خلاصه جریان پرونده:
در تاریخ 1400/12/28 خانم ح. ب. به طرفیت همسرش اقای ج. م. دادخواستی به خواسته طلاق به لحاظ عسر و حرج ناشی از ترک انفاق وترک زندگی مشترک و مصرف مواد مخدر خوانده تقدیم نموده که پس از اعلام شعبه *مبنی بر عدم حصول سازش بین زوجین حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. دادگاه در وقت فوق العاده قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده و در جلسه رسیدگی مورخ 1401/02/31 که فقط با حضور خواهان تشکیل گردیده و خوانده حضور نیافته و لایحه ای تقدیم ننموده خواهان اظهار داشت خواستار صدور حکم بر الزام زوج به طلاق ناشی از عسر و حرج هستم چون شوهرم معتاد به مواد مخدر تریاک به مدت 14 سال و شیشه روان گردان به مدت یک سال است.و مدت 3 سال است.نفقه ما را نمی دهد و از اوایل بهمن ماه 1398 تاکنون زندگی مشترک را ترک کرده است.و فقط نزد همسر اولش به سر می برد و به من سر نمیزند دو فرزند مشترک به نام م. متولد 1396/03/03 و س. متولد 1398/01/01 داریم که حضانت انها را تا 7 سالگی می خواهم باردار نیستم و به پزشکی قانونی نمی روم خوانده مرا بی جهت و بدون علت رها کرده است.و فرزند ان نزد من هستند جهیزیه ندارم. دعوی مطالبه نفقه خود را در شورای حل اختلاف اقامه کردم که در حال رسیدگی است.حکم مهریه خود را قبلا از دادگاه گرفته ام و در حال اجراست خواستار نفقه معوقه از اوایل بهمن 1398 تا زمان طلاق و نیز نفقه ایام عده هستم و ادعای مالی دیگری از شوهرم ندارم. مستند من در اثبات ترک زندگی و ترک انفاق شهادت شاهد به نام ر. م. است.و برای اثبات ادعای اعتیاد شوهرم دلیل ندارم. چون در داخل خانه و در حضور خودم مصرف می کرد.دادگاه قرار استماع شهادت شهود خواهان را صادر نموده و در جلسه رسیدگی مورخ 1401/03/24 که فقط با حضور خواهان تشکیل گردیده از تنها شاهد تعرفه شده به نام ر. م. استماع گواهی به عمل اورده و شاهد یاد شده اظهار داشت من از هییت امنای مسجد محل سکونت خواهان هستم خواهان یک بار به مسجد مراجعه نمود و خواستار کمک مالی شد و گفت که از شوهرش جدا شده است.و گفت که ساکن منزل اجاره ای است.و نمی دانم چه کسی اجاره بها را می دهد لذا من و همسرم سرزده وارد منزلش در *شدیم که 2 بچه مشاهده کردم که با او زندگی می کنند و می گفت فرزند انش هستند و منزلش حتی کولر نداشته است.لذا برایش با کمک هم محله ای ها 1 دستگاه خمیر زن خریدیم تا با ان نان درست کند و از این طریق امرار معاش کند و من شوهرش را می شناسم و نه می دانم کجاست و اطلاعی از ترک زندگی مشترک یا ترک انفاق از ناحیه شوهرش ندارم. و شهادت صرفا به استناد گفته های خود خواهان است. داور منتخب خواهان و داور منصوب خوانده هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند. سرانجام دادگاه ختم دادرسی را اعلام و پس از اظهار عقیده قاضی مشاور به موجب دادنامه شماره *مورخ 1401/04/21 پس از ذکر خواسته خواهان و توضیحات تکمیلی ایشان و اقدامات قضایی انجام شده با اعلام اینکه خواهان دلیلی بر ترک انفاق از ناحیه زوج ارائه ننموده و اذعان دارد. که هنوز دعوی وی در مطالبه نفقه معوقه منجر به صدور حکم نشده تا امکان یا عدم امکان الزام زوج به انفاق مشخص گردد. و شاهد وی هم فاقد اطلاعات لازم در مورد ادعاهای خواهان است.و دلیلی بر ترک زندگی مشترک و اعتیاد زوج ارائه نگردیده لذا با لحاظ نظریه قاضی مشاور دعوی خواهان را به لحاظ فقد ادله اثباتی غیروارد تشخیص و حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر گردیده است.خواهان در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به دادنامه صادره تجدیدنظرخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به مرجع تجدیدنظر شعبه *حسب ارجاع در وقت فوق العاده به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1401/06/15 اعتراض تجدیدنظرخواه را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظر خواسته را صحیح و موافق موازین قانونی و فاقد ایراد و اشکال موثر تشخیص و به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1401/06/16 به زوجه ابلاغ شد و نام برده در تاریخ 1401/06/23 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی به هنگام شور قرائت میگردد.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
رای شعبه
فرجام خواهی خانم ح. ب. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1401/06/15 شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ 1401/04/21 صادره از شعبه *که به موجب ان به لحاظ عدم اثبات و عدم احراز عسر و حرج زوجه در استمرار زوجیت حکم بر بطلان دعوی طلاق خواهان (فرجام خواه) صادر گردیده است، باتوجه به جامع اوراق پرونده وارد نبوده و توجیه قانونی ندارد. زیرا، زوجه فرجام خواه که به علت ترک زندگی مشترک از سوی زوج و ترک انفاق وی و فرزند ان مشترک از سوی نام برده و همچنین اعتیاد زوج به مواد مخدر مدعی عسر و حرج خویش در تداوم زوجیت بوده، در مراحل دادرسی ادله کافی و موجهی جهت اثبات ادعای خود و صحت و درستی مراتب ادعایی اقامه و ابراز ننموده و دعوی مطالبه نفقه معوقه مطروحه در شورای حل اختلاف به لحاظ اینکه به اظهار نام برده هنوز منتهی به صدور حکم نگردیده و به مرحله اجرا نرسیده نمیتواند دلیلی بر اثبات ادعای ایشان و عسر و حرج و وی در ادامه زوجیت بوده باشد. بنابراین دادنامه های بدوی و فرجام خواسته که متضمن این معنا بوده، موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی و با رعایت اصول و قواعد دادرسی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر ارای مرقوم مترتب نبوده و اعتراض فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که بر استنباط و تشخیص دادگاه و اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد. فلذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه به استناد مواد 370 و396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.
شعبه *
رئیس شعبه: ح. ع. مستشار: ح. م. ه. مستشار: م. ح. م.