در تاریخ 1399/08/12 خانم ف. ت. ب. از طرف اقای ع. ح. به طرفیت خانم ر. ن. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم سازش جهت اجرای صیغه طلاق تقدیم نموده که حسب الارجاع جهت ایجاد صلح و سازش بین طرفین به شعبه *ارسال گردیده و شورا سرانجام به لحاظ عدم حصول سازش بین طرفین پرونده را به محاکم عمومی حقوقی *ارسال نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد درجلسه رسیدگی مورخ 1399/10/22 که با حضور وکیل خواهان و نیز خوانده تشکیل گردیده وکیل خواهان اظهار داشت موکل و خوانده طبق سند نکاحیه پیوست در تاریخ 1393/08/03 به عقد نکاح دائم یکدیگر در امده اند و حاصل این ازدواج دو فرزند یک دختر 8 ماهه و یک پسر 4 ساله میباشد. حسب اظهار موکل خوانده سوی معاشرت داشته و بداخلاق میباشد. هروقت موکل از سرکار (دریا و ماهیگیری) بر میگردد. شروع به دعوا و داد و بیداد مینماید. و زندگی را برای موکل سخت و طاقت فرسا نموده است.و مرتب در حال توهین و تهمت به موکل و خانواده اش میباشد. و مدتی قبل خوانده به همراه فرزند ان مشترک زندگی مشترک را ترک نموده و موکل چند بار به ایشان اعلام کرده که به زندگی برگردد. ولی ایشان حاضر به بازگشت نبودند لذا موکل دیگر قادر به ادامه زندگی با ایشان نمیباشد. تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش مورد ادعاست. خوانده اظهار داشت حدود شش سال است.که با خواهان ازدواج نموده و دارای دو فرزند به نام های ع. 4 ساله و ن. 9 ماهه میباشند و کلیه حق و حقوق خود را می خواهم و حاضر به طلاق نمیباشد. سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و داوران منتخب زوجین هریک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند. دادگاه جهت تعیین میزان نفقه زوجه و فرزند ان مشترک و هم چنین اجرت المثل ایام زوجیت زوجه و تنصیف اموال زوج موضوع را بکارشناس ارجاع نموده و کارشناس منتخب دادگاه به شرح نظریه کتبی تقدیمی نفقه ایام گذشته زوجه از تاریخ 99/8/12 لغایت پایان همان سال ماهیانه مبلغ هشتصد هزار تومان از تاریخ 1400/01/01 ببعد ماهیانه نهصد هزار تومان و نفقه فرزند مشترک به نام ع. چ. را از تاریخ 1400/01/01 به بعد ماهیانه چهارصد و پنجاه هزار تومان و نفقه فرزند مشترک دیگر به نام ن. ده ماهه را ماهیانه ششصد و پنجاه هزار تومان و نفقه ایام عده زوجه را ماهیانه نهصد هزار تومان و اجرت المثل ایام زوجیت زوجه از تاریخ عقد (93/8/3) لغایت 1399/08/12 را جمعا بمبلغ پانزده میلیون تومان تعیین نموده و در مورد تنصیف اموال اعلام داشته که زوج مدعی است.هیچ اموالی ندارد. بغیر از یکباب منزل که ادعا کرده در مورخ 1392/09/10 و قبل از ازدواج خریداری کرده است. نظریه کارشناس بطرفین ابلاغ شد. زوجه با تقدیم لایحه نسبت به ان اعتراض نموده در این اثنا خانم م. ش. خ. وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه از جانب زوجه اعلام وکالت نموده و دادگاه در جلسه مورخ 1400/04/07 که با حضور وکلای طرفین تشکیل گردیده اظهارات انان را در صورتمجلس منعکس نموده و سرانجام ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/04/09 پس از ذکر خواسته خواهان با اعلام اینکه خواهان اصرار بر طلاق داشته و علیرغم ارجاع موضوع به شورای حل اختلاف، بین طرفین سازش واقع نگردیده لذا با لحاظ نظر موافق قاضی مشاور و به استناد ماده 1133 قانون مدنی و مواد 24 و 27 و 29 قانون حمایت خانواده گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیفه طلاق از نوع رجعی صادر و حضانت فرزند ان مشترک را تا سن هفت سالگی به مادر واگذار و برای پدر به نحو مقرر در رای حق ملاقات با فرزند ان تعیین و زوج خواهان را مکلف نموده که بابت نفقه ایام گذشته از تاریخ 99/8/12 لغایت پایان همان سال ماهیانه مبلغ هشت میلیون ریال و از تاریخ 1400/01/01 لغایت زمان اجرای صیغه طلاق ماهیانه مبلغ نه میلیون ریال و بابت نفقه ایام عده زوجه ماهیانه مبلغ نه میلیون ریال و بابت نفقه فرزند ان مشترک از تاریخ 99/8/12 لغایت پایان همان سال ماهیانه جمعا مبلغ ده میلیون ریال و از تاریخ 1400/01/01 ببعد ماهیانه جمعا مبلغ یازده میلیون ریال و هم چنین بابت اجرت المثل ایام زندگی مشترک مبلغ یکصد و پنجاه میلیون ریال و بابت تنصیف دارایی زوج مبلغ پانصد میلیون ریال و نیز مهریه بمبلغ بیست میلیون تومان با محاسبه ان به نرخ روز قبل از اجرای صیغه طلاق نقدا در حق زوجه پرداخت نماید. و جهیزیه فیمابین زوجین با طرح دعوای جداگانه قابل رسیدگی به لحاظ اختلاف فیمابین اصحاب دعوا است.و واقلام جهیزیه ارائه نشده است. مدت اعتبار اجرایی گواهی صادره سه ماه از تاریخ ابلاغ رای قطعی یا قطعی شدن رای میباشد. پس از ابلاغ رای صادره وکلای زوجین هریک با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نمودهاند و اساس اعتراض وکیل زوج نسبت به اصل مبلغ تعیینی بابت تنصیف دارایی و عمده اعتراض وکیل زوجه در مورد صدور گواهی عدم امکان سازش و تجویز اجرای طلاق میباشد. که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/08/23 اعتراض تجدیدنظرخواهان را غیر موجه و دادنامه تجدیدنظر خواسته را فاقد ایراد و اشکال موثر تشخیص و با عنایت به دفاعیات زوج که پلاک مسکونی و یکدستگاه موتورسیکلت قبل از وقوع عقد خریداری شده است.با حذف این قسمت از رای تجدیدنظر خواسته ضمن رد تجدیدنظر خواهی تجدیدنظر خواهان مستندا به ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته را با اصلاح به عمل امده تایید نموده است.دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 140/8/26 به وکیل زوجه ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1400/09/15 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجام خواهی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
فرجام خواهی وکیل فرجام خواه خانم ر. ن. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/08/23 شعبه *متضمن اصلاح و تایید دادنامه شماره *مورخ 1400/04/09 صادره از شعبه *که به موجب ان به درخواست زوج (فرجامخوانده) گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق با لحاظ حقوق مالی متعلق به زوجه صادر گردیده است.با توجه به جامع اوراق پرونده وارد و موجه نیست زیرا زوج فرجام خوانده که متقاضی طلاق همسرش بوده در راستای مقررات ماده 1133 قانون مدنی میتواند هر وقت که بخواهد با اخذ مجوز از دادگاه و با رعایت مقررات قانونی و پرداخت حقوق قانونی زوجه او را مطلقه نماید. و مخالفت و عدم رضایت زوجه فرجام خواه به طلاق خویش موثر در مقام نبوده و قابلیت توجه و ترتیب اثر را ندارد. و به علاوه در اجرای ماده 29 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 در دادنامه های بدوی و فرجام خواسته راجع به کلیه حقوق مالی استحقاقی زوجه و هم چنین راجع به حضانت و ملاقات فرزند ان مشترک و نفقه انان اتخاذ تصمیم و تعیین تکلیف به عمل امده و حقوق مالی معینه نیز مورد لحاظ و لحوق حکم قرار گرفته است.بنابراین دادنامه های بدوی و فرجام خواسته من جمیع جهات با لحاظ مجموع اوراق و محتویات پرونده و پیوست ان و رسیدگی های به عمل امده موجها و مطابق موازین شرعی و مقررات قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر ارای مرقوم مترتب نبوده و اعتراض وکیل فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که خلل و خدشه ای بر دادنامه فرجام خواسته وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد و چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد موثری در نحوه رسیدگی دادگاه و صدور حکم مشهود نمیباشد. لهذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خ. به استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.
شعبه *
رئیس شعبه: ح. ع. مستشار: ح. م. ه. مستشار: م. ج. ح. م.