تاریخ دادنامه قطعی: 1395/04/28
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: شرط ضمن عقد نکاح در صورتی موجب اعمال وکالت در طلاق است که قبل از تقدیم دادخواست طلاق محقق شده باشد؛ بنابراین اگر در جریان رسیدگی به دعوی طلاق، نفقه مورد مطالبه و صدور حکم قرار گیرد، موجب تحقق شرط ضمن عقد نمی شود، اما این امر مانع از احراز عسر و حرج زوجه با اثبات عدم پرداخت نفقه و عدم امکان اجرای حکم محکمه در جریان رسیدگی به دعوی طلاق، نیست.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه هشتم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/04/28 - 10 : 44 قاضی: مسعود کریم پورنطنزی قاضی: جعفر پوربدخشان قاضی: حسن عباسیان
خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 93/10/13 خانم ر. طالبیان به طرفیت همسرش آقای ع. الف. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق تقدیم و در متن دادخواست توضیح داده که به موجب سند نکاحیه پیوست در تاریخ 1370/09/16 با خوانده ازدواج دائم نموده ام متاسفانه مدتی است خوانده اعتیاد شدید به تریاک و شیشه پیدا کرده و مصرف مینماید و نفقه اینجانب و فرزندانم را پرداخت نمینماید لذا با امعان نظر به عسروحرج اینجانب صدور حکم طلاق مورد استدعاست مرکز مشاوره خانواده در گزارش تقدیمی خود نتیجه مشاوره را به علت عدم همکاری زوج عدم حصول سازش بین طرفین اعلام داشته است. دادخواست مطروح در شعبه اول دادگاه حقوقی شهرستان اشکذر ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد جلسه اول دادرسی به تاریخ 94/3/3 با حضور زوجین تشکیل گردید در این جلسه زوجه خواهان اظهار میدارد خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است در تاریخ 70/9/16 با مهریه هفت میلیون ریال وجه با هم ازدواج دائم نمودیم و حاصل این ازدواج سه فرزند باسامی شهاب 21 ساله و فرشته 18 ساله و فائزه 10 ساله است و بخاطر اعتیاد شدید ایشان به تریاک و بعد شیشه و نیز بخاطر اینکه امنیت جانی نداشتم در تاریخ 92/10/10 خودم ایشان را از منزل بیرون کردم و بچه ها پیش خودم زندگی می کنند و به لحاظ اینکه در عسروحرج زندگی میکنم تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش جهت جاری شدن صیغه طلاق دارم. در خصوص نفقه و اجرت المثل جداگانه پرونده دارم در حال رسیدگی است و مهریه ام را به اجرا گذاشته ام و تمام آن را با حکم دادگاه دریافت کرده ام. خوانده دفاعا اظهار میدارد بنده اظهارات همسرم را قبول ندارم نه شیشه مصرف می کنم و نه او را تهدید کرده ام و حاضر به طلاق دادن ایشان نمی باشم به بهزیستی هم مراجعه کرده ام و در جلسات مشاوره شرکت کرده ایم خواهان مجددا گفته است سالهاست که با ایشان طلاق عاطفی گرفته ایم و او کلا به من محل نمیگذارد و روی خوش از ایشان ندیدم بخاطر اخلاق بدش طلاق میخواهم سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر و بمرجع انتظامی ماموریت داده تا در محل زندگی زوج تحقیق نماید آیا نامبرده اعتیاد به مواد مخدر و روانگردان دارد یا خیر. متعاقبا زوجین هر یک داور خود را تعیین و معرفی نموده اند. در گزارش مورخ 94/5/14 مامورین انتظامی اعلام شده که پس از تحقیق از اهالی و کسبه محل همگی اظهار نمودند که خودمان به چشم ندیده ایم که نامبرده (علیرضا الف.) مواد مصرف نماید ولی فهمیدیم و به ما گفته اند که مواد مصرف می کند و هم چنین چهره وی مشکوک میزند که مواد مصرف می کند و نیز با افراد ناباب و معتاد به مواد همنشینی دارد. داوران منتخب زوجین هر یک نظریه کتبی خود را تقدیم داشته اند که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین میباشد. زوجه به پیوست لایحه مورخ 94/10/13 تصویر دو فقره دادنامه صادره از شعبه اول دادگاه حقوقی شهرستان اشکذر را تقدیم داشته که حاکیست خوانده (زوج) به موجب دادنامه شماره --- مورخ 1393/07/28 به پرداخت مهریه ما فی القباله درحق زوجه محکوم و هم چنین به موجب دادنامه شماره --- مورخ 94/7/26 به پرداخت مبلغ مبلغ 224/542/000 ریال بابت اجرت المثل و مبلغ 44/700/000 ریال بابت نفقه معوقه از تاریخ 92/1/1 لغایت 93/10/15 در حق زوجه و نیز به پرداخت نفقات جاریه فرزندان مشترک بمبلغ معینه محکوم گردیده است در جلسه بعدی دادرسی به تاریخ 94/11/19 که فقط با حضور زوجه خواهان و مشاور قضایی دادگاه تشکیل گردیده زوجه اظهار میدارد رای صادره در مورد مهریه اجرا شده و بابت مهریه سه دانگ منزل به نام من گردیده است در این خصوص ادعائی ندارم در خصوص نفقه و اجرت المثل پرونده به اجرای احکام ارسال شد ولی هنوز پرداخت نشده و شوهرم درخواست اعسار از پرداخت داده که در حال رسیدگی است. دادگاه پس از اظهارنظر قاضی مشاور، ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره --- مورخ 1394/11/25 پس از ذکر خواسته زوجه خواهان و توضیحات بعدی ایشان و مدافعات خوانده با توجه به محتویات پرونده و صرفنظر از اعتیاد یا عدم اعتیاد خوانده به مواد مخدر چون حسب دادنامه شماره --- مورخ 94/7/26 اصداری از همین دادگاه که قطعیت یافته زوج از پرداخت حقوق مالی زوجه و نفقه فرزند مشترک تعلل نموده لذا بند یک شرط ضمن العقد را محرز تشخیص و با توجه به نظریه مشاور دادگاه مستندا به مواد 24 و 25 و 26 و 29 و 36 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 و مواد 1133 و 1119 و 1143 و 1144 و 1145 قانون مدنی حکم به احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق به منظور اجرای صیغه طلاق صادر و به زوجه اجازه داده حداکثر ظرف مهلت سه ماه از تاریخ قطعیت این رای یا ابلاغ رای قطعی به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه و نسبت به اجرای صیغه طلاق (به صورت رجعی یا ضمن بذل قسمتی از حقوق مالی خود و قبول ما بذل به وکالت از شوهرش به صورت خلعی) اقدام نماید و چون فرزندان مشترک همگی بالغ و کبیر میباشند دادگاه در این موارد فارغ از اتخاذ تصمیم میباشد. پس از ابلاغ رای صادره زوج بتوسط وکیل خود نسبت به آن تجدیدنظرخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان یزد در وقت فوق العاده به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره --- - 95 مورخ 1395/02/12 با استدلال اینکه زوجه هیچگونه دلیلی دال بر محکومیت زوج راجع به اعتیاد مضر به اساس زندگی خانوادگی و دشوار بودن ادامه زندگی ارائه نکرده است و در مورد حکم صادره راجع به نفقه زوجه نیز دلیلی بر استنکاف زوج از پرداخت نفقه که موید تحقق بند یک از شروط ضمن العقد باشد ارائه نشده است و پس از صدور دادنامه تجدیدنظرخواسته، مورد اعتراض زوجه (خواهان بدوی) قرار نگرفته است اما به لحاظ اینکه امکان زوج به پرداخت نفقه وجود دارد و ایضا سایر حقوق زوجه نیز ممکن است لذا دادگاه تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه را وارد تشخیص و به استناد مواد 197 و 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته حکم به بطلان دعوی خواهان بدوی صادر نموده است. دادنامه اخیر در تاریخ 1395/02/22 به زوجه ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1395/02/28 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به آن فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لوایح و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است لوایح طرفین به هنگام شور قرائت میگردد.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای حسن عباسیان عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد.
رای شعبه
محتویات پرونده حاکی از آنست که زوجه فرجامخواه به شرح دادخواست بدوی به لحاظ اعتیاد شدید زوج فرجامخوانده به مواد مخدر و عدم پرداخت نفقه همسر و فرزندان از طرف نامبرده و مآلا عسروحرج خود در زندگی مشترک صدور حکم طلاق را درخواست نموده است. اگرچه محکومیت زوج فرجامخوانده به پرداخت نفقه معوقه زوجه و نفقات جاریه فرزندان مشترک طی دادنامه شماره --- مورخ 1394/07/26 شعبه اول دادگاه حقوقی شهرستان اشکذر که در جریان رسیدگی بدعوی طلاق مطروحه از طرف زوجه مورد مطالبه و مآلا مورد حکم قرار گرفته نمی تواند تحقق بند یک شرط ضمن العقد را اثبات نماید چه آنکه شرط ضمن العقد در صورتی میتواند موجب اعمال وکالت در طلاق از طرف زوجه بوده باشد که قبل از تقدیم دادخواست طلاق از طرف زوجه محقق شده و به اثبات رسیده باشد ولی با اثبات عدم پرداخت نفقه زوجه از طرف زوج و عدم امکان اجرای حکم محکمه در جریان رسیدگی بدعوی طلاق مطروحه، موضوع قابل انطباق با ماده 1129 قانون مدنی بوده و از این طریق عسروحرج زوجه قابل احراز خواهد بود و از طرفی هم زوجه فرجامخواه در مراحل دادرسی و لایحه جوابیه تجدیدنظر و حتی لایحه فرجامی بر اعتیاد شدید شوهرش به مواد مخدر و تاثیر عوارض سوء ناشی از آن در زندگی مشترک که مآلا موجب اخراج زوج از زندگی مشترک گردیده تاکید موکد داشته است لذا جهت روشن شدن قضیه و تشخیص و احراز استحقاق زوجه فرجامخواه بر خواسته طلاق مطروحه ضرورت قانونی دارد که دادگاه محترم تجدیدنظر اولا: پرونده مربوط به دادنامه فوق الذکر و نیز پرونده اجرایی مربوط به آن را از مرجع ذیربط مطالبه و پس از وصول ضمن انعکاس خلاصه مفید آنها در صورتمجلس، بررسی و معلوم دارد که آیا دادنامه مزبور به قطعیت رسیده و منتهی به صدور اجراییه گردیده و نیز اجراییه به زوج محکوم علیه ابلاغ شده است یا خیر و آیا زوج علیرغم ابلاغ اجراییه تاکنون نسبت به اجرای حکم صادره و پرداخت نفقه مورد حکم در حق زوجه فرجامخواه اقدام نموده است یا خیر ثانیا: زوج فرجامخوانده را بدون اطلاع قبلی و به طریق اطمینان بخشی جهت انجام آزمایش مواد مخدر و روانگردان به پزشکی قانونی معرفی و نظریه پزشکی قانونی را در خصوص مورد اخذ نماید ثالثا: از فرزندان مشترک زوجین که همگی بالغ و کبیر میباشد در خصوص اختلافات فیمابین والدین خود و علت اخراج پدرشان از منزل مشترک و نیز سوابق اعتیاد پدرشان به مواد مخدر و چگونگی اخلاق و رفتار پدرشان نسبت به مادرشان و خود آنان در طول زندگی مشترک و هم چنین در خصوص شغل و حرفه پدرشان و وضعیت مالی او تحقیقات جامع به عمل آورد. رابعا: چون زوجه در دادخواست فرجامی جهت اثبات موارد ادعائی خود به شهادت شهود استناد نموده لذا از گواهان استنادی زوجه هم وفق مقررات در خصوص منشاء اختلاف طرفین و مدت افتراق جسمانی آنان و اعتیاد زوج به مواد مخدر و چگونگی اخلاق و رفتار او نسبت به زوجه و فرزندان مشترک در ایام زندگی مشترک و شغل و حرفه ایشان و قدرت و توان او در تامین هزینه زندگی مشترک و نفقات همسر و فرزندانش به طور مبسوط و جامع تحقیق به عمل آورد. و پس از انجام موارد فوق الذکر و تکمیل تحقیقات و رسیدگی سرانجام براساس نتیجه محصله نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید. بنابراین دادنامه فرجامخواسته به شماره 138 - 95 مورخ 1395/02/12 شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان یزد در وضعیت موجود به علت نقص تحقیقات موثر قابلیت ابرام را ندارد فلذا مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه مرقوم رسیدگی مجدد به همان دادگاه محترم صادر کننده رای منقوض ارجاع میگردد تا پس از تکمیل تحقیقات و رسیدگی به شرح مرقوم در فوق نسبت به صدور رای شایسته اقدام نماید.
رئیس شعبه هشتم دیوان عالی کشور: حسن عباسیان مستشار: مسعود کریمپور نطنزی عضو معاون: جعفر پوربدخشان