تاریخ دادنامه قطعی: 1393/12/05
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: چنانچه دادگاه با استناد به علم قاضی حکم به محکومیت متهم صادر نماید باید مستند علم قاضی به صورت صریح در رای قید گردد.
حسب محتویات پرونده آقای م. به اتهام زنای به عنف با خانم و. موضوع شکایت اولیه مجنیٌعلیها تحت تعقیب کیفری قرار گرفته است. متهم در اولین تحقیق در مرجع انتظامی اظهار داشته: بنده جز رابطه با این خانم نداشتم و این ارتباط تلفنی نیز جهت آشنایی برای امر ازدواج بوده است(صفحه 3 ). این خانم با یک آقایی تماس و با بنده در میدان مجیدی قرار گذاشت و بنده نیز در آنجا حاضر گشتم... خانم و. گفت بیا اینجا بنشینم چند کلمه حرف دارم و از پشت سر یک آقایی دست مرا از پشت گرفت و گفت چند کلمه با شما حرف دارم بنده نیز با کمال میل قبول کردم... به همراه این جانب در ماشینسوار شدند... نزدیکیهای... یکمرتبه آقای م. فرمان را از دست بنده کشید و ماشین به سمت طرف مخالف جدول کشیده شد و ماشین بنده را تخریب نمود و دست خانم م. را گرفته در حال فرار کردن بنده به کلانتری مراجعه نمودم... (صفحه 4 ). شاکیه اظهار داشته: چند روز قبل از عید من در بیمارستان ع. بستری بودم که آقای م. من را دیده بود و خوشش آمده بود و توسط خواهرش شماره خودش را به من رسانده بود و من از آن روز با آقای م. در ارتباط بودم به مدت پنج ماه ارتباط تلفنی داشتیم بدون اطلاع خانوادهام با ایشان در تماس بودم. در این حین خانواده آقای ر. با خانواده من صحبت کردند که بعد از چند ماه به خواستگاری خواهند آمد ایشان چند بار درخواست رفتن به خانه را به من داد که من مخالفت کردم و به ایشان گفتم اگر قصدتان جدی است که من با خانواده در میان بگذارم که ایشان امروز و فردا میکرد و طفره میرفت درحالیکه به جز ایشان هم من خواستگار دارم به نام م.ر. که آقای م. من را تهدید میکرد که نباید با کسی ازدواج کنی وقتی فهمید من خواستگار دارم مرا تهدید کرد که از شما فیلم و عکس میگیرم و تحویل خانوادهات میدهم و من از ترس آبروی خود مجبور بودم با او تماس تلفنی داشته باشم تا خانوادهام چیزی نفهمد. البته ایشان چندین بار من را به قصد دیدن صدا میکرد پنج شش بار خانه دوستشان و پنج شش بار خانه زن داداشش برد و از من ارتباط جنسی خواست که من قبول نمیکردم و چون در آن خانه کسی نبود من را به قصد ازدواج گول زد و از مقعد با من ارتباط داشت. از وی به عنوان اغفال شکایت دارم. آنقدر زرنگ بود ندانسته از من فیلم گرفت و همه فیلمها را به صورت جزئی به من نشان میداد(صفحه 5 ). آقای م.ر. اظهار نموده: تقریبا بعد از دو بار دیدار با خانم و. آشنایی ایشان با برادر زن این جانب که در بیمارستان ع. کار میکند ابتدای آشنایی جهت ازدواج متوجه شدم که بیماری ایشان شدید شده. بعد کلی اصرار متوجه شدم که قبل از من با شخصی به نام م. آشنا شده که م. با اغفال خانم م. به بهانه ازدواج و دادن کار نقشه شوم خود را عملی کرده و چندین بار به خانم و. تجاوز کرده و چندین فیلم گرفته و او را تهدید کرده که اگر به خواستهاش عمل نکند فیلم را پخش میکند. وقتی این جانب متوجه موضوع شدم ابتدا با 110 تماس گرفته و موضوع را کاملا توضیح دادم بعدا وقتی تهدیدهای او ادامه داشت خواستار صحبت با ایشان و حل دوستانه موضوع شدم که م. بعد از سوار شدن این جانب و خانم و. پای صحبت را باز کرد و کم کم از شهر خارج میشود که بعد از تماس با دوستانش دوباره خواست که نقشه خود را عملی کند. ناگهان عصبانی شد و فرمان خود را به سمت راست گرفته و بلند داد زد که همه را با هم خواهم کشت و بعد از تصادف این جانب از پنجره خارج شدم و به خانم و. کمک کردم تا از محل فرار کند... بعد به همراه خانم و در اولین فرصت به کلانتری مراجعه و خانم و. شکایت خود را مطرح کرد(صفحه 7 ). متهم در بازپرسی اظهار نموده: من از طریق خواهرم در بیمارستان ع. با شاکیه آشنا شدم با ایشان ارتباط تلفنی برقرار کردم به قصد ازدواج، در حدود سه ماه باهم ارتباط داشتیم چون ایشان بیماری ام اس داشت پدرم ازدواج با ایشان را قبول نکرد... سوال: آیا با ایشان ارتباط جنسی داشتید؟ جواب: خیر. متهم در تحقیقات دادگاه اظهار نموده:... ارتباط دیگری نداشتیم به هیچ وجه در مکانی خلوت نکردیم... ارتباط نامشروع نداشتم، آشنایی ما فقط جهت کسب اطلاع از شخصیت و اخلاقیات همدیگر و شناخت از خانوادهها بوده که حتی بنده زن داداشم را نیز با ایشان آشنا کردم تا اطلاعات بیشتری کسب نمایم و روابط زن داداشم با ایشان به حدی رسیده بود که از سر دلسوزی این خانم که نامادریاش وی را محدود کرده بود و شب او را نزد خود به همراه مادر خود نگه داشته بود...(صفحه 39 - 44 ). متهم در جلسه دادرسی اظهار نموده: من اصلا مرتکب جرم نشدهام و قصد بنده فقط ازدواج بوده و خانواده بنده نیز در جریان بوده اند... شاکیه اظهار داشته: بنده با نیت ازدواج حرفهای قبلی خود را زدهام به بنده تجاوزی نکرده فقط به زور به من دست زده است و الان از بابت تجاوز به عنف شکایتی ندارم چون چیزی اتفاق نیفتاده است ایشان وعده داده بود که با من ازدواج بکند و چون قصد بدی داشت بنده قبول نکردم و اول به عنوان خواستگار بود... شعبه یک دادگاه کیفری استان... پس از رسیدگی طی دادنامه شماره --- - 1393/06/15 به اتفاق آراء به شرح آتی انشاء حکم نموده است:
رای دادگاه
در خصوص اتهام م.، متولد 1369 ، دایر بر زنای به عنف با عنایت به محتویات پرونده، صرفنظر از رضایت شاکی خصوصی، نظر به این که متهم در کلیه مراحل تحقیق و جلسات دادگاه منکر بزه انتسابی شده، علیهذا دادگاه به استناد قاعده تدرا الحدود بالشبهات و ماده 121 قانون مجازات اسلامی و اصل 37 قانون اساسی را به برائت متهم موصوف صادر و اعلام میشود. اما با توجه به شکایت شاکی خصوصی، اظهارات مطلع در مرجع انتظامی و صورتجلسه مامورین مبنی بر این که متهم بعد از تصادف با مطلع از محل متواری شده است، اظهارات و اقاریر متهم مبنی بر این که شاکی به صورت تلفنی ارتباط داشته و حتی در جلسه دادگاه اظهار داشته که شاکی دو شب را در منزل خواهرش سپری کرده و تایید اظهارات مطلع مبنی بر این که در حضور شاکی با همدیگر درگیر شدهاند و سایر قرائن و امارات موجود در پرونده عمل متهم از مصادیق عمل منافی عفت به عنف است، دادگاه به استناد قسمت اخیر ماده 637 ( 863 ) قانون مجازات اسلامی متهم موصوف را به تحمل شصت ضربه شلاق تعزیری محکوم مینماید. رای صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل اعتراض در دیوان محترم عالی کشور است.
دادنامه صادره در مورخه 1393/07/19 به متهم ابلاغ که نامبرده به شرح لایحه تقدیمی به تاریخ 1393/07/29 درخواست تجدیدنظر نموده است. متقاضی در لایحه تقدیمی اجمالا عنوان نموده: بنده هیچ سوءنیتی نداشته و ارتباط تلفنی صرفا جهت ازدواج بوده نه چیزی جز آن... مطلع که دادگاه به آن اشاره نموده دوست پسر شاکیه است که رابطه خودش را با شاکیه نامزدی عنوان نموده... هر اتهام واهی که شاکیه و آن شخص اظهار نموده مورد نظر دادگاه قرار گرفته است. پس از ارسال پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ( 6 ) ارجاع شده است.
با توجه به محتویات پرونده شعبه محترم ضمن تبرئه م. از اتهام زنای به عنف با و. از جهت ارتکاب عمل منافی عفت به تحمل شصت ضربه شلاق تعزیری محکوم نموده است احراز جرم ارتکابی از طریق علم میبایست بنا بر صراحت ماده 211 قانون مجازات اسلامی قرائن و امارات بین مستند علم بهطور صریح در رای قید میشود چون با توجه به انکار متهم نسبت به هرگونه تماس بدنی حتی همان دست زدن به بدن شاکیه(که او در مرحله دادرسی مطرح کرده) و اینکه اظهارات مطلع درواقع اظهارات رقیب متهم است نه فرد بیطرف، و شاکیه هم در جلسه دادرسی اظهارات قبلی خود دایر بر تجاوز به عنف را مبتنی بر واقع نمیداند، لذا اعتراض وارد است و با استناد به بند 2 قسمت ب ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری رای معترضٌ علیه نقض و رسیدگی مجدد به همان شعبه اول دادگاه کیفری استان... ارجاع میگردد.
شعبه --- دیوانعالیکشور - ریس و عضو معاون
رحمت اله عروجی - رحمت اله احمدی