تاریخ دادنامه قطعی: 1399/11/28
پیام: قتل عمد - فرجام خواهی نسبت به رای دادگاه کیفری که در مقام تایید قرار منع تعقیب دادسرا صادر شده است
خلاصه جریان پرونده:
بر اساس صورتجلسه مورخه 97/11/16 مامورین نیروی انتظامی شهرستان *یک فقره تیراندارزی منجر به فوت در *به وقوع پیوسته که بلافاصله گشت نیروی انتظامی به ادرس اعلامی عزیمت نموده و وارد خوابگاه هنرستان شده و به محل اتاق به نام گل ارکیده مراجعه و مشاهده گردید.دختر نوجوانی 17 ساله به نام ل. ا. د. فرزند س. ر. به صورت طاق باز روی تخت دراز کشیده واثار خونریزی بر روی سینه سمت راست وی مشهود میباشد. و عوامل اورژانس درحال مداوای وی بودند مشاهده گردید.بر روی سینه وی سوراخی کوچک که اثار سوختگی وجود دارد. اتاق های خوابگاه مورد بازرسی قرار گرفت وهیچگونه شیی مشکوکی مشاهده نشد خانم ها م. ا. م. ا. د. و ف. ز. همگی بیان داشتند اکثر بچه های خوابگاه در *مشغول تماشای فیلم تلویزیون بوده و حدود 25 دقیقه پس از تماشای فیلم خانم ف. ز. به اتاق بازگشته و اظهار می دارد. بنده به محض رسیدن به درب اتاق متوجه افتادن ل. بر روی تخت شدم و سینه وی خون الود گردید.شروع به فریاد کردن نمودم و سریعا به سراغ مسئول و سرپرست خوابگاه خانم نام ا. رفته و به ایشان اطلاع دادم که خانم نام ا. نیز بیان داشت بعد از اینکه ف. ز. موضوع را به بنده اطلاع داد بلافاصله در اتاق حاضر شدم و مشاهده کردم که ل. س. ا. د. روی تخت به صورت دراز کش خوابیده و از ناحیه سمت راست سینه زخمی شده بود بلافاصله با اورژانس تماس گرفتم و عوامل اورژانس در محل حاضر شده و ایشان را به درمانگاه انتقال دادند متهمه خانم ف. ز. در مرجع انتظامی اظهار داشت حدود ساعت 8 شب مورخه 97/1/16 بنده به اتفاق ف. مرحوم ل. ا. ا. د. و م. ا. ا. د. و م. ا. جهت صرف شام نزد یکدیگر داخل اتاقمان بودیم و بعد از صرف شام هرچهارنفرمان از اتاق خارج شدیم بنده و م. و م. ا. جهت تماشای فیلم رفتیم *و ل. ا. د. پای میز تنیس با دیگر بچه ها ماند حدود یکساعت *بودیم بعد خودم تنهایی امدم به سمت اتاق و تا درب را باز کردم دیدم ل. ا. روی تخت خودش افتاده است.و دیدم روی سینه اش خونی میباشد. داخل اتاق نشدم و سریع رفتم سمت سرپرستی و به خانم نام ا. اطلاع دادم ینده تا قبل از ان ملاقاتی با مرحومه نداشتم و هیچگونه بحثی با وی نداشتم. خانم م. ا. به عنوان گواه اظهار می دارد. حدود ساعت 8 شب مورخه 97/11/16 بنده در اتاق خواب نزد مرحومه ل. ا. ا. د. بودم و با همدیگر شام صرف نمودیم و بعد از خوردن شام جهت تماشای فیلم با ف. ز. و م. ا. ا. د. رفتم *و حدود 25 دقیقه بعد از تماشای فیلم امدم اتاق دیدم مرحومه ل. و ف. ز. نشستند و حرف می زدند و چیزی برداشتم و مجددا خودم تنهایی به بالا رفتم و مرحومه ل. با ف. ز. باهم در اتاق بودند حدود پنج دقیقه که نشسته بودم متوجه صدای جیغ شدیم گه امدیم پآیین و دیدم که ل. روی تخت خودش افتاده بود و چند نفر به اتفاق خانم نام اور دورش جمع شده بودند فقط یک ذره خون روی سینه اش دیدم و بعد اورژانس امد و ایشان را برد. ایشان (مرحومه) اختلافی با کسی نداشت و با هم خوب بودند. ورود و خروج به خوابگاه افراد بیگانه ساعت 10 شب درب سالن قفل میشود. و حتی خودمان هم حق تردد به بیرون نداریم. بر اساس صورت جلسه مورخه 97/11/17 با توجه به اظهارات ضد ونیقض دانش اموزان بالاخص هم اتاق وی به هویت خانم ف. ز. طی بازرسی بدنی که از وی انجام شد دو فشنگ اسلحه کلت از لباس زیر وی کشف شد که در همین راستا بازرسی و تفتیش به صورت دقیق تر نیزتوسط ماموری انجام که یک قبضه اسلحه کلت ساخت کشور چک داخل باغچه در ضلع شرقی *سار زیر خاشاک و برگهای خشک درختان ضمن اینکه گلنگدن عقب بوده و یک عدد پوکه دراسلحه گیر کرده بود و درون یک تکه پارچه کاموایی نارنجی رنگ و نایلون پیچیده شده بود در حضور بازپرس محترم و سایر مامورین کشف گردید.خانم م. ا. ا. د. خواهر متوفی در خصوص فوت خواهرش ل. اظهار داشت مشغول دیدن فیلم بودیم از بالا به پآیین امدم رفتم داخل اتاق س. اهرم تو بغل سرپرست بود همه جیغ می زدند. من دیگر از حال رفتم رابطه خواهرم با ف. ز. صمیمی بود. متهمه خانم ف. ز. در مورخه 97/11/17 در شعبه بازپرسی حاضر و اظهار داشت حدود ساعت 8 بود بچه ها شام گرفته بودند و سپس داخل اتاق هر چهار نفر شام خوردیم سپس من و م. ا. و م. ا. د. *رفتیم ل. (مرحومه) نیامد بعد از یک ساعت من تنهایی به اتاق برگشتم دیدم ل. روی تخت نشسته بود من هم روی تخت خودم رفتم و دفتر وی را برداشتم و به وی دادم گفت چه جوری بود گفتم بد نبود بعد روی تختم نشستیم زیارت عاشورا بخوانم چند لحظه گذشت دیدم ل. به سمت کمد خودش رفت گفتم میخواهی چکار کنی گفت میخواهم وسایل فردا را جمع کنم و کیفش را برداشت و به سمت تخت خود رفت چند لحظه بعد گفت نگاه نکن من هم گفتم شاید شوخی میکند هیچی به وی نگفتم مشغول خواندن زیارت عاشورا بودم بعد صدایی شنیدم اندازه صدای ترقه بود سرم را بالا گرفتم و به سمت تخت ل. نگاه کردم. به سمت وی رفتم هنوز نرسیده بودم که دیدم دستش با کلت روی سینه اش بود تا امدم دستش بزنم افتاد روی تخت و فقط گفت قایم کن کلت را برداشتم داخل پلاستیک و به طرف حیاط حرکت کردم و زیر درخت انار پنهان کردم و برگ درخت روی ان ریختم و به داخل امدم و به سر پرستی موضوع را گفتم خطاب به متهم: بر حسب اظهارات شفاهی و تحقیقات اولیه این موضوعات را کتمان کرده بودی علت ان را توضیح دهید. نامبرده اظهار داشت: من ترسیده بودم و در زمان شلیک گلوله اسلحه در دست من نبوده بلکه در دست ل. بود. عکس اسلحه را در گوشی وی دیده بودم چند بار گفته بود دلم می خواهد یک کلت داشته باشم. داخل سینه خودم بزنم. در مورخه 97/11/17 از صحنه وقوع جرم توسط تیم بررسی صحنه جرم پلیس اگاهی پزشک قانونی بازدید از مرحومه در درمانگاه صورت جلسه شد. سپس بازپرس دستور تکمیل تحقیقات را به پلیس اگاهی شهرستان صادر مینماید. متهمه خانم ف. ز. در دفاع از اتهام حمل یک قبضه سلاح کلت کمری اخفای ادله و نگهداری دو عدد فشنگ جنگی اظهار داشت قبول ندارم. من کلت را برداشتم داخل پلاستیک گذاشتم و بردم بیرون پشت محوطه خوابگاه در زیر درخت انار پنهان کردم و پنهان کردن این موضوع بخاطر اینکه ترسیده بودم من با متوفی دوست صمیمی بودم. قبلا به من گفته بود دوست ندارم. بیست سالم بشود. یک روز ل. می گفت که اگر برادرم نگذارد بروم فوتبالیست شوم خودم را می کشم ل. نقاش خوبی بود. یک نقاشی وی نشان دهنده حلق اویزی یک پسر است. به من گفت کلت می خواهم خانم ع. را بکشم. اگر او را نکشم خودم را می کشم می گفت که کلت را به کمرم می بستم و می رفتم داخل اتاق سرپرستی که خانم ع. یک حرفی بزند او را با کلت بزند و سپس برای متهمه قرار وثیقه صادر میگردد. اقای م. ع. ق. وکالت اولیای دم اقای ر. ا. د. و خانم گ. ح. پدر و مادر مرحومه بر عهده میگیرد. اقای س. ر. ا. د. و خانم گ. ح. پدر و مادر مرحومه اظهار داشتند از خانم ف. ز. بخاطر قتل دخترمان شکایت داریم. زیرا ف. ز. با دخترمان اختلاف و درگیری داشت درمورخه 97/11/18 ف. ز. مجددا مطالب قبل خود راتکرار مینماید. و در ادامه که چرا اسلحه را مخفی کردی اظهار داشت دستپاچه شدم و اسلحه را مخفی کردم من قبلا اسلحه ای در دست وی ندیده بودم. اقای عبد الرحیم ر. وکیل خانم ف. ز. معرفی میشود. نظریه کارشناس اسلحه در تاریخ 97/11/20 اخذ و چنین نظر داده است. متوفیه ل. ا. د. در اثرتیراندازی به وسیله یک قبضه اسلحه کمری وزرو با کالیبر 7/65 میلیمتر خود را از ناحیه سمت راست قفسه سینه و از فاصله کاملا نزدیک (چسبیده و از روی لباس) مورد اصابت و شلیک یک عدد گلوله مستقیم قرار داده و مباردت به خودزنی نموده است. سمت و سوی شلیک از راست به چپ و جلو به عقب به صورت مورب و با کمی انحراف دست بال میباشد. با توجه به اینکه محل اصابت گلوله بر روی بدن متوفیه از جمله مواضع خودکشی (نظیر قلب، زیر چانه و …) نمیباشد. احتمال وقوع تیراندازی در اثر بی احتیاطی و یا سهل انگاری محتمل و متصور میباشد. خانم ت. نام ا. ق. واز به عنوان مطلع اظهار داشت فیما بین مرحومه و خانم ف. ز. هچگونه اختلافی وجود نداشت بلکه ان ها با هم صمیمی بودند. درگیری بین ان ها وجود نداشت با هم خیلی خوب بودند ف. دختری ارام و ساکت و مقید به نماز سر وقت میباشد. هیچ تعهدی از اینکه خانم ف. ز. متعهد به عدم درگیری با مرحومه باشد. وجود ندارد. طبق گزارش کالبدگشایی از جسد سوراخ در ناحیه بالا و سمت راست قفسه سینه به ابعاد بیضی شکل همراه با لبه سوختگی به صورت غالب در سمت چپ ضایعه مشهود میباشد. شکستگی ترقوه طرف راست در ناحیه نزدیک به جناغ قفسه سینه ملموس میباشد. جسم پرتابی فلزی از کناره خارجی طرف راست قفسه سینه وارد و پس از عبور از زیر پوست طرف راست قفسه سینه از ناحیه بین ترقوه راست و جناغ سینه وارد قفسه سینه شده و پس از پاره کردن ریه طرف چپ و رگهای بزرگ قلب از سمت چپ قفسه سینه در ناحیه دنده چهارم (دنده چهارم از ناحیه پشتی خلفی شکسته است.و از ناحیه خلف دنده چهارم وارد عضلات کمر شده و پشت دنده دوم طرف چپ قفسه سینه در ناحیه خلف کتف متوقف شده است. ضمنا کتف طرف چپ دارای یک شکستگی خطی به صورت عمودی میباشد. پزشک قانونی طی نامه ای علت فوت تامه را برخورد جسم پرتابی فلزی به قفسه سینه اعلام مینماید. در مورخه 98/2/25 متهمه خانم ف. ز. در اخرین دفاع از اتهام حمل یک قبضه سلاح کلت کمری بدون مجوز و اخفای ادله و نگهداری دو عدد گلوله جنگی اظهار می دارد.: قبول دارم. من سنم کم است.ترسیدم اولین بارم بود جسد دیدم هیچ وقت با این صحنه ها مواجه نشده بودم ترسیده بودم شوکه شده بودم نمی دانستم چکار کنم لحظه شلیک را دیدم متوجه نشدم وقتی صدا شنیدم حرکت کردم به سمت ل. دیدم روی پیراهن او خونی است. گفتم ل. چه کار کردی یکباره روی تخت افتاد و گفت قایم کن (پنهان) من هم کلت را برداشتم و گذاشتم لای چیزی و داخل حیاط زیر رخت گذاشتم سپس به سرپرست گفتم با سرپرست رفتیم بالا ی سر ل. فکر کنم سرپرست صدای شلیک را شنیده باشد. وقتی که داخل اتاق رفتیم سرپرست جیغ زد یک قوطی زرد رنگ زیر تخت افتاده بود. سریع برداشتم داخل لباسم گذاشتم تصاویر در گوشی ل. بود که با کلت کمری عکسبردای شده خانواده مرحومه بخاطر ابروی خودشان به من گیر داده اند و می خواهند ابروی مرا ببرند وکیل متهمه اظهار داشت دفاعیات به شرح لایحه تقدیمی است. موکل اعلام می دارد. با توجه به تفهیم اتهام حمل و نگهداری سلاح غیر مجاز باید گفت حمل این اسلحه در ان هنگام کاملا غیر عادی و ارادی بوده است.و نوع واکنش ابرازی توسط موکل کاملا غیر قابل پیش بینی بوده است. با توجه به ترس و وحشت شدید در ان لحظه به موکل چیره گشته بوده است.تصمیم گیری در ان لحظه با توجه به رابطه دوستیو صمیمیت قبلی با مرحومه تنها با هدف کمک به دوست خود اقدام به مخفی کردن سلاح نموده است.چرا که اصلا به مرگ دوست خود نمی اندیشیده است.لذا نظر به نبود قصد انجام و قصد نتیجه عمل ارتکابی با توجه به تحت فشار روحی بودن موکل به لحاظ فقد ادله کافی تقاضای صدور قرار منع پیگرد را دارم. سپس بازپرس محترم در مورخه 98/3/2 مبادرت به صدور قرار نهایی به شماره *مینماید. در خصوص اتهام خانم ف. ز. مبنی بر قتل عمدی مرحومه ل. ا. د. قرار منع تعقیب صادر شده و در خصوص اتهام دیگر وی مبنی بر حمل یک قبضه کلت کمری و نگهداری دو عدد فشنگ بدون مجوز و اخفای ادله جرم قرار جلب به دادرسی صادر شده و در خصوص اتهام مرحومه ل. ا. د. مبنی بر حمل و نگهداری سلاح کلت کمری و فشنگ جنگی به لحاظ فوت قرار موقوفی تعقیب صادر شده است. قرار نهایی به تایید دادستان محترم رسیده است.وکیل اولیای دم به قرار بازپرسی معترض گردیده و پرونده جهت رسیدگی به اعتراض به شعبه *ارجاع میگردد. در تاریخ 98/5/13 دادگاه مذکور پرونده را به لحاظ اینکه اعتراض از ناحیه وکیل اولیای دم ضمیمه پرونده نشده و مشاهده نمی گردد. پرونده به شعبه بازپرسی اعاده مینماید. پرونده پس از رفع نقص از ناحیه بازپرسی مجددا به دادگاه ارسال مینماید. در تاریخ 98/6/21 شعبه *وکیل اولیای دم معرفی میشود. در مورخه 98/8/14 هییت کارشناسی مرکب از سه نفر از کارشناسان رسمی دادگستری نظریه خود را از احتمال خودزنی (خودکشی) بیشتر از دیگر زنی (قتل) اعلام نموده است. و در مورخه 98/7/7 از خانم ب. چ. ا. مدیر وقت *به عنوان مطلع تحقیق نامبرده اظهار داشت خانم ف. ز. در زمان مدیریت اینجانب دانش اموز هنرستان نبوده و بنده هیچ اطلاعی از سوابق دانش اموزی ایشان ندارم. مرکز پزشکی قانونی شهرستان *در پاسخ استعلام از وی اعلام مینماید. در خصوص مرحومه ل. ا. ا. د. موارد زیر به اطلاع می رساند. 1 - جراحت شانه راست (در حد دامیه) مشهود بوده است. 2 - کبودی زیر لاله گوش راست جسد مشهود بوده است. ضایعات فوق با اصابت گلوله ایجاد نشده است. به لحاظ زمان بندی هم زمان با فوت نامبرده ایجاد شده است.و هیچکدام قدیمی نمیباشد. در مورخه 98/9/17 پرونده پس از رفع نقص به دادگاه ارسال میگردد. در مورخه 98/10/4 دادگاه در وقت فوق العاده مجددا مواردی را جهت تکمیل تحقیقات اعلام و پرونده را به شعبه *اقدام مینماید. متهمه خانم ف. ز. در مورخه 99/2/17 در شعبه *دیم ساعت حدود ساعت هشت بود بعد از خوردن شام از اتاق بیرون رفتیم من و م. ومرض. برای دیدن فیلم گرگ وحشی به بالا رفتیم ولی ل. پآیین بود به بالا نیامد چند تا از بچه های دیگر هم بودند بعد که فیلم تمام شد خواهر ل. ومرض. ماندند من به پآیین امدم داخل اتاق که رفتم دیدم ل. داخل اتاق روی تختش نشسته بود به من یک دفتر داده بود که ان را بخوانم حدود پنج تا شش صفحه از ان را خوانده بودم که دفتر را به وی دادم من به تختم برگشتم زیارت عاشورا می خواندم دیدم ل. به سمت کمد رفت گفتم می خواهی چکار کنی گفت می خواهم وسایلم را جمع کنم بعد از دو الی سه دقیقه به سمت تخت خود رفت به من گفت نگاه نکن فکر کردم می خواهد لباسش را عوض کند من نگاه نکردم خیلی طول نکشید یک صدا شنیدم در حد صدای ترقه حتی کمتر نگاه کردم حرکت کردم به طرف ل. رفتم گفتم که چه صدایی بود دیدم روی پیراهن ل. یک کم خونی بود گفتم این چه کاری که کردی ل. بر روی تخت افتاد صدایش و نفسش گرفته بود گفت قایم کن گفتم چی را قایم کنم جواب نداد وقتی نگاه کردم پتو را تکان دادم دیدم سلاح او افتاده پآیین تخت شوکه شده بودم نمی دانستم چه کار کنم کلت را برداشتم یک نایلون بود برداشتم سلاح را داخل ان گذاشتم حرکت کردم طرف حیاط و بعد زیر درخت انار مخفی کردم. بعد به سمت اتاق سرپرست به خانم نام اور قضیه را گفتم ایشان به سرعت حرکت کرد و وارد اتاق ل. شد و شروع به سرو صدا کرد که همه بچه ها امدند یک قوطی زیر تخت او دیدم نمی دانستم داخل ان فشنگ است.چون هل شده بودم انرا برداشتم و داخل لباسم گذاشتم علت مخفی کردن فشنگ ها بخاطر اینکه ترسیده بودم و در خصوص جراحت شانه راست مرحومه نباید لباس مرحومه را بیرون می اوردم ببینم کجایش زخمی شده است. علت ان را نمی دانم جراحت روی شانه من چیزی ندیده بودم وکیل متهمه دفاعیات خود را مطرح مینماید. سپس بازپرس در مورخه 99/2/21 پرونده را از امار شعبه کسر و دستور ارسال ان به دادگاه را صادر مینماید. النهایه دادگاه در مورخه 99/3/11 با اعلام ختم رسیدگی مبادرت به صدور رای به شماره *مورخه 99/3/12 مینماید. و بر اساس دادنامه صادره قرار منع تعقیب شماره*صادره از شعبه *مورد تایید قرار میگیرد. رای صادره ابلاغ و اقای م. ع. ق. وکیل اولیای دم در فرجه قانونی تقاضای فرجام خواهی از رای اصداری مینماید. پرونده جهت رسیدگی به دیوان عالی کشور ارسال میگردد.که پس از ثبت در دفاتر دیوان به این شعبه ارجاع میشود.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل میگردد. پس از قرائت گزارش اقای م. ب. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای ح. ر. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر: تقاضای تصمیم شایسته وفق موازین شرعی وقانونی دارم. در خصوص دادنامه شماره */ 3/12 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای
فرجام خواهی اقای م. ع. ق. به وکالت از اولیای دم خانم گ. ح. و س. ر. ا. د. نسبت به دادنامه شماره */ 3/12 صادره از شعبه *که به موجب ان قرار منع تعقیب شماره *صادره از شعبه *مورد تایید قرار گرفته است.وارد و موجه نبوده و با جهات و مقررات فرجام خواهی مطابقت ندارد. با توجه به محتویات پرونده و کیفیات منعکس در ان رای صادر شده بر اساس مندرجات پرونده و بر طبق موازین قانونی صادر شده است.و از جهات مبانی استنباط و رعایت اصول و قواعد دادرسی و ترتیبات رسیدگی فاقد اشکال بوده و مغایرتی با قانون ندارد. و ازجانب فرجام خواه اعتراض موثر و ایراد موجه و مستدلی که موجبات نقض رای معترض عنه و رسیدگی مجدد را فراهم نماید. اقامه نشده است. علیهذا ضمن رد اعتراض فرجام خواه رای فرجام خواسته مستندا به شق الف ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری عینا ابرام میگردد.
عضو معاون: ن. ا. ح. عضو معاون: م. ب.