تاریخ دادنامه قطعی: 1393/12/05
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: مرجع رسیدگی به بزه قتل حین انجام وظیفه توسط نظامیان، دادگاه نظامی است.
پلیس اطلاعات و امنیت عمومی.... اعلام کرد: مقارن ساعت 7 : 25 صبح مورخ 1392/11/20 صدای شلیک یک تیر در ساختمان آن مرکز در اتاق افسرنگهبانی شنیده شد که بلافاصله موضوع بررسی و مشاهده شد س. از ناحیه سر مورد اصابت یک تیر قرار گرفته و در دم جانباخته است و تیراندازی توسط افسرنگهبان وقت س.ص. اتفاق افتاده است(صفحه 2 ). و س.ص. در مورخ 1392/11/20 در خصوص واقعه تیراندازی منجر به فوت وظیفه س. اظهار داشت: من افسرنگهبانی بودم، دفتر تحویل سلاح و مهمات را نگاه کردم و مشاهده نمودم اسلحهای که غ. بهمنظور گشت زنی تحویل گرفته بود هنوز تحویل داده نشده است، به طبقه بالا قسمت اطلاعات مراجعه کردم و دیدم آقای ص. در آنجا حضور دارد به او گفتم که اسلحه تحویل نشده است که دستبند، بیسیم و اسلحه روی میز قرار داشت. آن را از او تحویل گرفتم، به داخل آسایشگاه افسرنگهبانی رفتم و دستبند و اسلحه را روی میز گذاشتم و مجددا اسلحه را برداشتم تا از خالی بودن آن اطمینان حاصل کنم مسلح نموده و بهطرف مستقیم مایل به راست گرفته و ماشه را چکاندم که ناگهان اسلحه شلیک کرد که ناگهان وظیفه س. که نمیدانم خم شده بود یا دراز کشیده بود، بلند شد و گلوله به وی اصابت کرد و دقیقا ساعت 7 صبح بود. س: علت تیراندازی که منجر به فوت وظیفه س. شد چه بود؟ ج: من میخواستم از خالی بودن اسلحه اطمینان حاصل کنم. س: آیا وظیفه س. در داخل آسایشگاه کادر استراحت میکرد؟ ج: خیر داخل آسایشگاه سربازان استراحت میکرد و نمیدانم آن لحظه داخل آسایشگاه کادر چهکار داشت. متهم فاصله خود با متوفی را هنگام تیراندازی 3 متر اعلام کرد که از وی سوال شد: با بررسی صورت گرفته فاصله شما تا متوفی کمتر از یک متر بوده در این مورد چه توضیحی دارید؟ که پاسخ داد: بنده به علت اینکه دستانم بلند است دستان خود را کشیدم و بعد ماشه را چکاندم. س: آیا شما هنگام مسلح کردن سلاح و شلیک متوفی س. را مشاهده کردید؟ ج: خیر بنده متوجه ایشان نبودم (صفحه 3 - 8 ) و بازپرس محترم شعبه اول دادسرای... نیز در مورخ 1392/11/20 ساعت 8 : 15 به محل یادشده وارد و مشاهدات خود را به شرح صفحه 11 و 12 پرونده منعکس نموده است اما متهم س.ص. در تحقیقات بعدی و در نزد بازپرس محترم شعبه اول دادسرای عمومی و انقلاب.... و در بازسازی صحنه قتل، اظهار داشت: ساعت 7 صبح واقعه در اتاق افسرنگهبان سابقه ورود و خروج افراد را مینوشتم و میخواستم پست را تحویل و به دفتر سلاح و مهمات نگاه کردم دیدم اسلحهای که استوار غ. تحویل گرفته تحویل نداده است و به طبقه بالا رفتم غ. نبود و اسلحه را به آقای ص. داده بود و من به اتاق ص. رفتم دیدم اسلحه کلت و بیسیم و دستبند روی میز آن به او گفتم: چرا تحویل ندادی؟ گفت: اینها را بگیر و من برداشتم و به اتاق افسرنگهبانی رفتم س. جلوی درب آسایشگاه ایستاده بود باهم شوخی کردیم و من داخل آسایشگاه رفتم. س. به ش. گفت: مرا نزنید اسلحه در جیبم بود او به سمت کمد رفت بیسیم و دستبند را روی تخت گذاشتم و س. به سمت تخت رفته بود اسلحه را از جیبم درآوردم و گلنگدن را کشیدم و به سمت س. نشانه گرفتم س. گفت: نزنید خم شده به زیر تخت رفت گفتم: ترسیدی؟ گفت: آری، گفتم: تیر ندارد ماشه را چکاندم یکدفعه سرش را بالا آورد که تیر به سرش خورد و به زمین افتاد و در موقع تیراندازی حدود 1/5 متر فاصله داشتیم و من اصلا توجه نکردم که اسلحه خشاب دارد یا نه و نمیدانستم داخل سلاح تیر است. و همچنین در آخرین دفاع در بازپرسی اظهار داشت: من قصد قتل مرحوم را نداشتم و فکر میکردم اسلحه خالی است و شلیک کردم و مرحوم فوت نمود (صفحات 19 - 21 ؛ 25 - 27 ؛ 70 - 71 ). و اولیایدم نیز شکایت خود را از ضارب س.ص. به شرح صفحات 41 و 42 و 49 و 50 و... اعلام نمودند و خواهان قصاص وی شدهاند و عدهای از همکاران پلیس امنیت که حاضر به قید مشخصات اسمی خود نبودهاند در تحقیقات معموله اعلام داشته که متهم (س.ص.) گاها با گذاشتن اسلحه بر روی نقاط حساس بدن پرسنل شوخیهای غیرمعقول انجام میداده است(صفحه 15 ) و پزشکی قانونی ضمن شرح جراحات وارده علت فوت متوفی س. را اصابت گلوله به سر تعیین نمود(صفحه 52 ). و همچنین در نظریه تکمیلی خود اعلام کرد: در ادرار، نسوج و محتویات معده و کیسه صفرا دارو یا سم یافت نگردید و در مایع زجاجیه الکل یافت نگردید(صفحه 54 ). مرکز تشخیص هویت پلیس آگاهی ناجا ضمن شرح ضایعات ایجاد شده در سر متوفی اعلام کرد: در محلهای ورود و خروج گلوله بر روی سر متوفی، آثار و ضایعاتی است که معمولا بهوسیله گلوله سلاح کمری با کالیبری حدود 9 میلیمتر از فاصله شلیک کمتر از 3 متر ایجاد میگردد(صفحه 56 ). و در بررسی سلاح و استفاده از آن در گذشته نزدیک و همچنین خروج گلوله و پوکه مکشوفه آن توسط تشخیص هویت پلیس آگاهی ناجا به شرح صفحه 58 پرونده تایید و اعلام گردید در گواهی حصر وراثت شماره 921153 - 1393/01/17 ورثه متوفی س. در هنگام درگذشت وی ج. مادر و م. پدر وی اعلام شدند(صفحه 61 ). و بازپرس محترم طی قرار شماره --- - 1393/03/18 در خصوص اتهام س.ص. دایر بر قتل عمدی مرحوم س. و نگهداری چهار گرم مواد مخدر گراس قرار مجرمیت صادر نمود و دادستان محترم... نیز در خصوص اتهام س.ص. دایر بر نگهداری مواد مخدر با صدور کیفرخواست از دادگاه انقلاب تقاضای تعیین مجازات نمود. و همچنین در خصوص اتهام نامبرده دایر بر قتل عمدی س. از طریق تیراندازی با توجه به اظهارات گواه و اظهارات متهم و نظریه کارشناسان سلاح مرکز تشخیص هویت و گزارش معاینه جسد پزشکی قانونی و صورتجلسه کشف جسد و شکایت اولیایدم مستندا به مواد 290 و 381 قانون مجازات اسلامی طی کیفرخواست شماره 831 - 1393/03/10 بهعنوان قتل عمدی تقاضای تعیین کیفر نمود(صفحه 75 - 79 ). و متهم در دادگاه نیز همان اظهارات خود نزد بازپرس را تکرار و اظهار داشت: قصد قتل عمد نداشته و به تصور اینکه سلاح خالی است به سمت مقتول شلیک کرده است. و وکیل وی نیز به دفاع از وی اظهار داشت: موکل وی قصد قتل که از شروط تحقق قتل عمدی است را نداشته است که دادگاه با اعلام ختم رسیدگی اقدام به صدور رای نموده و اکثریت طی دادنامه --- - 1393/08/05 اعلام کرد: متهم به دلایل بیاحتیاطی و بیمبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در نحوه نگهداری سلاح جنگی که در حیطه وظیفه وی بوده و میبایست از خالی بودن سلاح جهت امتحان کردن آن مطمئن میشده و سپس اقدام به شلیک میکرده بیتوجه به این امر در روز حادثه با مقتول شوخی نموده و به تصور اینکه اسلحه خالی است به سمت مقتول شلیک کرده که منجر به اصابت گلوله به ناحیه سر و موجب فوت وی میگردد؛ با توجه به اینکه قصد فعل واقع شده و قصد نتیجه را نداشته و هیچگونه انگیزهای نیز در قتل عمدی مقتول س. نداشته است و صرفا بر اثر سهلانگاری و بیاحتیاطی و بیمبالاتی و عدم رعایت نظامات مرتکب جنایت واقع شده گردیده است هرچند اولیایدم مقتول مصرانه تقاضای قصاص متهم را داشتهاند، لیکن در جلسه دادگاه بیان نمودهاند در صورتی که دادگاه نظر به غیرعمدی بودن قتل داشته باشد تقاضای دیه داریم. بنابراین دادگاه با تشخیص عمل ارتکابی از قتل عمدی به قتل غیرعمدی ضمن صدور حکم برائت متهم از اتهام قتل عمدی مستندا به بند الف ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری به لحاظ فقد عنصر مادی و معنوی جرم، نامبرده را به اتهام قتل غیرعمدی مستندا به بند الف و ب ماده 291 و 549 قانون مجازات اسلامی 1392 و ماده 616 قانون مجازات اسلامی 1375 به پرداخت یک فقره دیه کامل مرد مسلمان در حق اولیایدم مرحوم و تحمل سه سال حبس تعزیری محکوم مینماید(صفحه 138 ، 139 ). و اقلیت دادگاه با توجه به اینکه مسجل است متهم س.ص. درزمانی که مسئول اسلحهخانه بوده پس از بررسی دفتر تحویل اسلحه و مهمات وقتی متوجه شده مقتول اسلحهاش را نداده به سراغ وی رفته و در موقع امتحان کردن اسلحه آن را به شوخی به سمت مقتول گرفته است، بنابراین چون قتل در حین خدمت و در ارتباط با وظایف نظامی متهم اتفاق افتاده با این وصف موضوع خارج از صلاحیت رسیدگی دادگاه کیفری استان و در صلاحیت رسیدگی دادگاه نظامی... است(صفحه 124 ). پس از ابلاغ رای صادره به متهم س.ص. نامبرده مرقوم داشت که به رای صادره اعتراضی ندارم و آن را میپذیرم و رای صادره در مورخ 1393/09/05 به اولیایدم ابلاغ گردید که م. وکیل پایهیک دادگستری در مورخ 1393/09/23 به وکالت از اولیایدم به رای صادره اعتراض نموده و اجمالا اعلام نموده که اتهام وارده از موارد صلاحیت دادگاههای نظامی و خارج از صلاحیت دادگاه کیفری استان است و طی شرحی قتل را ازنظر ماهیت قتل عمدی دانسته که مشروح لایحه تجدیدنظرخواهی وی بهوقت شور قرائت خواهد شد.
در خصوص تجدیدنظرخواهی اولیای دم مقتول س. با وکالت م. وکیل پایه یک دادگستری نسبت به دادنامه معترضٌ عنه که به موجب آن س.ص. از اتهام قتل عمدی مقتول س. تبرئه و به اتهام قتل غیرعمدی مستندا به بند الف و ب ماده 291 و 549 قانون مجازات اسلامی 1392 و ماده 616 قانون مجازات اسلامی 1375 به پرداخت یک فقره دیه کامل مرد مسلمان در حق اولیای دم و تحمل سه سال حبس تعزیری محکوم گردید؛ نظر به این که س.ص. در زمان حادثه افسر نگهبان وقت بوده و بنا به اظهارات خودش پس از بررسی دفتر تحویل اسلحه و مهمات متوجه کمبود سلاح تحویلی در زمان تعویض پستها میشود به سراغ اسلحه رفته و در موقع تحویل و تحول آن یا جهت امتحان کردن سلاح یا جهت اطمینان از خالی بودن آن یا به صورت عمدی یا شوخی یا به هر دلیل دیگر از اسلحه نظامی موقع تحویل و تحویل آن تیراندازی صورت گرفته و منتهی به مرگ س. میگردد و مراتب اعلامی با لحاظ این که متهم کادر رسمی نیروی انتظامی است نیاز به بررسی دقیق توسط قضات مجرب در این امر دارد(قانون دادگاههای نظامی) را پیشبینی کرده است. بنابراین چون قتل در حین خدمت و در ارتباط با وظایف نظامی اتفاق افتاده است و به صراحت ماده 1 قانون دادرسی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران رسیدگی به جرائم مربوط به وظایف خاص نظامی و انتظامی در صلاحیت دادگاه خاص نظامی است و منظور از جرائم مربوط به وظایف خاص نظامی و انتظامی به موجب تبصره 1 ماده مذکور جرائمی است که اعضای نیروهای مسلح در ارتباط با وظایف و مسئولیتهای نظامی و انتظامی که طبق قانون به عهده آنان است مرتکب گردند و در تبصره 2 همین ماده جرائمی را که در مقام ضابط دادگستری مرتکب شده باشند را در صلاحیت محاکم عمومی اعلام کرده است و ماده 1 قانون مجازات جرائم نیروهای مسلح 1382 نیز بر این امر تاکید دارد که دادگاههای نظامی به جرائم مربوط به وظایف خاص نظامی و انتظامی رسیدگی میکند و افراد مشمول آن را نام میبرد؛ بنا بر مراتب مذکور همانگونه که اقلیت دادگاه نیز استناد نموده است بزه انتسابی در حین خدمت و در ارتباط با وظایف افسر نگهبان و مسئول اسلحهخانه صورت گرفته و خارج از صلاحیت دادگاه کیفری استان و در صلاحیت دادگاههای نظامی که مراجع خاص قضایی است. بنابراین با وارد دانستن ایراد عنوانشده مستندا به بند 4 قسمت ب ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته پرونده به دادگاههای نظامی یک استان... جهت رسیدگی محول میگردد.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون
حسین انتظاری- حسین طالبی