تاریخ دادنامه قطعی: 1394/06/11
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: بازداشت قضایی، صرفا مانع نقل و انتقال مالکیت ملک موضوع بازداشت است و از استیفای سایر حقوق مالکانه جلوگیری نمی کند. از این رو، مالک بعد از توقیف نیز میتواند در آن تصرف مادی کرده یا مبادرت به اعطای وکالت نماید.
آقای ق. ش.س. به وکالت از آقایان 1 - ع. 2 - الف. 3 - م. و 4 - ب. (هر چهار نفر) ف. به طرفیت آقایان 1 - ب. ع. با وکالت آقایان ح. م.ز. و ع. ج.ع. و 2 - آقای م. ج. دادخواستی مبنی بر ابطال سند وکالتنامه شماره های......و.... تقدیم کرده که در تاریخ 1393/10/03 به این شعبه ارجاع شده است در شرح دادخواست بیان شده از سالها قبل چک امور معاملاتی خواهانها در دفتر اسناد رسمی......تهران به تصدی آقای م. ج. متمرکز بوده و به مرورزمان سر دفتر اعتماد خواهان را جلب کرده و سر دفتر محترم (خوانده دوم) با استفاده از اعتماد پیشنهاد رفع مسائل خواهانها در پلاک.....بخش......تهران از جمله خروج پلاک مزبور از طرح فضای سبز وافراز و تفکیک و مشکلات قضایی را به خواهانها مطرح می کند و تضمین کردند که اقدامات ظرف مدت سه ماه انجام پذیرد و چون شخصا از انجام دین امور ممنوع بوده فرد دیگری به نام آقای ب. ع. (خوانده ردیف اول) معرفی می کند که رسما به وی به عنوان وکیل تفویضی وکالت شود (وکالت صوری بلاعزل) ولی در عمل تا اقدامات مقتضی را به عمل آورد و در ازای انجام این عملیات بخشی از پلاک مزبور را تصاحب نماید اکنون بیش از یک سال از تفویض وکالت ها سپری شده و هیچ اقدامی به عمل نیاورده اند از طرفی پلاک مرقوم تحت بازداشت محاکم انقلاب بوده و میباشد درمقابل وکلای خوانده ردیف اول درمقام دفاع اظهار داشته اند که خواهانها هیچ دلیلی بر صوری بودن وکالتنامه اقامه نکرده اند و وکالتنامه ها کاملا قانونی تنظیم شده است ضمن آنکه خوانده اخیر مدعی شده ملک را از خواهانها خریداری کرده است خوانده ردیف دوم نیز حاضر نشده ودفاعی اقامه نکرده است اینک دادگاه اعتقاد دارد اولا: دعوا متوجه خوانده ردیف دوم نیست لذا به استناد بند 4 ماده 84 وماده 9 قانون آیین دادرسی مدنی قراررددعوا صادر و اعلام میگردد. ثانیا: صرف نظر از آنکه خوانده ردیف اول در جلسه دادرسی مستند بیع خود را ارائه نکرده بنا براین از عداء دلایل وی خارج شده است اساسا خواهانها به عنوان موکل و تنظیم کننده اوراق وکالت توجها به توقیف ملک از جانب دادگاه انقلاب اسلامی حق هیچ دخل و تصرفی نداشته اند و به عنوان اصیل مجاز به هیچ اقدامی نبوده اند طبعا اعطای وکالت نیز فاقد وجاهت قانون بوده است با این وصف دعوا مسلم و ثابت میباشد به استناد ماده 662 قانون مدنی ومواد 519 و 198 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به ابطال وکالتنامه های شماره......و......تنظیمی دفتر خانه...... تهران صادر و اعلام میگردد. این رای حضوری و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض نزد محاکم تجدید نظر استان تهران میباشد.
رئیس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران - رجبی
دراین پرونده آقایان ح. م.ز. وع. ج.هردو وکیل دادگستری به وکالت ازآقای ب. ع. به طرفیت آقایان ع. و الف. و م. شهرت همگی ف. باوکالت آقای دکتر ق. ش.س. و آقای ب. ف. ازدادنامه شماره --- - 1393/11/29 شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران درمهلت مقررقانونی تجدیدنظرخواهی نموده است که به موجب دادنامه مذکور در خصوص دادخواست تجدیدنظرخواندگان به طرفیت تجدیدنظرخواه به خواسته ابطال سندوکالتنامه های شماره.......و......تنظیمی دردفتراسنادرسمی شماره.....تهران به تصدی آقای م. ج. حسب مواد استنادی دردادنامه حکم به ابطال وکالتنامه های مذکور صادرگردیده است اینک با توجه به محتویات پرونده ومفاد لوایح تجدیدنظرخواهی وملاحظه اسنادومدارک مضبوط درپرونده اولا استدلال دادگاه بدوی مبنی براینکه با توجه به توقیف ملک ازجانب دادگاه انقلاب اسلامی خواندگان حق هیچ دخل وتصرفی درملک موضوع وکالتنامه نداشته اند مخدوش است چراکه بازداشت قضایی صرفا مانع نقل وانتقال مالکیت ملک موضوع بازداشت میگردد وازاستیفای سایرحقوق مالکانه جلوگیری نمینماید به این نحو که مالک بعدازتوقیف نیز میتوانددرآن تصرف مادی نموده وبامراجعه به مراجع قانونی امور مربوط به ملک خود را پیگیری نماید به موجب وکالتنامه نیز تغییری درمالکیت ملک صورت نگرفته تابی اعتبارباشد.دروکالتنامه موضوع دعوی صفحه 5 پرونده موکلین حقوق مربوط به مراجعه به مراجع قضایی وانتظامی وثبتی وغیره را تجویز نموده و درسطر 6 آن تصریح شده که انتقال پس از رفع موانع قانونی قابل انجام است ولی اینطور به نظر میرسد که دادگاه بدوی بازداشت ملک را در حکم سلب مالکیت دانسته اند در صورتی که مرقومه شعبه اول اجرای احکام دادگاه انقلاب اسلامی صرفا مفید بازداشت ملک است وبه موجب ماده 662 قانون مدنی اشخاص میتوانند برای امری که خود قادر به آن میباشند وکالت دهند ودرمانحن فیه موکلین حق مراجعه به مراجع قانونی وتصرف مادی وانتقال پس از رفع موانع قانونی راداشته اند و عینا همان رامنتقل وتفویض نمودهاند وباعنایت به این موارد ومراتب، خللی به اعتبار وکالتنامه وارد نمیباشد ودادنامه تجدیدنظرخواسته دراین خصوص مخدوش ودرخورنقض میباشدثانیا دررابطه با اسناد ابرازی ازسوی خواندگان به موجب ماده 96 قانون آیین دادرسی مدنی عدم ارائه اصول اسناد ابرازی ازسوی خوانده تنها در صورتی باعث خروج اسنادازعداد دلایل او میگردد که نسبت به آن انکار یا تردید شده باشد ،باملاحظه صورتجلسه مضبوط درصفحه 35 پرونده هیچ اظهاری مبنی برانکار یاتردید اسنادابرازی ازسوی خواهان ها یاوکیل ایشان نشده است با این اوصاف خروج اسنادمزبور ازعداد دلایل خواندگان موجه به نظر نمیرسد وخصوصا باعنایت به آن که درذیل برخی رونوشت ها بعضی خواهان (ع. و م. ف.) اقرار به دریافت اصول چکها نمودهاند (ص 42 و 43 پرونده) قرینه برتحقق معامله وصوری نبودن وکالتنامه ایجاد میگردد.هرچند که صوری بودن خلاف اصل بوده و رد آن محتاج دلیل نیست باعنایت به این مراتب ادعای تجدیدنظرخواندگان مبنی برصوری بودن وکالتنامه ویا بطلان آن به جهت بازداشت، بلاوجه میباشد و لذا با توجه به مراتب مذکور اعتراض تجدیدنظرخواه وارد بوده و دادنامه تجدیدنظرخواسته درخورنقض است دادگاه به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته مذکور حکم به بطلان دعوی تجدیدنظرخواندگان (خواهان بدوی) صادرمینماید این رای قطعی است.
شعبه --- دادگاه تجدید نظر استان تهران - مستشار و مستشار
سید ابو الحسن قاسمی - محمد حسین عبداللهی