تاریخ دادنامه قطعی: 1394/08/27
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: صرف مفارقت وجدائی زوجین بدون آنکه علت آن منتسب به زوج باشد، دلیل موجهی برای تقاضای طلاق از ناحیه زوجه نبوده و نمی تواند موجب الزام زوج به طلاق شود.
خانم ز. غ. در تاریخ 93/9/2 دادخواستی به خواسته تقاضای رسیدگی والزام زوج به طلاق به علت ترک انفاق، نداشتن تامین جانی، اعتیاد به مواد مخدر، فحاشی، تهدید، کتک کاری به طرفیت شوهرش آقای غ. ز.الف.پ.ب. تقدیم محاکم عمومی خ. رشت نموده، جهت رسیدگی به شعبه دهم دادگاه عمومی (حقوقی) ارجاع شده است در توضیح دعوی بیان داشته برابر رونوشت سند ازدواج که ضمیمه است اینجانب در تاریخ 86/1/11 در دفترخانه رسمی... رشت با خوانده دعوی ازدواج نموده حاصل زندگی مشترک یک فرزند پسرهفت ساله میباشد چون شوهرم خرجی نمی دهد و مدت سه سال است جدا از هم زندگی می کنیم. در این مدت اصلا خرجی نداده، بنده را تهدید می کند، فحاشی مینماید، تامین جانی ندارم، جانم به لب رسیده است و از دست وی خسته شده ام از محضر دادگاه تقاضای صدور حکم طلاق دارم، وقت دادرسی تعیین شده است، طرفین دعوت شده اند، در وقت رسیدگی 93/10/3 حاضر شده اند، خواهان اظهار داشته است عرایض به شرح دادخواست تقدیمی است از دست شوهرم تامین جانی ندارم، متاسفانه دلیلی براینکه ثابت کنم در عسروحرج هستم ندارم. خوانده اظهار داشته دفاعیاتم به شرح لایحه تقدیمی است. خوانده لایحه ای ارسال و با ضمیمه نمودن آراء سابق دادنامه شماره --- - 92/11/9 شعبه --- دادگاه عمومی رشت، دادنامه شماره --- - 93/3/31 شعبه --- تجدیدنظر استان گیلان و دادنامه شماره --- - 93/5/28 این شعبه در مقام رد اعتراض فرجام خواهی که متضمن حکم به رد دعوی خواهان به خواسته طلاق به علت عسروحرج میباشد. بیان داشته که دعوی کنونی در واقع تکرار دعوی سابق است که به علت فقد دلیل و شرایط طلاق مردود اعلام شده و لذا رد دعوی اخیر را خواستار گردیده است. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر مینماید. زوجین داوران خود را معرفی نموده اند، داور زوجه اعلام داشته که در سال 86 با خوانده ازدواج نموده مدت سه سال است جدا زندگی می کنند. و زوج زندگی را ترک نموده است. به خانه همسرش نمی آید. اینجانبه با زوج صحبت کرده و قابل پند و اندرز نمیباشد. از طرفی چون زوجه سالهاست از دست شوهرش به ستوه آمده حاضر به زندگی نمیباشد و تنها راه چاره طلاق است. داور زوج اعلام داشته که زوج همسر خود را دوست دارد و به هیچ عنوان حاضر به طلاق نمیباشد و می خواهد ادامه زندگی بدهد و هیچ مشکلی ندارد و تقاضای طلاق خواهان قبلا رد شده است. سپس دادگاه با ختم رسیدگی به شرح دادنامه شماره --- - 93/10/10 مقدمتا با ذکر اظهارات و مطالب اظهاری طرفین با این استدلال... نظر به اینکه به موجب صورتجلسه مورخ 92/10/3 خواهان اذعان نموده که دلیلی دال براثبات وی باشد نداشته (ظاهرا کلمه ادعا از قلم افتاده است عضو ممیز) و نظر به اینکه حق طلاق به موجب ماده 1133 قانون مدنی با شوهر است و قاعده فقهی «الطلاق بید من اخذ بالساق»; نیز موید همین مطلب بوده لذا به جهات معنون دادگاه دعوی خواهان را وارد ندانسته مستند به ملاک ماده 197 قانون آیین دادرسی...حکم به رد دعوی خواهان صادر مینماید. با اعتراض تجدیدنظرخواهی خواهان شعبه --- تجدیدنظر استان گیلان حسب الارجاع عهده دار رسیدگی شده است. با تعیین وقت رسیدگی طرفین را دعوت نموده است. در وقت مقرر 94/3/18 طرفین حضور یافته اند. ابتدا زوجه بیان نموده به اعتراض تجدیدنظرخواهی خود باقی هستم اگر تجدیدنظرخوانده تعهد کتبی بدهد تا با من خوش رفتاری نماید و خرج من و فرزند مشترک را تامین نماید. حاضرم به سرزندگی خود برگردم در غیراین صورت تقاضای طلاق دارم. تجدیدنظرخوانده بیان داشته من تعهد نمی سپارم ایشان بیاید سرزندگی خود من تاکنون بی حرمتی به وی نکرده ام. ایشان چهارسال است زندگیش را ترک نموده و نزد مادرش زندگی می کند و من مهریه وی را دارم به صورت اقساط می پردازم و خرج و نفقه فرزند را ماهانه مبلغ یکصدوپنجاه هزارتومان پرداخت می کنم استدعای تایید دادنامه بدوی دارم. سپس دادگاه با ختم رسیدگی به شرح دادنامه شماره --- - 94/3/19 با رد اعتراض و عدم ارائه دلیل عسروحرج رای بدوی را تایید مینماید. با اعتراض فرجام خواهی خواهان (زوجه) پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است. فرجام خواه در دادخواست و لایحه فرجامی بیان داشته حاضرم بخشی از مهریه خود را بذل نمایم مدت 5 سال است جدا زندگی می کنم و با مادرم که فردی پیر و از کارافتاده است زندگی می کنم. تقاضای راهکاری جهت خلاصی از این وضعیت دارم، مشروح لایحه هنگام شور قرائت میگردد.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای عنایت حیاتی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد:
اعتراض فرجام خواهی خانم ز. غ. نسبت به دادنامه شماره --- - 94/3/19 صادره از شعبه --- تجدیدنظر استان گیلان وارد نیست. زیرا در پرونده امر همانگونه که محاکم استنباط و استدلال نمودهاند دلیلی موجب عسروحرج ناشی از فعل و رفتار زوج ارائه نشده است. و صرف مفارقت وجدائی زوجین بدون آنکه علت آن منتسب به زوج باشد نمی تواند موجبی جهت الزام زوج به طلاق گردد. بنا علیهذا با اعلام اینکه رای صادره با محتویات پرونده و ادله آن و موازین شرعی و قانونی منطبق میباشد. مستند به مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی تایید وابرام میشود. دفتر پرونده به مرجع مربوطه اعاده گردد./م
شعبه اول دیوان عالی کشور - مستشار و عضو معاون
حمیدرضا موحدی - عنایت حیاتی