تایید حکم طلاق زوجه به دلیل عسر و حرج و اجبار به ازدواج در دیوان عالی کشور با استناد به قانون مدنی

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1400/02/25

رای خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده:

به حکایت محتویات پرونده خانم ا. م. در تاریخ 1398/07/13 به طرفیت اقای م. ب. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به دادگاه عمومی *تقدیم نموده و توضیح داده است.که به موجب سند رسمی در تاریخ 1397/11/03 با خوانده ازدواج نموده حال بدلیل عدم حصول توافق اخلاقی مستند به مواد 1113 و 1147 قانون مدنی درخواست صدور حکم دارد. پرونده بدوا جهت ایجاد صلح و سازش به شورای حل اختلاف ارسال گردیده است.و پس از اعاده شعبه *مذکور متکفل رسیدگی گردیده است.در جلسه مورخ 1398/10/02 دادگاه خواهان گفته است.در سن شانزده سالگی بنده را اجبار به ازدواج کردند. بنده این زندگی مشترک را نمی خواهم و بنده ایشان را نمی خواستم و مجبورم به ازدواج کردند. خوانده گفته است.هیچکس شخصی را مجبور به ازدواج نمی کند، دلیل ایشان محکمه پسند نیست. دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر کرده است. مرکز مشاوره بهزیستی اعلام کرده است.با توجه به وضعیت موجود و اصرار زوجه و همچنین عدم حضور زوج در جلسات مشاوره امکان سازش وجود ندارد. داور زوج مخالفت او با طلاق و امادگی و تهیه مقدمات مراسم عروسی وشروع زندگی مشترک از سوی وی را اعلام نموده است.داور زوجه صدور گواهی عدم امکان سازش را پیشنهاد نموده است. پزشکی قانونی *پس از معاینه خواهان پرده بکارت او را بدون پارگی اعلام کرده است.دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره --- مورخ 1399/04/21 خواسته خواهان را فاقد دلیل اثباتی تشخیص و به استناد ماده 1257 قانون مدنی و ماده 1130 ان حکم به بطلان دعوی خواهان (زوجه) صادر واعلام نموده است.اقای ف. ج. به وکالت از ناحیه خانم ا. م. نسبت به این دادنامه تجدیدنظرخواهی و اعتراض کرده است.تجدیدنظرخواه اعلام کرده است. 1 - زوجه در سن 16 سالگی در حالی که قدرتی در تصمیم گیری نداشته تحت اصرار و فشارهای روانی شدید خانواده ونزدیکان خویش وعلیرغم عدم علاقه قلبی به زوج مبادرت به ازدواج با او می‌نماید. واکنون بعد از سپری شدن 2 سال از تاریخ وقوع عقد نکاح دچار تالمات روحی شدید گردیده و به هیچ وجه نمی تواند خود را راضی به شروع زندگی مشترک با مردی نماید. که از ابتدای امر علاقه ای به وی نداشته است.و لازم بذکر است.که کلیه اعضای خانواده زوجه که نقش ویژه ای در تحمیل ازدواج اجباری بر وی داشته اند طی استشهادیه پیوست لایحه ضمن اظهار ندامت از این موضوع مراتب اعلامی از سوی زوجه را با در نظر گرفتن خداوند متعال گواهی نموده اند. 2 - زوجه کلیه مهریه خود که شصت گرم طلای 21 عیار بوده به جهت کراهت شدیدی که نسبت به زوج دارد. و سایر حقوق مالی خود را در قبال طلاق بذل می‌نماید. و … پرونده به شعبه *ارجاع گردیده است. این شعبه پس از رسیدگی و بررسی پرونده و ملاحظه اسناد ومدارک ارائه شده به موجب دادنامه شماره --- مورخ 1399/06/15 با ایراد نقایصی دادنامه تجدیدنظر خواسته را قرار تلقی و جهت انجام تحقیقات تکمیلی و سپس اظهارنظر پرونده را به دادگاه بدوی اعاده نموده است. شعبه *ضمن تعیین وقت رسیدگی و دعوت از طرفین و شهود زوجین از نیروی انتظامی خواسته است.در خصوص ادعای زوجه به صورت محسوس ونامحسوس از محل زندگی انان تحقیق نماید. مامورین تحقیق نیروی انتظامی اعلام کرده اند به روستای مربوطه اعزام و پس از تحقیق به طور نامحسوس از بستگان نزدیک خانم ا. م. هفده ساله که زمان بیش از شانزده سال نداشته و تمایلی به ازدواج نداشته و محصل بوده و به اصرار پدر و مادر و اعضای خانواده و بستگان نزدیک از جمله د. به اجبار تن به ازدواج با اقای م. ب. فرزند ا. داده و نیز بیان داشتند که زمان عقد نیز از خانواده خواسته این کار را نکنند … در جلسه مورخ 1399/08/05 دو نفر شاهد خواهان گواهی نموده‌اند که زوجه در حین عقد رضایت نداشته و با اصرار و اجبار مادر و سایر بستگان اعلام رضایت کرده است.و یک نفر به عنوان شاهد خوانده اعلام کرده است.زوجه در زمان عقد با رضایت خودش شیخ عقد خوانده است.و کسی مجبورش نکرده است.و یک نفر دیگر اعلام کرده است. خودش امضای کرد و نمی دانم راضی بوده یا نبوده. دادگاه مجددا زوجین را به شورای حل اختلاف ارجاع داده است.که شورای مذکور مجددا توفیقی در ایجاد صلح و سازش حاصل ننموده است. دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به شرح دادنامه شماره --- مورخ 1399/09/09 به استناد ماده 1257 قانون مدنی ادعای خواهان را ثابت ندانسته و موضوع را از مصادیق ماده 1130 قانون مرقوم تشخیص نداده و تحت عموم قاعده الطلاق بید من اخذ بالساق و ماده 1133 باقی ماندن ان حکم به بطلان دعوی خواهان صادر واعلام کرده است.مجددا وکیل زوجه نسبت به این دادنامه تجدیدنظر خواهی نموده است. شعبه *به موجب دادنامه شماره --- مورخ 1399/10/25 با اشاره به اظهارات خواهان و شهادت شهود و نتیجه تحقیقات نیروی انتظامی و بخصوص اعلام کراهت شدید زوجه از زوج و اعلام بذل مهریه و سایر حقوق مالی عسر وحرج وی را احراز و مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 1130 ٫ 1143 ٫ 1144 ٫ 1151 ٫ 1152 و 1155 و 1145 قانون مدنی و 26 و 28 قانون حمایت خانواده ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته زوج را ملزم به طلاق زوجه نموده است. زوجه تمام حقوق خود را بذل کرده است. سپس براساس فرجامخواهی زوج پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و جهت رسیدگی باین شعبه ارجاع گردیده است.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ج. ق. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد.

رای شعبه دیوان عالی کشور

رای شعبه

در خصوص فرجامخواهی اقای م. ب. نسبت به دادنامه شماره * 1399/10/25 صادره از شعبه *به شماره فوق الذکر که به موجب ان با نقض دادنامه بدوی صادره از شعبه *حکم به الزام وی به طلاق فرجامخوانده صادر گردیده است.با تلقی دادخواست اعاده دادرسی او به عنوان فرجامخواهی که در شرح خواسته نیز انرا فرجامخواهی اعلام کرده است.و نقض قرار عدم استماع صادره به شرح دادنامه شماره --- شعبه *و پذیرش در مهلت بودن فرجامخواهی وارد تشخیص نگردید.دادنامه فرجامخواسته با عنایت به مبانی استدلال دادگاه بویژه اعلام کراهت شدید زوجه و بذل کلیه حقوق مالی از جمله مهریه برابر مقررات قانونی صحیحا صادر گردیده است.از ناحیه فرجامخواه مطلب مستند و مدللی که موجب نقض ان گردد. ابراز نشده است.و از جهت رعایت اصول و قواعد دادرسی نیز ایرادی در ان ملاحظه نمی گردد. بنابراین به استناد مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب ضمن رد فرجامخواهی فرجامخواه دادنامه فرجامخواسته را تایید و ابرام می‌نماید./ا 400/3/2

شعبه *

رییس شعبه: ج. ق. مستشار: س. م. ت.

منبع