خلاصه جریان پرونده:
پرونده در مورد قتل عمدی مرحوم ا. خ. است که در تاریخ 98/7/25 اتفاق افتاده است.بدین توضیح که حسب گزارش عوامل گشت یگان امداد فوریت، فوریت های پلیس 110 در تاریخ 98/7/25 بر اثر درگیری فردی به نام ا. خ. حدودا 68 ساله مورد جراحت قرار گرفته و حسب اظهارات پدر نامبرده مجروح در اثر ایراد جراحت توسط اقای ه. ص. فرزند ع. م. به این جراحت مبتلا گردیده است.مجروح بر اثر جراحت وارده فوت می نماید. متهم ه. ص. توسط مرجع انتظامی در مورخه 98/7/26 دستگیر وی بیان داشته. ا. به سمت من امد و با چوب روی سرم زد و من با چره ای که دستم بود با توجه به اینکه داشتند من را هل و تل می کردند. چره به بدن او تکیه و من دیدم که بدن خود را گرفت و روی پاهای خود رفت (ص 43 تا 45) نامبرده نزد بازپرس اظهارات خود را تکرار کرده است. (ص 49 تا 52) از شهود تحقیق شده است.احد از انان به نام ع. ج. بیان داشته …. من دیدم که از پشت بام دامداری ه. ص. با یک چره (قیچی مخصوص پشم بری) پرید پایین و به سمت ا. دوید و مستقیم به سمت ا. می رفت و با چره به زیر بغل (سمت چپ سینه هایش) زد و مردم انها را جدا کردند. و ا. هیچ توانی نداشت و بعد از اینکه ا. زخمی شده بود ه. با یک دسته کلنگ محکم به سر ا. زد دسته کلنگ شکست (ص 79 تا 81) پزشکی قانونی علت مرگ را نارسایی تنفسی ناشی از وجود و خون فراوان در فضای سمت چپ به علت پارگی ریه بر اثر اصابت جسم نوک تیز و برنده اعلام نموده است. (ص 130) اظهارات س.، ح.، ک. ح. و ج. معروف به م. ن. به عنوان شاهد حاکیست که ه. ص. ا. را مجروح کرد نظریه پزشکی قانونی استان واصل و حاکی از این است.که در زمان وقوع جرم علایمی از روان پریشی احراز نگردید.مبتلا به درجاتی از اختلال کنترل تکانه میباشد. که در ارتکاب جرم نقش داشته است. (ص 234) با اعتراض به نظریه مذکور، نظریه کمیسیون بالاتر واصل شده که حاکیست نامبرده مسئول عمل خویش بوده و قوه تمیز و اراده داشته است.با اعتراض وکیل متهم پرونده به کمیسیون پزشکی قانونی شعبه *ارسال که حسب پاسخ واصله در صفحه 345 وی دارای اختلال خلقی و تشنج داشته و تحت معالجه روان پزشکی بوده است.هر چند این وضعیت میتواند سبب تحریک پذیری و موثر در بروز رفتار پرخاشگرانه باشد. ولی در زمان ارتکاب جرم مطروحه دلیلی بر عود بیماری و عدم قوه تمیز در وی احراز نشده است.با اخذ اخرین دفاع توسط بازپرس *قرار نهایی دادسرا صادر (ص 431 تا 436) و بر اساس قرار جلب به دادرسی ان کیفرخواست صادر گردیده است. (ص 437) در کیفرخواست دادسرای *در خصوص اتهام اقای ه. ص. ش. دایر به ارتکاب قتل عمدی مرحوم ا. خ. تقاضای مجازات شده است.پرونده جهت رسیدگی به اعتراض نسبت به قرارهای منع و موقوفی تعقیب به شعبه *ارجاع شده است. (ص 459) و در مورد رسیدگی مطابق کیفرخواست به شعبه *ارجاع گردیده است. (ص 460) در این دادگاه مقررات ماده 387 قانون ایین دادرسی کیفری اعمال و گزارش پرونده تهیه شده است. (ص 464 تا 466) پزشکی قانونی استان فعل منتهی به قتل را نوعا کشنده دانسته اند (ص 472) در جلسه رسیدگی 1400/03/02 اولیا دم تقاضای قصاص نمودهاند متهم ه. ص. در دفاع از خود بیان داشته اتهام را قبول ندارم. … و من متوجه نشدم که چی شد …. من را جنون گرفت و دیگر اصلا متوجه نشدم که چی شد از وی سوال شده چره را از کجا اوردی که پاسخ داده من اصلا متوجه نشدم و چون جنون داشتم نمی دانم دادگاه اعلام داشته متهم از پاسخ دادن به سوالات دادگاه امتناع و جایگاه را ترک کردند. ولی در جلسه حضور دارند وکیل وی لایحه خود را قرائت نموده است.نامبرده در لایحه خود بیان نموده مقتول و برادرانش متجاوز و عکس العمل موکل صرفنظر از سابقه جنون و بیماری روانپریشی شدید و مزمن، دفاع مشروع بوده است.وکیل اولیا دم استناد به موضوع جنون و دفاع مشروع همزمان در مقام دفاع از رفتار ارتکابی دو امر متفاوت و متناقض محسوب میشود. و کاملا در تعارض با یکدیگر قرار دارند و تهاجم از ناحیه مرتکب جنایت صورت گرفته است.زیرا نامبرده به زعم عدم ورود مرحوم و سایرین به داخل دامداری و قفل بودن درب دامداری و ایجاد حصار امن برای نامبرده، تعمدا از طریق پشت بام دامداری به همراه چره خارج شده و خود را به مقتول رسانیده و او را مورد جراحت عمدی با وسیله تحت اختیار قرار داده است.متهم در مقام اخرین دفاع گفته دفاع من و به شرح سابق میباشد. هر چه اقای وکیل من بگوید همان درست است.وکیل وی بیان داشته بر جنون موکل تاکید می کنم و در صورت عدم اعتماد بر جنون موکل، دفاع مشروع به شرحی که شهود عینی بیان کرده اند مورد استدعاست دادگاه سرانجام با اعلام ختم رسیدگی به شرح دادنامه فرجام خواسته چون هیچ گونه دلیلی دال بر مسلوب الاختیار بودن متهم در حین ارتکاب جرم ارائه نگردیده و عدم انطباق فعل مرتکب با دفاع مشروع، عمل مجرمانه متهم بنا به علم حاصله نزد اعضای دادگاه با بند الف ماده 290 قانون مجازات اسلامی منطبق وی را به قصاص نفس محکوم نمودهاند این رای ابلاغ و در فرجه قانونی از سوی اقای م. ج. ف. به وکالت از محکوم علیه مورد فرجام خواهی قرار گرفته است.وی در لایحه فرجام خواهی خود بیان نموده صرف نظر از سابقه جنون و بیماری روانپریش شدید و مزمن عکس العمل موکل دفاع مشروع بوده است.مشروح گزارش و لایحه هنگام شور قرائت گردید.اینک گزارش که توسط عضو ممیز تنظیم شده تقدیم ریاست محترم شعبه میشود.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. ا. ب. ر. عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای ف. ت. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر عقیده به تایید و ابرام دادنامه فرجام خواسته دارم. دادنامه شماره *- 1400/03/18 فرجام خواسته صادر شده از شعبه *مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
در خصوص فرجام خواهی اقای ه. ص. ش. با وکالت اقای م. ج. ف. نسبت به دادنامه *- 1400/03/18 صادر شده از شعبه *که طی ان دادگاه نامبرده را در مورد ارتکاب قتل عمدی مرحوم ا. خ. به قصاص نفس محکوم نمودهاند با توجه به اینکه دادنامه از سوی دادگاه صلاحیت دار و به نحو مستدل و مستند و مطابق مقررات اصدار یافته و رای دادگاه با عنایت به درخواست قصاص از سوی پدر و مادر مقتول که اولیا دم میباشند و رد دفاعیات به عمل امده در مورد ادعای جنون مرتکب حین قتل و دفاع مشروع که از سوی وکیل وی مطرح شده کاملا مستدل و موجه میباشد. و دلیلی که خدشه بر علم قضات در احراز اتهام انتسابی وارد نماید. ملاحظه نمیشود. و دفاع وکیل متهم هم زمان بر جنون و ارتکاب قتل در مقام دفاع مشروع موجه نیست زیرا چنانچه به زعم اقای وکیل مرتکب جنون داشته پس متوجه عملکرد خود نبوده و دفاع محسوب نمیشود. و چنانچه دفاع مشروع بوده متوجه بوده چکار میکند و جنون نداشته است.بر هر حال رای دادگاه متقن و مستدل میباشد. و چون فرجام خواهی به عمل امده با هیچ یک از جهات مندرج در ماده 464 قانون ایین دادرسی کیفری مطابقت ندارد. به استناد بند الف ماده 469 قانون مذکور با رد فرجام خواهی فرجام خواه دادنامه فرجام خواسته را ابرام مینماید. این رای قطعی است.
شعبه *
رئیس: ع. ا. ی. مستشار: ع. ا. ب. ر.