تاریخ دادنامه قطعی: 1395/04/28
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: از آنجا که صدور حکم به حجر در حقوق طرفین و افراد ثالث موثر است، دادگاه ها مکلف اند پیرامون حجر تحقیقات وسیع انجام دهند و محاکم در این باره مبسوط الید هستند تا در مورد کشف حقیقت هر گونه تحقیقی را انجام دهند اما تشخیص کمیسیون علمی روانپزشکی در دعاوی مربوط به اثبات حجر، نسبت به ادله دیگر دارای اولویت است.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه سوم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/04/28 - 11 : 59 قاضی: رسول شاملو قاضی: حسن غفارپور
خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 1394/08/25 خانم ن. ق.ن. عروس آقای ر.الف. ح.ز. بیراقومی از واحد سرپرستی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان اردبیل به منظور حفظ حقوق صغیر به نام صدف ح.ز. به جهت عدم توانائی و کهولت سن جد پدری و ولی قهری او در اداره امور مالی درخواست رسیدگی و صدور حکم حجر نموده است - دادیار امور سرپرستی آقای ر.الف. ح.ز. را به پزشکی قانونی استان اردبیل معرفی نموده پاسخ حاکیست نامبرده- بدلیل کاهش توانائی های ذهنی و شناختی از مصادیق سفاهت قادر به اداره امور مالی خویش نمیباشد و تاریخ شروع آن را از تاریخ 93/1/30 که تاریخ معاینه در کمیسیون بدوی بوده اعلام داشته در تاریخ 94/10/16 اداره سرپرستی دادسرای عمومی اردبیل پرونده را جهت سیر مراحل قانونی به دادگاههای عمومی حقوقی ارسال نموده رسیدگی به شعبه یازدهم ارجاع شده یک نسخه دادخواست صدور حکم حجر نیز با امضا ن. ق.ن. فرزند و. (برگ 11 ) پیوست پرونده است - شعبه مرجوع الیه دستور احضار بیمار را جهت اختبار صادر نموده لکن به علت منعکس در پرونده مصاحبه با وی را مامورین واحد خدمات قضایی دادگستری اردبیل انجام داده اند و چنین گزارش نموده اند: « به همه سئوالات جواب درست دادند و به نظر میرسد برای انجام خرید روزانه و یا برداشت و پرداخت پول به حساب خود از طریق دفترچه حساب بانکی مشکلی ن. شته باشد »; دادگاه دستور ابلاغ نتیجه تحقیقات را داده در تاریخ 1394/12/03 آقای ر.الف. ح.ز. بیراقومی آقایان جبرائیل و میثم الف. را به عنوان وکلای خود معرفی نموده و آنان لایحه شماره 4784 - 94/12/9 را پیوست پرونده نمودهاند در تاریخ 1394/12/09 دادگاه از شخص ر.الف. ح.ز. بیراقومی که به اتفاق وکلای خود در جلسه حاضر بوده تحقیق نموده و با وی مصاحبه و اختبار انجام داده است و به سئوالات دادگاه پاسخ داده وگفته است « 000 من سکته کرده ام ولی عقلم سالم است 0 »; سپس به شرح دادنامه شماره --- - 1394/12/12 دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و با استدلالی که به عمل آورده است خواسته خواهان را غیر موجه تشخیص و حکم به بطلان آن صادر و اعلام داشته با ابلاغ دادنامه صادره خانم ن. ق.ن. فرزند و. از آن تجدیدنظرخواهی کرده است - شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان اردبیل پس از رسیدگی مجدد بر حسب دادنامه شماره --- - 1395/02/18 با رد تجدیدنظرخواهی رای دادگاه نخستین را تایید نموده است - دادنامه صادره در تاریخ 1395/02/22 بخانم ن. ق.ن. ابلاغ شده و مشارالیها در مورخه 1395/03/06 مبادرت به فرجام خواهی نموده است ما حصل درخواست فرجامخواه اینستکه به دلایل و مدارک استنادی توجه نشده جد پدری و ولی قهری دارای 86 سال سن میباشد با سابقه سکته های متعدد مغزی و تنگی نخاعی و کاهش شنوائی و توانائی ذهنی و شناختی قدرت اداره امول مالی خود و مولی علیه را ن. رد و از جهت جسمی تحت درمان میباشد و از جهت تصمیم گیری استقلال ن. رد - برخی اقدامات که باسم آقای ر.الف. ح.ز. انجام شده و یا در حال انجام است تضییع کننده حقوق مسلم فرزندم میباشد که اگر مجبور نبود و تحت تاثیر دیگران نبود چنین اقداماتی انجام نمی دادند دادگاههای نخستین و تجدیدنظر درخواست صدور حکم حجر را نپذیرفتند و آن را رد کردند در حالی که موضوع امر کاملا فنی و علمی است و نظریات متعدد پزشکی قانونی که با قطع و یقین بر عدم توانائی ذهنی آقای ر.الف. ح.ز. اعلام نظر کرده اند تردیدی در محجوریت وی وجود ن. رد حداقل هشت پزشک متخصص و در دو مرحله بدوی و تجدیدنظر در مورد وضعیت ذهنی آقای ر.الف. ح.ز. اظهار نظر نمودهاند این دلیل علمی به ا ن. زه گزارش مرجع انتظامی و یا رویت ساده قاضی بدوی ارزش ن. رد به علاوه جلسه مصاحبه با آقای ر.الف. ح.ز. در غیاب اینجانب بوده و در حضور طرفین انجام نشده تا اینجانب نیز محجوریت نامبرده را ثابت نمایم آقای ر.الف. ح.ز. دادخواست خلع ید علیه اینجانب و دخترم از واحد آپارتمانی متعلق به مرحوم شوهرم که بعد از فوت ایشان در آن سکنی داشتیم داده اند و حکم تخلیه و خلع ید مشاعی صادر گردید و ناچار شدیم محل دیگری اجاره نمائیم - تمام هزینه زندگی دخترم توسط اینجانب تامین میگردد و از زمان فوت شوهرم دیناری توسط آقای ر.الف. ح.ز. از بابت هزینه های ایشان پرداخت نشده در حالی که از حساب دخترم برداشت شده است در پایان تقاضای نقض دادنامه فرجام خواسته را نموده است دفتر دادگاه تبادل لوایح نموده و با وصول پاسخ کتبی وکلای فرجام خوانده اجمالا مبنی بر ابرام دادنامه فرجام خواسته پرونده را به دیوانعالی کشور فرستاده رسیدگی در دستور کار این شعبه قرار گرفته است تفصیل لوایح فرجامی طرفین هنگام شور قرائت میشود هر چند لایحه وکلای فرجام خوانده به لحاظ عدم ابطال تمبر روی وکالتنامه مرحله فرجامی قابل ترتیب اثر نیست 0 هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای رسول شاملو عضو ممیز و ملاحظه محتویات پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد:
رای شعبه
بر رسیدگی دادگاهها و دادنامه ی فرجامخواسته اشکال وارد است نظر به اینکه صدور حکم به حجر در حقوق طرفین و ذوی الحقوق و افراد ثالث موثر است لذا قانونگذار با توجه به ملاک ماده 1223 قانون مدنی ومواد 14 و 37 و 57 قانون امور حسبی مقرر داشته دادگاهها در پیرامون حجر تحقیقات وسیع انجام دهند و طبق مواد مزبور و ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی محاکم در این باره مبسوط الید هستند تا در مورد کشف حقیقت هر گونه تحقیقی را انجام دهند و در تشخیص حجر آنچه که اولویت دارد تشخیص کمیسیون علمی روانپزشکی است در قضیه مطروحه سه فقره نظریه پزشکی قانونی موجود است در نظریه ی اخیر پس از معاینه فرجامخوانده و ملاحظه سوابق بیماری و بیمارستانی وی که حکایت از بیماریهای مختلف از جمله سکته مغزی مشارالیه دارد اظهارنظر شده که شخص فرجامخوانده در وضعیت فعلی خود نیازمند مراقبت پزشکی و پرستاری و با توجه به کهولت سن و کاهش توانائی های ذهنی و شناختی توان اداره ی امورات مالی خویش و مولی علیه را ن. رد استدلال دادگاهها در قبال این نظریه و رد آن مقرون به دلیل مثبت و متقن نیست و تحقیق محلی پلیس که خود اظهار نظر مامور انتظامی قطعی نیست و همچنین اختبار دادگاه در جلسه ی فوق العاده مورخ 1394/12/09 بدون احضار و حضور فرجامخواه بوده است اظهارات فرجامخوانده مبنی بر اینکه سکته مغزی کرده و توان خرید و تهیه لوازم زندگی خود را ن. رد و بچه ها آن را انجام می دهد نه تنها نمی تواند ناقض نظریه کمیسیون پزشکی باشد بلکه به طور ضمنی موید آن است علیهذا با توجه به تعدد نظریات پزشکی اقتضاء دارد به منظور تحصیل نظریه قطعی روانپزشکی با تهیه تمام سوابق بیماری و بیمارستانی فرجامخوانده و ارسال آن به سازمان پزشکی قانونی نظریه کمیسیون بالاتر را در خصوص ادعای فرجامخواه کسب کرده و سپس با توجه به نتیجه حاصله پس از انجام سایر تحقیقاتی که دادگاه مقتضی می داند وفق مقررات مبادرت به صدور رای کند نظر به مراتب یاد شده دادنامه ی صادره به علت نقص رسیدگی و تحقیقات مست ن. ً به بند 5 ماده 371 و ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و رسیدگی بعدی با لحاظ بندهای الف مواد 401 و 405 همان قانون به دادگاه صادر کننده رای محول میشود.
رئیس شعبه سوم دیوانعالی کشور - حسن غفار پور مستشار- رسول شاملو