در تاریخ 1400/11/13 اقای ج. م. به طرفیت همسرش خانم ز. پ. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق بدلیل عدم تفاهم اخلاقی و اختلافات و ناراحتی های پیش امده تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه رسیدگی مورخ 1401/01/23 خوانده حضور نیافته و لایحه ای تقدیم ننموده لیکن خواهان حضور یافته و اظهار داشت خوانده همسر من است.و من بدون حضور او برای ایشان در سامانه ثنا ثبت نام کرده ام و خودش از این کار خبر ندارد. دادگاه به لحاظ عدم ابلاغ اوراق قضایی به خوانده و نقل مکان خوانده از ادرس اعلامی خواهان حسب گزارش عوامل انتظامی مقرر داشته که به خواهان جهت تعیین ادرس خوانده اخطار رفع نقص شود. و پس از تعیین ادرس خوانده از سوی خواهان مجددا از طرفین دعوت به رسیدگی به عمل امد در جلسه مورخ 1401/02/18 خوانده علیرغم ابلاغ قانونی حضور نیافته و لایحه ای تقدیم ننموده لیکن خواهان حضور یافته و اظهار داشت عرایض به شرح دادخواست تقدیمی است. صاحب یک فرزند مشترک به نام ط. 5 ساله که در نزد مادرش زندگی می کند می باشیم و مهریه همسرم 350 سکه میباشد. که نداده ام و امکان ادامه زندگی مشترک وجود ندارد. تقاضای طلاق دارم. و جهیزیه همسرم را نداده ام 13 سال است.که ازدواج کرده ایم و همسرم خانه دار است. دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و داور منتخب خواهان و داور منصوب خوانده هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند. در این اثنا خانم ر. ظ. وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه از جانب خوانده (زوجه) اعلام وکالت نموده است.و طی لایحه تقدیمی داور منتخب زوجه را به دادگاه معرفی نموده و داور منتخب هم نظریه خود را تقدیم نموده که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین است. در جلسه بعدی رسیدگی به تاریخ 1401/05/23 که جهت تعیین تکلیف حقوق مالی طرفین تشکیل گردیده خواهان اظهار داشت وضع مالی خوبی ندارم. تقاضای تقسیط مهریه همسرم را دارم. وکیل خوانده دفاعا اظهار داشت موکل به هیچ وجه حاضر به طلاق نمیباشد. حال که زوج *به طلاق میباشد. زوجه کلیه حق و حقوق مالی خود من جمله مهریه، نفقه، اجرت المثل و غیره را مطالبه می نماید. و اینکه ادعا مینماید. بیکار است.و هیچ اموالی ندارد. این ادعا قابل پذیرش نیست و کسیکه درخواست طلاق مینماید. میبایست کفه دیگر ترازو را نیز در نظر بگیرد و همانطور که طلاق حق زوج میباشد. مهریه نیز حق زوجه بوده و میبایست پرداخت شود. و زوج به علت اینکه قصد جدایی داشته در این مدت هیچ اموالی به نام خودش ثبت نکرده و طبق اظهار موکل یک واحد منزل مسکونی به نام ایشان میباشد. سپس دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و پس از اظهار عقیده قاضی مشاور به موجب دادنامه شماره *مورخ 1401/05/24 با توجه به خواسته خواهان و محرز بودن وجود علقه زوجیت دائم بین طرفین و موثر واقع نشدن مساعی دادگاه و تلاش داوران منتخب در اصلاح ذات البین و ترغیب انان به ادامه زندگی مشترک و نیز اصرار خواهان به طلاق لذا با لحاظ قاعده فقهی الطلاق بید من اخذ بالساق و به استناد ماده 1133 قانون مدنی و ماده 29 قانون حمایت خانواده و لحاظ نظریه قاضی مشاور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق از نوع رجعی که عده ان از تاریخ وقوع طلاق سه طهر خواهد بود و نیز ثبت رسمی طلاق صادر نموده و در مورد حقوق مالی زوجه به شرح زیر اتخاذ تصمیم نموده است.1- مهریه زوجه (350) عدد سکه تمام بهار ازادی میباشد. که انها را مطالبه کرده است.و چون خواهان ادعا دارد. که توان پرداخت دفعی انرا ندارد. و به نحو اقساط پرداخت مینماید. و با توجه به وضعیت مالی ایشان لذا خواهان مکلف است.که تعداد (50) سکه را قبل از طلاق نقدا و سپس هر 6 ماه یک سکه در حق خوانده پرداخت نماید. 2- زوجین دارای یک فرزند مشترک به نام ط. 5 ساله میباشند و حضانت فرزند به مادر محول میگردد. و برای خواهان هم به نحو مقرر در رای حق ملاقات با فرزند تعیین گردیده است.و دادگاه زوج (خواهان) را مکلف نموده که ماهیانه مبلغ سه میلیون تومان بابت نفقه فرزند مشترک در حق خوانده پرداخت نماید. 3- زوجه اجرت المثل ایام زندگی مشترک را مطالبه کرده است.چون ایشان کاری که به قصد فرد و عدم تبرع انجام داده باشد. احراز نگردیده لذا حکم به بیحقی خوانده صادر میشود. سپس وکیل زوجه در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به دادنامه صادره تجدیدنظرخواهی نموده و ضمن اعلام مخالفت زوجه با طلاق خویش به اصل تقسیط مهریه زوجه و نحوه تقسیط و میزان اقساط تعیینی اعتراض نموده است.و هم چنین زوج نیز در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به دادنامه صادره در قسمت مربوط به میزان اقساط تعیینی از بابت مهریه و واگذاری حضانت فرزند مشترک به مادر و میزان نفقه تعیین شده برای فرزند مشترک اعتراض و تجدیدنظرخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *اذربایجان شرقی شعبه *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1401/08/10 اولا - در مورد اعتراض هر دو طرف به نحوه تقسیط مهریه با اعلام اینکه خواهان بدوی در دادخواست تقدیمی چنین خواسته ای را مطرح نکرده و در جلسه اول دادرسی نیز خواسته را افزایش نداده است.لذا صرفنظر از اینکه چنین خواسته ای در بدو امر قابل استماع است.یا خیر، رای دادگاه بدوی در این قسمت خارج از خواسته صادر شده و از اعتبار قانونی برخوردار نمیباشد. و بر همین اساس به استناد بند 5 ماده 348 قانون ایین دادرسی مدنی و قسمت اخیر ماده 358 همان قانون دادنامه تجدیدنظرخواسه را در قسمت مربوط به تقسیط مهریه نقض نموده است. ثانیا - در مورد ابهام در تعیین تکلیف حضانت فرزند مشترک چون موجبی برای عدم صلاحیت هیچ یک از والدین در حضانت طفل مشهود نیست لذا مقرره مندرج در رای بدوی تا سن هفت سالگی تمام بوده و پس از ان حضانت طفل مشترک با پدرش خواهد بود و نفقه تعیینی برای فرزند مشترک با در نظر گرفتن وضعیت سنی کودک و توانایی مالی پدر به ماهیانه دو میلیون تومان تقلیل می یابد. و با عنایت به اینکه عدم رعایت اصول و قواعد دادرسی در سایر قسمتها با در نظر گرفتن محدوده اعتراضات به عمل امده در حدی نیست که موجبات نقض دادنامه صادره را فراهم اورد لذا با تصریح به اینکه ارائه گواهی پزشک ذی صلاح جهت تشخیص وضعیت حاملگی زوجه در زمان اجرای صیغه طلاق الزامی است.و با تعیین مبلغ 15 میلیون نحله برای زوجه لذا دادنامه تجدیدنظرخواسته را در این قسمت با اصلاحات به عمل امده تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1401/08/11 به طرفین ابلاغ شد و سپس زوج در تاریخ 1401/08/24 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی به هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
اقای ج. م. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1401/08/10 شعبه *که به موجب ان دادنامه شماره *مورخ 1401/05/24 صادره از شعبه *متضمن گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق با لحاظ حقوق مالی متعلق به زوجه در قسمت مربوط به تقسیط پرداخت مهریه به لحاظ خروج موضوعی ان از حدود خواسته مندرج در دادخواست تقدیمی نقض گردیده و در سایر قسمت ها با اصلاحات به عمل امده تایید شده است، فرجام خواهی نموده و عمده اعتراض وی راجع به نقض دادنامه بدوی در قسمت مربوط به تقسیط مهریه میباشد. که با توجه به جامع اوراق پرونده اعتراض فرجام خواه وارد و موجه نیست. زیرا، زوج فرجام خواه که متقاضی طلاق همسرش بوده به شرح دادخواست نخستین صرفا صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق را خواستار گردیده و اساسا اعسار از پرداخت یکجای مهریه و تقسیط ان جزی حدود خواسته دعوی مطروحه محسوب نبوده و در موقعیت قانونی هم نسبت به افزایش خواسته دعوی مطروحه اقدامی به عمل نیامده است.و درخواست نامبرده در جلسه اخیر دادرسی مبنی بر پرداخت مهریه به نحو اقساط قابلیت توجه و ترتیب اثر را نداشته است. بنابراین دادنامه فرجام خواسته در قسمت معترض عنه که متضمن این معنا بوده، موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی و با رعایت اصول و قواعد دادرسی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر دادنامه مرقوم مترتب نبوده و اعتراض فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که بر استنباط و تشخیص دادگاه و اساس دادنامه مورد اعتراض خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد. فلذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه به استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته در قسمت معترض عنه ابرام میگردد.
رئیس شعبه *: ح. ع.
مستشار: ح. م. ه. مستشار: م. ح. م.