در تاریخ 1400/01/28 خانم ز. گ. به وکالت از طرف خانم ت. ح. به طرفیت اقای م. م. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به استناد بند 2 شرط مندرج در سند نکاحیه مبنی بر سوی رفتار زوج به نحو ایراد ضرب و جرح شدید به زوجه و بلاتکلیف رها نمودن ایشان تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. اقای ح. م. وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه از جانب خوانده (زوج) اعلام وکالت نموده است.در جلسه رسیدگی مورخ 1400/03/03 وکیل خواهان اظهار داشت موکل که همسر رسمی و دائمی خوانده میباشد. بارها مورد ضرب و شتم شدید ایشان قرار گرفته لیکن بدلیل جلوگیری از اختلافات بیشتر هیچگونه برگه پزشکی قانونی در این خصوص نداشته و اخرین بار که مورد ضرب و شتم ایشان قرار گرفته به میزان 12/5 درصد دیه به ایشان تعلق گرفته است.و هم چنین بنا به دلایل نامعلوم خوانده به دفعات اقدام به خودکشی نموده که موکل مانع ان گردیده است.و پرونده و سوابق این موضوع در اداره بهداشت مهدی شهر استان *موجود است.لذا با توجه به اینکه شرایط مذکور موجب عسر و حرج موکل گردیده است.صدور حکم طلاق مورد استدعاست. وکیل خوانده در قسمتی از اظهارات خود گفته است.زوجه رضایت داده است.که موکل ازدواج مجدد نماید. و شخصی که چنین کاری انجام میدهد و می پذیرد با زن دیگری زندگی کند نمیتواند به دلایل واهی تقاضای عسر و حرج نماید. تنها دلیل خواهان دادنامه صادره مبنی بر ضرب و جرح میباشد. که صرفا به استناد شهادت شهود حکم صادر شده است.که شاهد از شهادت خود عدول کرده است.لذا رای کیفری نمیتواند دلیل عسر و حرج باشد. چرا که طبق بند 2 سند نکاحیه سوی معاشرت باید مستمر باشد. و به صرف یکبار ضرب و جرح ان هم مربوط به دو سال پیش خواهان نمیتواند تقاضای طلاق کند چرا که ضرب و جرح مستمر نبوده و صرفا کبودی بوده است.ضمن اینکه موکل بارها مراتب عذرخواهی خود را اعلام کرده و لیکن زوجه به منزل مشترک برنگشته است.و الان نیز موکل حاضر به زندگی میباشد. و تمام امکانات زندگی فراهم است.طبق اسناد و مدارک تقدیمی موکل نفقه زوجه را پرداخت کرده است.و از اتهام ترک انفاق تبریه شده است.لذا تقاضای رد ادعای خواهان مورد استدعاست.سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و داور منتخب خواهان و داور منصوب خوانده هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند وکیل خواهان طی لایحه تقدیمی اعلام نموده که زوجه یک سکه از مهریه خود را در قبال طلاق بذل مینماید. پزشکی قانونی *طی گواهی مورخ 1400/04/16 نتیجه آزمایش بارداری زوجه را منفی اعلام نموده است. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/05/31 با اعلام اینکه با توجه به اظهارات خواهان و تحقیقات به عمل امده هیچگونه دلیل و مدرکی که باعث عسر و حرج گردد. یا تخلف زوج از بندهای سند نکاحیه را ثابت نماید. مشهود نبوده و از ناحیه خواهان ارائه نشده است.لذا حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر نموده است. پس از ابلاغ رای صادره وکیل زوجه در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و به اکثریت ارای طی دادنامه شماره *مورخ 1400/09/08 پس از ذکر تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه به شرح زیر انشای رای نموده است. … علیهذا دادگاه نظر به بررسی پرونده و ملاحظه اظهارات زوجین و وکلای انان و توجها به 1 - ایراد ضرب و جرح عمدی زوج نسبت به زوجه و محکومیت وی به پرداخت 14 ٪ دیه در حق مشارالیها 2 - اذن ازدواج زوجه به زوج از طریق حضور در دفتر اسناد رسمی بخاطر مشکلات ایجاد شده برای وی (زوجه) از طریق همسرش (بنا به اظهارات وکیل زوجه) که گویای اضطرار در اجازه ازدواج مجدد به همسرش میباشد.3 - محکومیت زوج به پرداخت نفقه معوقه در حق همسرش. تخلف زوج از بند دوم سند نکاحیه و در نتیجه عسر و حرج زوجه در ادامه زندگی مشترک با زوج محرز میباشد. لذا با اوصاف یاد شده تجدیدنظرخواهی را وارد دانسته و مستندا به بند ه و ج ماده 348 و 358 قانون ایین دادرسی مدنی و ماده 1119 قانون مدنی و ماده 26 قانون حمایت خانواده ضمن نقض دادنامه معترض عنه با لحاظ احراز تخلف زوج از بند دوم سند نکاحیه حکم به احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق زوجه با شرایط ذیل الذکر صادر و اعلام مینماید. و در صورت استنکاف زوج از طلاق همسرش زوجه اجازه دارد. شخصا به دفترخانه طلاق مراجعه و با شرایط مندرج در دادنامه خودش را مطلقه و دفاتر مربوطه را اصالتا و وکالتا امضای نماید. 1 - مهریه زوجه 174 قطعه سکه تمام بهار ازادی است.که زوجه یک سکه از انها را در قبال طلاق به زوج بذل مینماید. و نسبت به الباقی جداگانه اقدام نموده است. 2- جهیزیه وی در اختیار خودش است.و نسبت به انها ادعایی ندارد.3 - در مورد حضانت فرزند به نام س. 7 ساله جداگانه اقدام گردیده است.4 - نسبت به سایر حقوق مالی نیز زوجه جداگانه اقدام کرده است.5 - زوجه هنگام مراجعه به دفترخانه میبایست گواهی عدم حمل خود را نیز ارائه نماید. 6 - اعتبار این رای پس از قطعیت شش ماه میباشد. … دادنامه اخیر الذکر در تاریخ 1400/09/10 به وکیل زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1400/09/28 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی به هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده، مشاوره نموده چنین رای می دهد:
فرجام خواهی وکیل فرجام خواه اقای م. م. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/09/08 شعبه *که به موجب ان به لحاظ احراز تخلف زوج از بند دوم از شروط ضمن العقد مندرج در سند نکاحیه ضمن نقض دادنامه صادره از دادگاه بدوی حکم به احراز شرایط و تجویز اعمال وکالت در طلاق از طرف زوجه (فرجام خوانده) با شرایط مصرح در ان صادر گردیده است.با توجه به جامع اوراق پرونده وارد نبوده و توجیه قانونی ندارد. استنباط و تشخیص دادگاه در احراز تخلف زوج فرجام خواه از بند دوم شرط مندرج در قباله نکاحیه با توجه به مدارک و پیوست پرونده از جمله محکومیت کیفری فرجام خواه به پرداخت دیات معینه به اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به زوجه و نیز تعدد و کیفیات صدمات بدنی عمدی وارده به زوجه حسب مفاد گواهی پزشکی قانونی موجود در پرونده و هم چنین محکومیت جزایی نامبرده به پرداخت جزای نقدی به علت ممانعت از ملاقات زوجه با فرزند مشترک و اینکه با تعلل و قصور خود در ایفای حقوق زوجه، ایشان را مجبور ساخته که جهت مطالبه نفقه معوقه خویش به مرجع قضایی مراجعه و تظلم خواهی نماید. که سرانجام به موجب دادنامه صادره به پرداخت نفقه معوقه زوجه محکوم گردیده که باظهار وکیل او بعد از صدور حکم نسبت به پرداخت ان اقدام نموده است.مضافا اینکه اقدام به ازدواج مجدد نموده و هم اکنون با همسر دوم خود زندگی مینماید. و عملا به مدت طولانی زوجه را در منزل مادرش بلاتکلیف رها نموده و هیچ اقدام مفید و موثری جهت بازگشت زوجه به زندگی مشترک معمول نداشته که هر چند ازدواج مجدد نامبرده با اذن و رضایت زوجه فرجام خوانده بوده ولی این اقدام ایشان با اصل وفاداری نسبت به همسر و پای بندی به اصول و مبانی خانواده منافات داشته و با توجه به فرهنگ حاکم بر خانواده جامعه *عملا ادامه زندگی را برای زوجه با این اقدام ناصواب خود سخت و دشوار و غیرقابل تحمل نموده است.و مجموع مراتب یاد شده بیانگر این معنا است.که زوج فرجام خواه بر خلاف تکلیف قانونی خویش نسبت به زوجه حسن معاشرتی نداشته و با سوی استفاده خود ادامه زندگی را برای زوجه غیر قابل تحمل ساخته است.و لحاظ دیگر قرائن موجود در پرونده من حیث المجموع صایب و موجه بوده و از این رو دادنامه فرجام خواسته با عنایت به مجموع اوراق و محتویات پرونده و اقدامات و رسیدگی های به عمل امده موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر دادنامه مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات وکیل فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که بمبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض انرا فراهم سازد و چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد موثری در نحوه رسیدگی دادگاه و صدور حکم مشهود نمیباشد. لهذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه به استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.
رئیس شعبه *:ح. ع. مستشاران:ح. م. ه. -م. ج. ح. م.