تاریخ دادنامه قطعی: ۱۳۹۳/۱۰/۳۰
شماره دادنامه قطعی: ۹۳۰۹۹۷۰۹۰۸۸۰۰۳۴۲

پیام: مقررات قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ ناظر بر ارتکاب قتل توسط بالغ کمتر از هجده سال، نسبت به قتل ارتکابی قبل از تصویب این قانون عطف به ماسبق می‌شود.

رأی خلاصه جریان پرونده

حسب محتویات پرونده و کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان...، ‌آقای‌ ع. معروف به ش.، ۱۷ ساله، به اتهام مباشرت در قتل عمدی مرحوم ح.، ۲۹ ساله از طریق ایراد جرح عمدی با چاقو موضوع شکایت اولیای ‌دم تحت تعقیب کیفری قرارگرفته است (صفحه ۳۴۰). اجمالاً این‌ که به گزارش مرجع انتظامی در ساعت ۱۳:۳۵ مورخه یوم جاری (۱۳۹۰/۱۱/۱۱) طی اعلام مرکز پیام مبنی بر درگیری منجر به چاقوکشی، مأمورین به محل عزیمت، مشاهده گردید آثار خون ‌ریزی و یک قبضه چاقوی آغشته به خون در محل مشهود است. با بررسی‌های به ‌عمل ‌آمده مشخص گردید درگیری فی‌مابین سه نفر به نامان س.، ع. و ش. با دو نفر دیگر به نامان ح. و ف. بوده که براثر این حادثه ح. مورد اصابت چاقو از ناحیه قفسه سینه گردیده که سریعاً قبل از رسیدن مأمورین به بیمارستان منتقل و سه نفر از ضاربین متواری گردیده و بلافاصله جهت بررسی وضعیت مجروح به بیمارستان عزیمت، مشاهده گردید ح. براثر شدت جراحات وارده در بیمارستان فوت گردیده است(صفحه ۱). ف. ۲۴ ساله اظهار داشته: این‌ جانب کنار پارک در حال تردد بودم سه نفر که آن‌ها را نمی‌شناسم از من تقاضای پول نمودند من به آن‌ها گفتم پول ندارم شروع به کتک‌کاری کردند بعد از پنج دقیقه ح. نیز نزد من آمد و قصد کمک کردن به من را داشت که یکی از آن سه نفر ح. را هم کتک‌کاری کرد و پس ‌از آن درگیری شلوغ شد و بنده مشاهده نمودم ح. از ناحیه سینه مورد اصابت چاقو قرار گرفت. خودم نام­برده را به بیمارستان... انتقال دادم.... من از ناحیه سر و بدن مصدوم شده‌ام(صفحه ۳). هم‌چنین نام­برده اظهار داشته: من به آن‌ها گفتم پول ندارم یکی از آن‌ها با سیلی زد گوش من، من هم با آن‌ها درگیر شدم و به ‌طرف کارگاه حرکت کردم یک‌کم که به ح. و ج. نزدیک شدم آن‌ها مرا دیدند و به طرف من آمدند برای کمک به من آقای ح. یک زنجیر که با آن‌ یکی از آن‌ها را می‌زد و من هم مشغول درگیری بودم ندیدم که چه کسی ح. را زد(صفحه ۱۷). ع.، ۲۴ ساله، اظهار نموده: سه ‌نفری به منزل خودم رفتیم و سپس برگشتیم که در بین راه شخصی را دیدیم(‌ف.) که س. و ش. پیاده شدند که س. یک تو سینه‌ای آن نفر را زد که او فرار کرد و آن نفر دوستانش را صدا زد وقتی متوجه شدیم که تعدادشان زیاد است ما فرار کردیم من و س. از خیابان فرار کردیم و ش. در دره ماند و من از ناحیه پاشنه پای راست توسط شخص ناشناس مجروح شدم.... سپس با موتورسیکلت به سمت کوه متواری شدیم... ش. با مادرش تماس گرفت و گفت یک نفر را با کارد زده‌ام.... چاقو در دست ش. مشاهده نمودم... ش. مرتباً می‌گفت که او را با چاقو زده‌ام خودم مشاهده نکردم(صفحه ۲۶ ،۲۷). س.، ۱۸ ساله اظهار نموده: این ‌جانب با یک دستگاه موتورسیکلت به همراه ش. و ع. در حال تردد بودیم که موتورسیکلت را پارک کردیم یک نفر در حال تردد را مشاهده کردیم که به وی گیر دادیم و از وی پول خواستیم که او از پول دادن امتناع ورزید ابتدا خودم به او(ف.) یک سیلی زدم که او فرار کرد من هم دنبالش رفتم در ضمن یک سنگ توسط شخص ناشناس به شکمم اصابت نمود که این ‌جانب از محل متواری گردیدم. ع. نیز با این‌ جانب متواری گردید. ش. از ما جدا ماند و نزدیکی جاده کارخانه سیمان ش. به ما ملحق گردید. در آنجا با بیمارستان تماس گرفتیم گفتند فوت نموده که ش. دو دستی بر سر خود می‌زد و می‌گفت قاتل شدم... وقتی به درب منزل وی رسیدیم به خانواده‌اش گفت من خودم او را زده‌ام(صفحه ۲۸). ج.، ۳۰ ساله اظهار نموده: مقتول از بستگان من است سه نفر جلو آقای خ. را گرفتند و با همدیگر درگیر شدند و او را می‌زدند و مقتول به کمک خ. رفت و زنجیر در دست داشت حدود ۱۰ الی ۱۵... با آن‌ها فاصله داشتم و همان سه نفر برازجانی با وی درگیر شدند و شلوغ شد و ندیدم چه کسی چاقو داشت و همان سه نفر فرار کردند و رفتند یک خانم ناشناس صدا زد که یک نفر افتاده من بالای سر او رفتم و یک کارد کنار او افتاده بود...(صفحه ۳۶). ش. (متهم) در اولین بازجویی در اداره آگاهی اظهار داشته: س. یک نفر را که در خیابان دید به او گیر داد... یک زیر گوشی آن نفر را زد س. و ع. به دنبال او دویدند و من سوار موتورسیکلت ایستادم که آنجا شلوغ شد من با موتور رفتم گفتم ببینم چه خبر است تا آن دو نفر درگیر شده‌اند آن‌ها یک سنگ به ‌طرف من پرتاب کردند و یک نفر از آنان به دنبالم افتاد و من از دره فرار کردم... در آن درگیری کسی را مورد ضرب و شتم قرار ندادم(صفحه ۷۰). متهم در تحقیقات بعدی در آگاهی اظهار داشته: س. گفت بایست تا از این نفر پول سرقت کنیم من از قبل چاقو با خودم برداشته بودم، ع. موتورسیکلت می‌راند و ایستاد، س. به ‌طرف نام­برده رفت و از وی پول خواست ولی نداد و فرار کرد دو سه نفر دیگر هم به کمک او آمدند ع. هم به کمک س. رفت، آنان با سنگ س. و ع. را می‌زدند من هم با موتورسیکلت کنار آنان رفتم یک نفر از آنان بلوک برداشت و به‌ طرف من آمد که مرا بزند من از سمت چپ کمرم چاقو را درآوردم و یک ضربه از روبرو درحالی‌که هر دو نفرمان ایستاده بودیم به او زدم با دست راستم زدم و نام­برده دنبالم دوید دیگر پشت سرم را نگاه نکردم. س. با موتورسیکلت از صحنه فرار کرد و من و ع. هم هرکدام به سمتی فرار کردیم.... قصد کشتن وی را نداشتم.... می‌خواستم او را بترسانم که سنگ پرتاب نکند(صفحه ۸۲، ۸۳). متهم در بازپرسی اظهار نموده: شلوغ شد مقتول سنگ به ‌طرف من پرتاب کرد موتور را انداختم و سنگ به ‌طرف ع. هم پرتاب کرد من ترسیدم و همان ‌جا ایستاد و به من نزدیک شد با سنگ مجدداً‌ می‌خواست مرا بزند چاقو را از کمرم بیرون آوردم و می‌خواستم شانه وی بزنم که ترسیدم با یک وسیله به کمرم زد با چاقو به وی زدم و یادم نمی‌آید کجای وی برخورد کرد و قصد داشتم که شانه (کول) مقتول بزنم تا سنگ از دستش بیفتند چاقو را به وی زدم و سمت راست وی زدم و چاقو را هم از بدن وی بیرون نکشیدم و فرار کردم(صفحه ۸۸). متهم در بازسازی صحنه که با حضور بازپرس انجام‌شده اظهار داشته: آن شخص عده‌ای از کارگران مشغول در آن محل را صدا زد با پرتاب سنگ به سمت ما آمدند س. فرار کرد ع. هم از محل متواری شد آن عده همچنان به پرتاب سنگ ادامه دادند مقتول یک سنگ به ‌پای من زد و مرا مصدوم کرد و سنگ دیگری در دست داشت به سمت من نزدیک شد من هم از ترس این ‌که سنگ را به سرم بزند چاقویی را که همراه داشتم از کمرم بیرون آوردم و با همان چاقو یک ضربه به وی زدم و نمی‌دانم که به کجای وی برخورد کرد، چاقو را از بدن وی بیرون نیاوردم و پیاده فرار کردم و مقتول و عده‌ای دیگر دنبال من آمدند و ندیدم کجا افتاد(صفحه ۱۶۹، ۱۷۰). پزشکی قانونی علت فوت را خون‌ ریزی داخلی(بریدگی قلب) در اثر اصابت جسم برنده به قفسه سینه و قلب و عوارض ناشی از آن تعیین نموده است(صفحه ۳۱۷). متهم در مقام آخرین دفاع در بازپرسی اظهار نموده: درگیری را س. شروع کرد و ع. هم نزد وی بود و با یک نفر درگیر شدند و مقتول هم از سمتی دیگر آمد و دعوا و نزاع کردند من هم نزد آن‌ها رفتم طرف مقابل و مقتول با سنگ می‌خواستند مرا بزنند حدود یک الی دو متر با مقتول فاصله داشتم چاقو به سمت وی پرتاب کردم و ندیدم که به کجای بدون وی برخورد کرد من هم بلافاصله فرار کردم و دیگر اطلاعی ندارم مقتول هم مرا تعقیب کرد و ندیدم که کجا افتاد(صفحه ۳۲۷). متهم در جلسه دادرسی نیز اظهار داشته: یک‌مرتبه دیدم چند نفر از رفقای خ. به کمک وی آمدند درگیری شلوغ شد من هم سوار موتور شدم و به‌ طرف آن‌ها رفتم هر دو طرف به سمت همدیگر سنگ‌پرانی می‌کردند به ‌طرف من هم سنگ انداختند سنگ به موتور من اصابت کرد ترسیدم موتور را رها کردم پیاده شدم دیدم به ‌طرف من حمله‌ور شدند یک یا دو نفر بودند که از فاصله پنج ‌متری به ‌طرف من سنگ‌اندازی می‌کردند یک‌رشته زنجیر در دست مرحوم بود به ‌طرف من که آمد در فاصله دو سه متری بود که سنگی هم داخل دست وی بود می‌خواست من را بزند من هم چاقویی را که همراه داشتم از روی کمرم درآوردم و به ‌طرف وی پرتاب کردم قصد داشتم به بازوی وی بزنم که نتواند سنگ‌پرانی کند، متأسفانه چاقو به ‌جای دیگر بدن وی اصابت کرد بلافاصله چاقو به زمین افتاد و سریع به ‌صورت پیاده فرار کردم....

رأی شعبه دیوان عالی کشور

با توجه به محتویات پرونده به ‌ویژه اقاریر صریح و نافذ آقای ع. معروف به ش. به ایراد جرح عمدی با چاقو به آقای ح. و تشریح ماوقع و لحاظ نظریه پزشکی قانونی در مورد علت فوت مجروح(خون‌ ریزی داخلی - بریدگی قلب - براثر اصابت جسم برنده به قفسه سینه و قلب و عوارض ناشی از آن) رسیدگی شعبه محترم اول دادگاه کیفری استان... و احراز بزه انتسابی به آقای ع. دایر بر قتل عمدی آقای‌ ح. اشکال اساسی از جهت رعایت اصول و قواعد دادرسی ندارد، لکن با عنایت به سن نام­برده در وقت ارتکاب جنایت و لحاظ مقررات ماده ۹۱ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ و وجود شبهه در رشد و کمال عقل متهم و ضرورت انجام مقررات تبصره ذیل ماده مذکور حکم بر محکومیت ع. به قصاص نفس مواجه با اشکال است، لذا با استناد به تبصره ذیل ماده ۱۱ قانون أخیرالتصویب رأی معترضٌ ­علیه نقض و رسیدگی مجدد به همان شعبه محترم ارجاع می‌گردد.

شعبه ۶ دیوان‌عالی‌کشور - رییس و عضو معاون

رحمت اله عروجی - رحمت اله احمدی