در این پرونده م. ف. ع. د. به وکالت از م. س. ت. در مورخه 98/9/19 با تقدیم دادخواست به خواسته طلاق به طرفیت س. م. ن. طرح دعوی نموده و اعلام کرده در مورخه 77/9/18 موکل با خوانده ازدواج نموده و 5 سال است.که زوجین جدا زندگی می کنند و سازش ایجاد نشده و موکل در عسر و حرج میباشد. باتوجه به صدور حکم تمکین زوجه اجازه ازدواج مجدد برای زوج در مورخه 95/10/13 صادر گردیده است. شعبه *در 98/10/8 تشکیل جلسه داده با حضور قاضی مشاور وکیل خواهان به مفاد دادخواست اشاره نموده و اینکه شرایط فعلی تالی فاسد دارد. زوج مهریه را پرداخت نکرده و اقرار از زوجه بر پرداخت گرفته است.و همین باعث اختلاف شده است. موکل مهریه نفقه نمی خواهد اجرت المثل و نحله هم نمی خواهد. شرط تنصیف را هم نمی خواهد. دادگاه قرار ارجاع به داوری و استماع شهادت شهود صادر نموده است. در جلسه مورخه 98/10/30 از شهود استماع شهادت شده است.1- م. ت. ا.: میدانم که زوج با صحنه سازی بدون دادن مهریه اعلام کرده پرداخت نموده و 5 سال است.که جدا هستند. 2- م. م.: اظهارات مشابه شاهد اول را بیان نموده است. داور زوجه نظر به عدم سازش داده است. لیکن داور زوج اعلام کرده زوجین قبول کردند. که سازش کنند. دادگاه در 98/12/11 تشکیل جلسه با حضور قاضی مشاور داده است. وکیل زوجه گفته اظهارات داور زوج مورد قبول نیست. و امکان توافق بر زندگی مشترک وجود ندارد. و موکل در عسر و حرج میباشد. 6 سال است.که جدا هستند لذا از باب عسر و حرج و کراهت ایشان تقاضای طلاق دارد. قاضی مشاور نظریه رد دعوی زوجه داده است.ص 40 دادگاه به موجب دادنامه شماره 1208 98/12/19 حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر نموده است. اقای م. ف. ع. د. به وکالت از زوجه نسبت به دادنامه اعتراض نموده است. شعبه *به موجب دادنامه شماره *99/12/5 دادنامه بدوی را تایید نموده است. اقای م. ف. ع. د. به وکالت از زوجه فرجامخواهی نموده که متن لایحه تقدیمی ایشان و پاسخ فرجامخوانده در زمان شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. م. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *99/12/5 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد.
فرجامخواهی اقای م. ف. ع. د. به وکالت از م. س. ت. نسبت به دادنامه شماره *مورخه 99/12/5 صادره از شعبه *که به موجب ان با تایید دادنامه بدوی حکم بر بطلان دعوی فرجامخواه از جهت درخواست صدور حکم طلاق صادر گردیده وارد و موجه میباشد. زیرا اولا مبنای اعلام عسر وحرج کراهت و تنفر زوجه نسبت به زوج اعلام شده و در جلسه اول دادگاه بدوی نیز به ان تاکید شده است. از طرفی کراهت امری درونی است.و نیاز به دلیل خارجی ندارد. و صرف اعلام ان کافی است.و این درخواست زوجه مورد توجه و رسیدگی قرار نگرفته است.مضافا به اینکه زوجه اعلام کرده تمامی حقوق خود را بذل می نماید. و چیزی نمی خواهد اگر چه در مورد پرداخت مهریه نیز اختلاف عمیق وجود دارد. لیکن کراهت خود میتواند از مصادیق بارز عسر و حرج باشد. ثانیا اینکه جدایی طولانی زوجین به مدت 6 سال خود دلیل بر کراهت زوجین است.و اینکه نمی توانند به زندگی مشترک ادامه دهند. و زوجه اصرار به همین موضوع دارد. و صرف اخذ حکم تمکین از ناحیه زوج موجبات صلح و سازش را فراهم نمی سازد. ثالثا اینکه نظریه داوری بر عدم سازش میباشد. و نظریه داور زوج نیز در جلسه دادرسی مورد انکار زوجه قرار گرفته است.و دادگاه در راستای ماده 27 قانون حمایت خانواده باتوجه به شرایط موجود در رد نظریه داوری و امکان سازش باتوجه به جدایی جسمانی طولانی و اعلام کراهت زوجه استدلالی ننموده است. لذا مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع میگردد. /ا400/4/16
شعبه *
رئیس شعبه: ج. ق. مستشار: س. م. ت.