دعوای ابطال سند رسمی

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

حسب مندرجات پرونده محاکماتی واصله ملاحظه می‌گردد. اقای ف. ا. به وکالت از خانم خ. ق. به طرفیت اقایان 1- ا. ک. 2- س. ر. ش. 3- سازمان *به خواسته 1- اعلام بطلان معامله موضوع مبایعنامه عادی مورخ 1383/10/27 مقوم به 55238400ریال 2- ابطال سند رسمی موضوع پلاک ثبتی 376 *اصلی مذکور سند تک برگی سریال 115656نسبت به قدرالسهم مرحومه ا. م. مقوم به 55238400ریال اقدام به طرح دعوی نموده و با استناد به 1- قرارداد عادی مورخ 1383/10/27 2- رونوشت گواهی فوت به شماره 676747 مورخ 1380/12/27 3- گواهی حصروراثت به شماره 1252 مورخ 83/11/18 4- تصویر شناسنامه به شماره 425مورخ 1... /12 5- سند مالکیت تک برگی به پلاک ثبتی. .. /376به شماره 115656 6- سند مالکیت به شماره 25812 7- پلاک ثبتی به شماره 736 *. اصلی 8- وکالت نامه به شماره 20518 مورخ 1398/03/03 و ارائه تصاویر مصدق 1- دفترچه مالکیت مرتبط به پلاک ثبتی. . /376 سند تک برگی به شماره 15656 3- تصویر شناسنامه مرحومه خانم ا. م. 4- گواهی حصر وراثت شماره 1252 مورخ 83/11/18 شعبه *5- گواهی فوت مرحومه خانم ا. م. به شماره 676747 6- قرارداد عادی مورخ 1383/10/27 خواستار صدور حکم وفق خواسته شده است.و به موجب دادخواست تقدیمی اجمالا اظهارداشت مرحومه خانم ا. م. به عنوان احدی از مالکین پلاک ثبتی مذکور طبق گواهی فوت تقدیمی درمورخ 1380/12/27 به رحمت ا. پیوسته و طبق گواهی انحصار وراثت صادره موکل وی احدی از وراث حین الفوت متوفی محسوب می‌گردد. اقای ا. م. ک. (ه.مر متوفی مذکور) با ارائه وکالتنامه جعلی به شماره 1187 مورخ 1381/04/12 تنظیم شده در سازمان *شماره 614 *از جانب مرحومه ا. م. اقدام به امضای مبایعنامه عادی مورخ 1383/10/27 که فی مابین مالکین پلاک ثبتی مذکور و خوانده ردیف دوم (اقای س. ر. ش.) تنظیم گردیده نموده است.با توجه به اینکه خانم الف. م. به عنوان احدی از مالکین رسمی پلاک ثبتی فوق الذکر در مورخ 1380/12/27 (سه سال قبل از تنظیم مبایعه نامه مورخ 1383/12/27) فوت نموده و وکالتنامه ارائه شده توسط اقای ا. ک. (همسر متوفی) با توجه به تاریخ تنظیم ان (1381/04/12) جعلی و فاقد اعتبار بوده است.و به همین جهت خوانده ردیف دوم اقای س. ر. ش. اقدام به طرح شکایت علیه اقای ا. ک. نموده و نهایتا نامبرده اخیرالذکر مجرم شناخته شده و مجازات قانونی در حق وی اجرا گردیده است.لذا باتوجه اینکه وکالنامه ارائه شده جعلی و فاقد اعتبار بوده و خوانده ردیف اول (اقای ا. ک.) به استناد وکالتنامه مذکور اقدام به انتقال قدرالسهم مرحومه ا. م. نموده است.معامله انجام شده نسبت به سهم متوفی که بعد از فوت مشارالیها در مالکیت ورثه قرارگرفته است.باطل می‌باشد. و به لحاظ اینکه بیع فاسد اثری در تملک ندارد. صدور حکم به بطلان قرارداد بیع و ابطال سند رسمی تنظیم شده مرتبط به ان به پلاک ثبتی فوق الاشعار نسبت به قدرالسهم مرحومه ا. م. به انضمام خسارات دادرسی را خواستار شده است. دادخواست تقدیمی به تاریخ 1398/03/17 جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع گردیده و ریاست محترم دادگاه دستور تعیین وقت رسیدگی و دعوت طرفین وانجام استعلام وضعیت مالکیت پلاک ثبتی 3394/376 را صادر نموده است.برای تاریخ 1398/06/17 وقت رسیدگی تعیین شده است.پاسخ استعلام ثبتی انجام شده واصل گردیده که به موجب ان ملاحظه می‌گردد. سازمان *اعلام نموده سند مالکیت شش دانگ یک قطعه زمین به مساحت 300 مترمربع قطعه اول تفکیکی تحت *به نام ن. ا. ر. ثبت گردید.و سپس مع الواسطه به موجب سند شماره 5824 مورخ 1380/07/17 دفترخانه 566 *تمامی ششدانگ ان به اقای ع. ن. و خانم م. ف. و پ. ک. و ا. م. هر نفر نسبت به بیست سهم مشاع از یکصد سهم شش دانگ و اقای ا. م. و خانم ر. م. هر نفر نسبت به ده سهم از یکصد سهم ششدانگ منتقل شده است.ضمنا المثنی سند مالکیت تحت شماره چاپی 017768 ذیل شماره 25812 ثبت و صادر شده است.متعاقبا برابر صورت مجلس تفکیکی شماره 38549 مورخ 1391/07/09 به 6 قطعه تفکیک گردیده و برای قطعات تفکیکی سند صادر نشده است.ضمنا کل پلاک برابر سند انتقال اجرایی 70343 مورخ 93/3/28 دفتر 327 *به اقای س. ر. ش. انتقال اجرایی گردیده و به نام ایشان سند مالکیت صادر شده است.اقای ر. ش. (خوانده ردیف دوم اقدام به تقدیم لایحه به شماره *مورخ 1398/06/17 نموده و به موجب لایحه تقدیمی اجمالا اظهارداشته وکیل خواهان سعی در مغفول ماندن فرایند معامله پلاک ثبتی *داشته و عامدا تنفیذ معامله توسط وراث مرحومه ا. م. از جمله خواهان خانم خ. ق. که با اقرار خود در اسناد رسمی و محاکم دادگستری استان شعبه *صورت پذیرفته را کتمان نموده است.و توضیح داده متعاقب تنفیذ معامله درسال 1385 با تقدیم دادخواست به طرفیت فروشندگان و ورثه مرحومه ا. م. الزام تمامی مالکین به انتقال سند رسمی ملک موضوع معامله را خواستار شده و به موجب رای شعبه *و شعبه *خواهان فعلی خانم خ. ق. و سایر شرکای به تنظیم سند رسمی انتقال ملک مذکور محکوم و متعاقب قطعیت رای صادره حکم توسط اجرای احکام شعبه اجرا شده است. (خوانده اقای ش. تصاویر دادنامه شماره *مورخ 1388/08/09 شعبه *ودادنامه شماره 920- 800 مورخ 1392/06/31 شعبه *و دادنامه شماره 1101 مورخ 85/10/27 شعبه *و دادنامه شماره 225 مورخ 86/6/23 شعبه *را ارائه نموده است.که به موجب مندرجات دادنامه صادره توسط شعبه *به شماره فوق الاشعار دادگاه در خصوص دادخواست اقای س. ر. ش. با وکالت اقای م. ع. پ. به طرفیت خواندگان 1- ع. ن. 2- پ. ف. ک. 3- خ. س. 4- ا. م. 5- ر. م. 6- ا. ک. 7- م. ف. به خواسته الزام خواندگان به حضور در سازمان *و انتقال رسمی پلاک ثبتی. ../376 موضوع مبایعنامه مورخ 1383/10/27 حکم به محکومیت خواندگان به انتقال رسمی ملک به نام خواهان درقبال دریافت باقی مانده ثمن صادرنموده و رای صادره را نسبت به خوانده ردیف 6 حضوری و نسبت به سایر خواندگان غیابی اعلام نموده است.و به موجب مفاد دادنامه صادره توسط شعبه *به شماره فوق الذکر ملاحظه می‌گردد. ضمن اشاره به دادنامه شماره 695 مورخ 88/8/9 شعبه * به شرح موصوف و ضمن اشاره به رد واخواهی اقایان ع. ن. و ا. م. و خانم ها ر. م. و م. ف. و پ. ف. ک. به موجب دادنامه شماره 464 مورخ 89/5/3 همان شعبه به تجدیدنظرخواهی اقایان ع. ن. و ا. م. و خانم م. ف. نسبت به دادنامه اخبرالذکر اشاره نموده که شعبه *به موجب دادنامه شماره 384 مورخ 1390/04/06 با پذیرش تجدیدنظرخواهی اشخاص مذکور و با احراز فسخ معامله موضوع مبایعنامه عادی فوق الذکر و نقض دادنامه شماره 464 مورخ 89/5/3نسبت به تجدیدنظرخواهان حکم به بطلان دعوی خواهان (اقای س. ر. ش.) نسبت به سهم تجدیدنظرخواهان صادرنموده و متعاقب درخواست اعمال ماده 18 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب توسط اقای ش. و تجویز رسیدگی مجدد توسط ریاست محترم قوه قضایی ان شعبه (شعبه *) به موجب دادنامه شماره فوق الاشعار (9. -800 مورخ 92/6/31) با استدلال مندرج در رای صادره دادنامه صادره توسط شعبه *به شماره 384 مورخ 90/4/6 که حسب نظر ان شعبه (ششم دادگاه تجدیدنظر) برخلاف نص قرارداد و مستند دعوی شرح سخ مندرج درماده 15 قرارداد مذکور صادر شده خلاف شرع و قانون تشخیص داده و مستندا به ماده 18 قانون فوق الذکر دادنامه مذکور (شعبه *) را نقض و دادنامه شماره 464مورخ 89/5/3 شعبه *را تایید نموده است.لازم به توضیح است.تصویردادخواست اقای س. ر. ش. به طرفیت اقای ع. ن. و خانم پ. ف. ک. و خانم خ. غ. که نزد خانم ش. ا. به وکالت از اقای ش. به صورت دست نویس تقدیم و جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده است.درصفحه 35 پرونده ملاحظه می‌گردد. این درحالیست که در دادنامه های صادره توسط شعبه *های بدوی و تجدیدنظر به شرح فوق الاشعار از خانم خ. س. - در رای شعبه *و نهم دادگاه تجدیدنظر *به شماره های ذکر شده در سطور گذشته حکایت از صدور حکم برائت اقای ا. ک. و اقای پ. ه. ردیف اول دائر بر فروش مال غیر (کلاهبرداری) و ردیف دوم دائر بر مشارکت درجعل توسط خخ. و محکومیت اقای ک. از جهت بزه استفاده از سند مجعول به پرداخت سه میلیون ریال جرای نقدی و اقای پ. ه. از جهت مشارکت در جعل به تحمل یک سال حبس و تایید حکم برائت اقای ک. دائر برانتقال مال غیردارد. لازم به توضیح است.شاکی پرونده شعبه 1148 اقای س. ر. ش. بوده و وی به لحاظ طرح ادعای جعل وکالتنامه و فروش ملک موضوع پرونده به موجب مبایعه نامه عادی مورخ 83/10/27 با استفاده ازوکالت نامه جعلی توسط اقای ا. ک. اقدام به طرح شکایت کیفری علیه وی و اقای پ. ه. سر سازمان *نموده است. (ضمنا در صفحات 45و46 پرونده تصویر اوراق بازجویی از خانم خ. ق. (فرجام خوانده) به عنوان گواه مشاهده می‌گردد. که به موجب ان در برگ بازجویی منتسب به وی مشارالیها اظهارداشته درجریان فروش اقای ا. ک. بودم و معامله را تنفیذ نمودم و پس از معامله در دفترخانه حاضر شدم و سپس به اقای ک. وکالت رسمی دادم اقای ف. ا. به عنوان وکیل خواهان به تاریخ 98/6/17 اقدام به تقدیم لایحه به شماره 9935 نموده و به موجب ان اجمالا اظهارداشته انچه خوانده محترم ش. در بند 3- 1 لایحه تقدیمی به ان اشاره نموده مربوط به معامله اقای ا. م. ی نسبت به سهم خودشان می‌باشد. چرا که نامبرده نیز یکی از ورثه مرحوم ا. م. می‌باشد. و موکل اینجانب (خانم خ. ق.) معامله اقای ا. ک. را نسبت به سهم خودشان تنفیذ و تایید و گواهی نمو ده است.و موکل من فردی مسن و فاقد موارد اگاهی حقوقی می‌باشد. و در زمان تنظیم صورت مجلس اجرای احکام مجتمع *تصور می کرد ه اقای ا. ک. نسبت به سهم خودشان معامله نموده است.همچنین وکیل مذکور به موجب همان لایحه در بند دوم (ثانیا) ضمن اذعان صریح به دریافت و مطالبه الباقی ثمن معامله از خریدار (اقای ش.) اظها.شته باتوجه به مشاعی بودن ملک متنازع فقه و حدوث اختلاف فی مابین مالکین مشاعی و خریدار و تشکیل پرونده های متعدد نهایتا با محکومیت مالکیت مشاعی به انتقال سند رسمی مورد معامله طرح دعوی مطالبه الباقی ثمن به عمل امده که این موضوع به هیچ وجه حکایت از تنفیذ و تایید معامله توسط موکل اینجانب نمی‌باشد. و ایشان چاره ای جز مطالبه الباقی ثمن نداشته است.و با مشورت با وکیل دادگستری متوجه شده که معامله صورت گرفته با وکالت جعلی از اساس باطل بوده است. لازم به توضیح است.تصاویر دادنامه های شعب 1148 بدوی و نهم تجدیدنظر *که توضیح مفاد ان در سطور گذشته ارائه شد توسط وکیل مذکور (اقای ف. ا. وکیل خواهان پرونده محاکماتی و فرجام خوانده فعلی) ارائه شده است.که بدینوسیله مراتب قبلی اعلامی مبنی بر ارائه ان توسط اقای ش. تصریح می‌گردد. درجلسه رسیدگی مورخ 98/6/17 وکیل خواهان و اقای ش. به عنوان احدی از خواندگان حاضر شده وکیل خواهان اظها.شته خواسته به شرح دادخواست تقدیمی می‌باشد. خوانده نیز اعلام نموده دفاعیات به شرح لایحه تقدیمی است.ریاست دادگاه ذیل صورت جلسه تنظیم شده در همان تاریخ مقرر نموده باتوجه به لزوم استماع اظهارات طرفین خصوصا خواهان وقت رسیدگی مناسب دیگری تعیین و در اخطاریه قید شود. حضور ایشان موثر درتصمیم دادگاه خواهد بود برای تاریخ 98/9/18 وقت رسیدگی تعیین گردیده دروقت رسیدگی اخیرالذکروکیل خواهان و اقای ش. به عنوان احدی از خواندگان حاضر شد. وخوانده دیگر اقای ا. ک. حضور نداشته و به لحاظ مجهول المکان بودن خوانده اخیرالذکر و عدم امکان ابلاغ ابلاغیه صادره حسب دستور ریاست دادگاه مقرر شده وقت رسیدگی مجدد تعیین و طرفین دعوت و خوانده اقای ک. از طریق نشر اگهی دعوت به رسیدگی می‌شود. مجددا برای تاریخ 1398/12/03 وقت رسیدگی تعیین شده است.اقای ف. ا. به عنوان وکیل خواهان لایحه ای تقدیم که به شماره 1009 ثبت گردیده و به موجب ان ضمن اشاره مجدد به اینکه اقای ا. ک. حدود سه سال پس از فوت مرحومه ا. م. با تبانی سر سازمان *با وکالتنامه جعلی اقدام به تنظیم مبایعنامه مورخ 83/10/27 نموده اذعان نموده پس از شکایت جعل و استفاده از سند مجعول و فروش مال غیر از طرف اقای س. ر. ش. موکل و (خواهان دعوی نخستین و فرجام خوانده فعلی) با اصرار اقای ا. ک. و از سر دلسوزی نزد مقام قضایی حاضر و عنوان نموده معامله اقای ک. را تنفیذ نمودم لکن در پرونده حقوقی حاضر توجه به این نکته حایز اهمیت است.که معامله صورت گرفته توسط اقای ک. به جهت فقدان قصد موکل اصولا فاقد شرایط اساسی صحت معامله بوده و درتضاد با بند 1 ماده 190 قانون مدنی و غیرشرعی می‌باشد. و معامله باطل از اساس باطل می‌باشد. اقای س. ر. ش. به عنوان احدی از خواندگان نیز اقدام به تقدیم لایحه شماره *مورخ 98/12/30 نموده و به موجب ان اجمالا اظهارداشته فرایند قضایی پروند های مرتبط به پلاک ثبتی 3394/376 از سال 1383مستمرا ادامه داشته طی 15 سال گذشته در سایر پرونده های تشکیل شده خواهان هیچ گونه ادعایی در مورد عدم تنفیذ معامله مطرح ننموده بخصوص در دادخواست ارائه شده از طرف وکلای خانم خ. ق. (خواهان) علیه وی در مورد مطالبه ثمن و خسارت تاخیر در تادیه الباقی ثمن که منجر به صدور دادنامه شماره *گردیده (تصویر دادنامه اخیرالذکر توسط خوانده ارائه شده و درصفحات 73و74 پرونده محاکماتی مضبوط می‌باشد. مفاد ان حکایت از این دارد. که شعبه *در خصوص دعوی خانم خ. ق. و سایر مالکیت پلاک ثبتی متنازع فیه به طرفیت اقای س. ر. ش. به خواسته مطالبه مبلغ پنج میلیارد و ششصد میلیون ریال به عنوان ثمن معامله و مطالبه خسارت تاخیر در تادیه ازتاریخ 83/12/10 لغایت اجرای حکم و مطالبه هزینه های مرتبط با تکمیل ساختمان به موجب رای صادره و با استدلال مندرج در ان ضمن ثابت تشخیص دادن دعوی خواهان ها حکم به محکومیت خوانده (اقای ش.) به پرداخت مبلغ پنج میلیارد و ششصد میلیون ریال بابت الباقی ثمن معامله و پرداخت خسارت تاخیر در تادیه وجه مذکور برمبنای نرخ تورم اعلامی از سوی بانک مرکزی از تاریخ 83/12/20 لغایت اجرای حکم و پرداخت مبلغ پنجاه دومیلیون و پانصدهزارریال بابت هزینه تکمیل ساختمان و خسارات دادرسی و حق الوکاله وکیل صادر نموده است.لازم به توضیح است.در صدر دادنامه صادره توسط شعبه 89 به نقل از وکیل خواهان ها چنین عنوان شده است. موکلین مالک 6 دانگ پلاک ثبتی 3394/376 بخش 11 *بوده که مالکیت اقای ا. ک. و خانم خ. ق. قهرا با فوت خانم ا. م. به موجب گواهی حصروراثت صادره توسط شعبه *می باشد. در تاریخ 83/10/27 به موجب مبایعنامه ملک مذکور را که به صورت نیمه کاره بوده به مبلغ نه میلیارد و سیصد و چهل میلیون ریال به خوانده (اقای ش.) فروخته اند از ثمن معامله مبلغ یک میلیارد و نهصد میلیون ریال به مالکین به نسبت حصه انها پرداخت گردیده بقیه ثمن معامله مبلغ یک میلیارد و یکصد میلیون ریال در تاریخ 83/11/12 و مبلغ شش میلیارد و سیصد میلیون ریال در تاریخ 83/12/20 در سازمان *خوانده (خریدار) به مالکین بپردازد) در جلسه رسیدگی مورخ 98/12/3 وکیل خواهان حاضر و اقای ش. به عنوان احدی از خوانده حضور داشته و اقای ک. علیرغم دعوت از طریق نشر اگهی حضور نیافته و حسب اعلام دادگاه لایحه ای نیز ارسال نکرده است.وکیل خواهان مطالب قبلی را تکرار نموده و خوانده نیز اظها.شته دفاعیات به شرح لایحه تقدیمی است.متعاقب ختم جلسه رسیدگی قاضی دادگاه ملاحظه پرونده استناد خوانده مطروحه در شعبه *را ضروری دانسته مقرر نموده پرونده مقید به وقت نظارت باشد. پرونده کلاسه *از شعبه اخیرالذکر مطالبه شود. به تاریخ 99/10/1 حسب صورت جلسه تنظیم شده دادگاه متعاقب وصول پرونده استنادی فوق الذکر خلاصه ای از انرا در پرونده محاکماتی منعکس نموده است.و ضمن اشاره به صدور دادنامه شماره *که شرح ان در سطور گذشته منعکس گردید.به قطعیت رای صادره اخیرالذکر به موجب دادنامه شماره *و اعاده دادرسی به عمل امده نسبت به رای فوق الذکر به موجب دادنامه شماره *مورخ 98/2/14 که دادگاه تجدیدنظرحکم موضوع اعاده دادرسی را درباره محکومیت به پرداخت پنج میلیاردو ششصد میلیون ریال نقض و در ان باره قرار رد دعوی صادر کرده است.و در سایر موارد انرا رد کرده است.اشاره نموده و اعلام داشته پرونده حکایت دیگری ندارد. متعاقب ان دادرس دادگاه خطاب به دفتر مقرر نموده اولا: نسخه ای از دادنامه بدوی، تجدیدنظر و دادنامه مربوط به اعاده دادرسی مرتبط به پرونده استنادی کلاسه *که خلاصه ان منعکس گردیده تهیه و پیوست پرونده محاکماتی شود. ثانیا: با توجه به تاثیر نتیجه پرونده کیفری در اثبات جعل در دعوی مطروحه ملاحظه پرونده استنادی کیفری را لازم دانسته مقرر نموده پرونده کلاسه *مطالبه گردد. لازم به ذکر است.قسمت اول دستور دادرسی دادگاه مشعر بر تهیه تصویر از ارای مد نظر به شرح مذکور انجام نگردیده است.به تاریخ 1400/08/25 به موجب صورت جلسه تنظیم شده خلاصه ای از پرونده کیفری استنادی به کلاسه فوق الاشعار توسط ریاست محترم دادگاه در پرونده محاکماتی منعکس گردیده که گزارش ان اجمالا حاکی از این موضوع است.که در تاریخ 1384/05/29 اقای س. ر. ش. علیه اقایان م. ک. و پ. ه. م. (سردفتر شماره 614 *) به اتهام تنظیم سند رسمی وکالت جعلی به شماره 1187 مورخ 81/4/12 که بر مبنای ان معامله مورخ 83/10/27 نسبت به سهام خانم ا. م. انجام شده است.شکایت کیفری نموده و پس از رسیدگی دادگاه مرجوع الیه به موجب دادنامه شماره 1101 مورخ 1385/10/27 مبادرت به صدور حکم به برائت متهمین نموده که پس از تجدیدنظرخواهی چه کسی شعبه *بزهکاری اقای ک. را در استفاده از سند مجعول و اقای ه. م. را در حد مشارکت در جعل سند رسمی محرز و مسلیم دانسته و مجازات قانونی برای هر یک از انها تعیین موده است.متعاقب فرایند مذکور به موجب همان صورت جلسه در مورخ 1400/08/25 ریاست دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/08/25 مبادرت به صدور حکم نموده و به موجب دادنامه صادره در خصوص دعوی خانم خ. ق. با وکالت اقای ف. ا. به طرفیت اقایان ا. ک. و س. ر. ش. و سازمان *به خواسته اعلام بطلان مبایعنامه عادی مورخ 1383/10/27 و ابطال سند رسمی موضوع پلاک ثبتی 376 *اصلی مذکور و سند تک برگی سریال 115656 نسبت به قدرالسهم مرحومه ا. م. بدوا به لحاظ عدم توجه دعوی به سازمان *قرار رد انرا صادر نموده و در خصوص دعوی ابطال سند رسمی و سند تک برگی صادره در خصوص پلاک ثبتی متنازع فیه با این استدلال که چون سند رسمی موضوع خواسته برمبنای حکم قطعی صادره از محاکم قضایی و سند انتقال اجرایی به شماره *مورخ 1393/03/28 سازمان *شماره 327 *صادر و تحریر شده است.ومادام که حکم قضایی نسبت به سهم خواهان به عنوان احدی از ورثه مرحومه ا. م. فسخ و یا نقض نشود. پذیرش خواسته ابطال سند قابل استماع نمی‌باشد. مستندابه ماده 2 قانون ایین دادرسی مدنی قرار رد دعوی خواهان را صادر نموده است.و راجع به قسمت اول خواسته خواهان (اعلام بطلان مبایعه ننامه عادی مورخ 83/10/27) با این استدلال که چون معامله مورخ 1383/10/27 طبق محتویات پرونده جزایی که با اعلام جرم اقای ر. ش. تشکیل شده براساس سند مجعول (وکالتنامه رسمی شماره 1187 مورخ 1381/04/12) نسبت به سهم خواهان تکوین و منعقد شده است.و با وصف مجرمانه بودن عمل اقای م. ک. معامله منعقده به نسبت سهم الارث خواهان از حصه مالکانه مورث خویش (خانم مداح) از اساس و بنیان فاسد بوده است.و به اعتبار فساد اولیه عقد احکام تنفیذ یا رد معاملات فضولی نسبت به ان قابل تسری نیست تا تنفیذ (رضایت) بعدی خواهان دلیل صحت یا نفوذ عقد تلقی شود. و نظر به اینکه بر بیع فساد اثر قضایی و قانونی مترتب نیست دادگاه به سبب فقدان تعهد و اراده خواهان در انعقاد معامله دعوی مطروحه را ثابت تشخیص داده مستندا به ماده 190 قانون مدنی و رای وحدت رویه شماره 733 هیات عمومی دیوانعالی کشور و ماده 198 قانون ایین دادرسی مدنی حکم بر بطلان مبایعنامه مورخ 1383/10/27 نسبت به ده سهم خواهان از ملک مورد معامله صادر نموده است.رای صادره حسب مندرجات پرونده محاکماتی به تاریخ 1400/08/29 از طریق سامانه ابلاغ الکترونیک قضایی به وکیل خواهان وخواندگان ابلاغ شده است.متعاقب صدور حکم اقای ف. ا. با ارائه وکالتنامه شماره 1400- 801 که در تاریخ 1400/09/03 فی مابین وی و خانم خ. ق. به عنوان موکل نامبرده تنظیم گردیده به همان تاریخ (1400/09/03) اقدام به تجدیدنظرخواهی نسبت به حکم دادگاه بدوی از جهت صدور قرار رد دعوی ابطال سند رسمی پلاک ثبتی متنازع فیه خانم خ. ق. به طرفیت خواندگان (اقایان ش. و ک.) نموده است.و دفتر دادگاه بدوی نسبت به انجام تکلیف قانونی خود در خصوص دادخواست تجدیدنظرخواهی اقدام و لایحه دفاعیه اقای ش. نسبت به تجدیدنظرخواهی به عمل امده واصل و در پرونده مضبوطی باشد. اقای س. ر. ش. نیز به تاریخ 1400/10/06 با تقدیم دادخواست فرجامخواهی به طرفیت فرجام خوانده خانم خ. ق. نسبت به دادنامه دادگاه بدوی به شماره *مورخ 1400/05/25 از جهت صدور حکم بر اعلام بطلان معامله مورخ 1383/10/27 فرجام خواهی نموده و دفتر دادگاه بدوی به تکلف خود از جهت ارسال دادخواست فرجام خواهی و ضمایم ان برای فرجام خوانده خانم خ. ق. اقدام و باتوجه به محتویات پرونده محاکماتی علیرغم ابلاغ اخطاریه به تاریخ 1400/10/07 به فرجام خوانده لایحه دفاعیه ای از سوی وی واصل نشده است.مفاد دادخواست فرجامخواهی و لایحه فرجام خواه در زمان شور قرائت خواهد شد ذکر این نکته ضروریست که علیرغم طرح دعوی نخستین و تقدیم و امضای دادخواست بدوی توسط اقای ف. ا. هیچ گونه سابقه انعقاد قرارداد وکالت فی مابین وی و خانم خ. ق. به عنوان خواهان دعوی نخستین و تفویض اختیار جهت طرح دعوی بدوی و تقدیم دادخواست اولیه در پرونده محاکماتی مشاهده نگردیده.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ش. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای

در خصوص فرجام خواهی اقای س. ر. ش. نسبت به ان قسمت از دادنامه شماره *مورخ 1400/08/25 شعبه *که به موجب ان دادگاه بدوی در خصوص دعوی خانم خ. ق. با وکالت اقای ف. ا. به طرفیت اقایان 1- ا. م. ک. 2- س. ر. ش. 3- سازمان *به خواسته اعلام بطلان مبایعنامه عادی مورخ 1383/10/27 با این استدلال که چون معامله مورخ 1383/10/27 طبق محتویات پرونده جزایی که با اعلام جرم اقای س. ر. ش. تشکیل شده براساس سند مجعول (وکالتنامه رسمی شماره 1187 مورخ 1381/04/12) نسبت به سهم خواهان تکوین و منعقد شده است.و با وصف مجرمانه بودن عمل اقای م. ک. معامله منعقده به نسبت سهم الارث خواهان از حصه مالکانه مورث خویش (خانم ا. م.) از اساس و بنیان فاسد بوده است.و به اعتبار فساد اولیه عقد، احکام تنفیذ و یا رد معاملات فضولی نسبت به ان قابل تسری نیست تا تنفیذ بعدی خواهان دلیل صحت و یا نفوذ عقد تلقی شود. و دادگاه به لحاظ فقدان قصد و اراده خواهان در انعقاد معامله ضمن رد دفاعیات خوانده ردیف دوم دعوی خواهان را محمول بر صحت تشخیص داده مستندا به مواد 190و365 قانون مدنی ومفاد رای وحدت رویه شماره 733 مورخه93/7/15 هیات عمومی دیوانعالی کشور و ماده 198 قانون ایین دادرسی مدنی حکم به بطلان مبایعنامه مورخ 1383/10/27 نسبت به سهم خواهان از ملک مورد معامله صادر نموده است.باتوجه به محتویات پرونده محاکماتی و مفاد دادخواست فرجام خواهی فرجام خواه و لایحه تقدیمی توسط مشارالیه و بنا به جهات ذیل دادنامه فرجام خواسته را درخور تایید و ابرام نمی داند؛ اولا: اقای ف. ا. به عنوان وکیل رسمی دادگستری به وکالت از سوی خواهان خانم خ. ق. اقدام به طرح دعوی و تقدیم دادخواست نموده و ذیل دادخواست تقدیمی را وکیل مذکور امضای نموده و در قسمت دادخواست به قرارداد وکالت شماره 20518 مورخ 98/3/3 استناد نموده است.این درحالیست که در پرونده محاکماتی قرارداد وکالت تنظیمی فی مابین خواهان و وکیل مذکور که حکایت از اعطای وکالت از سوی خواهان به نامبرده جهت طرح و اقامه دعوی موضوع پرونده باشد. و یا تصویر م. چنین قراردادی مشاهده نمی گردد. و مشخص نیست دادگاه بر چه مبنایی سمت وکیل مذکور در طرح و اقامه دعوی از سوی خواهان را احراز نموده است.لذا رسیدگی بدوی از این جهت با ابهام مواجه بوده و ضروریست نسبت به ان رفع ابهام به عمل اید ثانیا: با توجه تشکیل پرونده های متعدد فی مابین طرفین پرونده که هرکدام از انها با توجه به لوایح تقدیمی به انها اشاره نموده‌اند از جمله پرونده استنادی فرجام خواه (احدی از خواندگان دعوی نخستین به کلاسه (ردیف بایگانی) 880190 شعبه *موضوع دعوی مطروحه توسط مشارالیه به طرفیت مالکین مشاعی ملک متنازع فیه از جمله خ. ق. (فرجام خوانده) که به موجب ان وی به استناد مبایعنامه عادی مورخ 1383/10/27 (سند موضوع دعوی فرجام خواهی) اقدام به طرح دعوی علیه خواندگان به خواسته الزام انها به انتقال رسمی ملک موضوع مبایعنامه نموده و به موجب ارای صادره توسط شعب 44 دادگاه عمومی شعبه *و ششم دادگاه تجدیدنظر استان شعبه *(به ترتیب دادنامه های شماره *مورخ 88/8/9 و 9. -800 مورخ 92/6/31) خواندگان به تنظیم سند رسمی انتقال ملک موضوع مبایعنامه فوق الذکر در حق خواهان محکوم و سند رسمی انتقال ملک موصوف نیز به صورت اجرایی به نام وی تنظیم شده است.و همچنین پرونده استنادی به کلاسه (ردیف بایگانی) 930675 مطروحه در شعبه *که وکیل خواهان دعوی نخستین به موجب لایحه شماره *مورخ 99/6/30 (صفحه 85 پرونده محاکماتی) مبنی بر دعوی خلع ید مطروحه توسط اقای ش. علیه مالکین مشاعی پلاک ثبتی موضوع پرونده از جمله موکل و خانم خ. ق. (فرجام خوانده) به ان اشاره نموده است.که باتوجه ضرورت اطلاع از فرایند رسیدگی به عمل امده منجر به صدور دادنامه های فوق الذکر توسط شعب 44 دادگاه عمومی شعبه *و ششم دادگاه تجدیدنظر استان شعبه *و دفاعیات خواندگان دعوی مطروحه علی الخصوص خانم خ. ق. (فرجام خوانده) د ر مقابل دعوی الزام به تنظیم سند رسمی انتقال ملک فروخته شده موضوع مبایعنامه عادی مورخ 1383/10/27 و نتیجه رسیدگی دعوی خلع ید استنادی وکیل فرجام خوانده به شرح موصوف می‌بایست دادگاه بدوی ضمن مطالبه پرونده های استنادی مذکور نسبت به انعکاس خلاصه ای از انها در پرونده محاکماتی اقدام می نمود ثالثا: باتوجه به محتویات پرونده محاکماتی و استناد فرجام خواه به تنفیذ مبایعنامه عادی توسط خانم خ. ق. (فرجام خوانده) به صورت مکرر و همچنین باتوجه به طرح دعوی مطالبه الباقی ثمن معامله توسط شخص اخیرالذکر به موجب دعوی مطروحه در پرونده کلاسه *انجام تحقیق از شخص خواهان دعوی نخستین (خانم خ. ق. و فرجام خوانده فعلی) در این خصوص وبیان علت تنفیذ معامله مورخ 1383/10/27 و طرح دعوی مطالبه الباقی ثمن معامله و مطالبه خسارت تاخیر در تادیه ان در فرض قابل بودن به بطلان معامله ضروری بوده کما اینکه دادگاه بدوی نیز با علم به ضرورت تحقیق از شخص خواهان جلسه رسیدگی مورخ 98/6/17 را علیرغم حضور وکیل خواهان و شخص خوانده (اقای ش.) تجدید نموده و مقرر داشته حضور خواهان در رسیدگی موثر بوده لکن علیرغم ان خواهان هرگز درجلسات رسیدگی حاضر نگردیده است.که می‌بایست دادگاه در این خصوص وفق موازین قانونی اقدام نماید. رابعا: تهیه تصویر از دادنامه های شماره *مورخ 96/2/6 و 980166 مورخ 1398/02/14 شعبه *مرتبط به پرونده استنادی خوانده دعوی نخستین (فرجام خواه) به کلاسه *که علیرغم انعکاس خلاصه ای از ان در پرونده محاکماتی دفتر دادگاه علیرغم دستور ریاست دادگاه نسبت به تهیه تصویر از انها و انضمام تصاویر دادنامه های مذکور مرتبط به دعوی مطالبه الباقی ثمن معامله توسط مالکین پلاک ثبتی متنازع فیه از جمله فرجام خوانده (خواهان دعوی نخستین) اقدام ننموده که اقدام راجع به ان با توجه به تاثیر ارای مذکور در دعوی موضوع فرجام خواهی ضروریست. خامسا: با توجه به اینکه صحت انجام معامله موضوع قرارداد عادی مورخ 83/10/27 در رسیدگی قضایی شعبه *و ششم دادگاه تجدیدنظر استان شعبه *موضوع دادنامه های فوق الاشعار احراز گردیده و متعاقب ان دادگاه حکم به محکومیت خواندگان از جمله خانم خ. ق. به انتقال رسمی ملک موضوع پرونده صادر نموده و متعاقب قطعیت ارای صادره سند انتقال ملک مذکور نیز به نام فرجام خواه صادر شده است.لذا مادام که ارای صادره به شرح مذکور از طرق قانونی فسخ و یا نقض نگردد. صدور حکم به بطلان مبایعنامه عادی مورخ 1383/10/27 که مستند دعوی منجر به صدور حکم توسط شعبه *که به موجب رای شعبه *قطعیت یافته است.فاقد وجاهت قانونی است.همچنانکه دادگاه بدوی در پرونده محاکماتی به موجب رای صادره در خصوص خواسته دیگر فرجام خواه (خواهان دعوی نخستین) مبنی برصدور حکم به ابطال سند رسمی انتقال پلاک ثبتی متنازع فیه که به استناد مبایعنامه عادی مورخ 1383/10/27 و در فرایند اجرای رای صادره علیه خواندگان از جمله فرجام خوانده (خانم خ. ق.) توسط شعبه * به شرح مذکور صادر گردیده است.با همین استدلال دعوی ابطال سند رسمی انتقال مبیع را نپذیرفته است.لذا با وصف اعتقاد دادگاه به غیر قابل استماع بودن دعوی مطروحه به خواسته ابطال سند رسمی مورد نظر و صدور قرار رد دعوی و عنایت به مراتب فوق الاشعار اقتضای خواهد داشت استدلال مندرج در ان بخش از دادنامه در مورد خواسته بطلان معامله موضوع قرارداد دعاوی مورخ 1383/10/27 فی مابین طرفین معامله نیز تسری یابد علیهذا نظر به مراتب فوق الذکر و مستندا به بندهای 2و5ماده 371 وبند الف ماده 401 قانون ایین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن نقض رای فرجام خواسته پرونده جهت رسیدگی مجدد با توجه به نواقص احصای شده به دادگاه صادر کننده رای ارجاع و اعاده می‌گردد.

شعبه *

رئیس: ج. مستشار: ح. عضو معاون: ش.

منبع