شرط تحقق بزه مشارکت در حمل مواد مخدر

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

خلاصه جریان پرونده:

شعبه *به اتهام اقای ش. س. دایر بر حمل یک کیلو و هفتصد گرم تریاک موضوع کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب *رسیدگی و طی دادنامه شماره **00/8/26 به شرح استدلال منعکسه بزهکاری متهم را محرز و مسلم دانسته و به استناد بند 3 ماده 5 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر و تصویب نامه مورخ 1399/12/25 هیات وزیران در خصوص تعدیل میزان مبالغ جزای نقدی جرایم و تخلفات مندرج در قوانین و مقررات مختلف، حکم به محکومیت نامبرده به تحمل 2 سال و 9 ماه حبس تعزیری درجه 5 با احتساب ایام بازداشت قبلی و پرداخت مبلغ 138/000/000 ریال جزای نقدی و تحمل 49 ضربه شلاق تعزیری محکوم و در خصوص خودروی توقیفی که خانم ن. س. (همسر متهم) به عنوان مدعی مالکیت که تقاضای استرداد و رفع توقیف از خودرو را کرده، صرف نظر از اظهارات مدعی مالکیت با توجه به میزان مواد و نحوه جاسازی ان و اظهارات اولیه متهم مبنی بر این که خودرو متعلق به فرد افغانی بوده و با مواد جاسازی شده جهت حمل تحویل وی شده و مضافا مدعی مالکیت، مدرکی دال بر پرداخت ثمن خودرو ارائه ننموده و اسناد خودرو به نام شخص ثالثی می‌باشد.، علم و اطلاع مالک واقعی خودرو را محرز و خودرو را حامل مواد شناخته و به استناد ماده 30 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر حکم به ضبط خودروی حامل مواد به شماره انتظامی *به نفع دولت صادر و رای را حضوری و ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان *اعلام کرده است. حسب ظاهر از دادنامه صادره تجدیدنظرخواهی صورت گرفته و شعبه *حسب الارجاع وارد رسیدگی شده و رای دادخواسته را صادر کرده و خانم ن. س. با تقدیم دادخواست اعاده دادرسی مدنی خطاب به دیوان عالی کشور به دادگاه تجدیدنظر استان *و این که قضات محترم بدوی و تجدیدنظر به دفاعیاتم توجه ننموده‌اند که مصداق بندهای (ب و ت) ماده 434 قانون ایین دادرسی کیفری مصوب 1392 می‌باشد.، تقاضای پذیرش اعاده دادرسی را کرده و شعبه *به این استدلال که هرچند ارای صادره از دادنامه تجدیدنظر قابل اعاده دادرسی است.ولی می‌بایست به دیوان عالی کشور ارسال شود. و درخواست درحالی که اولا دادنامه صادره از دادگاه تجدیدنظر به پیوست نبوده و ثانیا دادنامه بدوی و مبایعه نامه عادی و نیز برگ استشهادیه م. نبوده اند به دیوان عالی کشور ارسال و پس از وصول و ثبت به کلاسه فوق به این شعبه ارجاع گردیده است.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش عضو ممیز و بررسی اوراق پرونده و نظریه کتبی دادیار محترم دیوان عالی کشور جناب اقای ص. م. اجمالا مبنی بر با توجه به ملاحظه اوراق ارسالی از سوی متقاضی اعاده دادرسی به هویت فوق الذکر و به لحاظ انکه موضوع مطروحه فی الواقع ادعای مالکیت خانم ن. س. نسبت به خودروی ضبط شده به موجب حکم صادره از سوی دادگاه بدوی که مورد تایید دادگاه تجدیدنظر قرار گرفته می‌باشد. که این موضوع علی القاعده می‌بایست به صورت ماهوی مورد رسیدگی قرار گیرد لهذا با وصف فوق خارج از شیون رسیدگی در دیوان عالی کشور می‌باشد. و عقیده به رد ان دارد.، مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای هیات شعبه

در خصوص درخواست خانم ن. س. مبنی بر اعاده دادرسی نسبت به دادنامه شماره **00/11/10 صادره از شعبه *صرف نظر از این که دادنامه دادخواسته ضمیمه درخواست نمی‌باشد.، نظر به این که موضوع خواسته متقاضیه (فارغ از عنوان درخواست و مرجع مخاطب ان) اعاده دادرسی موضوع ماده 474 قانون ایین دادرسی کیفری که مرجع رسیدگی به ان دیوان عالی کشور است.و فقط اشخاص مذکور در ماده 475 همین قانون حق درخواست ان را دارند، نبوده بلکه فی الواقع ادعای مالکیت بر خودروی ضبط شده می‌باشد. که رسیدگی به ان از شءون دیوان عالی کشور نبوده و در صلاحیت رسیدگی صادرکننده رای قطعی است؛ بنابه مراتب مذکور پرونده قابل طرح در دیوان عالی کشور نیست و مقرر می دارد.؛ دفتر محترم- پرونده از امار موجودی کسر و به دادگاه محترم ارسال کننده جهت اقدام قانونی مقتضی اعاده گردد. غ

رئیس شعبه چهاردهم دیوانعالی کشور: م. ص. مستشار: غ. خ. ر.

منبع