تاریخ دادنامه قطعی: 1395/07/27
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در جرائم منافی عفت، صدور حکم بر اساس تحقیقات مرجع انتظامی فاقد وجاهت قانونی است.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه شانزدهم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/07/27 - 09 : 21 قاضی: محمدرضا وکیلیان قاضی: عباسعلی علیزاده بایگی قاضی: سعید عالم
خلاصه جریان پرونده
این است که آقای الف. عبادی قاجاری متولد 1376 شکایتی علیه دو نفر به نامهای 1 - الف.و. 2 - ناشناس. موضوع آدم ربائی - تهدید - ایراد صدمه بدنی - لواط - فحاشی ناموسی به شرح متن شکایت به دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ساری تقدیم کرده موضوع به مرجع انتظامی ارجاع میشود این مرجع قانونی اقداماتی انجام داده و اداره مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی استان مازندران به قاضی کشیک موضوع شکایت الف. عبادی علیه ارسلان افصح وکیلی و غیره گزارش داده است به این شرح از شاکی پرونده تحقیق که اظهار داشت در مورخ 94/1/28 حدود ساعت 23 از کتابخانه به سمت منزل در حال تردد بود که در مقابل پارک شهرداری یکی از هم مدرسه ای های وی به نام ارسلان افصح وکیلی به همراه فردی ناشناس با یک دستگاه موتورسیکلت در مقابل وی توقف نموده سپس به بهانه اینکه وی را به منزل برسانند او را سوار بر موتور نموده و... و اقدام به تجاوز و فرو بردن آلت تناسلی شان در دهان وی نمودهاند که در این خصوص شاکی میباشد شاکی به پزشکی قانونی معرفی و نظریه مربوطه اخذ و ضمیمه میباشد و در ادامه حسب دستور از محل اولیه سوار شدن شاکی (پارک شهرداری) در محل تحقیق لیکن کسی اطلاعی نداشته و صورتجلسه تنظیم و پیوست میباشد. ارسلان افصح به پلیس آگهی اعزام و توضیحات لازم را ارائه مینماید در همین خصوص از وی تحقیق عنوان داشت در زمان مذکور به اتفاق یکی از دوستانم به نام امیر م. با موتورسیکلت در حال تردد بودیم که شاکی را مشاهده و نزد وی توقف نمودیم در حین صحبت کردن نامبرده حرف هایی زد که ما مشکوک شده و فهمیدم منظور او این است که با او رابطه داشته باشیم... من باو یک سیلی زدم و در همین حین فردی را در آن محل مشاهده و فرار کردیم و با اتفاق همدیگر به سمت پل رفتیم و بنا به خواسته خود شاکی آلت تناسلی خودمانرا داخل دهان وی گذاشتیم پس از آن قصد داشتیم او را به منزلشان برسانیم که او گفت برویم حال کنیم و بعد به سمت کوچه قلیچ رفته و آلت تناسلی خود را وارد باسن او کردیم و خودش می گفت خیلی حال کردم در خاتمه نیز گفت حالا برویم که پدرم ناراحت میشود پرونده جهت ادامه رسیدگی و بازجوئی به بازپرس شعبه اول دادسرای ساری محول میشود پزشکی قانونی استان مازندران پاسخ اداره مبارزه با جرائم جنائی پلیس آگاهی استان را به شرح ذیل می دهد... آقای الف. عبادی قاجار در تاریخ ( 94/1/29 ) ساعت یازده و پنجاه دقیقه توسط پزشکان معاینه مقعد شده پارگی عمیق در حد دامیه ساعت یک مقعد دارد که در اثر دخول جسم سخت (مانند آلت نعوظ یافته) طی 24 ساعت اخیر حادث شده معاینه مجدد یک ماه بعد ضروری است. ضمنا سوآپ از مقعد وی گرفته شد که نتیجه آن متعاقبا اعلام میگردد بازپرس پس از انجام تحقیقات در تاریخ 94/2/29 به شرح ذیل مبادرت به صدور قرار مینماید. در خصوص اتهام آقای ارسلان افصح وکیلی فرزند ب. مبنی بر مشارکت در آدم ربائی و همچنین مباشرت در ضرب و جرح عمدی بدون آثار و اتهام های الف.م. م. مبنی بر مشارکت در آدم ربائی موضوع شکایت الف. عبادی قاجار نظر به شکایت شاکی گزارش مرجع انتظامی تحقیقات از متهمین در مرجع انتظامی و اعتراف ایشان در بازپرسی اتهام نامبردگان محرز است فلذا قرار مجرمیت ایشان صادر میگردد در خصوص اتهام متهمین مبنی بر تهدید و فحاشی و مبنی به ضرب و جرح عمدی به لحاظ فقد دلیل قرار منع تعقیب صادر و اعلام میگردد در خصوص اتهام متهمین مبنی بر انجام فعل لواط نظر به اینکه حسب تبصره ماده 4 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب رسیدگی به جرم مذکور در صلاحیت دادگاه محترم کیفری استان میباشد فلذا قرار عدم صلاحیت اینجانب بازپرس دادسرا و به صلاحیت دادگاه محترم کیفری استان صادر و اعلام مینماید پس از موافقت دادسرا با قرارهای مذکور برای آقایان ارسلان افصح وکیلی و الف.م. م. به جرم مشارکت در آدم ربایی و همچنین مباشرت در ضرب و جرح عمدی بدون آثار برای متهم ردیف اول و مشارکت در آدم ربائی موضوع شکایت الف. عبادی کیفرخواست صادر و به محاکم عمومی و انقلاب شهرستان ساری ارسال شده و برای رسیدگی به فعل شنیع لواط پرونده به شعبه --- دادگاه کیفری یک استان مازندران ارسال و ارجاع شده است این مرجع قضایی در تاریخ 94/4/20 مطابق دادنامه شماره --- در خصوص اتهام آقایان ارسلان افصح و الف.م. م. دایر بر ارتکاب فعل شنیع لواط نسبت به آقای الف. عبادی قاجار دادگاه نظر به محتویات پرونده امر و اینکه هر یک از متهمان فوق الذکر دارای سن کمتر از 18 سال تمام شمسی بوده که با عنایت به ماده 304 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال 1392 و نظر به اینکه کلیه جرایم اطفال و نوجوانان بالغ کمتر از هیجده سال تمام شمسی در دادگاه اطفال و نوجوانان رسیدگی میشود فلذا این دادگاه قرار عدم صلاحیت خویش را بصلاحیت و شایستگی دادگاه کیفری یک ویژه اطفال و نوجوانان استان مازندران صادر و اعلام مینماید سپس پرونده به شعبه اول دادگاه کیفری یک ویژه اطفال و نوجوانان ارجاع گردیده است در تاریخ 1395/02/11 در وقت فوق العاده شعبه اول دادگاه کیفری یک استان مازندران تشکیل جلسه داده و پرونده مربوطه را تحت نظر قرار داده در اجرای ماده 389 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 با اصلاحات بعدی جهت تهیه گزارش جامع راجع به اتهام و ادله و جریان پرونده و طرح در جلسه مقدماتی اداری ریاست محترم شعبه اول دادگاه کیفری یک استان مازندران مبادرت به تهیه گزارش در 8 صفحه نموده (صفحات 334 الی 341 ) نموده که ضمیمه پرونده میباشد در تاریخ 1391/03/26 دادگاه کیفری یک استان مازندران در وقت مقرر تشکیل جلسه داده و پرونده را تحت نظر قرار داده. نماینده محترم دادستان آقای م. علی داودی و شاکی الف. عبادی قاجاری فرزند م. با وکالت آقای م. ملائی برنتی متهمین آقایان 1 - الف. افصح وکیلی فرزند ب. با وکالت د. ر. و ولی قهری متهم ب. افصح وکیلی فرزند م. 2 - الف.م. م. فرزند ق. با وکالت س.ب. فاضلی آبلویی حضور دارند لایحه ای از ناحیه طرفین واصل شده است در ادامه جلسه در اجرای ماده 359 قانون از نماینده محترم دادستان دعوت میشود در خصوص موضوع شکایت شاکی و اتهام انتسابی به متهمین و موضوع کیفرخواست اگر توضیحی دارید بیان فرمائید. ج - در خصوص اتهام آقایان 1 - الف. افصح وکیلی 2 - الف.م. م. دایر بر نسبت به متهم ردیف اول: ارتکاب لواط به عنف و اکراه و ایراد ضرب عمدی فاقد آثار و مشارکت در آدم ربائی نسبت به متهم ردیف دوم: دایر بر ارتکاب لواط به عنف و اکراه و مشارکت در آدم ربایی. موضوع شکایت آقای الف. عبادی قاجاری با توجه به محتویات پرونده، گزارش مرجع انتظامی، تحقیقات مقدماتی انجام شده در دادسرا و دادگاه محترم و گواهی پزشکی قانونی در خصوص پارگی مقعد شاکی و اظهارات و اقاریر متهمان در مرجع انتظامی و در شعبه بازپرسی کیفرخواست صادره لذا بزه های انتسابی به متهمان محرز و مسلم است در راستای حفظ نظم تقاضای مجازات قانونی متهمان را دارم در ادامه جلسه خطاب وکیل شاکی مشروح شکایت موکلتان آقای الف. عبادی قاجاری فرزند م. را بیان نمائید. در پاسخ اظهار مینماید ج - پیرو کیفرخواست دادستان محترم و پیرو شکایت موکل باستحضار می رساند موکل آقای الف. عبادی قاجاری از خانواده فرهنگی محصل دوره پیش دانشگاهی در تاریخ وقوع حین مراجعت از کتابخانه عمومی در خیابان با متهمین پرونده مواجه که سوار بر موتور تندرو که پس از چند بار دور زدن نزد وی حاضر و پس از مذاکرات با وجود اعلام قصد خود مبنی بر رفتن به منزل وی را با اصرار موکله و با سوءاستفاده از سابقه آشنائی و سادگی سوار بر ترک موتور کرده پس از حرکت سریع داخل باغ برده درصدد اجرای برنامه های خود برآمده که ظاهرا حین عملیات با ورود خانمی به داخل کوچه موفق نشده وی را سوار بر موتور به سمت پل نموده و در داخل باغ و به زور و عنف و با زدن سیلی مورد عمل لواط قرار داده و از دهان نیز آلت استعمال کرده و باز به این مقدار به سنده نکرده وی را مجددا سوار بر موتور به داخل شهر کوچه قلیج برده همان اعمال زشت را مرتکب شده اند نظر به گزارش نیروی انتظامی - اقرار - نظریه پزشکی قانونی و سایر دلایل و قرائن ادله اثباتی موکل است... توجه دادگاه محترم به لایحه معطوف می دارم دادگاه خطاب به متهم آقای الف. افصح حسب مجموع محتویات پرونده گزارش اولیه اداره مبارزه با جرائم جنائی پلیس آگهی استان و شرح شکایت و اعلام جرم آقای الف. عبادی قاجاری با وکالت آقای م. ملائی، قرار مجرمیت و کیفرخواست صادره از دادسرای ساری، پزشکی قانونی در صفحه 59 از اوراق پرونده و اعترافات اولیه شما در مراجع انتظامی و بازپرسی اتهامتان دایر بر مشارکت در آدم ربایی و ایراد ضرب عمدی بدون آثار و ارتکاب عمل لواط به عنف و اکراه نسبت به آقای الف. عبادی قرائت و تفهیم دفاعتان چیست ؟ جواب اتهام را قبول ندارم اصلا این شکایت درست نیست من به اتفاق امیر م. با موتورسیکلت من به رانندگی من و ترک نشین امیر م. در جنب استانداری شاکی آقای الف. عبادی را دیدیم سوت زد ما برگشتیم گفت از کتابخانه آمدم خسته می باشم از ما تقاضا کرد که با هم دور بزنیم ما نیز او را سوار کردیم به عنوان ترک دوم سوار موتورمان شد و یک مسیر فرهنگ رفتیم و بعد وی را پیاده کردیم گفت همین جا پیاده می شوم و ما نیز آنجا پیاده اش کردیم ساعتش را دقیقا متوجه نشده ام چند بوده است بعد امیر م. نیز آنجا پیاده شد سمت میدان ساعت. در ادامه خطاب به شاکی در خصوص دفاعیات متهم در خصوص نحوه سوار شدن به موتورسیکلت چه می گوئید ؟ ج - من در کلیه زمانی که سوار موتورسیکلت بوده ام در وسط نشسته بودم و حرفهای آقای الف. در خصوص نحوه سوار شدن را به هیچ وجه قبول ندارم در ادامه خطاب به متهم الف. افصح وکیل در خصوص اعترافات و اقاریر اولیه خود در مرجع انتظامی و شعبه اول بازپرسی چه می گوئید ؟ج - در پلیس آگاهی چون اولین بار رفته بودم و ما را زده بودند از ترس آن حرفها را زده بودیم و در مرحله بازپرسی نیز بازپرس همین اظهارات مرا در مرجع انتظامی خواند و گفت قبول دارید من هم چون در وضعیت روحی و روانی خوبی نبودم گفتم بله ولی الان قبول ندارم س - پس اگر چنین چیزی نبوده چرا شاکی آمده و چنین ادعایی علیه شما مطرح کرده است مگر با شما مشکل و اختلافی داشته است که بخواهد این چیزها را بگوید ؟ ج - نمی دانم با من هیچ گونه مشکل و اختلافی نداشته است س - عین نظریه پزشکی قانونی قرائت در این خصوص چه می گویید ؟ ج - اگر ما چنین کاری کرده بودیم دیگر لزومی نداشته که قبول کنیم برویم آزمایش بدهیم در ادامه خطاب متهم پس از تفهیم اتهام مجدد آخرین دفاعتان چیست ؟ جواب اتهام را قبول ندارم من مرتکب هیچ کاری نشده ام و اتهامات را نمی پذیرم در ادامه جلسه وکیل مدافع متهم از موکلش به مضمون فوق دفاع کرد سپس از متهم الف.م. م. خطاب به وی حسب مجموع محتویات پرونده گزارش اولیه اداره مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی استان، شرح شکایت و اعلام جرم آقای الف. عبادی، قرار مجرمیت و کیفرخواست صادره از شعبه اول بازپرسی دادسرای ساری، پزشکی قانونی و اعترافات اولیه شما در مرجع انتظامی و شعبه اول بازپرسی اتهامات دایر بر مشارکت در آدم ربائی و ارتکاب عمل لواط به عنف و اکراه نسبت به آقای الف. عبادی قرائت و تفهیم دفاعتان چیست در پاسخ اظهار مینماید که، اتهام را قبول ندارم حرفها اولیه خودم را نیز در آگاهی پس می گیرم چون در اثر تهدید و فشار و کتکاری از من اعتراف گرفته بودند و گفتن هرچه ما می گوئیم باید قبول کنی و چون من اولین بار بود پایم به آنجا کشیده شده بود مجبور به اعتراف شده بودم و در آخرین دفاع نیز اظهار میدارد اتهامات را قبول ندارم وکیل مدافع متهم نیز مطالبی مشابه مطالب متهم در دفاع از موکلش بیان کرده است در ادامه جلسه خطاب به ولی قهری متهم الف. افصح آقای ب. افصح در خصوص موضوع و اتهام منتسب به فرزندتان توضیحی دارید ؟ اظهار داشت که حرفی ندارم دفاعیات خود پسرم و نیز وکیل مدافع نامبرده هر چه هست قبول دارم در پایان دادگاه با اعلام ختم جلسه و مشاوره اعضاء دادگاه به شرح آتی مبادرت به صدور دادنامه شماره --- مورخ 95/4/3 نموده است: رای شعبه در خصوص شکایت آقای الف. عبادی قاجاری فرزند م. علیه 1 - الف. افصح وکیلی فرزند ب. 2 - الف.م. م. فرزند ق. دایر بر مشارکت در آدم ربایی و ارتکاب عمل لواط به عنف و اکراه به شرح منعکس در پرونده دادگاه با بررسی جمیع اوراق و محتویات پرونده... و اینکه از سوی شاکی دلیل مشبه ای در جهت اثبات موضوع شکایت و ادعای آدم ربایی و لواط به عنف و اکراه ارائه نگردیده و دلیل مشبه ای که دلالت بر توجه اتهامات معنون به متهمین موصوف نماید موجود نمیباشد لهذا دادگاه به لحاظ عدم تکافوی ادله اثباتی در احراز وقوع بزه های معنون و با توجه به حاکمیت اصل برائت... حکم بر برائت نامبردگان از این اتهامات را صادر و اعلام مینماید لیکن با توجه به شکایت مطروحه و نحوه اظهارات بی شائبه مجنی علیه در جلسات دادگاه و در مراحل تحقیق و دادرسی پیرامون شکایت مطروحه و رفتار مجرمانه سرزده از ناحیه متهمین نسبت به خود گزارش اداره مبارزه با جرم جنایی پلیس آگاهی در خصوص موضوع، نظریه پزشکی قانونی، کیفرخواست صادره از دادسرای شهرستان ساری راجع به اتهام منتسب به متهم ردیف اول آقای ارسلان افصح وکیلی دایر بر ایراد ضرب عمدی فاقد آثار نسبت به آقای الف. عبادی و و و ارتکاب بزه ایراد ضرب عمدی فاقد آثار از ناحیه متهم الف. عبادی را محرز و مسلم تشخیص... متهم ردیف اول الف. افصح وکیلی را از بابت ارتکاب بزه ایراد ضرب عمدی فاقد آثار در اجرای بند ث از ماده 89 قانون فوق الذکر و اینکه سن این متهم در زمان ارتکاب بزه کمتر از 18 سال تمام شمسی بوده به پرداخت 1000/000 ریال جزای نقدی با احتساب ایام بازداشت قبلی و هر یک از متهمین موصوف (الف. افصح وکیلی و الف.م. م.) را از بابت بزه در حد تفخیذ به تحمل صد شربه شلاق حدی در محل اجرای شلاق دادگستری محکوم و اعلام مینماید پس از ابلاغ دادنامه به طرفین آقای م. ملائی برنتی وکیل دادگستری از طرف موکل خودش شاکی پرونده آقای الف. عبادی قاجاری طی لایحه ای که تقدیم کرده تقاضای فرجام خواهی و نقض دادنامه صادره را نموده است که جهت رسیدگی به تقاضای نامبرده پرونده به دیوان عالی کشور ارسال پس از ثبت در دبیرخانه پرونده به شعبه --- (این شعبه) ارجاع شده است. عمده مطلبی که وکیل متقاضی نوشته این است که اولا ماده 140 قانون مجازات اسلامی تکلیف مسئولیت کیفری به روشنی اعلام داشته است. ثانیا هر دو مرتکب در تمام مراحل تحقیقاتی از جمله نزد بازپرس صریحا به ارتکاب جرم، نحوه اقدام و دفعات آن در یک شب نسبت به موکل اقرار نموده، ثالثا ادعا مرتکبین مبنی بر وقوع اقرار آنها در نتیجه اجبار و کتک مامورین بوده... ادعای بدون دلیل است. و خلاصه اینکه جرم آدم ربائی به دلائل و جهاتی محرز بوده، حکم دادگاه از این حیث مخدوش و سزاوار نقض است لایحه وکیل فرجامخواه در هنگام شور قرائت میشود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای عباسعلی علیزاده عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای م. رضا وکیلیان دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر رد فرجام خواهی اقامه شده به لحاظ انطباق دادنامه فرجام خواسته با مقررات قانونی و مدارک و مستندات مضبوط در پرونده محاکماتی در خصوص دادنامه شماره --- فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
صرفنظر از اینکه براساس نص ماده 102 قانون آیین دادرسی کیفری تحقیق در جرائم منافی عنف در محدوده شکایت باید توسط مقام قضایی انجام گردد و مطابق ماده 306 این قانون نیز به این جرائم مستقیم در دادگاه رسیدگی میشود و لذا انجام تحقیقات و اخذ اظهارات از متهمین در این خصوص در مرجع انتظامی (اداره مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی) و دادسرای عمومی (بازپرسی) فاقد وجاهت قانونی و برخلاف مقررات اداری بوده و نمی تواند مورد استناد در رای صادره از طرف دادگاه به عنوان دلیل قرار گیرد و نظر به اینکه از طرف شاکی و وکیل وی دلیلی که مثبت وقوع بزه های آدم ربایی و لواط (ایقابی) به عنف و اکراه باشد ارائه و اقامه نشده و متهمین نیز در جلسات دادرسی در دادگاه منکر وقوع آن گردیده اند و اینکه قرائن و امارات علم آوری نیز که دلالت بر وقوع بزه های موصوف نماید وجود ندارد و گواهی پزشکی قانونی ارائه شده در مرجع انتظامی نیز مثبت وقوع بزه مذکور توسط متهمین ندانسته و نتیجه آزمایش DNA به عمل آمده از طرفین نیز دلالت بر نفی این موضوع (یافت نشدن DNA در نمونه سواپ) دارد و در این مرحله نیز ایراد موجه و مدللی که موجب نقض رای در قسمت مورد اعتراض گردد از طرف وکیل فرجام خواه به عمل نیامده و دلیلی ارائه نشده است و دادنامه صادره در این قسمت مطابق محتویات پرونده و موازین شرعی و قانونی صادر گردیده است لذا به استناد بند الف ماده 469 قانون فوق الاشعار رای صاره را مطابق قانون و ادله موجود در پرونده تشخیص و ابرام مینماید.
شعبه شانزدهم دیوان عالی کشور مستشار: عباسعلی علیزاده عضو معاون: سعید عالم