تاریخ دادنامه قطعی: 1395/06/29
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: دعوای طلاق طرح شده از سوی زوجه به استناد وکالتنامه اعطایی از سوی زوج، دعوی طلاق توافقی محسوب نمی شود و بنابراین ضروریست دادگاه پیش از صدور رای، موضوع مطرح شده را به داوری ارجاع کند.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه بیست و یکم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/06/29 - 08 : 30 قاضی: بهروز طالب جان نثارحسینی قاضی: حسین یاوری
خلاصه جریان پرونده
خانم س.ر. ی. در تاریخ 1387/08/17 با آقای س. ی. ازدواج نموده است. به موجب سند شماره 6993 مورخ 1394/09/04 دفترخانه شماره 282 دزفول باشناسه 00185 آقای س. ی. به همسرش خانم س.ر. ی. وکالت داده در صورت فقد هرگونه منع و ردع قانونی خودرا مطلقه نماید.خانم س.ر. ی. بااستناد به وکالتنامه فوق الذکر،خانم فریبا صبوری راد رابه عنوان وکیل آقای س. ی. انتخاب نموده و خانم صبوری راد وکیل دادگستری به وکالت از آقای س. ی. و به طرفیت خانم س.ر. ی. دادخواستی به خواسته صدورگواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق تنظیم کرده است.درمتن دادخواست آمده است اینجانب فریبا صبوری به وکالت ازسوی خواهان پرونده تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق به استناد ماده 1133 قانون مدنی رادارم لازم به ذکراست که طی این وکالتنامه حضانت فرزندبه عهده مادر است. این دادخواست در تاریخ 94/9/24 به شعبه هفتم دادگاه عمومی دزفول ارجاع شده است.و درهمین تاریخ نامه ای باسربرگ مرکز مشاوره خانواده خطاب به خانم دهدار ازطرف دادگاه ارسال شده مبنی براینکه زوجین به نامهای س. ی. و س.ر. ی. که متقاضی طلاق توافقی میباشند در اجرای ماده 25 قانون حمایت خانواده مصوب 92/12/1 جهت تلاش برای اصلاح ذات البین و اظهارنظر معرفی می گردند(ص 11 ). خانم مریم دهدار کارشناس خبره دادگستری(امور خانواده)در پاسخ دادگاه اعلام داشته... طی مذاکره حضوری با زوجه ایشان اظهار داشتند با شوهرم نسبت فامیلی دارم (پسرعمو - دخترعمو) از همان شروع زندگی مشترک با هم اختلاف داشته ایم هر بار با وساطت بزرگان فامیل سازش کرده ایم در حال حاضر به علت سوء رفتارهای شوهرم خانواده ها هم متقاعد به طلاق شده اند دیگر نمی توانیم با هم ادامه بدهیم برای اینکه اختلافات ما بیشتر نشود شوهرم به من وکالت در طلاق داده است خودش به هیچ وجه راضی به شرکت در جلسات مشاوره ویا جلسات دادگاه نمیباشد.زوجه باارائه وکالت نامه خواستارتسریع درامرطلاق میباشد.هیچ شماره تماسی اززوج یا خانواده اش جهت دعوت درجلسات مشاوره ارائه ننموده ازآنجا که زوج حضورندارد وزوجه مصرانه خواستار جدائی میباشد تلاش جهت ایجادسازش نتیجه بخش نبوده لذامراتب جهت هرگونه تصمیم قضایی تقدیم میگردد (ص 13 ).جلسه دادگاه در تاریخ 94/10/1 تشکیل شده است. در صورتمجلس دادگاه آمده است خواهان آقای س. ی. حضور ندارند لیکن وکیل ایشان سرکار خانم فریبا صبوری حضور دارند (ظاهرا باعتبار حضور وکیل در پرونده وقت رسیدگی به خواهان ابلاغ نشده است - عضو ممیز) خوانده خانم س.ر. ی. نیز حضور دارند توضیح اینکه زوج با حضور در دفترخانه اسناد رسمی شماره 282 دزفول در مورخه 1394/09/04 در ضمن عقد خارج لازم به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل غیر جهت مراجعه به مراجع قانونی و مراجع دادگستری و مطلقه نمودن خویش به هر قسم از طلاق و سایر موارد مرتبط با طلاق اعطاء نموده است و زوجه مذکور نیز با اختیارات حاصله از وکالتنامه مذکور و وکالت اعطایی خانم فریبا صبوری را به عنوان وکیل زوج انتخاب تا از سوی زوج وی را مطلقه نماید. بدوا زوجه اظهار داشت بدلیل مشکلات فراوانی که زوج از نظر اخلاقی و مواد مخدر و مشروب خواری دارد به اینجانب وکالت داده که خودم را مطلقه نمایم حاضرم در قبال وقوع طلاق تعداد سیصد عدد سکه کامل بهار آزادی از مهریه با سایر حقوق مالی خود را بذل کنم و مطلقه گردم (کل مهریه هفتصد و هفتاد عدد سکه تمام بهار آزادی است - عضو ممیز) چون از شوهرم کراهت شدید دارم و در خصوص جهیزیه بعدا دادخواست جداگانه تقدیم می نمایم ضمنا یک فرزند مشترک داریم که حضانت دائمی آن را می خواهم و وکالت از شوهرم در این خصوص اخذ کرده ام که حضانت فرزند مذکور حتی در صورت ازدواج نیز با من باشد در حقیقت تعداد سیصد عدد سکه کامل بهار آزادی را در قبال وقوع طلاق و حضانت فرزند بذل می کنم تا مطلقه گردم درخواست طلاق دارم. خانم صبوری وکیل خواهان اظهار داشت با قبول بذل از جانب موکلم آقای س. ی. تقاضای طلاق زوجه (خوانده) را دارم و مابقی اظهارات زوجه را قبول دارم و درخواست طلاق وی را دارم ضمنا فرزند مشترک دوسال و نه ماه به نام سید امیر حسین میباشد. طرفین اظهار داشتند به حکم صادره اعتراض نداریم و درخواست صدور حکم قطعی را داریم (ص 15 ). دادگاه به موجب دادنامه شماره --- مورخ 94/10/5 چنین رای داده است:«.... دادگاه ضمن صدور گواهی عدم امکان سازش به زوجین اجازه می دهد تا مستندا به ماده 1133 قانون مدنی و رعایت ماده 26 قانون حمایت خانواده با مراجعه به دفترخانه نسبت به اجرای صیغه طلاق اقدام نماید. بدین توضیح که زوج با حضور در دفترخانه اسناد رسمی شماره 282 دزفول در مورخه 1394/09/04 به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل غیر جهت مراجعه به محاکم دادگستری و مطلقه نمودن خویش به هر قسم از طلاق با بذل مهریه به هر میزان که بخواهد وامضا اسناد و دفاتر طلاق را اعطاء نمودهاند و خوانده (زوجه) نیز خانم فریبا صبوری وکیل دادگستری را به عنوان وکیل زوج انتخاب نموده است تا از سوی زوج وی را مطلقه سازد زوجه در قبال وقوع طلاق و حضانت فرزند مشترک دوسال و هشت ماه به نام امیرحسین تعداد سیصد عدد سکه از مهریه و همچنین سایر امور مالی خود را به زوج بذل کرده تا مطلقه گردد چون از شوهرش کراهت دارد و وکیل زوج نیز با قبول بذل درخواست طلاق زوجه را نموده ا ست و در خصوص جهیزیه و نفقه فرزند مشترک زوجه اظهار داشته جداگانه دادخواست تقدیم خواهد کرد و حضانت فرزند مشترک با توجه به مصلحت کودک به مادر واگذار میشود طلاق در صورت وقوع به استناد ماده 1146 قانون مدنی از نوع خلع میباشد رای صادره حضوری بوده و ظرف مهلت 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان خوزستان است ص 19 ). این رای به شرح ظهر برگ 19 پرونده در تاریخ 94/10/6 حضورا به خانم صبوری و خانم س.ر. ی. ابلاغ و خانم وکیل مرقوم داشته:« ابلاغ شد حضورا و اعتراضی نداریم»;. در همین تاریخ نامه ای به دفترخانه شماره چهار دزفول نوشته شده مبنی بر اینکه گواهی عدم امکان سازش زوجین س. ی. و س.ر. ی. صادر و ابلاغ گردیده و به لحاظ عدم اعتراض رای صادره قطعیت یافته و قابل اجراء است امضا مدیردفتر شعبه هفتم دادگاه عمومی دزفول (ص 20 ). و سردفتر مرقوم طی نامه شماره 5295/209/4 مورخ 94/10/10 به دادگاه اعلام داشته طلاق خلع نوبت اول ذیل سند شماره 5295 مورخه 94/10/6 در این دفتر به ثبت رسیده است مراتب در اجرای ماده 7 آییننامه نحوه اجرای احکام و تصمیمات دادگاه خانواده جهت استحضار و درج در پرونده نامبردگان اعلام میگردد(ص 21 ). آقای س. ی. (زوج) طی نامه ای به دادگاه اعلام داشته چون رای صادره به بنده ابلاغ نگردیده است تقاضای ابلاغ آن را دارم و نسبت به رای اصداری معترض می باشم و ذیل این نامه نوشته شده رای صادره حضورا به آقای س. ی. ابلاغ گردید. تاریخ 94/10/6 (ص 22 ) در نامه تایپی دیگری آقای س. ی. (زوج) خطاب به شعبه هفتم دادگاه عمومی دزفول مرقوم داشته با توجه به اینکه بنده که به عنوان خواهان در پرونده فوق الذکر بوده ولی از هیچ یک از مفاد آن اطلاعی نداشته تا حداقل در جلسات رسیدگی حضور داشته باشم و وکیل تعیینی از جانب زوجه بنده را در جریان رسیدگی قرار نداده است و بنده با ناباوری و بدون اطلاع زندگی مشترک خود را از دست داده ام لذا جهت احقاق حق و تجدیدنظرخواهی تقاضای ابلاغ دادنامه به بنده مورد استدعاست (ص 24 ). آقای افروز مجد و آقای بهزاد فرجی وکالت آقای س. ی. را پذیرفته اند (ص 25 ). آقای س. ی. نسبت به رای فوق دادخواست تجدیدنظر تقدیم داشته که به تاریخ 94/10/20 ثبت دفتر دادگاه شده است. پیوست این دادخواست لایحه ای با سر برگ و امضا آقای افروز مجد احد از وکلای آقای ی. موجود است که طی آن اعلام شده... موکل به امید بازگشت همسرش این وکالتنامه را به وی اعطا مینماید ولی به جای برگشت و احیای کانون سه نفره خانواده خویش بعد از مدتی متوجه جدا شدن همسرش بدون اطلاع از روند رسیدگی دادگاه میگردد... موکل در مورخه 94/9/4 اقدام به امضا وکالتنامه ای مینماید که زندگی وی را دچار آشوب مینماید امضایی که قصد حفظ کیان خانواده را داشته ولی غافل از آن بوده که عکس نیت وی اقدام میگردد و همسر وی با اختیارات حاصله در وکالتنامه اقدام به انتخاب وکیل دادگستری خانم فریبا صبوری به عنوان وکیل زوج مینماید و وکیل محترم از جانب خواهان (زوج) دادخواستی با موضوع صدور گواهی عدم امکان سازش در مورخه 94/9/24 تقدیم دادگاه محترم مینماید. وکالتنامه وکیل دارای اشکالاتی است از جمله اینکه در وکالتنامه مشخصات موکل س. ی. ذکر گردیده ولی ذیل آن را س.ر. ی. امضا نموده است در حالی که زوجه زمانی می توانسته ذیل وکالتنامه را امضا نماید که در قسمت مشخصات موکل در وکالتنامه عبارت س.ر. ی. وکالتا از طرف س. ی. طبق وکالتنامه رسمی شماره 00185 دفترخانه 282 دزفول تا از جانب زوجه وکیل زوج محسوب گردد و چون اینگونه عمل نشده اصلا خانم فریبا صبوری از موکل بنده (زوج) هیچ وکالتی نداشته که به جای وی دادخواست تقدیم کند و در جلسه رسیدگی حاضر و دادنامه به جای زوج به وی ابلاغ شود... تقاضای نقض دادنامه اصداری که بر خلاف مقررات شرعی و قانونی صادر گردیده مورد استدعاست (ص 32 ). زوجه به عنوان تجدیدنظر خوانده پاسخ داده تجدیدنظرخواهی فاقد وجاهت و خارج ازمهلت است و طلاق دردفتر رسمی طلاق اجراء گردیده است بنده وکالتنامه شماره 6993 مورخ 1394/09/04 دفترخانه 282 دزفول از تجدیدنظر خواه داشته که کلیه اختیارات وفق این سند رسمی بوده و حق عزل از ایشان سلب گردیده و ایرادات شکلی تجدیدنظرخواه آنقدر مهم نیست که موجبات تزلزل حکم صادره را فراهم نماید. بنده وکالتنامه خانم صبوری را طبق وکالتی که از تجدیدنظرخواه داشته ام امضا کرده ام. وکالت در طلاق آنهم وکالت بلاعزل و پرونده های مشابه آن در محاکم دادگستری فراوان بوده و ایراد و اشکالی ماهوی بر این وکالت درطلاق وارد نشده است.تجدیدنظرخواه در خصوص ماهیت طلاق ایرادی ننموده وآنچه محرز ومسلم است حکم صادره فاقد ایرادماهوی است.تجدیدنظرخواه دارای پرونده پزشکی جهت مصرف داروی ترامادون است ودفعات مختلف تشنج داشته که سه دفعه فوریت های پزشکی به منزل مراجعه وایشان رابه اورژانس منتقل نمودهاند که نشان ازاعتیاد ایشان به این موادمی باشد... تقاضای ابرام رای صادره را دارد(ص 37 ). شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان به موجب دادنامه شماره --- مورخ 94/12/24 ضمن رد اعتراض رای تجدیدنظر خواسته را تایید کرده اند (ص 41 ) این رای در تاریخ 95/1/14 به آقای افروز مجد ابلاغ گردیده و آقای س. ی. در تاریخ 95/1/31 نسبت به آن فرجام خواهی کرده است (ص 51 + 43 ) در لایحه منضم به دادخواست فرجامی نوعا مطالبی که در تجدیدنظرخواهی بیان شده عنوان گردیده و اضافه شده است دادگاه تجدیدنظر به ایرادات شکلی وی توجه نکرده است. لایحه مذکور زمان شور قرائت خواهد شد. ضمنا تصویر رای شماره --- مورخ 91/1/31 که در مورد مشابه از سوی شعبه سوم دادگاه حقوقی دزفول گواهی عدم امکان سازش صادر شده ولی شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر آن را نقض و قرار رد دعوی صادر کرده است و همچنین دادنامه شماره --- مورخ 91/5/3 شعبه سوم دادگاه حقوقی دزفول مبنی بر ابطال صیغه طلاق پیوست لایحه فرجامی شده است. فرجام خوانده (زوجه) نیز در پاسخ فرجام خواه مطالب قبلی را تکرار نموده که این لایحه هم زمان شور قرائت خواهد شد. فرجام خواهی آقای س. ی. به شعبه --- دیوان عالی کشور ارجاع شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای حسین یاوری عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و لوایح طرفین مشاوره نموده و به شرح زیر رای صادر مینماید:
رای شعبه
در مورد فرجام خواهی آقای س. ی. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 94/12/24 شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان مبنی بر تایید گواهی عدم امکان سازش صادره از دادگاه نخستین که در مهلت قانونی صورت گرفته است صرفنظر از اینکه تعجیل در صدور رای و اجرای آن در همان مرحله بدوی محل تامل است نظر به اینکه: اولا - زوجه به استناد وکالتنامه شماره 6993 مورخ 94/9/4 دفترخانه شماره 282 دزفول اجازه طلاق از طرف زوج داشته است و با این توصیف ذینفع دعوی شخص زوجه بوده که راسا یا توسط وکیل می توانست به عنوان خواهان اقامه دعوی نماید و طرح دعوی از طرف زوج ولو با استناد به وکالتنامه مستند زوجه برخلاف ماده 2 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی میباشد. ثانیا - طلاق توافقی مد نظر قانونگذار در ماده 27 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 طلاقی است که زوجین به اتفاق دادخواست طلاق داده باشند و تقاضای طلاق به استناد وکالتنامه موضوع پرونده ولو قید توافقی در آن شده است مغیر ماهیت طلاق توافقی مورد نظر مقنن نمیباشد و چون مقررات مربوط به طلاق از قواعد آمره است ترک آن توسط دادگاه موجب بی اعتباری رای خواهد بود و با این توصیف چون دادگاه بدون جلب نظر داور مبادرت به صدور رای نموده این رای مغایر صدر ماده 27 قانون فوق الاشعار میباشد. بنابراین به جهات فوق رای فرجام خواسته به استناد بندهای 2 و 3 ماده 371 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی نقض و رسیدگی مجدد وفق بند «ج»; ماده 401 قانون یاد شده به شعبه دیگر دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان محول میشود تا به شرح ماده 406 همان قانون رسیدگی و انشاء رای نمایند.
حسین یاوری بهروز طالب جان نثار حسینی رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور عضو معاون شعبه --- دیوان عالی کشور