ادله اثبات ازدواج مجدد زوج

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1395/06/29
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: در دعاوی طلاق مطروحه از سوی زوجه به استناد ازدواج مجدد زوج، وقوع ازدواج مجدد صرفا به وسیله ارایه عقدنامه اثبات نمی شود بلکه وقوع آن به واسطه سایر ادله اثباتی از جمله شهادت شهود نیز قابل اثبات است.

رای شعبه دیوان عالی کشور

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه بیست و یکم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/06/29 - 08 : 27 قاضی: حسین یاوری قاضی: بهروز طالب جان نثارحسینی

خلاصه جریان پرونده

بدوا خانم الف. م. با وکالت آقای مرتضی امیری کارآموز وکالت در تاریخ 1393/04/16 دادخواستی به طرفیت آقای ر. ح.ن. به خواسته تقاضای صدور حکم مبنی بر الزام زوج جهت اجرای صیغه طلاق به لحاظ ازدواج مجدد و ترک زندگی مشترک بیش از شش ماه و به لحاظ تخلف از شروط دوازده گانه ضمن عقد نکاح و ماده 1130 قانون مدنی به شرح متن دادخواست به انضمام کلیه خسارات قانونی و هزینه دادرسی تقدیم نموده و در شرح دادخواست توضیحاتی داده است خلاصه این که موکله به موجب سند نکاحیه شماره 490728 الف/ 89 مورخه 1390/06/21 با مهریه یکصد و پنجاه سکه تمام بهار آزادی به عقد زوجیت خوانده درآمده است. خوانده کلیه شروط مندرج در سند ازدواج را پذیرفته است و ضمن عقد نکاج وکالت با حق توکیل به غیر جهت اجرای صیغه طلاق در صورت تخلف از شرایط ضمن عقد نکاح را به موکله اعطاء نموده است. نظر به این که خوانده بدون اخذ اجازه و ر. یت موکله همسر دیگری اختیار نموده است و حدود یک سال است زندگی مشترک را رها نموده است، لذا مستندا به ماده 1119 قانون مدنی ناظر به شروط ضمن عقد نکاح صدور حکم مبنی بر الزام زوج جهت اجرای صیغه طلاق مورد استدعاست. دلایل و منضمات دادخواست، فتوکپی مصدق سند نکاحیه و استشهادیه محلی و فرم وکالتنامه ذکر شده لکن استشهادیه پیوست دادخواست نخستین ملاحظه نگردیده است. تصویر مصدق سند نکاحیه به شماره ثبت 11408 - 1390/06/21 تنظیم شده در دفتر ثبت ازدواج شماره 7 حوزه ثبت سبزوار حاوی مشخصات کامل زوجه متولد 1374/05/30 و خانه دار و مشخصات کامل زوج متولد 1371/07/01 و دایمی بودن عقد با تعیین یکصد و پنجاه عدد سکه کامل بهار آزادی که بر ذمه زوج است عندالمطالبه به زوجه پرداخت نماید و شرایط الف و ب ضمن عقد نکاح و 12 بند ذیل آن به امضا زوجین رسیده و امضا ولی زوجه آقای م.الف. م. است، ضمیمه دادخواست مورد ملاحظه واقع گردیده است (ص 2 تا 7 ) رسیدگی به دعوای زوجه به شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شهرستان بردسکن ارجاع شده و این دادگاه با دستور دعوت از طرفین در وقت مقرر 1393/07/28 جلسه رسیدگی را با حضور وکیل خواهان تشکیل داده و اخبار به عدم حضور خوانده با وجود ابلاغ قانونی ابلاغنامه و عدم وصول لایحه از وی شده است. وکیل خواهان خواسته را به شرح دادخواست اعلام می‌نماید. در تعقیب جلسه خطاب به دفتر دادگاه مقرر می‌شود از وکیل خواهان خواسته شود، مشخصات و محل سکونت همسر دوم خوانده را به دادگاه اعلام نماید. (ص 17 ) متعاقب اقدام دفتر وکیل خواهان به شرح لایحه وارده به شماره 0001463 - 93/8/25 اشعار داشته خوانده با خانم کلاهدرازی به صورت شرعی عقد دایم کرده و به ثبت واقعه ازدواج اقدام ننموده و نشانی نامبرده را شهرستان سبزوار روستای ده حسینی اعلام و تحقیقات محلی را خواستار می‌گردد (ص 19 ). این درخواست مورد اجابت واقع و نیابت قضایی به دادگستری شهرستان سبزوار داده می‌شود تا از طریق مرجع انتظامی در خصوص ازدواج خوانده با خانم کلاهدرازی به صورت دایم یا موقت از معتمدین و مطلعین محل تحقیقات مسبوط انجام یابد و چنانچه پرونده ای با موضوع ثبت واقعه ازدواج در آن دادگستری ثبت گردیده نتیجه را اعلام نمایند (ص 21 ). با تذکر وکیل خواهان بر این که روستای ده حسینی از توابع شهرستان نیشابور می‌باشد (ص 23 ) نیابت قضایی مورخ 1393/09/17 با مضمون فوق به دادگستری شهرستان نیشابور ارسال می‌شود (ص 24 ). نیابت قضایی به شعبه پنجم دادگاه عمومی نیشابور ارجاع و به وسیله این شعبه به دادگاه عمومی بخش میان جلگه به این جهت که روستای ده حسینی در حوزه دادگاه اخیر واقع است ارسال شده و از سوی این دادگاه و اعلام مراتب ستوان یکم برهانی نتیجه تحقیق محلی را طی صورتمجلس 93/10/20 منعکس نموده که آقای ر. ح.ن. در حدود یک سال قبل با خانم زهرا رحماندوست فرزند سیف اله به صورت عادی ازدواج نموده و حدود چهارماه می‌باشد با توجه به این که نامبرده حاضر به انجام عقد محضری نبوده با همسر خویش دچار اختلاف شده و رفت و آمد خود را قطع نموده است. گویا تحقیقاتی را که آقای رحماندوست انجام داده متوجه شده آقای ر. ح.ن. قبلا ازدواج نموده و همسر دیگری دارد. ذیل صورتجلسه مرقوم به امضا ستوان یکم موصوف و ستوان دوم عابدی و آقایان سیف اله رحماندوست و حجت غفوری فرد (به عنوان معتمد محلی) و آقای م.الف. م. پدر زوجه (خواهان) رسیده است (ص 30 ). پس از وصول پاسخ نیابت دادگاه مرجوع الیه دستور تعیین وقت رسیدگی و دعوت از طرفین را می دهد (ص 35 ). از خوانده لایحه ای دریافت شده که با وجود دستور ثبت آن بدون ثبت ضمیمه پرونده گردیده است در این لایحه خوانده به استناد قانون وکالت وماده 25 آیین‌نامه اجرایی ماده 187 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مصوب 81/6/1 قوه قضائیه به سمت وکیل خواهان ایراد نموده که حق مداخله در موضوع طلاق نداشته است و در ماهیت نیز پاسخ داده براساس ماده 156 قانون آیین دادرسی مدنی همسرش را به بازگشت به منزل دعوت نموده و مسکن با تمام امکانات و لوازم فراهم نموده مراجعت نمی‌نماید و از تاریخ 91/7/1 منزل را ترک کرده و بر نشوز خود اصرار دارد در حالی که براساس دادنامه شماره --- در پرونده کلاسه --- شعبه اول دادگاه بردسکن به تمکین عام و خاص محکوم شده است. دادنامه مذکور پیوست شده است. ادعای وکیل خواهان به ترک زندگی مشترک واهی است و دلیلی بر ترک زندگی از جانب وی ارایه نگردیده است و استشهادیه محلی را ارائه ننموده و ازدواج مجدد نداشته و حاضر شده استشهادیه و مستند بر عدم ازدواج مجدد ارائه نماید (ص 46 و 47 ). همراه لایحه دادنامه مرقوم که مشعر بر محکومیت خواهان به تمکین و برگشت به زندگی و دوفقره اظهارنامه که اظهارنامه شماره 154 - 93/7/6 به رویت زوجه رسیده و در آن دعوت به زندگی و منزل مشترک شده و صورتجلسه 93/11/29 مربوط به پرونده کلاسه --- /03 شورای حل اختلاف متضمن بازدید از منزل زوج و تایید مساعد بودن ساختمان و عدم کسری وسایل و امکانات زندگی بوده ارایه شده است (ص 44 و 43 و 41 و 40 ). جلسه دادرسی در وقت مقرر 93/12/27 با حضور طرفین و وکیل زوجه تشکیل شده بدوا وکیل خواهان ایراد خوانده را به سمت وی پاسخ داده که ایراد می بایستی در جلسه اول رسیدگی مطرح می شده و این ایراد در صورتی صحیح است که اختلاف در اصل طلاق باشد وکیل پایه دوم نمی توانند در دعوی اعلام وکالت نماید که مرحله تجدیدنظر آن دیوان عالی کشور باشد و در این مرحله از رسیدگی دادگاه رسیدگی کننده بدوی می‌باشد و در ماهیت نیز همان مطالب قبلی را تکرار نموده و راجع به حقوق مالی زوجه اظهار داشته مهریه و نفقه طرح دعوی مجزا نموده که منتهی به صدور دادنامه قطعی گردیده است و نحله و اجرت المثل و نصف مال را بذل کرده و فاقد فرزند مشترک می‌باشند خوانده دفاع را به شرح لایحه ای که تقدیم شده اعلام نموده و حرف دیگری ندارد. زوجه بیان کرده باکره نیست و حامله نمی‌باشد و جهیزیه در تصرف خودش (زوجه) می‌باشد (ص 47 و 48 ) دادگاه در ذیل صو.رتمجلس دادرسی به استعلام از اداره ثبت احوال در مورد ازدواج مجدد خوانده اتخاذ تصمیم می‌نماید. خوانده لایحه ای در همان تاریخ 93/12/27 که تحت شماره 2203 - 93 ثبت رسیده و در صورتمجلس دادگاه وصول آن انعکاسی ندارد با ارایه تصویر سند ازدواج شماره 11427 دفتر رسمی ثبت ازدواج شماره 7 حوزه ثبت سبزوار اعلام داشته به موجب این سند برادرش به نام محمد ر. ح.ن. با خانم مرضیه کلاهدرازی ازدواج کرده و خود ازدواج مجدد نداشته است و تصویر مصدق استشهادیه 93/12/25 را به ضمیمه آن ارایه کرده که عده ای گواهی نموده‌اند در محل زندگی ایشان (خوانده) ندیده و نشنیده اند که همسری جز خانم الف. م. داشته باشد (ص 49 تا 52 ). پاسخ شماره 19/106/94/34 - 94/1/6 رئیس اداره ثبت احوال بردسکن در مورد استعلام دادگاه این است که با مراجعه به سیستم مکانیزه و سند سجلی آقای ر. ح.ن.، تنها ازدواج با خانم الف. م. به شماره ملی ----- در تاریخ 1390/06/21 به شماره 11408 در محضر 7 سبزوار به ثبت رسیده است و فاقد تحولات دیگر می‌باشد (ص 54 ). در تاریخ 94/1/8 دادگاه مقرر می‌دارد تا به وکیل خواهان اخطار شده دلایل ترک زندگی از ناحیه زوج را ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ ارایه نماید (ص 55 ). ابلاغنامه صادره در تاریخ 94/1/17 به وکیل زوجه ابلاغ شده و در تاریخ 94/1/16 لایحه خود را که تحت شماره 0020 - 94 به ثبت رسیده استشهادیه ای را مبنی بر ازدواج مجدد خوانده با خانم زهرا رحمان دوست را ارایه می دهد (ص 58 و 59 ). دادگاه در تاریخ 94/1/19 وقت فوق العاده جلسه با حضور وکیل خواهان تشکیل داده وکیل خواهان اظهار کرده در خصوص ترک زندگی مشترک از ناحیه زوج شهودی که در جریان این موضوع هستند در دادگاه حاضر و تحقیق از آنان را تقاضا می‌نماید. (در این جلسه خوانده حضور نداشته و به اطلاع وی نیز نرسیده است - عضو ممیز) از آقای علاءالدین اخیاری فرزند حسین 45 ساله کشاورز و آقای حسن علی مرادی فرزند فرج اله 52 ساله کشاورز با التزام به راستگویی و اتیان سوگند در اوراق جداگانه تحقیق شده است آقای اخیاری اظهار داشته «با آقای م. همسایه دیوار به دیوار هستیم اوایل که اختلاف نداشتند زوج به خانه همسرش رفت و آمد داشت ولی از روزی که اختلافات شروع شد حدودا دو سال است که بنده آقای ر. ح.ن. را ندیده ام که(به) همسرش سر بزند علت نیامدن ایشان دعوایی بود که در منزل آقای م. صورت گرفته است از همان شب که اختلاف شروع شده تا همین حالا ایشان را ندیده ام که به عظیم آباد رفت و آمد داشته باشد و تاکنون کسی را هم من ندیده ام جهت آشتی بفرستد از بقیه موارد بنده بی اطلاع هستم»; (ص 60 و 61 ) اظهارات آقای حسن علی مرادی نیز چنین منعکس شده است «بنده همسایه آقای م. هستم یک سری آقای ح.ن. همسرش را کتک کاری کرده البته شنیده ام بعد یکی دوماه با شوهرش بوده ولی از آن زمان تاکنون حدود دوسال است که آقای ح.ن. را ندیده ام که به همسرش سربزند خلاصه خبر دارم که نامبرده رفت و آمدی و تماسی با همسرش ندارد. اطلاع دیگری ندارم از اهالی روستا شنیده ام که شوهرش ازدواج مجدد نموده است ولی خودم دراین خصوص اطلاع دقیقی ندارم»; (ص 62 ). سپس دادگاه اتخاذ تصمیم به تعیین وقت رسیدگی و دعوت از طرفین که خواهان شهود خود را در خصوص ازدواج مجدد خواهان و افرادی که در جلسه حضور داشته اند را به همراه عاقد در جلسه عقد در دادگاه حاضر نمایند. (ص 63 ) ورقه عادی منسوب به خانم زهرا رحماندوست پیوست ص 64 پرونده شده که بر حسب مندرجات آن مشارالیها مکتوب نموده آقای حمید ر. ح.ن. فرزند قاسم بدون این که به اینجانب اطلاع بدهد با خانم الف. م. قبلا ازدواج کرده است و به خواستگاری آمد و به صورت شرعی صیغه نکاح جاری شد و بعد از مدتی متوجه شده ام که قبلا ازدواج کرده است که با مشکلات فراوان توانستم از وی جدا شوم قابل ذکر است که در هنگام اجرای صیغه نکاح پدر و مادرم و عموی بنده حضور داشته اند و از بابت ازدواج با اینجانب حاضر به اتیان سوگند می باشم. با تشکیل جلسه در وقت مقرر 94/3/18 با حضور وکیل خواهان و خوانده از تنها گواه خواهان که آقای سیف اله رحماندوست را تعرفه نموده تحقیق به عمل آمده است وی اظهار نموده نامبرده (خوانده) با دختر من حدود 6 ماه است ازدواج نموده و محضری نشده است و به صورت دایمی عقد نموده است 6 ماه با هم زندگی کردند بعد با هم نساختند و بعد از آن توسط روحانی؟ صیغه طلاق جاری شد عاقد درسبزوار بودکه من ودخترم و پدر ر. ح.ن. که می گفت ازطرف پسرش وکالت دارد به محضر رفتیم و اسم عاقد را نمی دانم و آدرس دقیق نیز ندارم. همان روحانی در سبزوار در منزل ح.ن. عقد کرد ولی برای طلاق به منزل روحانی دیگری در سبزوار رفتیم که پدر ر. ح.ن. و من و دخترم و خانمم بود و ر. ح.ن. در جلسه طلاق نبود چون وکالت به پدرش داده بود برگه ازدو.اج را ندارم ولی مهریه 14 سکه بهار آزادی و چند تکه وسایل شامل تلویزیون و کمد و غیره قید شد ( 73 و 74 ). خوانده در جلسه دادگاه ایراد کرده که گواه یک برگه ساده برای ازدواج و طلاق ندارد که ارایه دهد یا حتی عاقد را نمی دانند یا برگه ای بیآورند که من داده ام و یا وکالت پدرم را ارایه نماید.گواه پاسخ می دهد که من سوال نکردم چون خودشان با روحانی دوست و آشنا بودند و پدر ایشان روحانی را آوردند و در مورد طلاق نیز چون پدر زوج ایشان را می شناخت پیش او رفتیم و... وکیل خواهان نیز با استناد به اظهارات شهود و خانم زهرا رحماندوست اظهار داشته زوج تخلف از شروط ضمن عقد نموده است که به طور مطلق ذکر شده که چنانچه ازدواج مجدد نماید زوجه می‌تواند خود را مطلقه نماید. در ادامه صورتمجلس رسیدگی چنین اتخاذ می‌نماید به وکیل خواهان اعلام تا مشخصات و آدرس عاقد یا طالق را به محکمه ارایه تا به اعطاء نیابت به دادگاه سبزوار اظهاراتشان (عاقد یا طالق) اخذ شود... (ص 76 ). وکیل خواهان طی لایحه مورخ 94/3/31 که بدون ثبت ضمیمه پرونده شده به نقل از اظهارات گواه که مشخصات عاقد و طالق را نمی شناسد با اشعار به تحقیقات محلی که حاکی از ازدواج وی می‌باشد صدور حکم بر الزام زوج به اجرای صیغه طلاق را خواستار می‌شود (ص 80 ). در تاریخ 1394/06/07 قرار ارجاع امر به داوری صادر (ص 81 ) و با جری تشریفات مربوطه آقای الف. ح.ن. به عنوان داور زوج نظریه خود را در تاریخ 94/7/18 تقدیم نموده اظهارنظر بر امکان ادامه زندگی مشترک نموده و جدایی را به مصلحت ندانسته است (ص 89 ). نظریه داور زوجه آقای م.الف. م. در تاریخ 94/8/3 ارایه و اظهار نظر شده سعی و تلاش بر صلح و سازش مثمر ثمر واقع نگردیده است (ص 93 ). دادگاه پس از اخذ نظریه پزشکی قانونی درباره زوجه که مشعر بر عدم حمل او بوده در وقت فوق العاده 1394/08/19 ختم رسیدگی را اعلام و راجع به خواسته دعوای مطروحه مبنی بر الزام زوج جهت اجرای صیغه طلاق به لحاظ ازدواج مجدد و ترک زندگی مشترک بیش از 6 ماه و به لحاظ تخلف از شروط 12 گانه ضمن عقد با تکیه به تحقیقات مرجع انتظامی و مودای گواهی گواهان که حکایت از ازدواج مجدد خوانده دارد و نظریه داوران بر عدم ادامه زندگی مشترک و این که زوجه در خصوص حقوق مالی خود از جمله مهریه و نفقه جداگانه اقدام نموده و نحله و اجرت المثل و نصف المال را به زوج بذل می‌نماید و جهیزیه نیز تحویل زوجه می‌باشد با احراز شرایط وکالت زوجه حکم الزام زوج به اجرای صیغه طلاق خلعی نوبت اول صادر و مدت اعتبار گواهی عدم امکان سازش را سه ماه از تاریخ قطعیت اعلام و رای صادره را قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی اعلام می‌نماید. این رای ذیل شماره 9409975168601106 در تاریخ 1394/08/25 ثبت شده (ص 103 ) و در تاریخ 1394/09/14 به زوج آقای ر. ح.ن. ابلاغ قانونی می‌گردد (ص 104 ). با تجدیدنظرخواهی زوج در تاریخ 1394/10/03 که به شرح لایحه پیوست دادخواست اعتراضاتی نموده خلاصه این که زوجه به تمکین محکوم شده و با تکذیب ازدواج مجدد خود ایراد کرده از اهالی محل تحقیق به عمل نیامده و در خصوص نفقه با توجه به حکم تمکین نفقه به وی تعلق نمی گیرد. نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته را استدعا می‌نماید با اانجام مبادله لوایح تجدیدنظری و وصول پاسخ از وکیل زوجه و طرح پرونده در شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی، این دادگاه به موجب دادنامه شماره --- - 1394/11/24 مجوز طلاق صادره را به لحاظ ازدواج مجدد زوج و در نتیجه تخلف از شرط را محرز دانسته و با حذف جمله راجع به بذل نحله و اجرت المثل و نصف مال به این جهت که نحله وشرط تنصیف مربوط به زمانی است که زوج متقاضی طلاق باشد واجرت المثل هم با شرایط آن به اثبات نرسیده که قابل بذل باشد دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید می‌نماید (ص 121 ) این رای در تاریخ 1394/12/15 به زوج ابلاغ شده (ص 134 ) که مورد فرجام خواهی وی در تاریخ 95/1/5 واقع می‌شود. عمده اعتراض زوج به شرح دو برگ لایحه پیوست دادخواست فرجامی این است که کپی مصدق شناسنامه وی دلالت بر عدم ثبت مورد اعلام شده دارد و مرجع انتظامی از اهالی محل تحقیق ننموده و فقط پدر زهرا رحمان دوست به پاسگاه مراجعه نموده و شهادت داده است.آن روحانی که صیغه عقد را جاری نموده و روحانی که صیغه طلاق را جاری کرده اند معرفی نماید. اگر حرف ایشان را بر صحت بگذاریم و عقد و جاری کننده صیغه طلاق را من آوردم مگر می‌شود کسی دخترش رااز من مطلقه نماید و دوباره در تهران به ازدواج شخص دیگری در آورده و هیچ گونه مدرکی دال بر طلاق نداشته باشد که به دادگاه ارائه نماید. خانم م. بدون هیچ دلیلی خانه را ترک و محکوم به عدم تمکین شده و بیشتر از دوسال باید به زندگی بر می گشت و در طول این مدت منزلی با تمام کلیه امکانات و وسایل زندگی برای ایشان فراهم بوده است و در مورد نفقه که جداگانه اقدام خواهد کرد همسرم تمکین ندارد که نفقه به وی تعلق گیرد و در خاتمه با ایراد به سمت وکیل زوجه که کارآموز بوده و حق دخالت در پرونده طلاق نداشته نقض دادنامه را مستدعی گردیده است (ص 129 و 130 ) با انجام مبادله لوایح فرجامی و ابلاغ دادخواست فرجامی به فرجام خوانده و عدم وصول پاسخ فرجامی پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شده که به موجب دادنامه شماره --- - 1395/02/29 شعبه --- دیوان عالی کشور بنا به استدلال و جهات مرقوم در رای به لحاظ عدم رعایت مقررات مواد 70 و 83 و 385 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی و عدم اطلاع فرجام خوانده از جریان دادخواست فرجامی پرونده عودت داده شده که پس از رفع آن و عدم وصول پاسخ فرجامی پرونده به دفتر دیوان عالی کشور ارسال شده که پس از وصول و ثبت آن جهت رسیدگی به این شعبه رجاع شده است.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای بهروز طالب جان نثار حسینی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه

اعتراض زوج فرجام خواه در حدود لایحه فرجامی به کیفیتی نیست که خدشه بر ارکان رای فرجام خواسته از جهت ازدواج مجدد بدون تحصیل ر. یت فرجام خوانده و مجوز از محکمه ذیصلاح، وارد سازد و نقض و بی اعتباری آن را ایجاب نماید زیرا تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش از ناحیه وکیل زوجه فرجام خوانده که اختیار وکالت در مراحل تالی را بر حسب مقررات حائز بوده است به جهت ازدواج مجدد و به استناد بند ب از شرایط ضمن عقد نکاح مندرج در سند ازدواج ناظر به بند 12 ذیل آن مطرح گردیده و نقض و تخلف از شرط مزبور بنا به دلایل موجود در پرونده به اثبات رسیده است و بر خلاف ادعای فرجام خواه اثبات وقوع ازدواج مجدد صرفا مستلزم ارایه عقدنامه نیست بلکه وقوع آن به شهادت گواهان نیز قابل رسیدگی و احراز می‌باشد و از حیث رعایت مقررات و قواعد رسیدگی اشکال موثری که مخل به صحت رای باشد در پرونده مشهود نیست النهایه چون گواهی عدم امکان سازش بر مبنای ماده 1119 قانون مدنی و ماده 26 قانون حمایت خانواده مصوب 1391/12/01 به منزله جواز اعمال وکالت زوجه از طرف زوج به مطلقه نمودن خود پس از انتخاب نوع طلاق و در صورت بذل از طرف او قبول بذل است و مدت اعتبار رای بدوی با رعایت ماده 33 قانون اخیرالذکر شش ماه پس از تاریخ ابلاغ رای فرجامی است بنابراین با اجازه حاصله از ماده 403 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی با اصلاح عنوان گواهی عدم امکان سازش به صدور حکم به احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق برای زوجه و مدت اعتبار رای جهت ارایه به دفتر طلاق شش ماه پس از تاریخ ابلاغ رای فرجامی است دادنامه فرجام خواسته را با اصلاح آن به شرح مرقوم ابرام می‌نماید.

حسین یاوری بهروز طالب جان نثار حسینی رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور عضو معاون شعبه --- دیوان عالی کشور

منبع