(1)-ابلاغ رای غیابی به وکیل فاقد سمت و اثر آن در حق واخواهی وراث (2)- اختیار وکیل در طرح دعوی واخواهی

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1395/02/13
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: در صورتی که خوانده دعوا، در زمان تقدیم دادخواست بدوی فوت کرده باشد، ابلاغ رای غیابی به وکیل مع الواسطه او فاقد محمل قانونی است؛ بنابراین طرح دعوی واخواهی توسط وکیل مزبور، مسقط حق ورثه در جهت طرح دعوی واخواهی نیست.وکالت در هر امری مستلزم وکالت در لوازم و مقدمات آن نیز هست؛ بنابراین در صورت اعطای اختیار طرح دعوی به وکیل، تقدیم دادخواست واخواهی هم از لوازم آن محسوب می‌شود.

رای دادگاه بدوی

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/03/12

رای دادگاه

در خصوص دعوی واخواه خانم ز. ج. با وکالت خانمها م. الف. و م. حسن زاده به طرفیت واخواندگان دعوی 1 - آقای ج. باقری با وکالت آقای امیر م.ن. و اسماعیل خ. 2 - آقای ح. ب.د. 3 - خانم خ. ایران دخت تمدن 4 - آقای الف. ک. 5 - آقای ب. ک. به خواسته واخواهی از دادنامه شماره --- و 173/91 این دادگاه نظر به اینکه دادنامه --- در پرونده کلاسه --- توسط وکلای خانم زینب فرهود آقایان س. ح. و علی و. مورد واخواهی قرار گرفته منتهی به دادنامه --- گردیده رای صادره به طرفین ابلاغ و قطعی گردیده و منتهی به صدور اجراییه در تاریخ 92/12/24 گردیده است واخواه علاوه به واخواهی به موجب پرونده کلاسه --- در تاریخ 93/01/24 دعوای اعتراض ثالث مطرح نموده به نظر دادگاه اولا دعوای واخواهی مجدد از طرف وراث او قابل پذیرش نیست هر چند در بادی امر دعوا علیه متوفی صادر گردیده که برای دادگاه این امر پوشیده بوده وکلای خانم زینب ف. نیز موضوع را به دادگاه اعلام ننموده‌اند ثانیا طرح دعوای اعتراض ثالث مذکور قدر متیقن از تاریخ اقامه دعوای اعتراض ثالث مطلع بوده و طرح دعوی واخواهی از طرف وراثمرحومه زینب ف. به تاریخ 93/05/29 خارج از مهلت می‌باشد بنابراین با توجه به مراتب فوق پذیرش واخواهی مجدد فاقد وجاهت قانونی است مستندا به ماده 2 قانون آیین دادرسی مدنی صادر و اعلام می‌گردد رای صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر در محاکم تجدید نظر استان تهران است.

رئیس شعبه --- دادگاه عمومی(حقوقی) تهران - کریمی

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/10/30

رای دادگاه

در خصوص دادخواست واخواهی خانم ز. ج. با وکالت آقای م. سلطان الف. لو به طرفیت واخواندگان دعوی موضوع دادنامه شماره --- در پرونده کلاسه --- این دادگاه صرفنظر از نقض دادنامه به موجب دادنامه شماره --- شعبه --- دادگاه محترم تجدیدنظر استان تهران نظربه اینکه وکیل واخواه با وکالت مع الواسطه شماره 72182 مورخه 1391/04/28 تنظیمی در سفارت ایران از واخواه وکالت نموده است حق توکیل برای وکیل مدنی در وکالتنامه رسمی مزبور درج نگردیده است بنابراین دفاعیات وکیل واخواه در مرحله پیش در دادگاه تجدیدنظر به موجب دادنامه منقوض ونیز این دادگاه صرفنظراز اینکه ایرادات مسموع نبوده اساسادعوی واخواهی به استناد مواد 59 وماده 2 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی واخواهی صادر واعلام می‌گردد رای صادره حضوری ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر درمحاکم تجدیدنظر استان است.

رئیس شعبه بیست و چهار دادگاه عمومی حقوقی تهران - کریمی

رای دادگاه تجدیدنظر استان

دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره --- مورخه 1394/03/12 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر قرار رد واخواهی ز. جهانشاه باوکالت م. سلفان احمدلو نسبت به دادنامه شماره --- مورخه 1391/02/25 به لحاظ خارج از مهلت بودن اشعار دارد مخالف قانون و مقررات موضوعه بوده و اعتراض به شرح لایحه اعتراضیه وارد و متضمن جهت موجه در نقض آن می‌باشد زیرا که اولا هرچند مقنن به شرح ماده 306 از قانون آیین دادرسی مدنی مهلت واخواهی نسبت به افراد مقیم ایران را ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ و نسبت به افراد مقیم خارج از کشور ظرف دوماه تعیین نموده است لیکن ابلاغی مناط اعتبار می‌باشد که به طریق قانونی به اطلاع فرد مخاطب رسیده باشد این در حالیست که در مانحن فیه اساسا فرد مخاطب (زینت فرود) در زمان ارسال دادنامه و صدور دادنامه و حتی قبل از تقدیم دادخواست در تاریخ 1390/11/01 در تاریخی مقدم به تاریخ 1390/06/04 فوت نموده بوده است و ابلاغ های صورت گرفته به اشخاص دیگر فاقد محمل قانونی می‌باشد ثانیا دادخواست واخواهی تقدیمی در تاریخ 1391/08/01 از ناحیه علی وحیدی وکیل رسمی دادگستری با اختیار حاصله از وکالتنامه مع الواسطه فرد متوفی (زینت فرود) به شخص ثالث به نام بهمن درگاهی بوده است که با فوت موکل وکالتنامه تفویضی اساسا وکالتنامه مع الواسطه فاقد اثر قانونی بوده و تفویض وکالت صورت گرفته به وکیل رسمی دادگستری نیز با منفسخ شدن وکالتنامه اولیه فاقد وجاهت قانونی بوده است بنابراین طرح دعوی واخواهی در آن مرحله توسط وکیل مع الواسطه مسقط حق ورثه در جهت طرح دعوی واخواهی نمی‌باشد از این رو دادگاه با قبول لایحه اعتراضیه و با استناد به قسمت آخر از ماده 353 از قانون آیین دادرسی مدنی به لحاظ اینکه ملاک ابلاغ به محکوم علیه می‌باشد ضمن نقض دادنامه معترض عنه پرونده را جهت ادامه رسیدگی و اظهارنظر نسبت به دادخواست واخواهی ز. جهانشاه به دادگاه نخستین اعاده می‌نماید. رای صادره حضوری و قطعی است.

شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار

عزت اله امانی شلمزاری - علی کرمی صادق آبادی

رای دادگاه

دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره --- مورخه 1394/10/30 صادره ازشعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران که پیرو واخواهی نسبت به دادنامه شماره --- مورخه 1391/02/25 اصدار و بر قراررد دعوی واخواهی ز. ج. باوکالت م. سلطان الف. لو به لحاظ فقدان سمت وکیل مع الواسطه (بهمن درگاهی) اشعار دارد مخالف قانون ومقررات موضوعه بوده واعتراض به شرح لایحه اعتراضیه وارد ومتضمن جهت موجه درنقض آن می‌باشد زیرا که اولا وکالت عقدیست که به موجب آن یکی از طرفین طرف دیگر را برای انجام امری نایب خود قرار می دهد و درزمانی قابلیت انتقال به شخص ثالث رادارد که حق توکیل به وکیل اعطا شده باشد که در مانحن فیه خانم ز. ج. طی دو مرحله مبادرت به اعطای وکالت به بهمن درگاهی نموده است که در مرحله اول در تاریخ 1386/05/04 وکالتنامه رسمی شماره 129662 در دفترخانه اسناد رسمی شماره 81 تهران به بهمن درگاهی تفویض ودر وکالتنامه موصوف اختیار طرح دعوی و توکیل به غیر به موکل اعطاشده است و در مرحله دوم در تاریخ 1391/04/28 وکالتنامه ای در سفارت جمهوری اسلامی ایران در پاریس به بهمن درگاهی تفویض می‌نماید ودر تاریخی موخر 1392/12/27 حق عزل وکیل نیز به مشارالیه طی وکالتنامه شماره 13489 به وی اعطا می‌گردد و صرف عدم درج وکالتنامه رسمی 129662 در وکالتنامه تنظیمی فی مابین وکیل مع الواسطه باوکیل رسمی دادگستری مانع از پذیرش دعوی مطروحه نمی‌باشد ثانیا وکیل رسمی دادگستری با اختیار حاصله از وکالتنامه های تفویضی اختیار طرح دعوی را داشته و وکالت در هر امری مستلزم وکالت در لوازم و مقدمات آن نیز هست که در مانحن فیه با اختیار طرح دعوی به وکیل، تقدیم دادخواست واخواهی هم از لوازم آن می‌باشد از این رو دادگاه باقبول لایحه اعتراضیه و با استناد به قسمت آخر ماده 353 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه معترض عنه پرونده راجهت ادامه رسیدگی به دادگاه نخستین اعاده می‌نماید. رای صادره حضوری و قطعی است.

شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار

عزت اله امانی شلمزاری - علی کرمی صادق آبادی

منبع