تاریخ دادنامه قطعی: 1394/04/13
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: بزه منازعه زمانی محقق میگردد که تمام افراد شرکت کننده در نزاع همزمان،دریک مکان و با هم مشغول منازعه باشند لذا عدم تحقیق از طرف مقابل منازعه ،به دلیل نقص در تحقیقات،موجب نقض دادنامه صادره است.
به موجب کیفرخواست صادره از سوی دادسرای محترم عمومی و انقلاب ت. برای آقای 1 - ی. س. پ. بابت ارتکاب بزه مباشرت در قتل عمدی مرحوم ف. س.پ.، مشارکت در نزاع دسته جمعی منتهی به قتل و ایراد جرح عمدی با چاقو نسبت به م. س. پ. 2 - آقای خ.ش. س.پ. بابت ارتکاب بزه مشارکت در نزاع دسته جمعی منتهی به قتل، و ایراد جرح عمدی با چاقو نسبت به م. و م. هر دو س. پ. 3 - آقای م.س.پ. بابت ارتکاب بزه مشارکت در نزاع دسته جمعی منتهی به قتل و تخریب عمدی شیشه مغازه 4 - آقای ک. س.پ. بابت ارتکاب بزه مشارکت در نزاع دسته جمعی منتهی به قتل 5 - آقای ر. س.پ. بابت ارتکاب بزه مشارکت در نزاع دسته جمعی منتهی به قتل تقاضای کیفر و مجازات شده است: بدین توضیح که حسب اعلام مرکز پیام مبنی بر قمه کشی در خیابان... مامورین کلانتری... ت. در محل حاضر شده اند و مشاهده کرده اند شیشه مغازه مشاور املاک به انداره 150 × 100 تخریب شده. حسب گزارش مامورین اهالی محل اظهار داشته اند چهار نفر با خودروی پژو پارس مشکی... از خودرو پیاده و داخل مشاور املاک شدند با وسیله چاقو به سمت اقای م. س.پ. ف. س.پ. و م. س.پ. حمله و هر سه نفر را مصدوم که توسط همسایه ها به بیمارستان ل. منتقل گردیده اند چند نفر از اقوام اظهار داشته اند ضاربین با هویت ک. ی.، م. ش. س. پ. میباشند که به علت اختلاف بر روی زمین هرچند وقت با یکدیگر درگیر می شدند (ص 2 ) مامورین جهت تحقیق از مصدومین به بیمارستان عزیمت نموده گزارش کرده اند که مصدومین م. س.پ. و ف. س.پ. به اطاق عمل انتقال داده و قادر به بازجویی نبودند (ص 3 مامورین از آقای م. س.پ. که در جریان درگیری مصدوم گردیده است تحقیق شده است وی در خصوص درگیری گفته است داخل مغازه مشاور املاک نشسته بودم (پنج) نفر به وسیله قمه و چاقو داخل مغازه آمده به سمت من حمله ور مورد ضرب و جرح قرار دادن که از ناحیه شکم دست چپ و سرو صورت دچار جراحت شد. اظهار داشت ضاربین به هویت ع. ش.، م. ک. و. ی. س.پ. میباشند به علت مشکلات و اختلاف بر روی قطع (قطعه) زمین با هم درگیر... اختلاف داشتیم س - از ضاربین شکایت دارید ج - بله س- پزشک قانونی می روید ج - بله ص 4 مطابق گزارش پلیس به شرح برگ 5 - اقای ف. س.پ. یکی از مجروحین حادثه درگیری که به علت شدت جراحات از بیمارستان ل. به بیمارستان س. انتقال داده شده در اطاق عمل بیمارستان فوت کرده است مراتب تلفنی به بازپرسی ویژه قتل دادسرای عمومی و انقلاب ت. اعلام وی دستوراتی در خصوص انتقال جسد به پزشکی قانونی جهت تعیین علت فوت دستگیری متهمین و... را صادر کرده است (ص 6 ) پرونده حسب دستور بازپرسی از کلانتری... به پلیس آگاهی مرکز ارسال شده است: مطابق گزارش پلیس ص 36 - 37 پس از انجام اقداماتی در جهت شناسایی متهمین در مورخه 1392/01/29 افراد یاد شده خودشان را به اداره دهم آگاهی مرکز معرفی کرده اند اقای خ.ش. س.پ. به شرح برگ 25 - 26 - 27 آقای م. س.پ. به شرح برگ 28 - 29 اقای ی. س.پ. به شرح برگ 32 - 33 - 34 اجمالا اظهار داشته اند که با مقتول نسبت فامیلی داریم روز یکشنبه در مراسم ختم چهلم زن دایی خود در مسجد محل وقوع حادثه بودیم. ف. ک. را در حال پارک کردن ماشین دیده و به وی گفته که بعد از مراسم به من سر بزنید با شما صحبت دارم ما هم بعد از پایان مراسم به بنگاه ف. رفتیم ک. رفت ماشین را پارک کند... ف. همراه با دو نفر دیگر و برادر زاده اش داخل بنگاه بودند. سلام علیک کردیم در حال نشستن روی صندلی بودیم که ف. دست ی. را گرفت و م. با پسرش و دو نفر دیگر وارد آستانه در بنگاه شدند که ف. گفت ما منتظر شما بودیم و به م. گفت کرکره را بده پآیین شلوار اینها را در بیاوریم که م. کرکره را تا نیمه کشید پآیین و همگی با چوب و قمه مسلح شدند و تصمیم به حمله به سمت مارا گرفتند ما هم به سمت درب خروجی بنگاه هجوم بردیم که به همراه م. و پسرش و سایرین با شکسته شدن شیشه داخل جوی آب افتادیم. سپس به سمت ماشین فرار کردیم و به ک. که تازه از ماشین پیاده شده و به سمت ما می آمد گفتیم فرار کن می خواهند ما را بزنند که در ماشین را باز کرد و همگی سوار شده فرار کردیم. فردای آن روز متوجه شدیم که ف. مرده است. اطلاعی از چگونگی رگ وی و مصدوم شدن برادر و برادرزاده او نداریم. ما برای دعوا نرفته بودیم با دست خالی و لباس سیاه عزاداری رفته بودیم هر سه نفر منکر درگیری و مصدوم نمودن مقتول و دو نفر دیگر میباشند و مدعی شده اند که با دست خالی در محل حاضر و سپس فرار نمودند و کسی را مجروح یا مصدوم نکردند. پرونده به شعبه دوم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران ارجاع شده است. در تاریخ 1392/01/31 از آقای ی. س.پ. در دادسرای امور جنایی ت. تحقیق شده است. از وی سئوال شده است در خصوص علت درگیری و نحوه آن را بیان کنید و چه کسانی قمه و چاقو داشتند. چه کسی را مجروح کردید ج - آن روز صبح از مسجد رفتیم بهشت... برای سرزدن سر قبر زن دایی. بعد که برمی گشتیم مسجد که مجلس ختم را بگیریم گفته که ف. زنگ زدند (بعضی از ریش سفیدها) بیاید مجلس و بعضی دیگر از ریش سفیدان گفتند نه اگر بیاید درگیری میشود و مجلس ختم خراب میشود به همین منظور بود که داداش بزرگم ش. جلو مسجد به ما گفت ف.. ک. را در میدان ر. دیده گفته با بچه ها بیآیین مغازه کارتون دارم. ما هم بعد از ختم مجلس رفتیم مغازه یعنی ما هر سه نفر (ش. - م. - ی.) ک. نیز دنبال جای پارک بود تا ماشین را پارک کند بعد بیاید وقتی وارد مغازه شدیم خ.ش. دست داد و م. هم دست داد وقتی نوبت به من رسید دستم را نگه داشت و قمه را از زیر کشو میز برداشت و به دم در که برادرش و برادرزاده اش مشغول تمیز کردن ماشین بودند دستور داد وسایل را بیاورید و کرکره را بده پآیین ما هم از ترسمان همه به سمت در کرکره ای هجوم آوردیم و زدیم بیرون که در هنگام فرار تو جوب هم افتادیم بعد داد زدیم ک. نیا... داریم می شینیم تو ماشین بعد با ماشین فرار کردیم س: اتهام شما حسب گزارش نیروی انتظامی مبنی بر شرکت در قتل مرحوم ف. س.پ.، شرکت در منازعه منجر به قتل، شرکت در ایراد جرح عمدی تفهیم و قرائت میشود چه پاسخی دارید ج - قبول ندارم (ص 38 - 39 ) از اقای خ.ش. س.پ. نیز در دادسرا تحقیق شده است وی نیز در خصوص نحوه درگیری و اینکه وی چه کسی را مجروح کرده و چند نفر به محل رفته بودید اظهاراتی شبیه اظهارات برادرش ی. را بیان نموده و در پاسخ به سئوال به اینکه: اتهام شما حسب گزارش نیروی انتظامی مبنی بر شرکت در قتل عمدی و منازعه منجر به قتل و ایراد ضرب و جرح عمدی تفهیم و قرائت میشود چه پاسخی دارید. گفته است. قبول ندارم (ص 40 - 41 ) آقای ک. س.پ. در خصوص نحوه درگیری و علت آن و اینکه کدامیک از مجروحان را وی مجروح کرده و مقتول را چه کسی زده است. گفته من در حین پارک کردن ماشین بودم که صدای آمد تا اینکه پیاده شدم برادرانم رو به من گفتند فرار کن من هم سوار ماشین و برادران همه سوار شدند و فرار کردیم من با هیچ کس درگیر نشده ام و چه کسی با هم درگیر شده را نمی دانم س: اتهامات شما حسب گزارش نیروی انتظامی مبنی بر شرکت در قتل عمدی و ایراد ضرب و جرح عمدی و منازعه منجر به قتل تفهیم و قرائت میشود چه پاسخی دارید ج - اتهامات را قبول ندارم (ص 42 ) اقای م. س.پ. هم در دادسرا در خصوص علت درگیری و نحوه آن و مجروح کردن مصدومین با بیان گفته هایی شبیه گفته های دو برادر دیگرش خ.ش. و ی.:... اضافه کرده که... در این هنگام درگیری شروع شد و من سریعا کرکره را بالا داده و با م. درگیر شده و با هم گلاویز شده به جوی آب جلو مغازه افتادیم سپس از هم جدا شده و چند نفری به سرم ریختند. از دست آنها رها شده و در این هنگام شیشه مغازه شکسته شد و ما فرار کردیم و برادر ک. رفته بود ماشین را پارک کند بیاید که دید ما همه به سمت ماشین دویدیم و او هم به راه افتاد و رفتیم س - اتهام شما حسب گزارش نیروی انتظامی مبنی بر شرکت در قتل عمدی و ایراد ضرب و جرح عمدی و منازعه منجر به قتل تفهیم و قرائت میشود چه پاسخی دارید ج - من در دستم نه وسیله ای داشتم و نه کسی را زده ام و خدا شاهد... ندیدم چطور اتفاق افتاده است (ص 43 - 44 ) پرونده پس از صدور قرار تامین به پلیس آگاهی ت. بزرگ جهت تحقیقات بیشتر و... ارسال شده است (ص 45 - 46 - 47 ) اقای خ.ش. س.پ. در تحقیقات انجام گرفته در پلیس آگاهی (ص 48 ) همان اظهارات قبلی را تکرار کرده است. لکن در تحقیقات مجدد به شرح صفحه 93 و در پاسخ به سئوال به اینکه: دقیقا بیان نمائید شما با چه کسی درگیر شدید و چه چیزی در دست داشتید و به کجای بدن طرف مقابل زدید گفته است، من داخل مغازه آستانه در ورودی م. را به بیرون هل دادم و او هم مرا گرفت و هر دو داخل جوب افتادم. بعد از بلند شدن به سر م. یک ضربه زدم با چاقوی جیبی بعد فرار کردم س - چه کسی داخل مغازه با مقتول درگیر بود ج - ما هر سه داخل مغازه بودیم بعد که برادر م. همراه پسرش کرکره را داد پآیین من او را هل دادم بیرون داخل جوب افتادم درگیری دیگران را ندیدم ی. داخل مغازه مانده بود. م. هم م. را گرفته بود و ر. رفت با قمه برگشت س: بعد از درگیری به کجا رفتید و چاقو را چه کردید ج - به ش. رفته و بعد من به منزل خودم رفتم لباسهایم را خیس بود عوض کردم بعد از یک دو ساعت به پیش بچه ها رفتم چاقو را روزی که خودمان را به آگاهی معرفی کردیم انداختم رفت. اقای خ.ش. س.پ. به شرح صفحه 145 ضمن اعلام به اینکه در زمان مراجعه به محل درگیری پنج نفر به نامهای 1 - خ.ش. 2 - م. 3 - ک. 4 - ی. 5 - ر. بودیم در پاسخ به سئوال به اینکه: دقیقا بیان نمائید چه چیزی در دست داشتید و با چه کسانی درگیر شدید و از کدام ناحیه مصدوم نمودید گفته است من چاقوی جیبی کوچک داشتم با م. که در آستانه در مغازه بود و بعد از کشیدن کرکره به پآیین با او درگیر شدم. ابتدا باسن راست او را چاقو فرو کردم. همدیگر درگیر شده داخل جوب آب افتادم بعد از در آمدن از جوب یک ضربه دیگر به جلو سر او زدم وی ادامه داده ف. دست ی. را گرفته بود رها نمی کرد بعد از تهدید او همه هول کرده و او نیز با ی. درگیر شده بود. م. هم با ما داخل مغازه بود. بعد از درگیری با م. م. کرکره را بالا داد و شیشه مغازه را شکست من دیگر متوجه درگیری نشدم نامبرده در دادسرا به شرح اوراق 196 - 197 - 198 گفته های قبلی را تایید و اضافه کرده است که. من (خ. ش.) بعد از کشیده شدن کرکره ابتدا با م. درگیر شدم بعد م. نیز روی من افتاد به او هم ضربه زدم ف. را به چشم خودم ندیدم ولی ی. با او دست در دست بود او با ف. درگیر شد وی در صفحه 252 و صفحه 313 و 314 عمدهً اظهارات قبلی خودش را در خصوص نحوه رفتن به مغازه مقتول (ف. س.پ.) و درگیر شدن با م. و م. س.پ. در پاسخ به سئوال بازپرس به اینکه اتهامات شما حسب گزارش نیروی انتظامی و شکایت شکات و نظریه پزشکی قانونی مبنی بر شرکت در نزاع دسته جمعی منجر به قتل عمدی مرحوم ف. س.پ. و ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به م. و م. س.پ. تفهیم و قرائت میشود چه پاسخی دارید. گفته است: اتهامات جرح و ضرب اقای م. و م. را قبول دارم. وی مجددا به شرح برگ 372 در مقام دفاع از اتهامات شرکت در نزاع دسته جمعی منجر به قتل و ایراد ضرب و جرح عمدی گفته است من با م. درگیر نشدم و م. نیز با من درگیر شده و در درگیری با این دو نفر دعوا کرده ام... بله من م. و م. را با چاقو زده ام و به عنوان آخرین دفاع گفته است... از مقامات قضات محترم تقاضای بخشودگی و لطف دارم: اقای م. س.پ. (شاکی) اجمالا با ادعای هجوم هر چهار نفر (ش. - ی. و ک. و م.) به مغازه برادرش. گفته که ش. (خ.ش.) با من درگیر شد قمه به دست. و ی. هم دوید دنبال پسرم که از خیابان هراسان به سمت ما می آمد و نفر بعدی که ک. نام دارد با قمه بین میانجی ها قمه را می چرخاند در این حال دیدم برادر... تلوتلو از مغازه بیرون آمد. م. از کنار آن گریخت که به پ.ص. گفتم م. و ف.. برسان به بیمارستان و من بی حال و خونین افتادم. مرا همسایه ها به اسامی آقا ج.آ. و ل.ص. به بیمارستان س. منتقل کردند وی قاتل برادرش را م. س.پ. معرفی کرده است (ص 52 - 53 ) پزشکی قانونی به شرح اوراق 75 - 76 پرونده صدمات و جراحات وارده به آقای م. س.پ. را تشریح و گواهی کرده است وی در دادسرا به صورت مشروح و مفصل و با اشاره به اختلافات ملکی آنها با طرف خودشان (پدر متهمین دستگیر شده) مجددا با تکرار گفته های قبلی در خصوص نحوه آمدن و هجوم متهمین به مغازه برادرش مرحوم ف. س.پ. به درگیری خودش با ک. ش. و ی. اشاره نموده و گفته که. سه نفر. ک. ش. و ی. جلو مرا گرفتند. قمه داشتند مرا هل دادند و داخل جوب انداختند پا شدم ش. جلو آمد با قمه به پیشانی من زد و... به دستم زد. ش. مرا مجروح کرد و پسرم را می زدند... ی. او را مجروح کرد و من خودم دیدم. وی مجددا مدعی شده است که م. س.پ. برادرش ف. را با قمه زده است: و در ادامه و در پاسخ به این سئوال که... نظر به اینکه ی. اعتراض به قتل دارد شما چگونه می گوئید م. قاتل است. گفته است: چون شکور، ک. و ی. با ما درگیر بودند و م. داخل بود... و در خصوص مصدومیت خودم شکایت از ش. دارم تقاضای مجازات دارم س- چه کسی شما و برادرت را به بیمارستان برد ج - مرا ج. الف. با ل. ص. و برادرم و پسرم م. ص. و پ. ص. به بیمارستان بردند (ص 81 تا 184 ) آقای م. س.پ. مجددا در دادسرا ضمن توضیح ماجرا در پاسخ سئوالات بازپرس و اینکه دست همه متهمان چاقو و قمه دیدم و شیشه مغازه مرا م. شکست و اینکه این درگیری نبود یک حمله انتحاری بود. اقای پ. ص. آنجا بود... و هیچ حرفی بین کسی رد و بدل نشد. چون زمانی برای حرف زدن وجود نداشت. گفته های قبلی خودش را در خصوص اینکه وی توسط ش. و فرزندش توسط ی. س.پ. مجروح شده است را تکرار کرده است (ص 240 تا 243 ) پزشکی قانونی به شرح برگ 249 یک درصد دیه به عنوان عارضه روانی آقای م.س.پ. اعلام کرده است: اقای م.س.پ. (شاکی) در خصوص موضوع و در پاسخ به سئوال به اینکه: ضمن بیان نسبت خود با مقتول در خصوص علت حضورتان در محل درگیری و اتفاقات رخ داده شرح دهید - اجمالا اظهار داشته است... من آن روز رفتم مغازه کسی تو مغازه نبود یه نیم ساعت نشستم بابام آمد بعد از اونم عموم اومد بعد فکر کنم حدود نیم ساعت 45 دقیقه بعد آنها آمدند (قاتل) من و بابام جلوی در وایستاده بودیم. ماشین بابام هم آنجا بود. بابام گفت ماشین رو تمیز کن. من هم لنگ را برداشتم و داشتم تمیز می کردم که یک دفعه دیدم چهار نفر جلو مغازه رسیدن و قمه ها را در آوردند و رفتن توی مغازه عموم از پشت میز بلند شد آمد از پشت میز بیاد بیرون یقه منو گرفتن بعد همان جا قمه را کردن توی شکمش بعد بابام دوید بره توی مغازه سه تاشون بیرون امدن من هم رفتم جلو بعد بابام با یکی شون درگیر شد. قدش بلند بود من هم با یکی شان درگیر شدم موهاش بلند بود یعنی موهاشو درست کرده بود اون یکی هم وسط ایستاده بود میانجی ها را می زد. بعد با قمه زد به گردنم بعدش هم شکمم و کمرم را هم از پشت فکر کنم زدند س: آیا قادر به شناسایی متهمین در بین افراد دیگر هستید در صورت مشاهده می توانید آنها مشخص نمائید ج - بله می توانم آن هارا شناسایی کنم قبلا آنها را گذری دیده بودم الان هم ببینم می توانم شناسایی کنم س - با توجه به رویت متهمین بیان نمائید کدامیک از آنها قمه یا چاقو در دست داشت و چه کسی مرحوم را به قتل رساند و کدامیک شما را مصدوم نمود ج - موقعی که بابام و من رفتیم جلو سه نفرشون اومدن بیرون یکیشون بابام را مصدوم کرد که اسمش ش. است و دیگری که اسمش ی. است من را مصدوم کرد و به گفته بابام مثل اینکه اون یکی هم ک. بود که وایستاده بود میانجی ها را می زد. البته قیافش یادم هست. الان هم که دیدم خودش بود و اون یکی هم که م. بود داخل مغازه بود و هنگامی که پ. ص. وارد مغازه شده او را از پشت دیده و او برگشته با قمه به پای او زده س - شما دقیقا قمه و چاقو را در دست متهمان دیدید ج - بله دیدم س: دقیقا بیان نمائید از کدام نواحی بدن مصدوم شدید ج - از ناحیه گردن - گوش - پهلو و کمر س: اظهارات خود را گواهی کنید - خودم نوشتم با امضا گواهی می کنم (ص 51 - 52 ) پزشکی قانونی به شرح برگ 74 و 77 جراحات وارده به گردن - گوش - پهلو و شکم آقای م.س.پ. را تایید و اعلام کرده است. در دادسرا از آقای م. س.پ. سئوال شده شکایت و نحوه درگیری و چگونگی... شرح دهید و چه کسی شما را مصدوم نمود. وی در جواب گفته است... ما جلو مغازه وایستاده بودیم با پدرم و پ. ص. من و بابام داشتیم ماشین رو تمیز می کردیم بعد یهو برگشتیم دیدیم ریختن تو مغازه بعد بابام رفت جلو. سه تاشون از مغازه ریختن بیرون. اومدن بیرون. بابامو زدن بابام افتاد توی جوب. بعد من که دیدم بابامو زدن رفتم جلو که با اونا درگیر بشم اصلا به من مهلت ندادن و پسر کوچکه ی. با قمه زد تو گردنم بعد دیگه نفهمیدم شکمم روکی زد. بعدش هم که فرار کردن س - چه کسی عموت ف. را زد ج - ندیدم ولی بابام دیده بود که م. زده پ. ص. هم گفت م. زده با عموم داشتیم می رفتیم بیمارستان پ. ازش پرسید گفت م. زده س: چه کسی شما را به بیمارستان برد ج - م. ص. و پ. ص. که م. ص. برادر زاده پ. ص. میباشد ص 79 - 80 لازم به ذکر است که مامورین پلیس آگاهی متهمین پرونده را در بین هفت نفر متهم دیگر قرار داده و به رویت شاکیان، اقای م. س.پ. و اقای م. س.پ. رسانده که آنها نامبردگان را شناسایی نمودهاند (ص 59 ) از آقای ی. س.پ. در پلیس آگاهی تحقیق شده است خطاب به وی: مجددا از شما سئوال میشود در خصوص نحوه حمله و درگیری و قتل متوفی ف. س.پ. توضیح دهید ج - ما چهار برادر وقتی س. (ظاهرا مقصود ف. س.پ. مقتول است) ما را خواسته بود رفتیم تا صحبت کنیم وقتی داخل مغازه شدیم سه نفر بودیم. ک. در حال پارک ماشین بود که س. دست داد یکی یکی وقتی نوبت به من رسید قمه از زیر میز خودش برداشت و گفت کرکره را بدهید پآیین در این حین درگیری شد و من هم قمه را از دست س. گرفتم دو تا به ران پای راستش زدم و همه از طریق شیشه و در نگذاشتیم کرکره بیاید پآیین بعد پا به فرار گذاشتیم س: دقیقا بیان نمائید چند ضربه و به کجاهای بدن ف. زدید ج - دو تا ضربه به پای راست زدم همین بعد فرار کردم س - به غیر از ف. به چه کسی ضربه زدید توضیح دهید ج - به یک نفر که ف. کشید جلوم یک ضربه به ران پای راست زدم فقط یک ضربه س - آیا برادران شما هم چاقو یا قمه داشتند ج - خیر من ندیدم س - طرف مقابل شما چه کسانی چاقو یا چوب یا قمه داشتند ج - س. قمه داشت. پسر م. از پشت ماشین با قمه و بقیه که نمی شناختم با چوب و غیره س: اظهارات خود را گواهی کنید ج - خودم نوشتم و گواهی می کنم. نامبرده مجددا به شرح برگ 70 ضمن توضیح ماجرا گفته است: از درب منزل دایی حرکت کردیم ما چهار برادر و یک پسر عمه من وقتی به مغازه رسیدیم ک. راننده بود من و م. و ش. پیاده شدیم رفتیم داخل مغازه و یکی یکی دست دادیم وقتی نوبت من رسید دستم را نگه داشت و از زیر کمد قمه برداشت و گفت ی.، ی. به تو میگن، چند بار تکرار کرد تا برادرش محمد که دم در وایستاده بود. گفت آره به این میگن. بعد گفت م. کرکره را بده پآیین. م. وسایل را از پشت ماشین بیار. بچه ها رو هم صدا کن من منتظر اینها بودم شلوار اینها رو در می یارم. بعد قمه را کشید. م. و ش. رفتند دم در با م. درگیر شدند تا نگذارند کرکره بیاد پآیین و من هم داخل مغازه با س. درگیر شدم خواستم فرار کنم که دست مرا ول نکرد و یک قمه به من انداخت که من جاخالی دادم و قمه خودم را کشیدم و بعد با هم کشمکش شدیم به نحوی که به هم چسبیدیم که در همین حین نفهمیدم قمه من یا قمه اون رفت تو شکم مقتول و رفت عقب از من فاصله گرفت که در این حین من هم با پاهاش زدم و یک نفر از بغل که وایستاده بود کشید جلوم یک قمه هم به پای اون زدم بعد رفتم بیرون دنبال ش. و م. که دیدم ر. نیز به کمک ما آمده که در این حین آنها که در جوب افتاده و با هم درگیر بودند بلند کردم و سر آنها را خلوت کردم و بعد با هم به سمت ماشین فرار کردیم و بعد سوار ماشین شدیم و در رفتیم س: دقیقا بیان نمائید ضربات شما به کدام قسمتهای بدن مقتول خورده ؟ ج - در حین درگیری من احساس کردم که چیزی به شکم مقتول خورد تا اون از من فاصله گرفت بقیه به پاهاش زدم همین س: هیچ ضربه ای به پای مقتول وارد نشده در این خصوص چه توضیحی دارید ج - شاید جوری که من زدم به پهنا افتاده یا.و آن حین یادم نیست. اصلا دستش را جلو آورده خورده به دستش - دقیقا یادم نیست س: غیر از شما چه کسی با مرحوم درگیر شد ج - من وقتی با مقتول درگیر بودم بعد که آمدم بیرون تا برادرانم را کمک کنم ر. رفت تو و درست طرز درگیری با مقتول را ندیدم س: آیا شما با فرد دیگری هم درگیر شدید یا خیر توضیح دهید ج - فقط وقتی با مرحوم درگیر بودم یک نفر که نمی شناختم کشید جلو من و من هم یک ضربه به پای چپ او وارد کردم. همین با بقیه درگیری نداشتم س: قمه را چه کردید. توضیح دهید ج - تو راه بیابان... انداختم در تاریکی شب بود یادم نیست کجا بود. وی در ادامه به ضربه ای که در هنگام کشمکش به شکم مقتول خورده و بعد وی در ضربه دیگر به پایش زده که شاید به دستش خورده باشد اشاره و در پاسخ به سئوال به اینکه اگر شما قصد درگیری نداشتید چرا قمه به همراه خود برده بودید گفته است. ما با آنها میان (مقصود میانه است) خوبی نداشتیم. چون بابام را کشیدند به حرف صحبت. زدند گفتم شاید مارا هم می خواهند این گونه بزنند محض اطمینان برداشتم که قضیه هم همین بود... برای دفاع از خود ص 70 - 71 - 72 ) نامبرده باردیگر در پلیس آگاهی ضمن تشریح ماجرا و بیان گفته هایی شبیه گفته های قبلی خودش اظهارات جدیدی در خصوص نحوه مجروح شدن ف. س.پ. داشته است. وی در ادامه گفته... که در این حین من دیدم. یک دست سرخان در دست من و در دست دیگر یک قمه است (نیمچه قمه) بعد من می خواستم که دستم را ول کنم ولی نکرد من با یک تقه دستم را از دستش جدا کردم و چسبیدم به قمش و جلو میز با هم کشمکش کردیم که در این حین هم دسته قمه جا رفت و حتی خود قمه دست مرا نیز برید ولی بالاخره من قمه را وقتی می خواستم بگیرم ایشان یک آهی کشید و دولا شد رفت عقب فهمیدم که قمه به شکم ایشان اصابت کرد ولی ندیدم خونی بیاید ولی احساس کردم که به شکمش خورد و رفت عقب.. من هم از فرصت استفاده کردم و چند قمه به پاهایش زدم و... وی در ادامه گفته های قبلی خودش را تکرار کرده است (ص 90 - 91 ) نامبرده مجددا به پلیس آگاهی ضمن تکرار گفته های قبلی در خصوص نحوه رفتن به مغازه مقتول و درگیری با وی باردیگر اظهار داشته است خواستم دستم را از دست س. ول کنم دستم را ول نکرد و در حال حرکت از پشت میز به جلوی میز بود که در این حین دیدم در دست چپ یک قمه که چسبانده به پاهایش حالت قائم بودن را دارد آمده بیرون... بد جوری ترسیدم بعد یک تقه به دستش زدم دستم از دستش ول شد بعد مچ دست را گرفتم بعد او با دست راست دست مرا گرفت بعد من با آن یکی دستم دست او را خم کردم به طرف شکمش. دستش خیلی شل بود بعد قمه به شکمش اصابت کرد و حالت عقب نشینی پیدا کرد. بعد قمه ماند در دست من او قمه را ول کرد... بعد رفتم بیرون که دیدم ش. و م. در داخل جوب درگیر هستند م. در حال کشیدن م. از روی ش. میباشد که م. هم کشید و انداخت از روی ش. به پشت سمند من در این حین سر آنها را خلوت کردم برای فرار و یک ضربه هم به م. وارد کردم که نفهمیدم به کجا خورد از بالا به سمت شانه ولی دقیق یادم نیست کجایش خورد بعد برگشتم دیدم م. در حال شکستن شیشه است... س - آیا شما واقعا مرتکب قتل شدید یا اینکه به طرفداری از برادر خود می خواهید این عمل را به گردن بگیرید ج - نه آقا خود من هم دارای خانواده و یک فرزند دختر سه ساله هستم هیچ کس زندگی خودش را برای دیگران حتی برادر خود خراب نمی کند. من خودم با مقتول درگیر شدم س: دقیقا چند ضربه و به کدام سمت بدن مقتول و با چه چیزی وارد نمودید ج - قمه خود مقتول با درگیری با هم به شکمش برخورد کرد و ضربه که چپ و راست می زدم به دستهایش اصابت کرده است س: اظهارات خود را گواهی کنید ج - خودم نوشتم و خودم امضا می کنم (ص 140 - 141 ) آقای ی. س.پ. جهت تعیین وضعیت روحی و روانی در زمان وقوع جرم و در حال حاضر از حیث ابتلاء به جنون یا عدم جنون به پزشکی قانونی معرفی شده است. مرجع یاد شده به موجب برگ 147 پرونده اعلام کرده است: از صاحب عکس آقای ی. س.پ. معاینه روانپزشکی به عمل آمده و به شرح زیر اظهار نظر میگردد. نامبرده در حال حاضر علائمی دال بر جنون ندارد و مسئول رفتار خود است. دلیلی مبنی بر جنون وی در حین ارتکاب جرم به دست نیامد، چنانچه سوابقی دال بر اختلاف روانی در گذشته وجود دارد ارائه شود. پزشکی قانونی به شرح برگ 148 پرونده ضمن اعلام وضعیت جسد مقتول اعلام کرده است... 3 - بریدگی بخیه شده هلالی شکل به طول هفت سانتی متر در قسمت میانی شکم که از ناف حدود 15 سانتی متر فاصله داشته مشهود بود... 4 - یک بریدگی بسیار عمیق (تا حد عضلات و استخوان) که از قسمت قدام ساعد چپ شروع شده و به خلف آن امتداد یافته مشهود بود که از آرنج 20 سانتی متر و از مچ 2 سانتی متر فاصله داشته به طول 15 سانتی متر و عرض 4 سانتی متر که عضلات و استخوانها را بریده است 5 - و یک بریدگی بسیار عمیق در حد عضلات و استخوان ها به طول هفت سانتی متر و عرض دو سانتی متر در قسمت قاعده انگشتان دست راست که کلیه عضلات و تاندونها و استخوانها را بریده مشهود بود (صدمات دفاعی) همین مرجع در نهایت و به شرح برگ 260 پرونده اعلام کرده است... در خصوص متوفی ف. س.پ.... با توجه به شرح معاینه جسد و کالبد گشایی انجام شده، نتایج آزمایش های سم شناسی و بررسی تصویر پرونده بیمارستان علت فوت خونریزی وسیع داخلی و خارجی به دنبال اصابت جسم برنده به تنه و اندامها تعیین گردیده است. پلیس آگاهی مطابق دستور بازپرس محترم، اقدام به بازسازی صحنه و نیز اخذ تصاویر گرفته شده از طریق دوربینهای موجود در اطراف محل وقوع جرم نمودهاند (ص 121 تا 130 و 134 تا 136 و ص 155 تا 186 ) که در عکسهای اخذ شده از طریق دوربینهای موجود در اطراف محل وقوع جرم مشخص شده است که اقای ی. س.پ. در حالی که قمه در دست دارد در محل حضور داشته است، آقای ی. س.پ. در دادسرا و در جلسات متعدد که از وی تحقیق شده است در پاسخ به سئوالات بازپرس به اینکه 1 - علت حضور در محل درگیری و نحوه درگیری را توضیح دهید 2 - با چه کسانی و با چه اتومبیل هایی به محل قتل رفتید 3 - شما و برادرانتان چه چیزی در دست داشتید 4 - آیا چهار نفری وارد بنگاه شدید و چه کسانی مقتول را مجروح کردند 5 - آیا ف. شما را حضورا دیده بود و ایا شما را به اسم می شناخت 6 - نحوه مجروح کردن م. و م. را اعلام کنید 7 - آلات قتاله را چکار کردید 8 - چرا از روز اول اعتراف نکردید. همان گفته های قبلی خودش را که پس از درگیری با مقتول و پیچاندن مچ دست او و اینکه قمه متعلق به خود مقتول به شکم وی فرو رفته و وی سپس با همان قمه م. و یک نفر دیگر را مجروح کرده و نیز نحوه رفتن به مغازه و بنگاه مقتول همراه دیگر برادرانش... را تکرار و گفته که ج 2 با یک ماشین (اتومبیل) پرشیا مشکی. من و م. - خ.ش. - ک. - ر. به محل کار مقتول رفته (ج 3 )و هنگام ورود به مغازه هیچ چیز در دستمان نداشتیم که بعدا خ.ش. یک چاقوی جیبی در آورده و من هم یک چیز از چاقو بزرگتر و از قمه کوچکتر که در پاهایم بسته بودم. فرصت نکردم در بیاورم و با قمه خود مقتول درگیر شدم (ج 4 ) ما سه نفر وارد بنگاه شدیم و من با مقتول در گیر شدم - ج 5 اسمم را می دانست ولی از روبرو نمی شناخت چون من در اردبیل زندگی می کردم و مقتول در ت. ج 6 - م. را من نزدم ولی یک قمه به گردن م. وقتی روی خ.ش. داخل جوب بود زدم ج - 7 همان شب در بیابان... هرچی در ماشین داشتیم. چون گفتیم شماره ما رو هم (ماشین) دادند انداختیم رفت ج 8 شوکه بودیم ولی روز 4 یا 5 آگاهی اعتراف کردیم آقا ما خود معرف بودیم و... (ص 191 تا 195 ) ص 233 تا 238 و ص 257 تا 258 ) ص 310 تا 312 آقای ی. س.پ. در پاسخ به سئوال قاضی پرونده: به اینکه: اتهام شما حسب گزارش نیروی انتظامی و شکایت شکات مبنی بر مباشرت در قتل عمدی مرحوم ف. س.پ. و ایراد ضرب و جرح نسبت به وی و شرکت در منازعه منجر به قتل تفهیم و قرائت میشود چه پاسخی دارید ج - قمه را که می خواستم از دستش بگیرم وارد شکمش شد و بعدا دو تا ضربه به دستهایش وارد کردم (ص 312 ) نامبرده در جلسه تحقیق به شرح اوراق 364 تا 369 با تکرار گفته های قبلی و در پاسخ به سئوال به اینکه اتهامات شما مجددا تفهیم و قرائت میشود به عنوان آخرین دفاع چه پاسخی دارید. گفته است: قبول دارم موقع درگیری من و ف. چاقو به شکمش فرو رفت و دو تا هم موقع ترساندن او به دستش اصابت کرد و جلو درب مغازه به گردن م. زدم. در نهایت از شما و خداوند طلب کمک و بخشش دارم. آقای م. س.پ. هم در مرجع انتظامی و در پاسخ به سئوال به اینکه، در خصوص علت و نحوه درگیری منجر به قتل ف. س.پ. و نقش خود توضیح دهید. گفته است در موقع شروع درگیری که اقای ف. س.پ. با برادرم ی. س.پ. داشتند. ایشان خطاب به برادر خودشان م. س.پ. و فرزندش م. اشاره کردند و به محمد س.پ. گفتند که کرکره مغازه را بکش پآیین و به میلاد هم گفتند قمه ها را از ماشین بیاور تا به حساب اینها برسیم. من هم از روی ترس وحشت که دیدم م. کرکره را پآیین می کشد سریع به سمت ایشان دویده و با هم درگیر شده و باز جهت کرکره مغازه را بالا زده و در این حین. شیشه مغازه شکسته شده و من م. س.پ. را بغل کرده و همدیگر را هل داده و ایشان در جوی آب روبروی مغازه افتاد و من هم تعادل خود را نتوانسته با پا به روی ایشان افتادم و سریع بلند شده با شخص دیگری که نفهمیدم چه کسی بود مرا گرفت و به زور از دست ایشان رها شده و دیدم که م. در جوی آب افتاده و برادرم خ.ش. روی اوست و پسر م. روی برادرم با هم گلاویز هستند من پسر وی را با دستهایم از روی برادرم جدا کرده و اقدام به فرار به سمت ماشین کردم و از درگیری داخل مغازه هیچ اطلاعی ندارم و ندیدم که چطور شد س - آیا شما چیزی در دست داشتید یا خیر و به کسی صدمه زدید ج - نخیر من به هیچ عنوان به هیچ کس صدمه ای نزده ام فقط یک لگد به طور بر هم خوردن تعادل به م. و یک لگد به فرزندش زدم س - اظهارات خود را گواهی کنید ج - نوشته را خودم نوشتم و گواهی می کنم (ص 69 نامبرده به شرح برگ 89 در پاسخ به سئوال به اینکه: طبق گفته شهود شما که شلوار آبی داشتید با قمه مقتول را زدید در این خصوص چه توضیحی دارید ج - من اصلا هیچ وسیله ای دستم نبوده و با مقتول درگیر نشده ام و گفته شهود را قبول ندارم. س - طبق شهادت شهود حاضر شما مقتول را به قتل رسانده حقیقت را قبول و اعتراف کنید ج - به هیچ عنوان قبول ندارم و با ایشان درگیر نشده ام س: شما با چه کسی درگیر شدید. توضیح دهید ج - با م. س.پ. که برادرش ایشان بوده درگیر شده ام. نامبرده در تحقیقات انجام شده در صفحه 142 مطالب قبلی خود را تکرار کرده است: در دادسرا از اقای م. س.پ. سئوال شده است 1 - به چه منظوری به بنگاه ف. رفتید و چند نفری به آنجا مراجعه کردید و با چه وسیله ای به آنجا رفتید 2 - چگونگی ورود به بنگاه و کشیدن کرکره را توضیح دهید 3 - چه کسانی چاقو و قمه داشتند و شما چه وسیله ای داشتید 3 - چرا چاقو همراه داشتید 4 - چه کسانی ف. - م. و م. را مجروح کردند 5 - چرا فرار کردید و چاقو ها را چکار کردید 6 - نحوه ضربه زدن به ف. را توضیح دهید 7 - آیا ف. شما را حضورا و چهرتا می شناخت 8 - چرا ف. گفته شما (م.) او را مجروح کرده اید 9 - م. س.پ. می گوید شما ف. را مجروح کردی چون سه نفر از شما ش.، ی. و ک. در حال بالا کشیدن کرکره بودید. وی در پاسخ به سئوال اول و دوم با تکرار گفته های قبلی خودش و شبیه اظهارات دیگر برادرانش در نحوه رفتن به مغازه ف. بعد از ختم مجلس زن دائی اش جهت صحبت کردن و اینکه سه نفری (یعنی خودش و خ.ش. و ی.) به بنگاه (مغازه) ف. رفته و اظهارات ف. س.پ. به م. س.پ. (فرزند برادرش) به اینکه وسایل را از پشت ماشین میاورده... و اینکه وی دست خالی رفته و با م. س.پ. درگیر شده. اضافه کرده که من نیز دیدم یک لحظه برادرم ی. قمه در دست بیرون آمد و یک ضربه به پشت م. زد... چون دستم خالی بود شیشه مغازه را با پا شکستم و آدم یک تیکه شیشه بردارم دیدم جفت دستهایم خونی است ترسیدم فکر کردم زخمی شده ام. شیشه را انداختم زمین و دوباره دستهایم را نگاه کردم دیدم که زخمی نشده ام متوجه شدم خون م. است و در پاسخ به سئوال سوم گفته: من به هیچ عنوان چاقو و قمه به همراه نداشتم و در پاسخ به سئوال 4 گفته: برادرم ی. فقط با ایشان درگیر بود و ضربات چاقو را برادرم خ.ش. به م. و م. وارد کرده است و در پاسخ سئوال 5 گفته. درگیری شد و من که بیرون بودم دیدم اهالی محل با چوب و قمه به دنبال ما آمدند و تا لحظه آخر که به ماشین برسیم ما را دنبال کردند و در پاسخ به سئوال 6 گفته: من به هیچ وجه با ایشان درگیر نشده ام چون کل این درگیری من بیرون بودم و فقط یک لحظه اخر آن هم برای بیرون کشیدن برادرم ی. حدودا دو ثانیه نشد که ایشان را تهدید کردم بیا برویم مردم آمدند و در پاسخ به سئوال 7 گفته: به احتمال زیاد می شناختند ولی برای من هم من هم است. احتمال می دهم متهم کردن من به اختلاف اختلاف ایشان با دائی من به نام الف. س.پ. بوده که پاسخ سئوالهای 8 و 9 هم داده شده است: س: چگونه ی. ف. را مجروح کرد ف. کجا بود و ی. کجا بود ج - من فقط ی. را دست به دست ف. دیدم که بعد از تهدید و گفتند که م. کرکره را بکش پآیین من از ترس اینکه در داخل مغازه با توجه به تهدید ایشان گیر نکنیم اقدام به کشیدن کرکره به سمت بالا و م. را از انجام کارش ناتمام گذاشته و ایشان را به سمت بیرون و جوی آب روبروی مغازه هل دادم که برادرم خ.ش. یک ضربه چاقو به او زد (ص 199 تا 203 ) آقای م. س.پ. مجددا در دادسرا و در پاسخ به سئوالات بازپرسی من جمله اینکه کدامیک از شما چاقو و قمه همراه داشتید و نحوه درگیری را توضیح دهید و چاقو و قمه را چکار کردید و ضمن توضیح ماجرا گفته: خ.ش. چاقو داشت و ی. قمه کوچک در پایش بود (نیمچه) و در... انداختیم و ص 255 - 256 ) وی به شرح برگهای 314 و 315 با تکرار گفته های قبلی پاسخ سئوالات بازپرس را داده است و در پاسخ به سئوال به اینکه: اتهامات شما حسب گزارش نیروی انتظامی و شکایت شکات، مبنی بر شرکت در نزاع دسته جمعی منجر بر قتل عمدی مرحوم ف. س.پ.، تخریب شیشه مغازه، ایراد ضرب با پا نسبت به م. س.پ. تفهیم و قرائت میشود چه پاسخ دارید گفته است نسبت به قتل عمدی مرحوم ف. س.پ. اینجانب به هیچ عنوان با ایشان درگیر نشده و به هیچ وجه هیچ وسیله - چاقو و یا قمه در دست من نبوده و هیچ کس را نزده ام، تخریب شیشه را قبول دارم و این کار را انجام داده ام. ایراد ضرب با پا را روی صورت م. قبول دارم و انجام داده ام (ص 315 تا 318 ) وی به شرح برگ 374 و به عنوان آخرین دفاع نسبت به اتهامات ذکر شده گفته است: اتهامات فوق را قبول دارم و غیر از این نیت در درگیری که به وجود آمده من نیز بوده ام و جهت تخریب شیشه را نیز قبول دارم وی بعدا نحوه درگیری خودش را با م.س.پ. توضیح مختصری داده است که تکرار اظهارات قبلی است خانم خ. گ. مادر و ولی دم مقتول به شرح برگ 49 پرونده و در پاسخ به سئوال به اینکه آیا در خصوص فوت فرزندتان ف. س.پ. از شخص و یا اشخاصی شکایت دارید. گفته است بله... بنده از اقایان ش. س.پ.ث. و م. س.پ.ث. و ک. س.پ.ث. و ی. س. که همگی برادر هستند و فرزندان اقای (نوشته شده می باشم که مقصود میباشند است) شکایت دارم و خواهان مجازات آنها و قصاص آنها هستم وی سپس به ارتباط فامیلی فرزندش با طرف دعوی و اختلاف و مشاجره لفظی آنها در قبل اشاره کرده است. خانم ف. گ. (همسر مقتول نیز به شرح برگ 49 و بعد از اخذ قیم نامه. به قیمومت از طرف فرزندان صغیرین و نیز خانم خ. گ. (مادر مقتول) به شرح برگهای 216 - 217 ضمن شکایت از قاتل یا قاتلین. تقاضای اشد مجازات و قصاص را نموده اند. از اقای ض. ن. به عنوان گواه تحقیق شده است. در خصوص نسبت یا آشنایی خود با مقتول و چگونگی حادثه و مشاهدات خود گفته است من به عنوان کارگر در مغازه مرحوم مشغول به کار بودم، در زمان حادثه من داخل مغازه بودم حدود ساعت 18 بود که چند نفر با قمه و چاقو وارد مغازه شدند که من سریعا بیرون رفتم تا همسایه ها را خبر کنم. ابتدا اقای پ. ص. را صدا کردم و گفتم ف. را می زنند و بعد به سراغ همسایه ها رفتم و فریاد زدم که هنگام بازگشت دیدم ف. در حال بیرون آمدن از مغازه بود و گفت شکم من پاره است مرا به دکتر ببرید س: آیا شما چهره ضاربین را دیدید و قادر به شناسایی آنها هستید ج - خیر با توجه به ترس و اضطراب موجود و اینکه این عمل در مدت کوتاهی انجام شد قادر به شناسایی چهره آنها نیستم س: ضاربین چگونه وارد شدند و چگونه اقدام به زدن مرحوم کردند ج: به محض ورود با قمه و چاقو یقه مقتول را گرفتند که من سریعا بنگاه را ترک کردم س: آیا برادر مقتول به نام م. و پسرش م. آنجا بودند ج: بله آنها جلوی درب بودند ولی من درگیری آنها را ندیدم که هنگام بازگشت متوجه شدم آن دو را هم به بیمارستان برده اند. وی در دادسرا با تکرار گفته های قبلی خودش اضافه کرده که دیدم ف. را می برند به بیمارستان و از شکمش خون بسیاری می آید و (ص 56 - 87 ) از آقای پ. ص. هم به عنوان تحقیق شده است: وی به شرح اوراق 57 - 58 - 88 - 253 - 254 پرونده اجمالا گفته است: اینجانب پ. ص. هیچ گونه رابطه فامیلی با طرفین ندارم و در زمان وقوع حادثه در دو متری مغازه مقتول ایستاده بودم و با چند نفر دیگر مشغول صحبت بودیم که با صدای کار گر مغازه مقتول که به نام بنده را صدا می کرد برگشتم و متوجه شدیم اقای م.س.پ. و م.س.پ. از بستگان مقتول در داخل مغازه درب ورودی با چند نفر گلاویز میباشند اینها به بیرون مغازه با همین حال همدیگر را هل دادند و اینجانب داخل را نگاه کردم متوجه شدم که یک نفر قمه به دست پشت به بیرون روبروی مقتول با ضربات قمه درگیر هستند که بنده با داد و فریاد داخل شده که قمه به دست قمه را به طرف بنده که شلوار ران چپ را بریده و چون در داخل جیبم گوشی تلفن همراه را بریده که هم شلوار و هم گوشی موبایل موجود میباشد همان موقع مقتول داد و فریاد کرد که من شکمم پاره شده با توجه به ضربات پی در پی از ناحیه... چپ به سختی مجروح شده بود. بنده با دست شکم نامبرده را گرفته و با سوار شخصی به بیمارستان ل. برده در بین راه از ایشان پرسیدم اینها چه کسانی بودند گفت پسر عمو هستیم. گفت نامش چیست برای چی شما را با قمه می زد گفت م. پسر ع. چون در یک لحظه اتفاق افتاده و قبلا هم مجرمین را ندیده و بودم از نظر قیافه برای اینجانب شناخته شده نبود س: دقیقا بیان نمائید مقتول اسم چه کسی را به عنوان قاتل خود معرفی نمود ج: مقتول با زبان و بیان خود در جواب سئوال من که پرسیدم این چه کسی بود گفت فامیل خودمان است. گفتم به چه اسمی فرمود م. پسر ع. س: آیا مرحوم قادر به تکلم و حرکت بود ج - بله ایشان با پای خود سوار خودرو شده و در بیمارستان نیز چون سنگین بود با پای خود از خودرو پیاده و در داخل تخت سیار و چرخ دار دراز کشیده و به داخل حمل شد. س: به غیر از شما چه کسی در حمل متوفی به بیمارستان کمک کرد و آیا شاهد صحبت شما با وی بود ج - به غیر از من م. س.پ. به صورت زخمی و بی حال در صندلی طرف شاگرد نشسته بود و آقای م. ص. رانندگی می کرد. بد جوری رانندگی می کرد و ترسیده بود. سرخود را بلند کرد و به م. تذکر داده که آرام برو عجله نکن س: شما ندیدید چه کسی مقتول را مضروب نمود توضیح دهید ج - بنده دیدم که یک نفر قمه به دست ضربات به مقتول با قمه وارد کرد و چون در آن موقع غیر از قاتل و مقتول در داخل کسی نبود بنده وارد شدم و با قمه به ران (نوشته شده راست) چپ بنده ضربه ای را وارد کرد و به بیرون پرید. در این لحظه مقتول داد زد که شکمم پاره شد و با دو دست خود شکم ایشان را گرفته و به بیمارستان بردم س: اظهارات خود را گواهی کنید ج: اینجانب پ. ص. کلیه مطالب صدرالذکر را خود نوشته و تایید و گواهی می نمایم: از آقای م. ص. هم به عنوان گواه تحقیق شده است: از وی در مرجع انتظامی سئوال شده است: ضمن بیان واقعیت با توجه به اینکه شما مرحوم را به بیمارستان منتقل نمودید آیا در موقع رساندن وی در مسیر صحبتی نمود یا خیر و اسمی از قاتل خود برد یا خیر توضیح دهید و آیا در حالت هوشیاری بود ج: من چون در حال رانندگی بودم و یک دستم تو بوق و مسیر یک طرفه و خط ویژه می رفتم و چیزی که کدام یک زده نشنیدم و در پشت ماشین با عموی من صحبت می کرد و می گفت که آروم رانندگی کن. عجله نکن هوشیاری کامل داشت با عموی من صحبت می کرد س: آیا شما چیزی از درگیری را دیدید یا خیر توضیح دهید ج: بله درگیری در بیرون مغازه را دیدم که با م. و پسرش درگیر شده اند و من هر کاری می کردم نمی تونستم جدا کنم و م. را انداخته بود توی جوب آب و داشت می زد س: چه کسی م. را می زد خصوصیات ظاهری وی را بنویسید و ایا چیزی در دست داشت ج: هیکل داشت. قد بلند موهای کم داشت پیرهن مشکی و شلوار پارچه ای داشت. چیزی من یادم نمی یاد س: آیا غیر از چند نفری که لباس مشکی داشتند فرد دیگری همراه آنها بود یا خیر ج: بله یک نفر آخر درگیری با پیراهن راهراه یک ضربه قمه موقع رفتن به ماشین ف. سمند بژ رنگ ضربه ای زد و فرار کرد جای آن هم مانده است س: آیا داخل بنگاه شد یا خیر و آیا با کسی درگیر شد ج: خیر با کسی درگیر نشد س- اظهارات خود را گواهی کنید ج - خودم نوشتم همه موارد را و تایید می کنم (ص 87 وی به شرح برگ 251 گفته (در دادسرا) درگیری آقای ش. را با م. آقا دیدم که با هم درگیر شده بودند و اقا ش.، م. آقا را داخل جوب آب انداخت و داشتند دعوا می کردند. م. هم داشت ش. را می زد و من هم می خواستم جدا کنم که زورم نرسید به شکر و یکی از آنها که نزدیک بود را من ضربه ای به آن زدم که نزدیک آقا م. نشود. بعد هم من ماشینم را آوردم و اقا ف. و م. و عمویم را سوار کردم و به بیمارستان رسوندم که در بین... بیمارستان من با عجله رانندگی می کردم و آقا ف. شنیدم که می گفت آروم م. چیزی نشده و م. هم از گردنش خون می آمد و من... دادم به م. که بزاره به روی زخمش - لازم به ذکر است که خانم ف. گ. همسر مقتول به شرح برگ 215 به عنوان قیم فرزندان صغیرش به نام ه. و ع. س.پ.ث. هر دو فرزند ف. منصوب شده است: (استشهادیه هائی به شرح برگ 221 - 224 - 230 خطاب به دادستان محترم کل کشور علیه متهمین پرونده و با مضمون اینکه متهمین پرونده (هر چهار نفر) به بنگاه معاملات املاک مقتول آمده و با به قتل رساندن وی و مجروح نمودن برادر و فرزند برادرش (م. و م. س.پ.) موجب ناامنی و سلب آسایش و آرامش و ایجاد رعب و وحشت در بین ساکنین و کسبه منطقه گردیده را تهیه و ضمیمه پرونده نموده اند. پرونده پس از صدور قرار مجرمیت (ص 398 تا 400 و کیفرخواست ص 417 - 418 ) به دادگاه کیفری استان ت. ارسال و به شعبه --- ارجاع شده است: دادگاه یاد شده ضمن انتخاب آقای م. د. به عنوان وکیل تسخیری متهم به قتل (آقای ی. س.پ.) دستور تعیین وقت رسیدگی و احضار طرفین و گواهان و نیز نماینده محترم دادستان و وکیل متهم را صادر کرده است (ص 420 ) (در پرونده مدرکی دال بر اینکه دادگاه از متهم خواسته باشد که وکیل معرفی کند و یا از دادگاه تقاضای وکیل تسخیری نماید وجود ندارد) وقت رسیدگی برای تاریخ 1393/07/29 تعیین شده است. دادگاه در تاریخ قید شده ( 1393/07/29 ) و در وقت مقرر با حضور نماینده محترم دادستان - اولیاء دم (مادر همسر و یکی از فرزندان مقتول) شکات پرونده آقایان م. س.پ. و م. س.پ. متهمین پرونده و وکیل تسخیری متهم به قتل تشکیل شده است ابتدا نماینده محترم دادستان گفته است... مطالب به شرح کیفرخواست تقدیمی میباشد که قرائت میگردد. سپس دادگاه از خانم خ. گ. (مادر و ولی دم مقتول) سئوال کرده است. آیا شکایت دارید ج - بله شکایت دارم بچه مرا کشته است س: تقاضای شما چیست ج: تقاضای قصاص متهم را دارم. سپس آقایان م.س.پ. و م. س.پ. که هر دو مجروح شده و شاکی هستند ضمن بیان موضوع و با اشاره به اختلاف و درگیری قبلی برادر بزرگتر مقتول با پدر متهمین پرونده که در نهایت منجر به صلح و سازش شده است. آقای م.س.پ. گفته که از آقای خ.ش. س.پ. شکایت دارد و مطالبه دیه کرده است. اقای م.س.پ. در پاسخ به سئوال دادگاه به اینکه: شما که در صحنه بودید چه کسی قمه را به شکم برادرت زد. گفته است: طبق اعتراف متهم ردیف اول آقای ی. س.پ. خودش زده و من همه را دست به قمه دیدم ولی ندیدم چه کسی قمه را در شکم برادرم زد س: اینکه قبلا گفتید م. زده چیست ج - من حدس می زدم که م. زده باشد. دادگاه خطاب به م.س.پ.: آیا شکایت دارید ج - بله. وی ضمن توضیح مختصر ماجرا که تکرار مطالب قبلی است گفته که... و خ.ش. مرا با چاقو زد و من ندیدم که چه کسی به پشت من ضربه زد و ندیدم چه کسی مرحوم ف. را زد س: آیا دیه می خواهید ج - بله: س- از خانم ف. گ. که آیا شکایت دارید ج - بله س- تقاضای شما چیست ج - از طرف خود شکایت و از طرف فرزندانم تقاضای قصاص قاتل و سایر متهمان پرونده را دارم. دادگاه پس از اینکه آقای ی. س.پ. خودش را معرفی کرده است از او سئوال کرده است، شما متهم هستید به قتل ف. س.پ. و شرکت در نزاع دسته جمعی و جرح به م. س.پ. قبول دارید وی در جواب گفته است: بله س- اینکه شما در الف. هستید چرا در ت. درگیر شدید ج - من ق. بودم آن روز رسیدم ت. و از هیچی خبر نداشتم. صبح زود 7/5 تا 8 بود که پدرم زنگ زد و گفت مرا بیار ت. سر ظهر که از خواب بلند شدم دیدم پدرم با برادر خ.ش. نیستند و آقام حال نداشت من پرسیدم چی شده گفت خبر ندارید. من گفتم نه و او (پدرم) گفت. من در الف. دعوایم شده بود و الف. س.پ. بعد از مراسم حسینیه ح. با برادر ایشان درگیر میشوند و شروع به فحاشی ناموسی می کنن که به پدر من بر می خورد و با هم درگیر میشوند و او را از حسینیه بیرون می کنن و با چوب ایشان را می زنند و همان روز پدرم با ماشین می آید ت. تا ما با کسی درگیر نشویم ولی ما به حرف پدرمان گوش نکردیم و فقط می خواستیم برای دعوا به الف. برویم ولی در ت. برای صحبت آنجا رفته بودیم س - قمه را از کجا آوردی ج - از دست خود مرحوم گرفتم س - در ص 134 و 136 تصاویر دوربین نشان می دهد که شما قمه داشتید و همه را قبول کردید ج - قمه را در... دور انداخیتم س - پس همه اتهامات را قبول دارید ج - بله - س - آیا جرح به م. را قبول دارید ج - بله زمانی که خارج شدم از مغازه روی خ.ش. بود به او گفتم بلند شو که نشد و من قمه را ول کردم به سمت او، دادگاه خطاب به متهم دیگر: خ.ش. شما متهم هستید به شرکت در نزاع دسته جمعی و جرح با چاقو به م. و م. س.پ. قبول دارید ج - زدن را بله قبول دارم ولی ما را مجبور کردن به زدن. وی سپس گفته های قبلی را در خصوص چرائی رفتن به مغازه ف. و نحوه درگیری پس از اظهارات ف. س.پ. را تکرار کرده است. که آقای م. س.پ. در پاسخ دادگاه در این خصوص گفته است که: نخیر دروغ محض است... س- به کجای م. ضربه زدی ج - من توی جوب بودم که نوک چاقو دو سه تا به سمت سینه اش زدم. دادگاه خطاب به متهم دیگر. م. س.پ.: متهم هستید به شرکت در نزاع و تخریب عمدی شیشه مغازه، قبول دارید ج - بله س- چرا شیشه را شکستی ج - وی ضمن توضیح مختصر و تکرار بعضی از گفته های قبلی خودش گفته: و سری دوم که کرکره را پآیین کشید من با م. آقا درگیر شدم و ایشان را بیرون بردم و با پایم شیشه را شکستم و از ترسم شیشه را شکستم، دادگاه سپس از اقای ض. ن. (گواه) تحقیق نموده است... آنچه در صحنه دیدید بیان نمائید ج - آن روز من و ف. درب مغازه بودیم که یک دفعه دیدم چند نفر با قمه به سمت مغازه حمله کردند و من فرار کردم و داد زدم که اینجا قمه کشی است و دیگه متوجه نشدم چه کسی قمه زد و زمانی که رسیدم دیدم ف. را می برند س- چند تا قمه دست افراد دیدید ج - دو تا قمه س - چند نفر حمله کردند ج - سه نفر حمله کردند. دادگاه سپس از وکیل تسخیری متهم آقای م. د. خواسته است که از موکل خودش دفاع کند وی در پاسخ گفته است: مطالب بنده طی لایحه ای میباشد که تقدیم دادگاه میگردد. (لایحه وکیل به شرح اوراق 451 و 452 ضمیمه و به شماره 9300356 - 93/7/29 ثبت شده است که مورد ملاحظه قرار گرفت) دادگاه خطاب به اقای ی. س.پ. (متهم به قتل مرحوم ف. س.پ. و...) اتهامات شما مجددا تفهیم میشود. آخرین دفاع خود را بفرمائید ج - من کار اشتباهی کردم و از غیرت زیاد زدم به غیرتی شدم و پشیمانم. دادگاه خطاب به اقای خ.ش. س.پ.: اتهامات شما مجددا تفهیم میشود آخرین دفاع خود را بفرمائید ج - ما شرمنده ایم از زمین و زمان شرمنده ایم وی در حالت بکاء و گریه اظهار می دارد. ما همه چیز را از دست دادیم. تقاضای عفو و بخشش داریم. دادگاه خطاب به م. س.پ.: اتهام شما مجددا تفهیم آخرین دفاع خود را بفرمائید ج - تقاضای عفو و بخشش دارم و اشتباه کردم و این کاری بود که اشخاص دیگری به گردن ما انداختند(ص 453 تا 466 ) دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره --- - 1393/08/06 ضمن احراز بزهکاری متهمین پرونده، و با توجه به تقاضای اولیاء دم کبیر مقتول که در خواست قصاص کرده اند و با استناد به مواد 134 - 135 - 164 - 290 - 351 - 381 - 382 - 417 - 418 - 709 - 710 از قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و تبصره ماده 614 و ماده 615 و تبصره 2 آن و 677 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 . اقای ی. س.پ. را بابت ارتکاب بزه مباشرت در قتل عمد به یک بار قصاص نفس و بابت ارتکاب بزه شرکت +در نزاع دسته جمعی به تحمل سال حبس و بابت ارتکاب بزه ایراد جرح عمدی با چاقو نسبت به م.س.پ. با رعایت قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین به تحمل یک سال حبس و پرداخت دیات مربوطه در حق اقای م.س.پ. و اقای خ.ش. س.پ. معروف به ش. را بابت ارتکاب بزه شرکت در نزاع دسته جمعی به تحمل سه سال حبس و بابت ارتکاب ایراد جرح عمدی با چاقو نسبت به میلاد و محمد س.پ. نیز به تحمل یک سال حبس و پرداخت دیات مربوطه در حق م. و م.س.پ. و اقای م. س.پ. را هم بابت ارتکاب بزه شرکت در نزاع دسته جمعی منجر به قتل به تحمل سه سال حبس و بابت ارتکاب بزه تخریب عمدی شیشه مغازه نیز به تحمل سه سال حبس محکوم نموده است. آقای م. س.پ. و خ.ش. س.پ. با وکالت خانم م. پ. به موجب لایحه ای در سه برگ (ص 505 تا 507 ) و اقای ی. س.پ. با وکالت خانم م. پ. به موجب لایحه ای در سه برگ (ص 511 تا 513 ) به آن قسمت از دادنامه صادره از شعبه --- (هفتاد و یکم) دادگاه کیفری استان ت. که نامبردگان حسب مورد به قصاص نفس - حبس و دیه محکومیت یافته اند و اولیاء دم مقتول نیز به موجب لایحه ای در هشت برگ نسبت به قلت مجازات تعیین شده برای بعضی از محکوم شدگان و محکوم نشدن تعداد دیگری از افراد مانند ف.س.پ. و امیر س.پ. و پدر محکوم شدگان اقای ع. س.پ. و دائی آنها اقای الف.س.پ. که حسب ادعای اولیاء دم محرک و آتش بیار اصلی معرکه برای انجام این جنایت بوده ( 517 تا 524 ) به حکم صادره اعتراض تقاضای تجدید نظر - رفع نقائص تحقیقاتی را نمودهاند پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این مرجع (شعبه --- ) ارجاع شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل و پس از قرائت گزارش اقای ولی صبوری نژاد عضو ممیز و اوراق پرونده و ملاحظه نظریه کتبی جناب آقای فهیمیان دادیار محترم دادسرای دیوانعالی کشور مشاوره نموده چنین رای می دهد:
آقایان ی. س.پ. و خ.ش. س.پ. و م. س.پ. هرسه فرزندان ع. با وکالت خانم م. پ. نسبت به آن قسمت از دادنامه شماره --- - 1393/08/06 صادره از شعبه --- (هفتاد و یک) دادگاه کیفری استان ت. که به موجب آن ی. س.پ. بابت مباشرت در قتل عمدی مرحوم ف. س.پ. به قصاص نفس و بابت ارتکاب بزه ایراد ضرب و جرح عمدی با چاقو نسبت آقای م. س.پ. به یک سال حبس و پرداخت دیه و اقای خ.ش. س.پ. بابت ایراد ضرب و جرح با چاقو نسبت به اقایان م. و م.س.پ. به تحمل یک سال حبس و پرداخت دیه در حق آنها و آقای م. س.پ. به تحمل سه سال حبس بابت ارتکاب بزه تخریب شیشه مغازه مرحوم ف. س.پ. محکومیت یافته اند و نیز تجدید نظر خواهی اولیاء دم مرحوم ف. س.پ. نسبت به دادنامه یاد شده از حیث قلت مجازات بعضی از محکوم شدگان و محکوم نشدن افراد دیگری که هویت آنها در لایحه تجدید نظر خواهی ذکر شده است که حسب ادعای آنها موثر در نزاع بوده اند توجها به محتویات پرونده - نحوه استدلال و استناد دادگاه صادر کننده حکم و نظریه دادیار محترم دادسرای دیوانعالی کشور اجمالا مبنی بر تایید قسمتی از دادنامه و نقض قسمت دیگر آن و اینکه در لوایح تجدید نظر خواهی، تجدید نظر خواهان ایراد و اشکال جدید و موجهی که موجب نقض دادنامه تجدید نظر خواسته در این قسمت گردد ارائه نشده است وارد نمیباشد. لذا ضمن رد تجدید نظر خواهی و با استناد به بند الف ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری اخیر التصویب دادنامه مورد اعتراض در قسمت یاد شده ابرام میگردد لیکن تجدید نظر خواهی اقایان ی. س.پ. و خ.ش. س.پ. و م. س.پ. با وکالت خانم م. پ. در قسمت دیگر دادنامه فوق الذکر که هریک از آنها بابت ارتکاب بزه شرکت در نزاع دسته جمعی منجر به قتل به تحمل سه سال حبس محکومیت یافته اند. توجها به اینکه نزاع دسته جمعی که عنوان قانونی آن منازعه میباشد و عبارت از زد و خورد عده ای با عده دیگر. زمانی مصداق پیدا می کند که تمام افراد شرکت کننده در منازعه همزمان در یک مکان با هم مشغول منازعه باشند و اینکه دادگاه محترم نسبت به تحقیق از طرف دیگر و مقابل محکوم شدگان ورودی پیدا ننموده و هویت آنها را مشخص نکرده و از آنها در این خصوص تحقیقی به عمل نیاورده است تا مصداق منازعه تحقق یابد و در نتیجه به لحاظ نقص در تحقیقات (عدم تحقیق از طرف دیگر منازعه منجر به قتل عمدی) وارد است. لذا با استناد به بند 2 قسمت ((ب)) ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری اخیر التصویب دادنامه تجدید نظر خواسته در این قسمت نقض و رسیدگی مجدد به پرونده در قسمت منقوض به دادگاه صادرکننده حکم قطعی (با رعایت تبصره 3 ماده 296 قانون آیین دادرسی کیفری اخیرالتصویب) محول میشود. دفتر اقدام لازم معمول گردد.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون
سید علی اصغر حسینی - ولی صبوری نژاد