رای دادگاه تجدیدنظر استان
پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
تجدیدنظرخواه: م. ح. فرزند غ. با وکالت اقای م. م. فرزند ا. به نشانی *
تجدیدنظرخوانده: ع. س. فرزند ا. با وکالت اقای ع. ش. فرزند م. به نشانی *دفتر وکالت ع. ش. و اقای ع. ح. ز. فرزند ع. به نشانی *دفتر وکالت اقای ز.
تجدیدنظر خواسته: تجدید نظر خواهی از دادنامه شماره*صادره از شعبه *
((رای دادگاه))
در خصوص تجدیدنظر خواهی 1. اقای م. ح. فرزند غ. با وکالت اقای م. م. فرزند ا. به طرفیت اقای ع. س. فرزند ا. نسبت به دادنامه *صادره از شعبه *در پرونده کلاسه بایگانی*که به موجب رای دادگاه بدوی پیرامون دعوای اقای ع. س. با وکالت اقای ع. ح. ز. و اقای ع. ش. به طرفیت خواندگان 1 خانم م. ا. پ. فرزند غ. 2 اقای م. ح. فرزند غ. 3 سازمان *4 بانک مسکن (مدیریت شعب استان *) به خواسته ((1 اعلام بطلان معامله (تقاضای رسیدگی و صدور حکم مبنی بر اعلام بطلان معامله فضولی بین خواندگان ردیف اول و دوم موضوع مبایعه نامه شماره *مورخ 1398/08/09 تنظیمی در مشاور املاک ملل) مقوم به 21٫000٫000 ریال ارزش منطقه ای ملک 28٫857٫800 ریال 2 خلع ید (تقاضای رسیدگی و صدور حکم مبنی بر خلع ید خوانده ردیف دوم از 6 دانگ اپارتمان مسکونی *6420 اصلی قطعه 3 تفکیکی مفروز مجزا شده از 391 *به مساحت 117/74 متر مربع به انضمام انباری و پارکینگ مسکونی) مقوم به 21٫000٫000 ریال ارزش منطقه ای ملک 28٫857٫800 ریال3 الزام به تنظیم سند رسمی ملک (تقاضای رسیدگی و صدور حکم مبنی بر الزام خوانده ردیف اول به تنظیم و انتقال سند 6 دانگ اپارتمان مسکونی *6420 اصلی قطعه 3 تفکیکی مفروز مجزا شده از 391 *به مساحت 117/74 متر مربع به انضمام انباری و پارکینگ مسکونی با حفظ حقوق بانک مرتهن) مقوم به 21٫000٫000 ریال ارزش منطقه ای ملک 28٫857٫800 ریال4 ابطال سند رسمی (موضوع سند ملک است.) (تقاضای رسیدگی و صدور حکم مبنی بر اعلام بطلان سند صلح شماره *مورخه 1398/09/16 دفتر خانه شماره 38 اسناد رسمی *و همچنین سند شماره 586054 سری الف سال 98 مورخه 1398/09/25 6 دانگ اپارتمان مسکونی *6420 اصلی قطعه 3 تفکیکی مفروز مجزا شده از 391 *به مساحت 117/74 متر مربع) مقوم به 21٫000٫000 ریال ارزش منطقه ای ملک 28٫857٫800 ریال5 مطالبه خسارات دادرسی)) بدین شرح که وکلای خواهان بیان داشته اند اینجانبان ع. ح. ز. و ع. ش. با اختیارات حاصله از وکالت نامه تفویضی از سوی خواهان اقای ع. س. در تبیین خواسته معروض می دارد.:1 به موجب مبایعه نامه شماره 209465 مورخ 1397/02/31 موکل اقای ع. س. 6 دانگ یک اپارتمان مسکونی *تنظیمی در مشاور املاک سفیر به انضمام پارکینگ و انباری با حق اشتراک اب، برق و گاز اختصاصی به مبلغ 282/500/000 تومان از خوانده محترم ردیف اول خانم م. ا. پ. خریداری و ابتیاع می نماید. موکل همزمان با انعقاد بیع بخش عمده ثمن معامله یعنی مبلغ 182/500/000 تومان را نقدا به نامبرده پرداخت می کند، مبلغ 50 میلیون تومان به جهت تسهیلات بانکی ماخوذه از کل ثمن کسر و پرداخت اقساط بر عهده موکل قرار میگیرد مبلغ 50 میلیون تتمه ثمن را موکل طی دو فقره چک 25 میلیون تومانی اولی به تاریخ 1397/04/20 طبق بند 1 از ماده 5 مبایعه نامه و قسمت توضیحات مقرر میشود. همزمان با تحویل اپارتمان موصوف با تمام توابع و ملحقات و منصوبات وجه ان را موکل پرداخت کند. همچنین مقرر میشود. چک دوم به مبلغ 25 میلیون تومان فاقد تاریخ همزمان با انتقال سند در دفترخانه به خوانده یاد شده پرداخت کند. (پیوست 1) 2 اپارتمان مورد معامله در موعد مقرر (1397/04/20) اماده تحویل و تسلیم به موکل نبوده لکن خانم م. ا. پ. از ان جا که ظاهرا قصد فسخ معامله را داشته در ساعات اغازین شروع کار اداری روز پنج شنبه مورخه 1397/06/10 به بانک محال علیه مراجعه؛ هر چند که هنوز اپارتمان مورد معامله با کیفیت مندرج در بند 1 از ماده 5 مبایعه نامه اماده تحویل نبوده است، چک 25 میلیونی مورخه 1397/04/20 را ورقه می زند و گواهی عدم پرداخت اخذ می نماید. موکل به محض اطلاع ساعت 10:38 صبح همان روز وجه چک را تامین می کند.اما از ان جا که خوانده مذکور در صدد پیشبرد سناریوی خود بوده از دریافت وجه امتناع می نماید.3 خوانده ردیف اول جهت فسخ معامله به کانون داوری استان *مراجعه که به موجب دادنامه شماره 97/ک/د/ص/119 مورخه 1397/09/11 حکم به تایید فسخ صادر میگردد. موکل در پرونده کلاسه بایگانی شماره *دعوی ابطال رای داوری مذکور را مطرح، به موجب دادنامه شماره *مورخه 1397/01/28 حکم بطلان دعوی وی صادر، طی دادنامه صادره شماره *تایید و ابرام میشود. (پیوست 2) 4 ناگزیر موکل در راستای ماده 477 قانون ایین دادرسی کیفری از ریاست وقت محترم دادگستری کل استان *تقاضای تجویز اعاده دادرسی می نماید.، ضمن اجابت درخواست وی در نهایت پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع که به موجب دادنامه شماره *مورخه 1399/06/18 با استدلال به عمل امده احکام صادره سابق الصدور الغا و ابطال میگردد. در نتیجه حکم به بقای عقد بیع فی مابین موکل و خوانده مذکور صادر میشود. و مالکیت موکل بر اپارتمان پیش گفته مستقر میگردد. (پیوست 3) 5 به موجب مبایعه نامه شماره 249691 مورخه 1398/08/09 مشاور املاک ملل خانم م. ا. پ. اپارتمان مورد بحث را مجددا و در تاریخ موخر به خوانده ردیف دوم اقای م. ح. واگذار و می فروشد سپس به موجب سند صلح شماره 393447 مورخ 1398/09/16 دفتر خانه شماره 38 اسناد رسمی *ان را به مشارالیه انتقال رسمی می دهد که اقای م. ح. سند مالکیت شماره 586054 سری الف سال 98 در مورخه 1398/09/25تحت پلاک پلاک ثبتی 4955 *4620 اصلی قطعه 3 تفکیکی مفروز مجزا شده از 391 *به مساحت 117/74 متر مربع از اداره ثبت اسناد و املاک شهرستان *اخذ می نماید. (پیوست 4و5) علی هذا به شرح موارد معنون و با عنایت به دادنامه نهایی و قطعی صادره از شعبه *دیگر خوانده ردیف اول خانم م. ا. پ. مالکیتی در اپارتمان یاد شده نداشته تا به موجب مبایعه نامه موخر ان را به خوانده ردیف دوم اقای م. ح. واگذار کند و سند ان را نیز منتقل نماید.، معامله فی مابین ان ها فضولی بوده و تابع احکام مربوط به ان میباشد. که مورد تنفیذ و رضایت موکل نبوده و نیست تقاضای رسیدگی وصدور حکم به شرح ستون خواسته و همچنین محکومیت خواندگان ردیف اول و دوم به پرداخت خسارات دادرسی را دارد. وکلای محترم خوانده نیز با حضور در جلسه ی رسیدگی، دفاعیات خود را بیان می کنند. پس از ختم جلسه ی دادرسی، ملک موضوع دعوا مشمول تلف حکمی واقع شده و در نهایت حکم بر بطلان دعوای خواهان صادر شده است. که این رای در مرحله ی فرجام خواهی مخالف موازین حقوقی تشخیص داده شده و ضمن نقض به شعبه ی هم عرض ارجاع شده است. که با دستور معاون محترم ارجاع دادگاه حقوقی *، پرونده به شعبه *ارجاع میگردد. دادگاه پس ازبررسی لازم استدلال نموده با توجه به این که معامله ی دوم فیمابین خانم م. ا. پ. و اقای م. ح. مشمول معامله نسبت به مال غیر (خواهان) میباشد.، دادگاه دعوای خواهان را وارد می داند. لذا با عنایت به موارد مذکور و با توجه به این که دلایل و مدارک بر حقانیت خواهان دلالت دارد. و خوانده نیز دلیلی مبنی بر بی اعتباری دلایل و یا سقوط حق خواهان ارائه ننموده است، مستند به ماده ی 198 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی و ماده 247 و 365 قانون مدنی، ضمن اعلام بطلان معامله ی مورخ 9 ابان 1398 فیمابین خواندگان حقیقی و بطلان سند رسمی صادره نسبت به ملک موضوع دعوا، حکم بر خلع ید خواندگان نسبت به ملک مذکور و الزام اقای م. ح. مبنی بر مراجعه به یکی از دفاتر اسناد رسمی و انتقال ملک به خواهان بابت اصل خواسته صادر و اعلام میگردد. لکن در خصوص دعوای خواهان علیه خواندگان به خواسته ی مطالبه ی خسارات دادرسی با توجه به این که خانم م. ا. پ. بر مبنای رای داوری و ارا محاکم بدوی و تجدیدنظر مبنی بر اعلام فسخ معامله ی اول، اقدام به فروش ملک نموده و اقای م. ح. نیز با حسن نیت ملک را خریداری کرده است، دادگاه قصوری را متوجه ایشان ندانسته و مستند به ماده ی 515 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی حکم بر بی حقی خواهان صادر و اعلام میگردد. همچنین در خصوص دعوای خواهان به شرح دادخواست تقدیمی علیه سازمان *و بانک مسکن، با توجه به این که اساسا ادعا متوجه ایشان نمیباشد.، مستند به بند 4 ماده 84 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی قرار رد دعوا صادرنموده هم اکنون هییت دادگاه با توجه به محتویات پرونده بدوی، 1.در رابطه با تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه به طرفیت تجدیدنظرخوانده نسبت به ان قسمت از دادنامه تجدیدنظرخواسته که مشعر بر صدور حکم بربطلان معامله *و صدور حکم برابطال سندرسمی *وحکم به خلع ید خواندگان بدوی نسبت به ملک موردترافع به شرح منعکس در دادنامه تجدیدنظرخواسته است. نظر به اینکه رای تجدیدنظرخواسته مخالفتی با موازین شرعی و قانونی ندارد. و تجدیدنظر خواه دلیل و مدرک موثری که موجب نقض دادنامه بدوی باشد. ارائه ننموده است. از سوی دیگر ایرادات ابرازی موثر در خلل و ایجاد خدشه به ان نبوده و اعتراض تجدیدنظرخواه مشمول هیچ یک از جهات ماده 348 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 شناخته نشد.لذا ضمن رد تجدیدنظر خواهی نامبرده، مستندا به قسمت دوم ماده 358 قانون یادشده، دادنامه تجدیدنظر خواسته را دراین قسمت تایید و استوار می نماید. رای صادره قطعی است.2.در رابطه با تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه به طرفیت تجدیدنظرخوانده نسبت به ان قسمت از دادنامه تجدیدنظرخواسته که مشعر برالزام تجدیدنظرخواه به تنظیم سندرسمی وانتقال ملک به نام تجدیدنظرخوانده را مخدوش ومقتضی نقض میداند زیرا به توجه به بطلان معامله تجدیدنظرخواه وخانم م. ا. پ. وابطال سند رسمی تجدیدنظرخواه واعاده ملک به مالکیت خانم ا. پ. موضوع محکومیت وی (تجدیدنظرخواه) به کیفیت مقررمنتفی است. واساسا صدور حکم به محکومیت تجدیدنظرخواه خارج از خواسته خواهان دعوی نخستین بوده فلذا دادگاه مستندا به ملاک ماده 403 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته دراین قسمت نقض بلا اقدام مینماید.3.در رابطه با تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه به طرفیت تجدیدنظرخوانده نسبت به ان قسمت از دادنامه تجدیدنظرخواسته که مشعر بر صدور حکم به الزام به تنظیم سندرسمی خانم م. ا. پ. نظر به اینکه مطابق با ماده 349 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی دادگاه تجدیدنظر فقط به انچه که در مرحله نخستین رسیدگی و مورد حکم قرار گرفته رسیدگی مینماید. در حالی که در مانحن فیه دادگاه بدوی در این خصوص علی رغم اینکه مورد خواسته خواهان دعوی نخستین در دادخواست بدوی بوده نفیا یا اثباتا اظهار نظری ننموده است. فلذا این دادگاه دراین خصوص با تکلیفی مواجه نیست و به دادگاه بدوی متذکر میگردد. که دراین خصوص مطابق با مقررات قانونی اظهارنظر نمایند. دفتر مراتب ثبت و به طرفین ابلاغ شود.
مستشاران شعبه *: م. س. ج.
رای شعبه دیوان عالی کشور
به دلالت محتویات پرونده اقای ع. س. با وکالت اقایان ع. ح. ز. و ع. ش. دادخواستی به طرفیت اقای م. ح. و خانم م. ا. پ. و سازمان *و سازمان *به خواسته اعلام بطلان معامله (مبایعه نامه شماره 249691 مورخ 1389/08/09و ابطال سند رسمی (سند صلح شماره 393447مورخ 1398/09/16دفتر خانه شماره 38 اسناد رسمی *و سند شماره 586054 سری الف سال 98 مورخ 1398/09/25 ششدانگ اپارتمان مسکونی *6420 اصلی قطعه 3 تفکیکی مفروز مجزا شده از 391 *6420 اصلی قطعه 3 تفکیکی مفروز مجزا شده از 391 *به مساحت 117/74 مترمربع خلع ید ازششدانگ اپارتمان مسکونی *6420 اصلی قطعه 3 تفکیکی مفروز و مجزا شده از 391 *به مساحت 117/74 مترمربع مقوم به21/000/000 ریال تقدیم دادگستری شهرستان *نموده و در توضیح ان اظهار داشته است. به موجب مبایعه نامه شماره 209465 مورخ 1397/02/31 ششدانگ یک دستگاه اپارتمان مسکونی *به مساحت 118 مترمربع تنظیمی در مشاور املاک سفیر به انضمام پارکینگ و انباری با حق اشتراک اب، برق و گاز اختصاصی به مبلغ 282/500/000 تومان از خوانده خانم م. ا. پ. خریداری و ابتیاع می نماید. همزمان با انعقاد بیع بخش عمده ثمن معامله یعنی مبلغ 182/500/000 تومان را نقدا به نامبرده پرداخت می کند، مبلغ 50 میلیون تومان به جهت تسهیلات بانکی ماخوذه از کل ثمن کسر و پرداخت اقساط برعهده موکل قرار میگیرد مبلغ 50 میلیون تومان تتمه ثمن را موکل طی دو فقره چک 25 میلیون تومانی اولی به تاریخ 1397/04/20 طبق بند 1 از ماده 5 مبایعه نامه و قسمت توضیحات مقرر میشود. همزمان با تحویل اپارتمان موصوف با تمام توابع و ملحقات و منصوبات وجه ان را موکل پرداخت کند. همچنین مقرر میشود. چک دوم به مبلغ 25 میلیون تومان فاقد تاریخ همزمان با انتقال سند در دفترخانه به خوانده یاد شده پرداخت کند 2 اپارتمان مورد معامله در موعد مقرر (1397/04/20) اماده تحویل و تسلیم به موکل نبوده لکن خانم م. ا. پ. از ان جا که ظاهرا قصد فسخ معامله را داشته در ساعات اغازین شروع کار اداری روز پنج شنبه مورخه 1397/06/10 به بانک محال علیه مراجعه، هرچند که هنوز اپارتمان مورد معامله با کیفیت مندرج در بند 1 از ماده 5 مبایعه نامه اماده تحویل نبوده است، چک 25 میلیونی مورخه 1397/04/20 را برگشت می زند و گواهی عدم پرداخت اخذ می نماید. به محض اطلاع ساعت 10:38 صبح همان روز وجه چک را تامین می کند اما از انجاکه خوانده مذکور درصدد پیشبرد سناریوی خود بوده از دریافت وجه امتناع می نماید. 3 - خوانده خانم م. ا. پ. جهت فسخ معامله به کانون داوری استان *مراجعه که به موجب دادنامه شماره 97/ک/د/ص/119 مورخه 1397/09/11 حکم به تایید فسخ صادر میگردد. در پرونده کلاسه بایگانی شماره *دعوی ابطال رای داوری مذکور را مطرح، به موجب دادنامه شماره *مورخه 1397/01/28 حکم بطلان دعوی وی صادر، طی دادنامه صادره شماره *تایید و ابرام میشود. 4 - ناگزیر موکل در راستای ماده 477 قانون ایین دادرسی کیفری از رئیس کل دادگستری استان *تقاضای تجویز اعاده دادرسی می نماید.، ضمن اجابت درخواست وی در نهایت پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع که به موجب دادنامه شماره *مورخه 1399/06/18 با استدلال به عمل امده احکام صادره سابق الصدور الغا و ابطال میگردد. در نتیجه حکم به بقای عقد بیع فیمابین موکل و خوانده مذکور صادر میشود. و مالکیت موکل به اپارتمان پیش گفته مستقر میگردد. 5 به موجب مبایعه نامه شماره 249691 مورخه 98/8/9 مشاور املاک ملل خانم م. ا. پ. اپارتمان را مجددا و در تاریخ موخر به خوانده اقای م. ح. واگذار و می فروشد سپس به موجب سند صلح شماره 393447 مورخ 1398/09/16 دفترخانه شماره 38 اسناد رسمی *ان را به مشارالیه انتقال رسمی می دهد که اقای م. ح. سند مالکیت شماره 586054 سری الف سال 98 در مورخه 1398/09/25 تحت پلاک ثبتی 4955 *6420 اصلی قطعه 3 تفکیکی مفروز و مجزاشده از 391 *به مساحت 117/74 مترمربع از اداره ثبت اسناد و املاک شهرستان *اخذ می نماید. از این رو صدور حکم براساس خواسته را دارم. پرونده به شعبه *ارجاع و وقت رسیدگی به تاریخ 1401/08/22 تعیین و طرفین دعوی و وکلای انان در جلسه رسیدگی حاضر و عرایض خود را به شرح لوایح تقدیمی عنوان می کنند استعلام ثبتی از اداره ثبت اسناد و املاک حوزه ثبت ملک منطقه *به نام م. ح. فرزند غ. صلح گردیده است. در نهایت شعبه *طی دادنامه شماره *مورخ 1401/09/26 حکم به اعلام بطلان مبایعه نامه عادی شماره *مورخ 1398/08/09تنظیمی میان خانم م. ا. پ. و اقای م. ح. و پرداخت هزینه و حق الوکاله وکیل در حق اقای ع. س. صادرنموده و در مورد خواسته خواهان مبنی بر اعلام بطلان سند رسمی شماره 39344 مورخ 1398/09/16 دفتر اسناد رسمی شماره 38 *و به تبع ان ابطال سند رسمی شماره 586054 حکم به بطلان دعوای خواهان به خواسته های ابطال سند رسمی *و خلع ید به طرفیت خواندگان خانم م. ا. پ. و اقای م. ح. صادر و اعلام کرده است. و در مورد دعوی خواهان به طرفیت سازمان *و سازمان *به خواسته های مشروحه به لحاظ عدم توجه دعوی قرار رد دعوا صادر و اعلام نموده است. وکلای اقای ع. س. نسبت به ان قسمت از دادنامه اخیر الذکر مبنی بر حکم به بطلان دعوا فرجام خواهی نموده که پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شده است.با ارجاع پرونده به این شعبه به ملاحظه میگردد. وکلای فرجام خواه با این ادعا که دادنامه مورد فرجام با موازین شرعی و مواد قانونی مباینت دارد. و به استناد بندهای 2 و 3و 5 ماده 371 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 نقض این قسمت از دادنامه اصداری را خواستار شده است. این شعبه طی دادنامه شماره *مورخ 1402/03/08 چنین اصدار رای نموده است: رای فرجام خواسته به جهات عدیده انطباقی با موازین شرعی و قانونی ندارد. زیرا اولا انچه به شرح صدر و ذیل رای مورد حکم قرار گرفته در مغایرت اشکار است. از یک سو معامله مورخ 98/8/9 بین خواندگان به علت فضولی بودن باطل و فاسد اعلام گردیده است. از سوی دیگر انتقال همان ملک با تنظیم سند رسمی که هر دو دارای منشا فضولی است. معتبر شناخته شده است. به عبارتی معامله خواندگان نسبت به ملکی که خواهان مقدمتا خریداری کرده باطل شناخته شده لکن انتقال همان ملک با سند رسمی معتبر دانسته شده است. این تعارض قابل جمع نیست زیرا وقتی معامله شرعا و قانونا به نحو صحیح واقع گردید.مالکیت فروشنده زایل میگردد.، دیگر حقی نسبت به ان مال ندارد. تا به دیگری واگذار نماید.، چه با سند عادی و چه با سند رسمی. اعتبار بخشی به اسناد رسمی در قبال اسناد عادی انگونه که دادگاه در استدلالات خود مورد تایید قرارداده در جایی است. که سند مطابق با قانون تنظیم شده باشد. نه اینکه منشا تنظیم سند معامله فضولی و باطل و متعلق به مال غیر باشد. ثانیا وقتی معامله فضولی تلقی و احراز گردید.و دادگاه حکم به ابطال ان صادر نمود تحت شمول معاملات فاسد قرار میگیرد و مطابق ماده 365 قانون مدنی اثری در تملک ندارد. خریدار در صورت امتناع از استرداد ضامن عین میگردد. و تلف حکمی مصداق ندارد. ثالثا علم و جهل خریدار به فضولی بودن معامله صرفا در رابطه با فروشنده فضول و شخص خریدار مال و امکان یا عدم امکان مطالبه غرامت موثر است. و به هیچ عنوان نمیتواند معامله باطل را صحیح و معتبر نماید. و اثار حقوقی مترتب سازد رابعا براساس قواعد شرعی و مقررات قانونی خسارتی که در رهگذر معامله فضولی حاصل گردد. جبران ان متوجه بایع فضولی میباشد. و نه مالک ملک که نقشی در معامله نداشته. به دیگر عبارت ایجاب مطابق با عدل و انصاف نیز ان است. که این مسئولیت متوجه فروشنده فضول باشد. نه مالک ملک و از این حیث نیز رای صادره عادلانه و منصفانه نیست و نباید خواهان از حق مالکیت و سرپناهی که تهیه کرده محروم ساخت. خامسا رای وحدت رویه شماره 811 1400/04/01 هیات عمومی دیوان عالی کشور نیز بر صحت این مبانی تاکید دارد. علیهذا مستندا به بند دوم ماده 370 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی با نقض رای فرجام خواسته به شماره *1401/09/26 صادره از شعبه *مستند به بند ج ماده 401 قانون مذکور رسیدگی مجدد به دادگاه هم عرض صادر کننده رای منقوض ارجاع می نماید. سپس پرونده به شعبه *ارجاع که شعبه مرجوع الیه طی دادنامه شماره *مورخ 1402/04/31 بدین شرح رای صادر نموده است: حکم در اعلام بطلان معامله مورخ 1398/08/09 فیمابین خواندگان حقیقی و بطلان سند رسمی صادره نسبت به ملک موضوع دعوا، حکم به خلع ید خواندگان نسبت به ملک مذکور و الزام اقای م. ح. مبنی بر مراجعه به یکی از دفاتر اسناد رسمی و انتقال ملک به خواهان بابت اصل خواسته صادر و لکن در خصوص دعوای خواهان علیه خواندگان به خواسته مطالبه خسارات دادرسی با توجه به اینکه خانم م. ا. پ. بر مبنای رای داوری و ارا محاکم بدوی و تجدیدنظر مبنی بر اعلام فسخ معامله ی اول اقدام به فروش ملک نموده و اقای م. ح. نیز با حسن نیت ملک را خریداری کرده است، دادگاه قصوری را متوجه ایشان ندانسته و مستند به ماده 515 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی حکم بر بی حقی خواهان صادر و اعلام میگردد. همچنین در خصوص دعوای خواهان به شرح دادخواست تقدیمی علیه سازمان *و سازمان *با توجه به اینکه اساسا ادعا متوجه ایشان نمیباشد. مستند به بند 4 ماده 84 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی قرار رد دعوی صادر و اعلام میگردد. خانم م. ا. پ. با وکالت اقای م. ر. و. نسبت به دادنامه مذکور فرجام خواهی نموده و در توضیح ان اظهار داشته که اولا: برابر ماده 247 قانون مدنی معامله به مال غیر معامله فضولی است. بنابر این معامله صورت گرفته بین موکل و اقای م. ح. معامله فضولی نبو ده است. چرا که موکل براساس ارا قطعی صادره مذکور در زمان وقوع عقد صلح مالک رسمی و شرعی مورد صلح بوده است.ثانیا: همانگونه که به عرض رسید دادنامه شماره *مورخ 1399/06/18 دیوان عالی کشور در راستای اعمال مقررات موضوع ماده 477 قانون ایین دادرسی کیفری و الغا احکام صادره سابق الصدور پس از انتقال ملک موضوع دعوا به اقای ح. صادر شده است. ثالثا: اعمال مقررات موضوع ماده 477 قانون ایین دادرسی کیفری بدون ابلاغ به اصحاب پرونده و اطلاع رسانی به ایشان صورت می پذیرد و این نقص قانونی نه تنها فرصت دفاع طرف مقابل را سلب می نماید. که بعضا سبب بروز مشکلات عدیده ای چون موضوع پرونده میگردد. رابعا: بر خلاف استدلال شعبه دیوان عالی کشور برابر مفهوم مواد 454 و 455 قانون مدنی و ایضا مواد 39 و 46 قانون اجرای احکام مدنی و قاعده مسلم فقهی لاضرر و لاضرار فی الاسلام از یک سو معامله صورت گرفته با اقای م. ح. صحیحا واقع شده است. و از سوی دیگر مال مذکور تلف حکمی محسوب و دلیلی بر بطلان بیع موضوع پرونده و ابطال سند رسمی موضوع ترافع وجود ندارد. پرونده جهت رسیدگی به فرجام خواهی به این شعبه ارجاع شده است. هیات قضایی شعبه در تاریخ فوق تشکیل جلسه داده و ملاحظه اوراق و محتویات پرونده و استماع گزارش عضو ممیز اقای ا. م. م. مشاوره نموده و با استعانت از خداوند متعال چنین رای می دهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
در خصوص فرجام خواهی خانم م. ا. پ. فرزند غ. با وکالت اقای م. ر. و. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1402/04/31 صادره از شعبه *که متضمن حکم به محکومیت فرجام خواه و غیره به بطلان معامله و بطلان سند رسمی صادره و خلع ید و الزام به انتقال ملک به فرجام خوانده میباشد. نظر به اینکه وکیل فرجام خواه ایراد و اعتراض موجه و موثری که اساس و ارکان دادنامه فرجام خواسته را متزلزل نموده و مالا موجبات نقض و گسیختن ان را فراهم نماید.، به عمل نیاورده و دادخواست فرجام خواهی از توجه به جهات و مبانی و دلایل منعکس در پرونده باهیچ یک از شقوق ماده 371 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 قابلیت تطبیق نداشته و از جهت رعایت اصول وقواعد دادرسی نیز اشکالی بر ان مترتب نیست لهذا ضمن رد فرجام خواهی، توجها به ماده 370 قانون مرقوم دادنامه فرجام خواسته تایید و ابرام میگردد.
شعبه *
مستشار: ع. ا. عضو معاون: ا. م. م.