیت آقایان ع. و م. و م. همگی به شهرت الف. با وکالت آقای الف. ر.ر. و ر. ق.ب. قرار گرفته است که تجدیدنظرخواهی به نظر غیر موجه است و رای تجدیدنظرخواسته شایسته تایید است چون عمده مطالب منعکس در لایحه وکیل تجدیدنظرخواه حول دو محور است یکی اینکه معامله بین وی و آقای د. ف.ک.ل. فسخ شده و دیگر اینکه در زمان وقوع هر دو معامله، ملک مزبور بابت مهریه خانم م. ب.چ. توقیف قضایی بوده است و مطابق ماده 56 قانون اجرای احکام مدنی باطل بوده اند و لیکن مراتب مردود است چه اینکه قطع نظر از اینکه دلیلی بر اعمال فوریت در فسخ معامله بین تجدیدنظرخواه با آقای د. ف.ک.ل. وجود ندارد با امضا معامله فی مابین اخیرالذکر با تجدیدنظرخواندگان از سوی تجدیدنظرخواه چنین استنباط میشود که تجدیدنظرخواه به عنوان مالک رسمی مورد معامله خود را در قبال معامله آنان ملتزم دانسته است و از خیار فسخ خود با این اقدام صرف نظر نموده است مضافا تجدیدنظرخواه نمی تواند با تمسک به توقیف قضایی بودن ملک مدعی بطلان معامله شود کما اینکه عمل خود وی نیز مبین همین اعتقاد است چون وی در معامله خود با آقای د. ف.ک.ل. دعوی فسخ مطرح کرده نه بطلان بیع بلکه این ذینفع توقیف است که میتواند چنین ادعایی مطرح نماید و این دفاع از جانب فروشنده ملک توقیف شده مسموع نیست و از طرفی قانون گذار به هدف رفع هرگونه مانع برای جلوگیری از اجرای احکام قضایی بطلان معامله راجع به مال توقیف شده را مقرر نموده تا اجرای حکم متوقف نشود و بدون توجه به معاملات ادعایی در مورد مال توقیف شده عملیات اجرا را ادامه دهند نه اینکه به استناد این ماده مسئولیتی در رابطه با معامله مالک نسبت به مال توقیف شده نباشد مضافا به اینکه از ملک مزبور توسط دادگاه توقیف کننده رفع بازداشت به عمل آمده است فلذا مستندا به ماده 358 از قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید مینماید. این رای قطعی است.
رئیس و مستشار شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران
م. ترابی - علی حاجی حسنی