فسخ به دلیل معلولیت

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1401/02/21

پیام: صرف بیماری روانی زوجه تا هنگامی که به حد جنون مستمر نرسد، مجوزی برای فسخ نکاح توسط زوج نخواهد بود.

رای خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده: در این پرونده ص. م. با وکالت اقای ح. م. به طرفیت ا. ش. ا. پ. دعوی فسخ نکاح به جهت تدلیس و تخلف از شرط صفت در تاریخ 99/7/19 اقامه و در متن دادخواست توضیح داده شده ممکن در تاریخ 99/2/14 واخوانده ازدواج کرده است.و خوانده قبل از ازدواج و در زمان خواستگاری خود را دختری مجرد و دوشیزه معرفی نموده موکل بعد از گذشت مدت اندکی از تاریخ ازدواج اطلاع می یابد که ایشان چند بار ازدواج کرده و از موکل و خانواده وی مخفی کرده است. شناسنامه زوج سفید و در نکاح نامه قید شده دوشیزه است.به لحاظ تدلیس و تخلف از شرط صفت تقاضای رسیدگی و صدور حکم فسخ دارم. مراتب از اداره ثبت احوال اندیمشک استعلام شده است. اداره ثبت احوال برابر نامه 8084 - 99/10/1 در خصوص ازدواج و طلاق های خانم ا. ش. ا. پ. به شرح ذیل اعلام شده است: 1 - ج. ش. در تاریخ 1387/04/11 ازدواج در تاریخ 88/3/20 طلاق ثبت شده است. نوع طلاق باین سایر 2 - م. ص. ازدواج 1395/11/22 در تاریخ 96/11/29 طلاق ثبت گردیده است.و باین غیر مدخوله. ص 22 . در جلسه 99/11/15 دادگاه با حضور خواهان و خوانده، خواهان اظهار داشته خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است. در تاریخ 99/2/14 به عقد هم دراوردیم. زمان خواستگاری من به عنوان خواستگاری دختر مجرد به خانه ان ها رفتم بعد از عقد خانواده اش با من تماس گرفتند و گفتند هرچه زودتر زنت را ببر و من مجبور شدم همسرم را با موتورسیکلت به خانه خودم ببرم در خانه خودم جشن عروسی گرفتیم و شب عروسی متوجه شدم باکره نیست به خانواده اش گفتم بیایید بدون ابرو ریزی از هم طلاق بگیریم قبول نکردن یکی از باجناق ها به من گفت همسرت 2 مرتبه ازدواج کرده، وقتی به همسرم گفتم انکار کرد. از طریق دادگاه پیگیر شدم دیدم در حکم طلاق برای او صادر شده است. ان ها را ضمیمه پرونده کردم همسرم صداقت نداشته است. شهود خود حاضر کرده ام کسانی که در خواستگاری بوده اند زوجه اظهار داشت زمانی که به خواستگاری من امد چون در روستا زندگی می کنیم و همه همدیگر را می شناسیم به او گفتم دو مرتبه عقد کرده ام اما فقط عقد بوده و ازدواج و زفاف صورت نگرفته است. زمانی که با ایشان ازدواج کردم باکره بودم. حرف های همسرم را قبول ندارم. حتی به او گفتم تصادف کرده ام دستم پلاتین است.چطور ممکن است.موضوع را به این مهمی به او نگویم. همسرم مرا به زندگی مشترک برد تا وام ازدواج بگیرد و درخواست ارجاع به پزشکی قانونی دارم. 45 روز با هم زندگی کردیم. اما یک روز خوش نداشتم شوهرم به من گفت کاشی کارم ولی بعد متوجه شدم بیکار است. با قرض کردن جهیزیه خریدم زمانی که وام ازدواج دادند خواهر شوهرم و شوهرم مرا به دفتری در *بردند تا من مهریه ام را ببخشم من در جایی ان دفتر امضای کردم نمی دانم برای چه بود چون مرا به شدت کتک زده بود من از ترس جانم با او رفتم بعد مرا انداخت خانه پدرم و سراغ مرا نگرفت شوهرم به من دروغ گفته است. در این لحظه وکیل زوج اظهار داشته در مقام مدعی شهود متعددی را به دادگاه معرفی نمودم که در حین ازدواج و قبل از ان زوجه را دختری فاقد ازدواج های قبلی اعلام کرده اند. تقاضای استماع شهادت شهود دارم. صرف نظر از گواهی گواهان ماده 128 قانون مدنی را اعلام می دارم. زوج اظهار داشته موکل به خاطره وام با او ازدواج کرده درحالی که هیچ ادم عاقلی به خاطر 50 میلیون تومان وام، 200 سکه مهریه نمی زند و نیز زوجه اظهار داشته موکل وی را بیرون کرده و اصلا دنبال وی نیامده این موضوع صرف نظر از خروج موضوعی خانم ده ها شاهد بر کذب بودن ان می‌باشد. به جهت تدلیس تقاضای صدور حکم دارم. در صفحه 28 پرونده استشهادی از زوج دائر به ح. شهرت و… ارائه شده است. ز. م. ن. عمه خواهان شاهد عنوان داشته زمانی که ما به خواستگاری خانم ا. رفتیم به ما نگفتند که قبلا ازدواج کرده است. حتی پسر برادرم (ص.) هم اطلاع نداشت. دختره (ا.) را خودم در مجلس دیدم و او را معرفی و به خواستگاری اش رفتیم. استشهادیه در صفحه 30 منعکس، و شهود اظهار داشته ان روز اول در مراسم خواستگاری طرفین و کلیه مراسم حاضر بودیم متاسفانه نه زوجه و نه خانواده ایشان هیچ گونه صحبتی و اشاره ای به ازدواج های سابق زوجه ننموده اند. ایشان را دختری بدون ازدواج های قبلی معرفی کردند. در جلسه 1400/01/28 با حضور طرفین و وکیل زوج، خواهان اظهار داشته من اقای م. د. ار که پسرخاله خوانده است.قبول دارم. همه چیز را او می داند ولی ایشان گفت مرا دخالت ندهید زندگی را خراب نکنید. خوانده و خانواده اش به من نگفته بودند 2 بار عقد کرده حاضرم قسم بخورم که به من نگفته اند بلکه به عنوان دختر مجرد و این که قبلا ازدواج نکرده به من معرفی کردند. سی دی ضم پرونده است.صداهای تک تک اعضای خانواده ان هاست که از ان ها سوال می کنیم ا. قبلا ازدواج کرده اول فحش می دهند و بعد از ان منکر می‌شوند بعضی هم تاکید می کنند فقط یک بار زناشویی داشتیم متوجه شدم دختر نبوده است. خوانده اظهار داشت اظهارات زوج را قبول ندارم. 45 روز زندگی مشترک داشتیم 98/4/15 زندگی مشترک را شروع کردیم و 98/6/1 اختلاف شروع شد چند مرتبه با هم زناشویی داشته ایم زود مجدد اظهار نمود. عروسی در 98/5/15 بوده فقط یک بار زفاف داشتیم. فهمیدم باکره نیست به خانواده اش گفته ام اقای م. د. می داند حاضر به قسم خوردن نیست. از سوی دادگاه طرفین به مرکز مشاوره معرفی شده اند. کارشناس و مشاور به دادگاه اعلام داشته (سعی وافر در اصلاح ذات البین نمودم. متاسفانه به علت مشکلات پیش امده زوج فسخ نکاح می خواهد و حاضر به طلاق توافقی نمی‌باشد. و می گوید 1 ریال به زوجه برای طلاق و جدایی نمی دهم زوجه حاضر به جدایی بدون گرفتن مبلغی بابت مهریه نمی‌باشد. ادامه زندگی را می خواهد]. در جلسه 1400/05/09 با حضور طرفین خواهان اظهار داشته از خوانده می خواهم مادر و شوهر خواهر خود را به عنوان شاهد در جلسه حاضر نماید. که من سوگند یاد می کنم که از ازدواج های قبلی همسرم اطلاعی نداشتم پذیرش موضوع برایم سخت است.نمی توانم ادامه زندگی دهم. همسرم باکره نبوده است.حتی صیغه عقد باطل است.خوانده اظهار داشته ازدواج های قبلی من در حد عقد بعد زندگی مشترک نداشته ام زمانی که با خواهان ازدواج کردن باکره بوده ام از ازدواج اول من در سن چهارده سالگی من است.با اجبار خانواده صورت گرفت قبل از ازدواج طلاق گرفته ام ازدواج دوم من بعد از عقد متوجه اعتیاد همسرم شدم بازهم بدون شروع کردن زندگی مشترک طلاق گرفتم گفته های همسرم به عدم باکره گی قبول ندارم. زمان خواستگاری به او گفتم دوبار ازدواج کرده ام و ناموفق بوده است.حاضرم سوگند یاد کنم تمام واقعیت را گفته ام زوج تقاضای سوگند زوجه و مادر زوجه دارد. زوجه و مادر ایشان در محضر قران و دادگاه سوگند یاد نمودند که موضوع از ازدواج های قبلی را قبل از عقد به خواهان اعلام نموده‌اند و زوج اظهار نمود از فردی به نام م. د. ار نیز تحقیق شود. در ادامه دادگاه با تلفن *مربوط به م. د. ار، که زوج اصرار به تحقیق از وی دارد. تماس تلفنی برقرار و نامبرده اظهار داشت از قضیه و موضوع این که ایا خانواده زوجه به زوج در عقد سابق زوجه را به او گفته اند یا نه اطلاعی ندارد. نظریه قاضی مشاور با توجه اظهارات طرفین و اظهارات متناقض خواهان، دائر به رد خواسته خواهان می‌باشد. دادگاه برابر دادنامه --- * 93 - 1400/08/04 با لحاظ نظر قاضی مشاور کما خواسته خواهان را وارد ندانسته حکم به رد خواسته صادر کرده است. نسبت به دادنامه بدوی از سوی زوج تجدیدنظرخواهی به عمل امده ا.ست. دادگاه تجدیدنظر برابر دادنامه --- *- 1400/09/30 با رد اعتراض زوج دادنامه بدوی را تایید کرده است. ازسوی زوج نسبت به دادنامه تجدیدنظر فرجام خواهی به عمل امده با ملاحظه دادخواست فرجامی و لایحه فرجام خوانده به شرح اتی اتخاذ تصمیم می‌گردد.

رای متن رای

رای شعبه

درباره فرجام خواهی ص. م. ن. با وکالت ح. م. به طرفیت ا. ش. ا. نسبت به دادنامه --- * 9 - 1400/10/16 شعبه *، با توجه به محتویات پرونده دلیلی برای نقض دادنامه اقامه نشده است. با توجه به فوریت طرح دعوی فسخ با لحاظ تاریخ عروسی و تاریخ تقدیم دادخواست و نوع طلاق زوجه در ازدواج دوم (باین غیر مدخوله) حسب نامه اداره ثبت احوال دزفول و این که این دلیلی بر تدلیس زوج ملاحظه نشده با رد فرجام خواهی مستند به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام می‌گردد.

شعبه *

رییس: م. ج. ت. مستشار: ع. ن. د.

منبع