تاریخ دادنامه قطعی: 1395/04/28
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: 1 - سقوط حق فسخ نکاح بهجهت گذشت مدت منوط به علم ذوالخیار به حق فسخ و فوریت آن است و این موضوع، نیازمند اثبات است. بنابراین مادامیکه علم ذوالخیار به حق فسخ و فوریت استفاده از آن به اثبات نرسیده باشد، تاخیر وی موجب اسقاط حق فسخ وی نمی شود. 2 - مقصود از وصف سلامت هر یک از زوجین، صرفا سلامت نسبی و عدم ابتلا به عیوب و امراض صعب العلاج، غیر قابل علاج، مخاطره آمیز یا موجب اختلال در روابط زناشویی است. بنابراین عیوب و امراض دیگر، موجب زوال وصف سلامت و ایجاد خیار فسخ نکاح نمی شود. 3 - ابتلاء زوجه به سردرد، دل درد، گرگرفتگی بدن و نیز عدم عادت ماهانه در سن 13 سالگی، بیماری صعب العلاج، مخاطره آمیز یا مختل کننده روابط زناشویی محسوب نمی شود تا وصف سلامت عرفی زوجه را منتفی و موجب حق فسخ نکاح برای زوج باشد.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه هشتم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/04/28 - 09 : 30 قاضی: حسن عباسیان قاضی: سیروس کیقبادی قاضی: جعفر پوربدخشان
خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 94/6/9 خانم ز. خ.ت. به وکالت از طرف آقای ی. ل. به طرفیت خانم ز. س. دادخواستی به عنوان دعوی تقابل در پرونده کلاسه --- مطروحه در شعبه اول دادگاه عمومی سبزوار به خواسته صدور حکم بر فسخ نکاح بدلیل تخلف از شرط صفت و تدلیس تقدیم و در متن دادخواست توضیح داده که به موجب عقدنامه شماره 2994 مورخ 1393/10/16 دفتر ازدواج شماره 9 سبزوار خوانده همسر شرعی و دائمی موکل میباشد. بعد از گذشت مدتی از عقد ازدواج موکل متوجه میشود که خوانده از برخی از ناراحتی های جسمی رنج میبرد مثل سردردهای شدید، دل دردهای شدید، گرگرفتگی شدید بدن و مدام نیز به پزشک مراجعه مینماید و داروهائی را مصرف می کند و علیرغم اصرار شدید موکل برای مراجعه زوجه به همراه همسر خود نزد پزشک متخصص متاسفانه زوجه امتناع ورزیده و با موکل پرخاشگری می کند و عصبی میشود و چون وجود سلامت جسمی و روانی در زوجین جزو شروط ضمنی و بنائی عقد ازدواج میباشد و در مانحن فیه عقد ازدواج بر مبنای سلامت جسمی و روانی زوجین محقق شده است که زوجه فاقد سلامت جسمی میباشد لذا با خیار حاصل از مدلول ماده 1128 قانون مدنی و ماده 1131 قانون مدنی رسیدگی و صدور حکم به شرح خواسته دادخواست مورد استدعاست ضمنا چون خوانده دعوی تقابل در پرونده کلاسه --- تقاضای مطالبه نفقه نموده و در صورت اثبات و احراز حق فسخ برای موکل پرداخت نفقه زوجه حداقل در خصوص نفقات جاریه با توجه به انحلال نکاح در اثر فسخ منتفی و در دعوی مطالبه نفقه و فسخ نکاح به یکدیگر مرتبط تقاضای لف دو پرونده و رسیدگی توامان آن مورد استدعاست. دادخواست مطروحه در شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شهرستان سبزوار ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. جلسه اول دادرسی به تاریخ 94/6/29 با حضور وکیل خواهان و نیز خوانده تشکیل گردید در این جلسه وکیل خواهان با تقدیم لایحه دفاعیه اظهار داشت خواسته به شرح دادخواست و لایحه تقدیمی میباشد. خوانده دفاعا اظهار داشت در تاریخ 93/10/16 به عقد رسمی و دائمی خواهان با مهریه 214 عدد سکه بهار آزادی درآمدم و هم اکنون در دوران عقد بسر میبرم از روز اول نوروز (عید) امسال ( 1394 ) با همسرم اختلاف داریم همان یکماه اول عقد با هم خوب بودیم و با هم رفت و آمد داشتیم و بعد از آن اختلاف ما شروع شده و چون آن موقع فصل زمستان بود و من سرما خورده بودم میگفت که چرا تو اینقدر سردرد داری حتی با خودش دو سه مرتبه با هم به دکتر رفتیم آزمایش دادم و جواب آزمایش خوب بود مشکل نبود و خود دکتر هم گفت که سونوگرافی لازم نیست مشکل نداری و همسرم دقیقا یک الی یک ماه و نیم بعد از عقد سردردهای مرا بهانه موضوع اختلافات کرد. هنوز دوشیزه هستم عمل زناشوئی انجام نداده ایم ضمنا خود دکتر در حضور همسرم گفتند که چون سن همسرتان کم است عدم عادت ماهیانه طبیعی است بمرور زمان خوب میشود اظهارات و ادعاهای وکیل وی را قبول ندارم و در ایام نوروز امسال پدر خواهان چند بار به پدر و مادرم زنگ زدند که بیاید دخترتان طلاق توافقی بگیرد ما در مقابل چند نفر را جهت صلح و سازش نزد آنها فرستادیم ولی پدر شوهرم به آنها گفته بود که راهی ندارد بیاید طلاق توافقی بگیرد. وکیل خواهان اظهار داشت با توجه به اینکه زوجه اقرار ضمنی به برخی علائم مثل سردردهای شدید خود داشته و نیز بحث عدم عادت ماهانه را نیز پذیرفته و از طرفی مراجعه ایشان به پزشک عمومی بوده و قطعا در بحث بیماریهای زنان مراجعه به پزشک متخصص زنان حائز اهمیت است جهت احراز سلامت یا عدم سلامت زوجه از حیث بیماریهای زنان تقاضای معرفی به پزشکی قانونی و پزشک متخصص زنان را دارم. اختلافات زوجین حسمب اظهارات موکل حدود یک ماه پس از عقد بوده است لیکن اختلاف شدید و عدم مراجعه زوجین به یکدیگر و ارتباط آنها با یکدیگر از اوایل سال جاری ( 1394 ) میباشد که زوجه پس از پس آوردن وسایل زوج به منزل پدر زوج خواستار جدائی مسالمت آمیز شده است لیکن اقدام به طرح دعوی حقوقی مطالبه نفقه نموده است. اگرچه منشا اختلاف و طرح بحث بین موکل و زوجه همان علائم بیماری مشاهده شده در زوجه بوده است اما علت اصلی لجبازی زوجه و عدم همراهی زوجه با زوج در مراجعه به پزشک متخصص بوده است و چون موکل اصرار به مراجعه به پزشک متخصص داشته و زوجه امتناع و سپس نیز پس از مراجعه زوج در روز اول عید به منزل پدر زوجه، زوجه از همراهی با موکل امتناع و سپس به اتفاق خانواده به منزل زوج مراجعه و تمام وسایل خریداری شده توسط زوج را پس داده و خواستار جدائی به خوبی و خوشی شده اند و زوج از ادامه زندگی با زوجه نا امید شده لیکن به علت عدم آگاهی به حقوق قانونی خود اقدام نکرده تا مساله به طریقی حل شود و به مجرد اطلاع از داشتن حق فسخ در مراجعه به اینجانب و آگاهی از داشتن حق فسخ در صورت عدم سلامت زوجه در جهت اجرای حق خود و اسرع وقت تقدیم دادخواست فسخ برآمده است و حتی طرح دعوی فسخ اگرچه به صورت دعوی تقابل اما قبل از جلسه اول دادگاه مطالبه نفقه و در فوریت متعارف عرفی انجام شده است. موکل حدود یک ماه پس از عقد متوجه علائم مشکوک به بیماری در زوجه میشود لیکن بدلیل اینکه مراودات ایشان با زوجه بسیار اندک بوده چون در دوران عقد بوده است و بخاطر همین جهت احراز امر اصرار به مراجعه به پزشک متخصص داشته است. زوجه مجددا اظهار داشت چون قبلا نزد دکتر عمومی رفته بودم نیازی به مراجعه به دکتر زنان نبود منهم مراجعه ای نکردم چون دکتر میگفت تو مشکل نداری لذا تقاضای رد خواسته خواهان را دارم. دادگاه در پایان جلسه دادرسی مقرر داشته پرونده استنادی کلاسه --- حقوقی یک مطالبه و به نظر برسد که پس از وصول در وقت فوق العاده مورخ 94/7/6 خلاصه آن را در صورتمجلس منعکس نموده که حاکیست در تاریخ 94/4/1 زوجه به طرفیت زوج دادخواستی به خواسته مطالبه نفقه معوقه از 94/1/1 تا زمان تقدیم دادخواست ماهیانه دویست و پنجاه هزار تومان و به طور استمرار ماهیانه سیصد و پنجاه هزار تومان و تقاضای تعیین تکلیف مطرح نموده و پس از تشکیل جلسه دادرسی، دادگاه دستور داده که پرونده استنادی فسخ نکاح به شماره 940982 حقوقی یک مطالبه و به خواهان ابلاغ شود گواهی رشد را ارائه نماید، تصویر گواهی رشد ضمیمه پرونده شده است. پرونده استنادی فسخ نکاح نیز پس از وصول، گزارش آن تهیه شده است و در خصوص درخواست رسیدگی توام به لحاظ اینکه نفقات تا زمان فسخ نکاح برعهده زوج است و تصمیم گیری پرونده فسخ ناظر به آینده است و در نفقات گذشته تاثیری ندارد نظر به عدم رسیدگی توامان داده شده و سپس قرار استماع شهادت شهود صادر و پرونده مقید به وقت رسیدگی 1394/07/13 میباشد و حکایت دیگری ندارد. دادگاه پس از اظهارنظر قاضی مشاور ضمن اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره --- مورخ 94/7/9 پس از ذکر خواسته خواهان و توضیحات وکیل ایشان با استدلال اینکه وکیل خواهان به شرح صورتجلسه مورخ 94/6/29 صراحتا اعلام نموده موکل (زوج) یکماه پس از عقد وجود عدم سلامت جسمی در زوجه مطلع گردیده و از وی جهت درمان تقاضای مراجعه به پزشک متخصص نموده است لیکن خوانده امتناع و النهایه از اوایل فروردین ماه 1394 اختلاف نامبردگان شروع و ارتباط آنان با یکدیگر قطع میشود لذا نظر به اینکه حسب محتویات سند رسمی ازدواج تاریخ عقد نکاح 1393/10/16 اعلام گردیده و از تاریخ و زمان اطلاع خواهان از بیماری زوجه (به فرض صحت آن) که حسب اظهارات وکیل وی یکماه پس از تاریخ عقد میباشد نامبرده در مدت متعارف نسبت به فسخ نکاح و اعلام آن اقدامی به عمل نیاورده است گرچه وکیل زوج مدعی عدم آگاهی موکل به حقوق قانونی خود (فوریت اعمال خیار فسخ) گردیده لیکن با توجه به آنکه پس از انتشار قوانین علم افراد جامعه به قانون مفروض و جهل آنها نیاز به اثبات دارد که در مانحن فیه نظر به باسواد بودن خواهان و نیز امکان دسترسی به وکیل یا مشاور حقوقی ادعای جهل به شرح مذکور برخلاف ظاهر میباشد لذا با عنایت به دفاعیات خوانده و نظریه قاضی محترم مشاور به لحاظ ساقط شدن خیار فسخ، دعوی مطروحه را غیر وارد تشخیص مستندا به ماده 1131 قانون مدنی و ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان صادر نموده است. پس از ابلاغ رای صادره وکیل زوج نسبت به آن تجدیدنظرخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی شعبه بیست و یکم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره --- - 94 مورخ 1394/09/14 اعتراض وکیل زوج تجدیدنظرخواه را غیر وارد تشخیص و ضمن رد آن دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالصدور در تاریخ 94/10/3 بوکیل زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 94/10/15 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به آن فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لوایح و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. لوایح طرفین به هنگام شور قرائت میگردد.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای حسن عباسیان عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد
رای شعبه
هشتم دیوان عالی کشوراعتراضات وکیل زوج فرجامخواه نسبت به دادنامه شماره --- - 94 مورخ 1394/09/14 شعبه بیست و یکم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی که در جهت تایید دادنامه بدوی متضمن حکم بر بیحقی فرجامخواه در دعوی مطروحه به خواسته فسخ نکاح انشاء گردیده وارد و موجه نیست زیرا وکیل زوج فرجامخواه به شرح دادخواست نخستین و لایحه تقدیمی و توضیحات در جلسه دادرسی با اشاره به اینکه زوجین در تاریخ 1393/10/16 با هم ازدواج نموده و هنوز در دوران عقد بسر میبرند و زوجه مبتلا به سردرد و دل درد شدید و گرگرفتگی شدید بدن و عدم عادت ماهانه بوده و فاقد وصف سلامت جسمی که مبنای عقد نکاح بوده است میباشد بدین لحاظ صدور حکم بر فسخ نکاح را خواستار گردیده و دادگاه بدوی به موجب دادنامه صادره و استدلال منعکس در آن به جهت اینکه زوج بفوریت و در مدت عرفی نسبت به فسخ نکاح اقدام نکرده و ادعای جهل او هم به حق فسخ و فوریت آن مسموع نمیباشد خیار فسخ او را ساقط تشخیص و حکم بر بیحقی او صادر نموده و دادنامه مزبور هم به موجب دادنامه فرجامخواسته تایید گردیده است. اگرچه مطابق ماده 1131 قانون مدنی خیار فسخ فوری است و اگر طرفی که حق فسخ دارد بعد از اطلاع به علت فسخ، نکاح را فسخ نکند خیار او ساقط میشود به شرط اینکه علم به حق فسخ و فوریت آن داشته باشد و مستفاد از ماده مذکور اینستکه در نکاح علم به حق فسخ و فوریت آن برای ذوالخیار مفروض و ثابت نبوده بلکه احتیاج به اثبات دارد و مادامیکه علم ذوالخیار به حق فسخ و فوریت استفاده از آن به اثبات نرسیده باشد حق فسخ او ساقط نبوده و از تاریخ علم به آن میتواند بفوریت با استفاده از حق خود نسبت به فسخ نکاح اقدام نماید و در مانحن فیه هیچ دلیلی که ثابت نماید که زوج فرجامخواه پس از اطلاع به علت فسخ نکاح و قبل از تقدیم دادخواست فسخ نکاح، به حق فسخ خود و فوریت آن علم داشته اقامه و ابراز نشده و بدین لحاظ سقوط خیار او ثابت و محرز نبوده و هر چند در نکاح وصف سلامت جسمی و روحی هر یک از زوجین عرفا وصف مقصود طرح دیگر بوده که علیرغم تصریح آن در عقد نکاح، عقد مبنیا بر آن واقع میشود که فقدان این وصف در هر یک از زوجین قانونا موجب خیار فسخ برای طرف دیگر خواهد بود ولی از آنجایی که ملاک تشخیص وصف سلامت جسمی و روحی هر یک از زوجین داوری عرف جامعه بوده و در داوری عرف جامعه هم مقصود از وصف سلامت هر یک از زوجین صرفا سلامت نسبی هر یک از آنان بوده نه سلامت مطلق و عاری از هرگونه عیبی و سلامت جسمی و روحی از منظر عرف جامعه بمعنا و مفهوم آن است که هیچ یک از زوجین از حیث جسمی یا روحی مبتلا به عیوب و امراض صعب العلاج یا غیر قابل علاج و مخاطره آمیز و یا موجب اختلال در روابط زوجیت و زناشویی نبوده باشد والا عیوب و امراض دیگر خارج از این مصادیق موجب زوال وصف سلامت و مآلا موجب خیار فسخ نخواهد بود و در مانحن فیه بیماری های منتسب به زوجه که متولد 1380/12/20 بوده و در سن سیزده سالگی با زوج فرجامخواه ازدواج نموده شامل سردرد و دل درد و گرگرفتگی بدن و نیز عدم عادت ماهانه بفرض صحت آن در زمره بیماری های صعب العلاج و یا غیر قابل علاج مخاطره آمیز و یا موجب اختلال در روابط زوجیت و زناشوئی محسوب نبوده که وصف سلامت جسمی عرفی زوجه را منتفی و موجب حق فسخ نکاح برای زوج بوده باشد بنابراین و با توجه به مراتب مرقوم اساسا حق فسخ نکاح برای زوج فرجامخواه ثابت و مدلل نبوده تا نامبرده با اعمال این حق خود بفوریت نسبت به فسخ نکاح اقدام نماید از این رو دادنامه های بدوی و فرجامخواسته صرفنظر از استدلال منعکس درآن از حیث نتیجه موجها و منطبق بر موازین قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر دادنامه های مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات وکیل فرجامخواه در حدی نیست که خدشه ای بر دادنامه فرجامخواسته وارد و موجبات نقض آن را فراهم سازد فلذا ضمن رد فرجامخواهی فرجامخواه مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته نتیجهً ابرام میگردد.
رئیس شعبه هشتم دیوان عالی کشور: حسن عباسیان مستشار: سیروس کیقبادی عضو معاون: جعفر پوربدخشان