تاریخ دادنامه قطعی: ۱۳۹۳/۱۰/۳۰
شماره دادنامه قطعی: ۹۳۰۹۹۷۰۹۰۹۳۰۰۴۷۲

پیام: تعزیرات منصوص شرعی از مصادیق حق الله است و در حق الله محکومیت غیابی صحیح نیست.

رأی خلاصه جریان پرونده

حسب محتویات پرونده خانم م. طی شکایتی خطاب به دادسرای عمومی و انقلاب... علیه آقای ع. و دو نفر از دوستانش به اتهام تجاوز به عنف و فیلم‌برداری شکایت نموده؛ به دستور بازپرس شعبه ۲۱ دادسرای عمومی...، نیروی انتظامی... با قرار صوری‌ آقای ع. دستگیر که در بازرسی بدنی یک قبضه سلاح سرد از نوع قداره و مقداری مواد مخدر از نوع شیشه کشف گردید. متعاقباً با قرار صوری دیگر آقای ع.ش. دستگیر گردیده. در تحقیقات آقای ع.ش. اقرار نموده که آقای ع. با دوست ‌دخترش و دوستش س. آمدند و من منزل خود را در اختیار آنان قرار دادم که اول ع. و بعد س. با خانم م. عمل منکراتی انجام دادند و ع. از آن‌ها فیلم‌برداری کرد من با خانم م. هیچ کاری نکردم چون ناراحت بود و گریه می‌کرد و دلم سوخت. آقای ع. گرچه در تحقیقات اولیه تجاوز به خانم م. را منکر شده اما در تحقیقات بعدی قبول نموده که با نام­برده نزدیکی نموده اما فیلم‌برداری را قبول ننموده و آقای ع.ش. نیز اظهار نموده: اول ع. و بعد س. با وی نزدیکی کرد در آخر من ‌رفتم و با خانم م. نزدیکی کردم. علی‌ای‌حال پرونده جهت رسیدگی و صدور دادنامه به شعبه ۱۸ دادگاه کیفری استان... ارسال گردید. دادگاه علی‌رغم احضار متهمین و جلب آنان و حتی با درج آگهی در دادگاه حاضر نگردیده‌اند و مأمورین اظهار داشته که در آدرس اعلامی شناسایی نشده‌اند و حال ‌آنکه متهمین با تودیع وثیقه آزاد گردیده‌اند لازم بود از طریق وثیقه گذار احضار گردند و در صورتی ‌که وثیقه گذار نتواند متهمین را به دادگاه راهنمایی نماید باید وثیقه ضبط گردد و هیچ‌گونه نیاز به مأمور جلب و یا آگهی در جراید نیست. حال دادگاه به چه علت از طریق وثیقه گذار اقدام ننموده معلوم نیست. بالاخره دادگاه در غیاب متهمین برای آنان وکلای تسخیری انتخاب و با حضور نماینده محترم دادستان دادگاه برگزار نموده. دادگاه با توجه اظهارات متهمین در تحقیقات و اظهارات شاکیه و نظریه پزشکی قانونی که دخول را تأیید ننموده و لذا دلایل برای وقوع زنا را ناکافی دانسته و لذا متهمین را از این حیث تبرئه نموده اما با توجه به اظهارات متهمین در تحقیقات مقدماتی و فراری شدن آنان و سایر قرائن و امارات موجود در پرونده دادگاه بزه­کاری آنان را در حد رابطه نامشروع به عنف و اکراه دون زنا محرز دانسته و به استناد ماده ۶۳۷ قانون مجازات اسلامی ۱۳۷۵ هر یک از متهمین را به نود و نه ضربه شلاق محکوم نموده. پرونده پس از ابلاغ قانونی به وکلای متهمین مورد اعتراض خ. وکیل آقای س. قرارگرفته و با تقدیم لایحه‌ای اعتراضی درخواست تجدیدنظر نموده و پرونده پس از ارسال به دیوان عالی کشور به این شعبه ارجاع شده است.

رأی شعبه دیوان عالی کشور

در خصوص تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه شماره ۲۰۰۲۶۳- ۱۳۹۳/۰۵/۰۹ صادره از شعبه ۱۸ دادگاه کیفری استان که آقایان ع.، س. و ع.ش. که از جهت رابطه نامشروع با خانم م. هر یک به ۹۹ ضربه شلاق به ‌عنوان تعزیر شرعی محکوم گردیده‌‌اند و خ. وکیل تسخیری آقای س. به دادنامه اعتراض و درخواست برائت وی را نموده، با توجه به این‌که آقای س. متواری و از طریق نیروی انتظامی شناسایی و دستگیر نگردیده و علی‌رغم آگهی در روزنامه کثیرالانتشار خود را به دادگاه معرفی ننموده و دادگاه با حضور وکیل تسخیری نام­برده مبادرت به صدور رأی نموده با توجه به این‌که نام­برده غیاباً محکوم گردیده و محکومیت تعزیر شرعی است درواقع تعزیر شرعی حق‌ا... است و حق‌ا... به استناد تبصره ذیل ماده ۲۱۷ قانون آئین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری غیابی نمی‌توان محکوم نمود و لذا مستنداً به ماده ۲۶۵ قانون آئین دادرسی مذکور دادنامه معترضٌ­عنه را نقض، به لحاظ این‌که دادگاه تحقیقات را کامل انجام نداده است پرونده را به شعبه صادرکننده رأی جهت رسیدگی مجدد ارجاع می‌نماید.

شعبه ۲۹ دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار

نبی‌اله راجی - رضا حاتمی