در این پرونده س. س. ف. در مورخه 98/11/30 با تقدیم دادخواست به خواسته طلاق به طرفیت ع. ط. طرح دعوی نموده است. و اعلام کرده در 94/10/28 با خوانده ازدواج نموده و دارای عسر و حرج بوده و زوج با عدم پرداخت نفقه از شرط تخلف نموده است. شعبه *در 98/12/13 تشکیل جلسه داده است. خواهان اعلام کرده خوانده مرا رها کرده و در منزل پدرم گذاشته است. در قبال طلاق یک سکه را بذل می کنم. دوشیزه هستم. دادگاه قرار ارجاع به داوری صادر نموده است. به موجب دادنامه مورخه 97/10/29 زوج به پرداخت نفقه زوجه از *لغایت تا زمان اجرای حکم محکوم گردیده است. ص 14 همچنین به موجب دادنامه مورخه 96/8/29 زوج به پرداخت نفقه زوجه از *تا پایان سال 95 محکوم گردیده است. اجراییه در مورخه 97/12/28 صادر شده است. (ص 19) شورای حل اختلاف در مورد مبلغ نفقه در مورخه 98/12/14 اعلام نموده نفقه پرداخت و شاکی رضایت داده است. پزشکی قانونی زوجه را غیر مدخوله اعلام نموده است. داور زوج اعلام کرده ایشان قصد طلاق ندارد. ولی زوجه اصرار به طلاق دارد. لیکن داور زوجه نظر به عدم سازش داده است. دادگاه به موجب دادنامه شماره *99/4/31 حکم به الزام زوج به طلاق صادر و به زوجه اجازه داده با وکالت اعطایی خود را مطلقه نماید. اقای ع. ط. نسبت به دادنامه اعتراض نموده است. شعبه *در 99/9/18 تشکیل جلسه داده است. زوج گفته در صورتی با طلاق موافقم که مهریه را ببخشد. نفقه و مهریه را در حال پرداخت هستم. زوجه گفته: از سال 95 تاکنون مرا بلاتکلیف رها نموده خانه تهیه نمی کند مراسم عروسی را لغو کرده است. نفقه را با حکم دادگاه و جلب گرفتم. 50 سال است.در خانه پدری هستم. حتی بیمه درمانی مرا قطع کرده است. من 20 سکه از مهریه را می بخشم دادگاه به موجب دادنامه شماره *99/9/18 با عدم احراز عسر و حرج با نقض دادنامه بدوی حکم بر بی حقی زوجه صادر نموده است. خانم س. س. ف. از دادنامه فرجامخواهی نموده که متن لایحه ایشان و پاسخ فرجامخوانده در زمان شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردیده و پس از قرائت گزارش اقای س. م. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *99/9/18 فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
فرجامخواهی خانم س. س. ف. که نسبت به دادنامه شماره *99/9/18 صادره از شعبه *که به موجب ان با نقض دادنامه بدوی حکم بر بی حقی فرجامخواه از جهت درخواست صدور حکم طلاق صادر گردیده وارد و موجه میباشد. زیرا اولا داوران نظر به عدم سازش داده اند از طرفی اظهارات زوج در جلسه دادگاه تجدیدنظر نیز در عدم تمایل به زندگی است. و در خواست بذل مهریه برای طلاق را می نماید. دادگاه تجدیدنظر در رد نظریه داوری مطابق ماده 27 قانون حمایت خانواده باید مستدلا اظهار نظر نماید. که مفاد دادنامه از این جهت دارای نقص است. ثانیا اینکه ازدواج زوجین در سال 94 بوده و بعد از گذشت 5 سال هنوز زندگی مشترک توسط زوج شروع و مقدمات ان فراهم نشده است. و اظهارات زوج در درخواست بذل مهریه حکایت از عدم تمایل او به زندگی مشترک دارد. واین بلاتکلیفی قطعا زوجه را دچار عسر وحرج می نماید. ثالثا اینکه زوجه مجبور شده برای نفقه خود در سالهای گذشته در دو مرحله به دادگاه و شورای حل اختلاف مراجعه و پس از حکم محکومیت و جلب بتواند نفقه خود را اخذ نماید. اگر پرداخت نفقه بعد از جلب به نظر دادگاه موجب تحقق شرط نباشد. حداقل میتواند برای زوجه ای که باید برای نفقه 5 ساله خود بارها به محاکم مراجعه نماید. عسر و حرج ایجاد شود. لذا باتوجه به مراتب ذکر شده مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته را نقض و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع می نماید.
با نقض دادنامه و اعاده پرونده شعبه *به موجب دادنامه شماره *1400/02/04 با عدم احراز عسرو حرج و رد نظریه داوران دادنامه بدوی صادره از شعبه *را نقض و حکم بر بی حقی زوجه صادر نموده است.اقای س. ا. س. ن. به وکالت از زوجه فرجامخواهی نموده و به محکومیت های زوج به پرداخت نفقه زوجه و عدم شروع زندگی مشترک علیرغم گذشت 5 سال از عقد و محکومیت کیفری زوج به اتهام ترک انفاق (دادنامه قطعی شعبه *) اشاره نموده که متن لایحه ایشان و پاسخ فرجامخوانده در زمان شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. م. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *1400/02/04 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد.
فرجامخواهی ا. س. ن. به وکالت از س. س. ف. نسبت به دادنامه شماره *مورخه 1400/02/04 صادره از شعبه *که به موجب ان با نقض دادنامه بدوی صادره از شعبه *حکم بر بطلان دعوی فرجامخواه از جهت درخواست صدور حکم طلاق به لحاظ عسر وحرج تخلف از شرط صادر گردیده وارد وموجه میباشد. زیرا اولا زوجین در سال 94 عقد نمودهاند لیکن زوج هنوز نتواسته مقدمات تهیه زندگی مشترک با زوجه را فراهم نماید. و بیش از 5 سال از زمان ازدواج گذشته وزوجه رها و بلاتکلیف است.که قطعا برای عسر و حرج خود به تنهایی کافی است. ثانیا در این مدت نفقه زوجه پرداخت نشده و ایشان مجبور شده در دو مرحله به محاکم مراجعه و با اخذ حکم محکومیت زوج به پرداخت نفقه معوقه و صدور حکم جلب بتواند نفقه خود را دریافت نماید. قطعا برای زوجه ای که باید جهت دریافت نفقه خود مرتب به محاکم مراجعه و با اخذ حکم و اجراییه و جلب زوج نفقه دریافت نماید. عسر و حرج ایجاد میشود. ثالثا اینکه زوج از نظر کیفری نیز به اتهام ترک انفاق زوجه محکومیت قطعی حاصل نموده است.رابعا اظهارات زوج درجلسه دادگاه مبنی بر اینکه اگر زوجه مهریه خود را ببخشد حاضر به طلاق است.خود حکایت از عدم علاقه زوج به ادامه زندگی مشترک است.خامسا اینکه نظریه داوران نیز بر عدم امکان سازش قرار گرفته است.و زوجه بعد از گذشت 5 سال از ازدواج غیر مدخوله بوده و زوج حاضر به مراسم عروسی نیست. لذا با توجه به مراتب ذکر شده مستندا به بند 2 ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته را نقض و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به دادگاه همعرض دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع می نماید. /ا400/5/19
شعبه *
رئیس شعبه: ج. ق. مستشار: س. ت.