تاریخ دادنامه قطعی: 1394/06/18
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: محکومیت متهم به بزه نگهداری ماده روانگردان شیشه در فرضی که ماده مزبور توسط متهم،هنوز استحصال و تبدیل به شیشه نشده باشد، فاقد وجاهت قانونی است.
صورتجلسه تنظیمی مورخ 1392/06/06 مامورین مبارزه با مواد مخدر تهران دلالت دارد که در پی گزارش واصله مبنی بر اینکه فردی به هویت ب. م. در امر تولید و توزیع مواد روانگردان شیشه فعالیت دارد. با کسب دستور از مقام قضایی منزل نامبرده واقع در تهران مورد بازرسی قرار میگیرد. که بدوا به لحاظ مقاومت در بازرسی و ایجاد درگیری دستگیر و از منزل نامبرده هیچگونه مواد ممنوعه به دست نمیآید و در ادامه با راهنمائی نامبرده منزل واقع در کوچه ط. مورد بازرسی قرار میگیرد. از داخل کابینت آشپزخانه مقدار 428 گرم مواد روانگردان شیشه با لفاف تعداد 210 عدد پک خرده و عمدهفروشی، یک عدد قیف و یک عدد دستگاه ترازو یک عدد اجاق گاز تک شعله یک عدد سطل و از حمام دو عدد قابلمه مخصوص پخت شیشه از داخل انبار سه گالن بیست لیتری آب مقطر با مارک زلال پمپ، مقدار 307 گرم آبکار و مایع مشکوک به شیشه با لفاف، پودر مشکوک به آندرین 74 گرم با لفاف کشف میگردد. در برگ توزین نیز مقادیر مذکور اعلام شده است از متهم تحقیق اظهار میدارد که کشف مواد از منزل بنده قبول دارم ولی متعلق به بنده نیست برای علی... میباشد تاکنون با هیچکس در امر تولید و ساخت شیشه فعالیت نداشتهام. ولی ع. ح (ظاهرا الف. صحیح است. عضو ممیز) به مدت 7 سال است فعالیت دارد و آشپز است حدود دو ماه پیش ع. لوازم و شیشه مکشوفه را در منزل بنده گذاشت و با وانت آنها را به آنجا آورد بنده مبلغ 55 میلیون تومان به ع. قرض داده بودم حدود دو ماه پیش که از او سفته گرفته بودم ع. به من گفت این لوازم به صورت امانت در منزل بنده باشد تا برگردم و آنها را از اینجا میبرم و پول شما را میدهم و تسویه میکنم. گزارش به نظر قاضی کشیک دادسرا رسیده است از متهم تحقیق و اتهام نگهداری مقدار 430 گرم شیشه و مواد اولیه ساخت شیشه به وی تفهیم شده است دفاعا بیان داشته است که گزارش را قبول دارم. مواد به اتفاق اقلام ساخت شیشه از منزل من کشف شده است تماما متعلق به ع. ح. میباشد. من از ایشان مبلغ صد میلیون تومان طلبکار بودم و نامبرده به عنوان امانت آورده بود منزل من و گفت میآیم میبرم. شنیدهام در زندان قزل الحصار است و متعلق به من نمیباشد، قرار بازداشت موقت صادر شده جهت رسیدگی به شعبه --- بازپرسی ارجاع گردیده است پاسخ آزمایشگاه نمونه جامد کلوخی به صورت مخلوط با پودر زرد رنگ حاوی مقدار جزئی متامفتامین (شیشه) و نمونه کریستالی سفید رنگ را متامفتامین (شیشه) اعلام داشته است (ص 24 ) آقایان ک.پ. و ح.ت. از جانب متهم اعلام وکالت نمودهاند در تاریخ 1392/06/30 بازپرس از متهم آخرین دفاع اخذ نموده مطالب قبلی را تکرار و اعلام داشته مواد متعلق به ع. ح. میباشد. و از شیشه اطلاعی نداشتم متهم ع. الف. ح. از زندان تحتالحفظ احضار در مورخ 1392/07/08 در بازپرسی حاضر از نامبرده تحقیق بیان داشته است اینجانب اظهارات ب. م. را قبول ندارم. من از تاریخ عید فطر امسال که حدود 2 ماه میشود در زندان قزلالحصار هستم بابت اتهام نگهداری 16 گرم شیشه در شعبه --- دادگاه انقلاب به هفت سال و نیم محکوم شدهام و دو ماه سپری کردهام اصلا رابطهای با ب. م. ندارم برادرانش میوهفروش هستند ولی هیچ رفت و آمدی با ایشان نداشتم حرفهای ایشان کذب محض است. اصلا قبول ندارم. سفته به م. داده بودم به ایشان نداده بودم حاضرم مواجهه حضوری شوم. در تاریخ 1392/07/15 با احضار متهمان از زندان بازپرس بین آنها مواجهه حضوری داده است. ب. م. اظهار داشته مواد متعلق به آقای ع. الف. ح. است که اینجا حاضر میباشد. من کلید منزلم را به ایشان داده بودم. چون میخواستم بروم شمال و این آقا با یک م. نامی آمدند کلید را گرفتند. من رفتم شمال برگشتم کلیدها را به من برگرداندند و حتی به خانه رفتم ولی توجهی نکردم. گویا این وسایل را این آقا و م. داخل منزل گذاشتهاند و اصلا کلید را تحویل شخص دیگری ندادهام متهم ع.ح. اظهار داشته است. قبول دارم کلید را از ب.م. گرفتم ولی درجا به م. دادم تا با دوست دخترش بروند آنجا من نرفتم م. رفته است و م. روی دو تا سه پرونده متواری است. اگر موادی گذاشته باشد کار م. است، م.ب. فامیل است و پایگاه... در تعقیب او هستند، قبول دارم اشتباه کردم کلید منزل ب.م. را به م. دادم، و میدانم مواد مال ب.م. نیست و م.ب. فراری است و ب.م. اهل مواد نیست، دعوائی است ولی موادی نیست. خودم تقریبا 15 روز بعد به خاطر 14 گرم گیر افتادم که این مواد هم امانت م. ب. بوده است مجددا ب. م. اظهار داشته است به خدا از این مواد هیچ اطلاعی نداشتم سابقه من را بررسی کنید ورزشکار هستم و دعوا میکنم ولی از مواد اطلاعی ندارم، بازپرس قرار مجرمیت متهم صادر نموده به لحاظ عدم اظهارنظر در خصوص سایر متهمان و نیز اخذ نتیجه میزان مواد روانگردان استحصال شده از مایع مشکوفه دادیار اظهارنظر با قرار صادره موافقت نمینماید. در این هنگام به علت بلاتصدی بودن شعبه اوّل بازپرس جهت رسیدگی به شعبه دوّم بازپرسی ارجاع میگردد گزارش آزمایشگاه حاکی است که مقدار 20 گرم شیشه (متامفتامین) از مایع مکشوفه قابل استحصال است (ص 64 ) وکلاء متهم لایحهای تقدیم که پیوست پرونده میباشد، با توجه به نتیجه آزمایشگاه اتهام نگهداری مقدار 450 گرم شیشه به نامبرده تفهیم و اتهام قبلی اصلاح میشود. مجددا اظهار میدارد که مواد متعلق به من نیست متعلق به آقای ع.... میباشد. پس از رفع نواقص قرار مجرمیت متهم در خصوص نگهداری مواد روانگردان (شیشه) به میزان مذکور صادر و در خصوص سایر اتهامات قرار منع تعقیب صادر میگردد و با تنظیم کیفرخواست پرونده به دادگاه ارسال میشود. جهت رسیدگی به شعبه --- دادگاه انقلاب اسلامی تهران ارجاع شده است خانمها ف.ص. و ن.ع. از جانب متهم اعلام وکالت مینمایند. متهم طی ارسال لایحهای از زندان سایر وکلاء خود را عزل مینماید. مجددا ج.و. از جانب متهم اعلام وکالت مینماید. وقت دادرسی به تاریخ 1394/02/15 تعیین شده است. با حضور متهم، وکیل نامبرده و نیز نماینده دادستان جلسه دادرسی تشکیل گردیده است خطاب به متهم مفاد کیفرخواست دادسرا قرائت میگردد چه میگوئید؟ قبول دارم از خانه من کشف شده است ع.... این مواد را به خانه من به عنوان امانت آورد و کلید خانه را به او دادم و 55 میلیون تومان از وی طلبکار بودم و کلید خانه را به او دادم و به شمال رفتم و گفت کلید خانه را به من امانت بده و بنده در شمال بودم وقتی از شمال برگشتم مرا دستگیر کردند. و به خانه خود مرا بردند و مواد از خانه من کشف گردید. انگیزه پذیرش چه بود. من اشتباه کردم کلید خانهام را به او دادم و زمانی که آمد گالن آب مقطر آورده بود، در مقام آخرین دفاع گفته است شیشه متعلق به من نیست و خود ع. گفته که مواد متعلق به من است. وکیل نامبرده نیز اظهار داشته مدافعاتم به شرح لایحهای است که تقدیم مینمایم. وکیل مذکور لایحهای سپس تقدیم و طی آن مضمونا اعلام داشته است. موکل از وجود مواد در منزل هیچگونه اطلاعی نداشته است و صرفا از روی اعتماد کلید منزل را در اختیار دیگری قرار داده است و باز نمودن درب با ریموت برای مامورین دلیل بر آسودگی روانی وی مبنی بر عدم وجود وسایل ممنوعه در منزل میباشد و فقدان سوءنیت وی را نشان میدهد و اینکه متهم از ابتدا منکر اتهام شده و اظهارات اولیه نامبرده در نزد مامورین زیر فشار شکنجه شدید فیزیکی بوده است به لحاظ عدم تحقق عناصر سهگانه جرم برائت وی را تقاضا نموده است. نماینده دادسرا نیز با توجه به مفاد کیفرخواست و محتویات پرونده و اظهارات متهم در مراحل دادرسی رسیدگی و صدور حکم را به شرح کیفرخواست و محکومیت نامبرده خواستار شده است. سپس دادگاه با ختم رسیدگی به شرح دادنامه شماره --- - 1394/02/19 به استناد بند 6 ماده 8 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر نامبرده را به اعدام و مصادره اموال ناشی از وقوع جرم محکوم مینماید. و سرانجام با توجه به اعتراض وکیل نامبرده پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع میشود. مفاد لایحه تکرار مطالب قبلی است. هنگام شور قرائت میگردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای عنایت حیاتی عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای مهرداد حبیبی دادیار محترم دادسرای دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر نقض دادنامه مشاوره نموده چنین رای میدهد:
نظر به اینکه متهم از بدو تحقیق منکر اتهام و بزه انتسابی بوده است و مدعی گردیده که قبل از دستگیری در شمال کشور بوده و خودش مامورین را به صحنه کشف مواد هدایت کرده است. در وضع کنونی رای فرجامخواسته به لحاظ نواقص تحقیقاتی به شرح ذیل واجد اشکال است که اقتضاء دارد به وجه مفید مرتفع گردد. اولا: لازم است با اعزام مامورین مورد وثوق قابل اطمینان به نحو غیرمحسوس در مورد فعالیت و اقدامات متهم در توزیع مواد مخدر (خصوصا در محل کشف مواد) تحقیقات اطمینانآور انجام شود که آیا اساسا گزارش اولیه در این مورد صحت دارید یا خیر؟ ثانیا: ادعای متهم در مورد عدم حضورش در تهران مورد بررسی و همچنین با پرسش و سوالات تکمیلی و تحقیق بیشتر از نامبرده در مورد دیگر اظهاراتش مبنی بر تعلق مواد به فرد دیگر، چگونگی انتقال آنها به آپارتمان وی، زمان و نحوه ادعای تحویل کلید آپارتمان به افراد دیگر تحقیقات کافی و روشنکننده صورت پذیرد. ثالثا: در فرض اینکه متهم توزیعکننده مواد بوده است علیالقاعده میبایستی شماره تلفن یا نام و مشخصاتی از دریافتکنندههای مواد مخدر در پرینت مکالمات تلفنی یا مدارک و دفاتر وی موجود باشد. که در این مورد هم تحقیقی صورت نگرفته است و اقتضاء دارد. به طریق مقتضی تحقیقات لازم در این مورد نیز معمول گردد. رابعا افزودن مقدار بیست گرم شیشه به اتهام متهم در حالی که استحصال و تبدیل به ماده روانگردان شیشه نشده است نیز محل تامل و صحیح به نظر نمیرسد. لذا به لحاظ مراتب رای صادره مخدوش و درخور نقض است و مستند به بند ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال 1392 و تجویز شق دوّم بند مذکور با نقض رای رسیدگی مجدد را به همان دادگاه صادرکننده حکم منقوض محول تا پس از رفع نواقص یاد شده سپس رای مقتضی صادر نمایند.
مستشار و عضو معاون شعبه اول دیوان عالی کشور
حمیدرضا موحدی - عنایت حیاتی