جایگاه نظریه پزشکی قانونی در رای دادگاه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1401/01/09

پیام: نظریات پزشکی قانونی اماره محسوب می‌گردد و در فرایند دادرسی جنبه طریقیت داشته و از موضوعیت برخوردار نیست

رای خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده:

در تاریخ 1399/05/21 خانم م. ک. ز. ب. لت از طرف ثمن گل د. و ع. ر. د. با قیمومت م. مبادرت به طرح دعوایی به خواسته اعلام بطلان وقف نامه رسمی شماره 33401 مورخه 1392/07/06 تنظیمی در دفترخانه اسناد رسمی شماره 67 *ات به طرفیت سازمان *شهرستان *- موقوفه ثمن گل دایی و ع. ر. د. دادسرای عمومی و انقلاب ان شهرستان می‌نماید. در بدو امر پرونده با دستور رییس دادگستری جهت صلح و سازش به شعبه *ارجاع می‌شود. اعضای شورای مبادرت به تشکیل دو جلسه دادرسی به تاریخ های 1399/07/19 و 1399/10/07 می نمایند این جلسات به جهت عدم حضور متداعیین تشکیل نشده و پرونده جهت ادامه رسیدگی به دادگستری اعاده می‌گردد. با دستور مقام ارجاع پرونده به شعبه *ارسال می‌شود. با دستور قاضی شعبه وضعیت ثبتی ملک استعلام و وقت رسیدگی به تاریخ 1399/12/02 تعیین می‌شود. پاسخ استعلام واصل و مفاد ان حاکی از ثبت پلاک ثبتی مورد ترافع به شماره 6476 به نحو اشاعه به نام خواهان ها در سازمان *دارد. در جلسه دادرسی وکیل خواهان و نماینده سازمان *حاضر می‌شوند وکیل خواهان ها مجددا خواسته خود به شرح دادخواست را تکرار می‌نماید. نماینده خوانده در پاسخ اعلام می دارد. به حکم صادره مبنی بر حجر خانم ع. ر. د. به عنوان ثالث معترض و تقاضای رسیدگی به دعوی اعتراض ث. طاری را خواستار شده است. وکیل خواهان ها ادامه داده است.ا. از موکلین در ان مقطع محجور بوده و اهلیت لازم در جهت انعقاد عقد وقف را نداشته و موکل دیگر به نام ثمن گل رایی نیز به جهت کهولت سن و عدم اگاهی قصد و رضایی در جهت وقف نداشته است.بعد از جلسه ج. ج. از ناحیه سازمان *اعلام وکالت می کند پرونده مربوط به حکم حجر به شماره *از شعبه *حقوقی ان شهرستان اخذ و از برخی اوراق پرونده کپی تهیه و ضمیمه پرونده می‌شود. با اعتراض سازمان *به نظریه پزشکی قانونی و حکم حجر موضوع به اداره کل پزشکی قانونی استان *ارجاع می‌گردد. این مرجع در تاریخ 1400/04/05 نظریه خود را ارائه و به موجب ان اعلام می دارد. در تاریخ 1400/03/23 از خانم ع. ر. د. معاینه به عمل امده در حال حاضر نامبرده مبتلا به عقب ماندگی ذهنی با شروع از دوران کودکی است.و توانایی اداره امور مالی خود را ندارد. با وصول نظریه و ابلاغ ان وکیل سازمان *به نظریه معترض و تقاضای ارجاع امر به کمیسیون پزشکی قانونی را خواستار شده است.به این اعتراض توجهی نشده و قاضی دادگاه در تاریخ 1400/05/30 با اعلام ختم رسیدگی مبادرت به صدور دادنامه شماره *نموده و به موجب ان حکم به رد دعوی اعتراض ثالث و اعلان بطلان وقف نامه رسمی شماره *تنظیمی در دفترخانه اسناد رسمی شماره 67 *ات صادر می کند استدلال این شعبه این است. 1 - با عنایت به اعتراض ثالث طاری سازمان *به دادنامه شماره *صادره از شعبه *در پرونده کلاسه *ان دادگاه که به موجب ان حکم به محجوریت متصل به صغر خانم ع. ر. د. فرزند ع. صادر و قطعی گردیده است.با عنایت به اینکه به موجب نظریه پزشکی قانونی *در پرونده معترض عنه خانم ع. ر. د. دچار عقب ماندگی ذهنی متوسط متصل به صغر که قادر به انجام امور مالی خود نمی‌باشد. اعلام گردیده است.و سازمان *به این نظریه معترض و دادنامه صادره براساس ان اعتراض نموده است.که موضوع به پزشکی قانونی *ارجاع گردیده است.و با توجه به اینکه نظریه پزشکی قانونی *در تایید و مطابق نظریه پزشکی قانونی شهرستان صادر و ابلاغ گردیده است.و علی رغم ابلاغ اعتراض موثری در مهلت قانونی واصل نگردیده است.لذا دادگاه اعتراض ثالث را وارد ندانسته و حکم بر تایید دادنامه معترض عنه صادر می کند 2 - با توجه به محجوریت خواهان ردیف دوم در زمان وقف 1392/07/06 و اینکه واقف باید اهلیت داشته باشد. وقف صورت گرفته از طرف خواهان ردیف دوم به دلیل عدم اهلیت وی باطل می‌باشد. و صرفنظر از اینکه خواهان ردیف اول در زمان وقف قصد و رضا داشته است.یا خیر با توجه به اینکه به موجب وقف نامه واقفین متولیان بر وقف نیز تعیین و انتخاب گردیده اند بنابراین در وقف اعلامی خواهان ردیف اول نیز هم وی و هم خواهان ردیف دوم متولیان بر وقف تعیین گردیده اند که با توجه به عدم اهلیت خواهان ردیف دوم یعنی ا. از متولیان پس امکان قبول و قبض هم از طرف ا. از متولیان فراهم نبوده است.و با توجه به اینکه قبض شرط صحت و لزوم وقف می‌باشد. و قبضی صورت نگرفته لذا رجوع قبل از قبض صورت گرفته است با ابلاغ دادنامه در موعد مقرر سازمان *مبادرت به تقدیم دادخواست تجدیدنظرخواهی نموده و پرونده پس از تبادل لوایح به دادگاه تجدیدنظر استان *ارسال و به شعبه *ارجاع گردید.شعبه مرجوع الیه در تاریخ 1400/08/26 برابر دادنامه شماره *دادنامه معترض عنه را عینا تایید و استوار می‌نماید. در ادامه وکیل سازمان *در موعد مقرر دادخواست فرجام خواهی مطرح و پرونده پس از تبادل لوایح به دیوان عالی کشور ارسال و در دستور کار این شعبه قرار گرفت عضو ممیز ع. ا. ا. ش. گزارش پرونده را تهیه و لایحه فرجامی را قرائت سپس هیات شعبه مشاوره نموده و با اعلام ختم رسیدگی مبادرت به صدور رای می‌نماید.

رای متن رای

رای

ان بخش از دادنامه فرجامخواسته به شماره *مورخه 1400/08/26 صادره از شعبه *که پیرو تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه شماره *مورخه 1400/05/30 شعبه *اصدار و مشعر بر رد دعوی معترض ثالث سازمان *نسبت به حکم حجر خانم ع. ر. د. موضوع دادنامه شماره *حقوقی ان شهرستان می‌باشد. در وضع موجود به لحاظ نقایص ذیل شایسته تایید نمی‌باشد. 1 - حجر در اصطلاح حقوقی به معنای منع کردن شخص از دخالت در امور مالی می‌باشد. و در مقابل اهلیت قرار داشته و با اصدار این حکم شخص اهلیت استیفای خود را از دست داده و واجد اثار حقوقی زیادی بوده و تمامی معاملات شخص را از تاریخ شروع تحت تاثیر قرار می دهد از این رو مقنن به شرح ماده 57 قانون امور حسبی بیان داشته در رسیدگی به درخواست حجر دادگاه نسبت به اشخاصی که مجنون یا سفیه معرفی شده اند هر گونه تحقیق یا اقدامی که لازم بداند به عمل اورد و می‌تواند اشخاصی که اطلاعات انان را قابل استفاده بداند احضار نموده و یا برای تحقیق از اشخاص نامبرده نماینده بفرستد که در این پرونده هیچ گونه تحقیق یا اقدامی صورت گرفته و لازم بود دادگاه با صدور قرار تحقیق محلی و مراجعه به محل سکونت محجور درباره اوضاع و احوال وی تحقیق می نمود که بدینگونه عمل نکرده است. 2 - نظریات پزشکی قانونی اماره محسوب می گردند و در فرایند دادرسی جنبه طریقیت داشته و موضوعیت ندارند که در مانحن فیه مبنای اصدار دادنامه با تمسک به نظریات پزشکی قانونی *معلوم نیست موضوع در کمیسیون پزشکی مطرح شده یا خیر و اسامی افرادی که نظر داده اند نیز مشخص نشده است. 3 - نسبت به این نظریه توسط وکیل سازمان *اعتراض شده و تقاضای ارجاع امر به کمیسیون پزشکی قانونی شده که به این اعتراض هم توجهی نشده و لازم است.با توجه به اهمیت موضوع در کمیسیون پزشکی قانونی مطرح شود. از این رو مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 و 405 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه معترض عنه پرونده را جهت رفع نقایص یاد شده به شعبه صادرکننده (شعبه *) اعاده می‌نماید.

شعبه *

رییس: ر. ا. س. عضو معاون: ع. ا. ا. ش.

منبع