طرح دعوی خلع ید به طور کلی

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/06/11
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: طرح دعوی خلع ید به طور کلی در مواردیست که خلع ید از عینِ معین و مشخصی درخواست نشده باشدو خواسته را در وضعیت مبهم، نامشخص و غیرمنجز قرار دهد.

رای دادگاه بدوی

دراین پرونده خانم ش. ف. و ف. ه. و آقای ع. ف. دادخواستی به طرفیت خانم م. آ. به خواسته خلع ید تقدیم و وکیل خواهان ها آقای ح. س. درتوضیح بیان نموده است که موکلینش مالک ملک موضوع پلاک ثبتی شماره.... فرعی از.....اصلی از بخش.....تهران را درمالکیت خود دارد خوانده محترم پس از صدور دادنامه طلاق ازتاریخ 1392/01/01 نسبت به رفع تصرف از ملک موصوف ننموده و به نحو ماذون در تصرف خود دارد خوانده دعوی درجلسه دادرسی مطالبی را مطرح نموده‌اند که تاثیری دراصل موضوع ندارد فلذا نظر به احراز مالکیت خواهان ها بنابراستعلام معمول از اداره ثبت اسناد و املاک.... در تاریخ 1393/08/20 دادگاه مستندا به مواد 308 و 311 از قانون مدنی حکم به خلع ید خوانده ازپلاک موصوف صادر و اعلام میگردد رای صادره حضوری و ظرف بیست روز ازتاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی دردادگاه محترم تجدید نظر استان تهران می‌باشد.

رئیس شعبه --- حقوقی تهران - قلی پور

رای دادگاه تجدیدنظر استان

تجدیدنظر خواهی مطروحه از ناحیه تجدیدنظر خواه خانم م. آ. به طرفیت تجدیدنظر خواندگان خانمها 1 - ف. ه. 2 - ش. ف. و 3 - آقای ع. ف. و نسبت به دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره --- مورخ 1393/08/25 شعبه --- محترم دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر صدور حکم به خلع ید تجدیدنظر خواه از موضوع پلاک ثبتی شماره.... فرعی از.....اصلی واقع در بخش.....تهران و کلا بدون تعیین آنکه در حق و له کدامیک از خواهان‌های بدوی اصدار یافته اشعار داشته صرفا از حیث شکلی (غیر ماهوی) عمومی و کلی وارد و موجه بوده و دادنامه در وضعیت اصداری قابلیت و استعداد تائید و استواری را نداشته و به علت مباینت با موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده مستلزم نقض و رسیدگی صحیح و قانونی مجدد می‌باشد زیرا خواهان‌های بدوی در دادخواست تقدیمی مندرج در برگهای 12 ، 14 و 15 که دارای متون متفاوت و متغایر می‌باشد بدوا مستدعی خلع ید خوانده (خانم آ.) از یکدستگاه آپارتمان پلاک ثبتی..... فرعی از......اصلی واقع در بخش......تهران گردیده (برگ 12 ) و سپس در دادخواست مندرج در برگهای 14 و 15 ابتداء و به طور کلی و به شرح ستون مندرج در تعرفه خواسته تقاضای خلع ید کلی را مورد خواسته قرار داده و سپس به شرح مندرج در متن رسیدگی مطابق خواسته را مورد استدعا قرار داده و به هیچ وجه تقاضائی پیرامون صدور حکم بر خلع ید از عین معین و مشخص را مورد تقاضا قرار نداده و از این حیث خواسته در وضعیت کاملا مبهم و نامشخصی قرار گرفته چه آنکه خواهان‌های یاد شده مدعی مالکیت پلاک ثبتی مذکور گردیده و این در حالی است که مطابق رونوشت سند مالکیت ابرازی مندرج در برگ 10 پرونده و پاسخ استعلام ثبتی مندرج در برگ 27 پرونده پلاک مذکور شامل قطعه اول تفکیکی به شماره..... فرعی از......اصلی مفروز باقیمانده از فرعی و اصلی مذکور واقع در.....بخش.....تهران صرفا مشتمل بر یک قطعه زمین به مساحت 4442/80 متر مربع بوده و اثری از احداث بناء در آن وجود نداشته و دلیلی بر احداث آپارتمان موضوع خواسته در دادخواست مندرج در برگ 12 پرونده در پلاک یاد شده و عرصه (زمین) معنونه تقدیم و ارائه نگردیده و از این حیث دعوی بدوی به طور کلی و عمومی در وضعیت غیر منجز و غیر معین قرار داشته که در رسیدگی ماضی به هیچ وجه مورد توجه، بررسی، ممیزی و ارزیابی واقع نگردیده و به نحو عجیبی حکم به خلع ید از پلاک موصوف صادر و اعلام شده و این در حالی است که پلاک مذکور شامل قطعه زمینی به مساحت 442/80 مترمربع بوده و مطابق دادنامه مذکور حکم به خلع ید از تمام آن صادر شده که مطابق با واقع نمی‌باشد ثانیا: نکته مهم دیگر در صدور دادنامه ی بلا اساس یاد شده آنکه پلاک ثبتی مذکور شامل.... فرعی از.... اصلی واقع در بخش.... تهران (اعم از نسخه اصلی و دست نویس و نسخه پاکنویس و تایپ شده) اعلام شده و این در حالی است که پلاک اصلی مذکور به طور ناصحیح و غلط اعلام شده زیرا پلاک صحیح اصلی... می‌باشد که در رای مرقوم مغفول واقع شده و حکم به خلع ید از پلاکی صادر شده که موضوع خواسته نبوده (ما وقع لم یقصد و ما قصد لم یقع) بنابراین و از آن حیث نیز دادنامه مرقوم به طور صحیح اصدار نیافته و تسری ائی به همان خواسته نامعلوم، نامعین و غیر منجز نداشته است. بناء علیهذا و با عنایت به مراتب معنونه مارالذکر دادگاه با قبول و پذیرش صرفا شکلی (غیر ماهوی) عمومی و کلی دعوی تجدیدنظر خواهی مطروحه و از انجا که دادنامه ی تجدیدنظر خواسته به طور صحیح و در موضع قانونی و پیرامون خواسته اصدار نیافته و بدون اعلام ختم دادرسی و خارج از موضوع خواسته صادر گردیده لذا با اتخاذ وحدت از ملاک و منطوق ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی و رعایت صدر ماده 295 و ماده 356 قانون پیش گفته لاجرم ضمن نقض دادنامه ی تجدیدنظر خواسته و اعلام کان لم یکن و بلا اثر گردیدن رای موضوع دادنامه ی مرقوم در نتیجه و به منظور رسیدگی دقیق و صحیح و صرفا پیرامون موضوع خواسته و توسط مرجع بدوی محترم لذا پرونده ی امر عینا به آن مرجع اعاده می‌گردد. رای دادگاه قطعی است.

شعبه --- دادگاه تجدید نظر استان تهران - رئیس و مستشار

محمدرضا طاهری - احمد فاتحی

منبع